سرنوشت عراق پس از آمريکا

پايگاه نيويورکتايمز 1 ژانويه 2012 (11 دي) در مقالهاي به اوضاع داخلي عراق پس از خروج آمريکا پرداخت و نوشت: در حال حاضر، اوضاع عراق با سال 2003 تفاوت چشمگيري دارد. مقولههايي مانند جنگ عليه تروريسم و دموکراسيسازي آنچنان در کانون توجه قرار ندارند. فضاي ژئوپليتيکي که آمريکا براي عراق باقي گذاشته است، با پنچ چالش جدي روبهروست. نخست؛ عراق محور رويارويي ايران و آمريکا شده است و تنها جايي است که ارتش آمريکا با شبهنظاميان مورد حمايت ايران بهطور مستقيم درگير شده است. دوم؛ اين کشور در ميانه کشمکش ايران و عربستان سعودي براي برتريطلبي منطقهاي قرار دارد. پادشاهي عربستان سعودي مخالف دولت کنوني ايران است؛ اما لزوماً به معناي مخالف بنيادين آن با نظام ايران نيست. سوم؛ ترکيه خود را در خاورميانه بازتعريف کرده است که راهبردي دوگانه دارد: يکي مقابله با ايران و ديگري ارتقاي نسخه اسلامگرايي مدرن خود در منطقه. در اين وضعيت، عراق بار ديگر محور است. ترکيه حامي ائتلاف بزرگ پارلماني سنيها موسوم به العراقيه و بزرگترين منبع سرمايهگذاري در کردستان عراق بهشمار ميرود. ترکيه اساساً در امور حکومت اقليم کردستان دخيل است که دليل آن، کنترل جنبش جداييطلب کردي در کشور خود است.
در ادامه مقاله آمده است: دو چالش جدي ديگر پيش روي فضاي ژئوپليتيک عراق پس از خروج آمريکا قرار دارد. چهارمين چالش اين است که کردستان عراق در حال شکوفايي است و به احتمال بسيار، به سوي شکلي از خودمختاري دوفاکتو پيش ميرود که اکنون نيز تقريباً از آن بهره ميبرد. موفقيت حکومت اقليم کردستان در تأمين امنيت و خدمات بر درخواستهاي مربوط به تشکيل مناطق خودمختار در سراسر عراق افزوده است که چالشي جدي براي کشوري مانند عراق است که به لحاظ تاريخي داراي نظام حکومتي متمرکز بوده است. چالش پنجم اينکه فضاي کنوني منطقه با شکافهاي فرقهاي روبهروست. کشمکش شيعه و سني به بروز جنگ داخلي در عراق در سالهاي 2005 تا 2007 انجاميد. در حال حاضر، بروز مجدد اين فاجعه کاملاً محتمل است. رسانههاي خبري بهخصوص شبکههاي ماهوارهاي عربزبان پر از احساسات فرقهاي تهاجمي بهويژه از سوي وهابيهاست و فضاي بحراني در آنها مشهود است.
در پايان مقاله آمده است: عراق در صورتي که بدون کنترل به مسير خود ادامه دهد، کانون بحران منطقهاي خواهد بود که در نتيجه بر بهاي نفت نيز بهطور جدي افزوده خواهد شد. در جنگ سرد ايران و آمريکا، عراق بايد در برابر کشيده شدن به کانون درگيري مقاومت کند.
تحليل: بهنظر ميرسد نويسنده بيش از اينکه نگران مسائلي باشد که به آنها پرداخته، درصدد است به ارزش دروغين حضور آمريکا در عراق بپردازد و شکست کامل آمريکا را در تهاجم به عراق که اين روزها و پس از خروج سرافکنده نظاميان آمريکا از عراق آشکار نشده، بپوشاند