خبرنامه دانشجویان:نظر مشایی درباره کوروش
نظر مشایی درباره کوروش


«علی اکبر صالحی» وزیر خارجه ایران با همتای ترکیاش «احمد داوود اوغلو» تماسی تلفنی داشته که طی آن یک درگیری لفظی میان دو طرف به وجود آمده است.

استکبار جهانی و ارتجاع عرب از ابتدای بحران سوریه آگاه بودند که باتوجه به پایگاه اجتماعی حکومت سوریه و خالی بودن اذهان جهانی از مسائل سوریه، بهآسانی قادر نیستند توطئه علیه سوریه را کارآمدانه به اجرا گذارند؛ از اینرو برای تبدیل این نقطه ضعف بزرگ به نقطه قوت، همه توان تبلیغاتیشان را با تزویر تمام به کار گرفتند تا این دو عرصه تعیینکننده را فتح کنند؛ بهموازات این تهاجم تبلیغاتی هم بسیاری از کشورهای وابسته و خنثی را با خود همراه کردند تا شعار «جامعه جهانی» مخالف عملکرد حکومت سوریه است(!) معنا پیدا کند و بستری شود برای فشار بیشتر بر حکومت سوریه و موجه نشان دادن تهاجم تروریستها و جنایتهایی که میآفرینند. فقدان حرکت منسجم کشورهایی که ادعای استکبار جهانی و ارتجاع عرب درباره سوریه را قبول نداشتند، موجب ترکتازی آنها در صحنه سیاست بینالمللی شد. برگزاری «نشست مشورتی تهران درباره سوریه» اقدامی برای منسجم و هماهنگ کردن دیدگاه کشورهایی بود که ادعاهای استکبار جهانی و ارتجاع عرب را قبول ندارند و آن را مزورانه و توطئه میدانند و نیز حرکتی بود در راستای نشان دادن صحنه دیگری از مواضع جهانی درباره سوریه که در نقطه مقابل ادعای استکبار جهانی و ارتجاع عرب است. با اینکه، مستکبران و مرتجعان، تمام امکاناتشان را بهکار گرفتند که کشورها در این نشست شرکت نکنند و تا حدی هم موفق شدند؛ اما برگزاری این نشست که بهتنهایی یک پیروزی محسوب میشود، دو دستاورد مهم داشت: 1- اجماع جهانی علیه سوریه یک دروغ بزرگ است که با هزینه سنگین و فریب افکار عمومی سر پا نگه داشته شده است. 2- تکرار چنین نشستهایی در سایر کشورها همانگونه که در این نشست قرار آن گذاشته شد، میتواند حقایق بیشتری از مسائل سوریه را برای مردم جهان آشکار کند.
در بیانیه پایانی و 9 بندی نشست، به نکات مهم و منطقی اشاره شده که بیانگر حسن نیت نشست است و در خنثی کردن تبلیغات دشمنان مردم سوریه تأثیر بسزایی خواهد داشت؛ از جمله اینکه: گفتوگوی ملی تنها راه برونرفت از بحران است که باید بدون مداخله خارجی انجام شود؛ برای برخورداری مردم سوریه از حقوق مشروع، باید به دولت سوریه فرصت لازم داده شود؛ گروه تماس برای پیگیری موازنه مطرح شده در نشست، تشکیل شود و...

جزئيات طرح انگليس براي بازسازي ساختار حاکميت عربستان به اين ترتيب است: 1- نظام عربستان به نظام پادشاهي مشروطه به همراه امتيازات مهمي براي پادشاه و وليعهد تبديل شود. 2- پادشاه و وليعهد عربستان از آلسعود و از نسل عبدالعزيز باشند. 3- اعضاي خاندان حاکم در کابينه حضور نداشته باشند بلکه اعضای کابينه، ترکيبي از عشاير موجود در عربستان باشد. 4- اميران مناطق از همان مناطق و براساس ساختار عشيرهاي و طائفهاي انتخاب شوند. 5- وهابيت با اختيارات ديني تنها نقش مرجع ديني در عربستان را برعهده داشته باشد و مکانهاي مقدس تحت تسلط آنها درنيايد. 6- وهابيت هيچ اختياري در خصوص امنيت کشور و ساختار ارتش نداشته باشد. 7- پليس ديني تنها در شهرهاي مقدس مانند مکه و مدينه ايجاد شود. 8- نام کشور عربستان سعودي تغيير کند و... غربیها اظهار میکنند که اشتباه بزرگ عبدالعزيز آلسعود، مؤسس عربستان، اين بود که اسم خاندان خود را بر روي اين کشور گذاشت و اين مسئله دشمني و کينه قبايل و مناطق مختلف را عليه نظام حاکم برانگيخت. بسياري از قبايل عربستان با گذاشتن نام عربستانيها برخود مخالفت کردند و خود را با نسب قبيلهاي يا منطقهاي معرفي ميکنند.



چهار سال پیش چینیها میزبان و برگزارکننده بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک بودند. آنها با چشمان کوچکشان بزرگی دنیا را خوب مشاهده و براساس فهم درست از این موضوع، برنامه دقیق و مقبولی را طراحی و اجرا کردند تا آنجایی که کار برای میزبان سیامین دوره بازیها که انگلیسی باشند، بسیار سخت شد. آیین افتتاحیه سیامین دوره بازیهای المپیک اواخر شب گذشته در لندن آغاز شد و انگلیسیها برخلاف چینیها با چشمان بزرگشان دنیا را بسیار کوچک و متعلق به خودشان دیدند و براساس آن هم برنامهریزی کردند. نشانه این نگاه در آیین افتتاحیه کاملاً مشهود بود. آنها با به نمایش گذاشتن صحنهای از شکلگیری انقلاب صنعتی که متعقل به خودشان میدانند و پس از آن بود که به غارت و چپاول ثروت ملتهای دیگر سرعت و شدت بخشیدند، به همه دنیا فخرفروشی کردند، گویا که دنیا متعلق به آنها است.
انگلیسیهای فلکزده که این روزها تلخترین فشارهای اقتصادی را تحمل میکنند، بهگمان خود میتوانند با نگاه سودجویانه افراطی به بازیهای المپیک، هزینههای سنگین ولخرجیهای ملکه نه فقیران و بیچارگان انگلیسی را تأمین کنند؛ آنها با این هدف، تمام خدمات را پولی کردهاند، برای نمونه توزیع آب معدنی که در المپیک چین رایگان بود، در المپیک لندن پولی است. انگلیسیها بلیت مراسم آیین افتتاحیه را دوهزار پوند فروختند.
از منظر سیاسی در شروع رسمی بازیهای المپیک لندن دو نکته قابل توجه وجود داشت: 1- در اطراف محل برگزاری آیین افتتاحیه، هزار راهنما از کشورهای مختلف حضور داشتند که برای آنها شعار مشترک «همه دنیا یک ملت است» در نظر گرفته شده بود. 2- در بخشی از پیام بانکیمون، دبیر کل سازمان ملل، برای آغاز این بازیها آمده بود که امیدوار است در تمام دنیا صلح حاکم شود و اثری از جنگ نباشد. با نگاهی به رفتار دولت انگلیس و شخص بانکیمون بهروشنی معلوم میشود که شعار آنها تا چه حد مزورانه و مفتضحانه است. دولت انگلیس هنوز در افغانستان و مناطق دیگر دنیا یا مستقیماً در حال کشتن مردم است و یا غیرمستقیم در کشتن آنها نقش دارد و بانکیمون هم با تبعیت از قدرتهای استکباری و قرار دادن قابلیتها و امتیازات ویژه سازمان ملل در اختیار آنها در این جنایتها شریک است. گفته میشود حدود چهار میلیارد نفر بازیهای المپیک امسال را میبینند. آیا همه آنها این دروغها و رفتار مزورانه را میپذیرند؟ جواب منفی است. یک نمونه از عواملی که جواب را منفی و غلطتر میکند، کشتار مسلمانان مظلوم و بیپناه در میانمار است. بانکیمون و دولت انگلیس برای حمایت از آنها چه کردند؟ نمونههایی از ایندست فراوانند.

یک منبع ساکن دوحه به رویترز گفت: «سه دولت در حال ارسال سلاح هستند: ترکيه، قطر و عربستان سعودي.» اين منبع افزود: ترکیه از نظر نظامي بر اين (پايگاه) تسلط دارد. ترکيه هماهنگکننده و تسهيلکننده اصلي است. قطر در هدايت عمليات پايگاه مشارکت دارد همچنين گفته ميشود دستگاه اطلاعاتي آمريکا نيز در اين «هسته مرکزي» مخفي ضدسوري نقش داشته و از طريق افراد واسطه (در آن) کار ميکند. به گفته اين منبع، اين پايگاه بعد از سفر شاهزاده عبدالعزيز بنعبدالله آلسعود، معاون وزير امور خارجه عربستان به ترکيه و درخواست وي براي ايجاد چنين پايگاهي، برپا شد.

اوضاع بهشدت نابسامان اقتصادی که از سال گذشته نشانههای جدیاش آشکار شد و باعث اعتراضات شدید خیابانی چند هفتهای ساکنان سرزمینهای اشغالی بهویژه در تلآویو گردید، بهشکل حادتر ادامه دارد. چند روز پیش، در تظاهراتی در تلآویو یکی از تظاهراتکنندگان بهنام «موشیه سلمان» خودسوزی کرد. پس از آن، مدیر مرکز توانبخشی روانی «عیران» در گزارشی اعلام کرد طی چند روز، صدها تماس تلفنی با این مرکز گرفته شده که تماسگیرندگان در اعتراض به اوضاع نابسامان اقتصادی، تهدید به خودکشی میکردند. «لیدیا سیلع» مدیر این مرکز، به شبکه دهم تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت: میانگین افرادی که با این مرکز تماس گرفته و بهدلیل اوضاع نابسامان اقتصادی تهدید به خودکشی کردهاند، بیشتر شده و من نگران آن هستم که اسرائیلیها [صهیونیستها] به سمت احساس یأس و ناامیدی و بهدنبال آن، اقدام به خودکشی پیش بروند. یکی از تظاهراتکنندگان نیز دراینباره گفت: این افراد به پوچی رسیدهاند و زندگی برای آنها بیمعنا و مفهوم شده است و هر روز به خودکشی فکر میکنند.
یکی از مشکلات اساسی رژیم صهیونیستی که ریشه در اشغالگری دارد و به محض اندکی فشار اقتصادی، بروز پیدا میکند، بحث «ملت» است. مفهوم «ملت» از عوامل اصلی ثبات نظامهای سیاسی است و براساس یک فرایند طولانی چندوجهی پدیدار میشود که رژیم اشغالگر قدس فاقد آن وجوه است. به عبارتی، فقدان این وجود، رژیم صهیونیستی را به سمت تشکیل دولتهای نظامی و افراطی پیدرپی سوق داده که سرزمینهای اشغالی را برای ساکنان آن، به یک پادگان بزرگ نظامی تبدیل کردهاند. نداشتن ریشه و تعلقات مشترک «ملتساز» سبب گردیده گرایش گریز از مرکز ساکنان سرزمینهای اشغالی که هر گروه آن از کشوری به این سرزمین آمدهاند، شدید و همیشه فعال باشد و به محض بروز کوچکترین نارضایتیای، تشدید شود. این عامل مهم در کنار عوامل دیگر، هیچگاه اجازه نمیدهد مفهوم «پایداری ملی و سرزمینی» که جزء مهمی از مفهوم «ملت» است، در سرزمینهای اشغالی شکل بگیرد و این، راز نابودی «رژیم اشغالگر قدس شریف» است!

یکی از پرسشهای کلیدی در حوزه سیاست خارجی مصر، آینده روابط این کشور با رژیم صهیونیستی و گروههای فلسطینی است. اتخاذ هر نوع تصمیمی در اینباره تأثیر جدی بر روابط آمریکا و کشورهای عربی خواهد داشت. همه مسلمانان و کسانی که مسائل سیاسی را دنبال میکنند، چشم به برنامه و تصمیم مرسی دوختهاند تا ببینند معادله موجود خاورمیانه را بر هم میزند یا خیر و اگر بر هم میزند، چگونه؟ سه واکنش به پیروزی مرسی، حساسیت و اهمیت این بحث را بیشتر آشکار میکند:
1- جشن و شادمانی فلسطینیها؛ شاید پس از مصریها، خوشحالترین مردم از این پیروزی، ملت مظلوم و مقاوم فلسطین باشند که در دوران حکومت مبارک به اندازه رژیم صهیونیستی از حکومت وی آزار و اذیت دیدند و چهبسا در مواردی، همکاری حکومت مبارک با صهیونیستها در محروم کردن و در تنگنا قرار دادن فلسطینیها، سختتر و تلختر از رفتار صهیونیستها با آنها بود. مردم غزه پس از اعلام خبر پیروزی مرسی که به معنای پایان عصر مبارک و دوستی با صهیونیستها تلقی میشود، به خیابانها ریختند و به جشن و پایکوبی پرداختند.
2- مقامات آمریکا؛ آمریکاییها از مرسی خواستند به پیمان مصر با رژیم صهیونیستی پایبند باشد. این واکنش آمریکاییها حاکی از آن است که در تحولات مصر در حال حاضر، مهمترین موضوع برای آمریکاییها موقعیت و منافع رژیم صهیونیستی است.
3- مقامات و رسانههای صهیونیست؛ «بنیامین بن الیعازر» وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی، در واکنش به پیروزی مرسی در مصر گفت: «یک زمانی هشدار دادیم که بهار عربی، سرانجام بهار اسلامی میشود؛ اما مسخرهمان کردند. این خاورمیانه اسلامی است و از اسرائیل [رژیم صهیونیستی] متنفر است.» روزنامه آحارونوت هم نوشت: «بهار عربی، ما را فرا گرفته است.» دولتمردان رژیم صهیونیستی نیز محتاطانه و تا حدی هم متملقانه گفتند ما به انتخاب مرسی احترام میگذاریم.
بهنظر میرسد مهمترین شاخص سنجش دیدگاه و عملکرد مرسی در سیاست خارجی، چگونگی برخورد با مسئله فلسطین است که برای پرهیز از اشتباه در سنجش، باید به مرسی فرصت داد و از داوری شتابزده پرهیز کرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس 26 ژوئن 2012 (6 تیر) در مقالهای به دیدگاه کوفی عنان در مورد ضرورت حضور ایران برای پایان بحران سوریه پرداخت و نوشت: کوفی عنان، نماینده سازمان ملل پیشنهاد دعوت ایران به نشست چندجانبه بهمنظور بحث در مورد انتقال سیاسی در سوریه را مطرح کرده است؛ اما موضوع مشارکت یا عدم مشارکت ایران، به تصمیم آمریکا و روسیه بستگی دارد. آقای عنان خواهان درک آمریکا و روسیه در مورد ایران است. وی خواهان تحقق این موضوع پیش از برگزاری نشست «گروه اقدام سوریه» در ژنو در روز شنبه است. آمریکا بهطور جدی مخالف مشارکت ایران است و در عینحال، روسیه از مشارکت ایران در این نشست حمایت میکند. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، گفته است موضوع مشارکت ایران برای آمریکا «خط قرمز» است؛ زیرا ایران به طور علنی از سرکوبگریهای بشار اسد علیه مخالفان حمایت کرده است.
در ادامه مقاله آمده است: کوفی عنان پیشتر گفته بود که «ایران باید بخشی از راه حل بحران سوریه باشد»، اما مشخص نیست که آیا آقای عنان به حیاتی بودن حضور ایران در این نشست اعتقاد دارد یا خیر؟ حال آقای عنان گفته است ایران در بهینهسازی نتیجه نشست مؤثر است، در عینحال، آمریکا همچنان موضع خود در مورد عدم مشارکت ایران را تغییر نداده است. با وجود این، مقامات پافشاری کردند که آقای عنان نیز معتقد است درک متقابل میان آمریکا و روسیه ضروری است. خانم کلینتون و سرگئی لاوروف در مورد این موضوع بحث کردهاند و قرار است بار دیگر روز جمعه در روسیه با یکدیگر دیدار کنند؛ اما مقامات گفتند آقای عنان خواهان پاسخ دو کشور تا اواخر روز سهشنبه است. علاوه بر ایران، مقامات گفتند آقای عنان پیشنهاد دعوت از وزرای خارجه پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به همراه عراق، کویت، قطر، ترکیه و عربستان سعودی را مطرح کرده است.
در پایان مقاله آمده است: آقای عنان به بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل، دبیرکل اتحادیه عرب و رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز پیشنهاد داده است در این نشست شرکت کنند. روز دوشنبه همچنان فهرست نهایی طرفهای دعوت شده به نشست و نیز تاریخ دقیق آن مشخص نبود.
تحلیل: بهانه آمریکا در مخالفت با حضور ایران در نشست فوق این است که «ایران بهطور علنی از سرکوبگریهای بشار اسد علیه مخالفان حمایت کرده است.» حال آنکه حقیقت، دقیقاً خلاف این ادعاست و ایران، مخالف رفتار وحشیانه تروریستهاست که مردم بیگناه را قتلعام میکنند و از حمایت برخی کشورهای غربی و عربی برخوردارند. واقعیت نهفته در پس این بهانه، این است که آمریکاییها میدانند با حضور ایران در نشست فوق نمیتوانند دیدگاههای زورمدارانه و تحمیلیشان را به نشست القا کنند و نگرانند که مواضع و حقیقتگویی ایران مسیر جلسه را از سمتوسویی که آمریکاییها برای آن در نظر دارند، دور کند و عملاً نشستی که برای فشار بیشتر بر سوریه طراحی شده سبب تقویت سوریه شود.

شورای عالی نظامی حاکم بر مصر کاملاً حسابشده روز گذشته اجازه داد تا کمیسیون عالی انتخابات ریاستجمهوری مصر، نتیجه نهایی انتخابات را اعلام کند که براساس آن «محمد مرسی» نامزد اسلامگرایان، پیروز انتخابات شد. نظامیان پیشتر با انحلال مجلس و اضافه کردن متمم بر قانون اساسی، اصلیترین اختیارات رئیسجمهور را سلب کردند و به وی بیشتر جنبه تشریفاتی دادند. در حال حاضر بهنظر نمیرسد آنها آنطور که پیشتر اعلام کرده بودند، در 10 تیر قدرت را به شکل کامل تحویل دهند. آنها با تقلب در انتخابات بهنفع ژنرال احمد شفیق، فاصله وی با مرسی را دو درصد اعلام کردند تا وانمود کنند از پشتوانه قدرتمند مردمی برخوردارند و انقلابیون باید به همین میزان سهم راضی باشند. اگر نیروهای انقلابی به همین وضع راضی باشند، باید گفت کودتای مخملی نظامیها انقلاب را بلعیده و اگر انقلابیون بخواهند انقلاب را کامل کنند، باید حقوقی را که نظامیها از آنها سلب کردند، بازپس گیرند و این اقدامی هزینهبر است که انقلابیها باید بپردازند.

خطی که نیروهای انقلابی ترسیم کردند، در نهایت به دگرگونی اساسی در ظاهر و باطن ارتش مصر منجر میشود و ارتش مصر و بهویژه فرماندهان بلندپایه آن، که در شورای عالی نظامی حاکم بر مصر کنونی گرد آمدهاند، از این موضوع بهشدت وحشت داشتند و آن را پایان نقشآفرینی خود در عرصه سیاسی و نظامی و خدمت به اربابان اجنبی خود میدیدند؛ از اینرو برای برخورد با این قضیه، ابتدا مشی سیاسی را در ظاهری دموکراتیک برگزیدند و با تحمیل ژنرال احمد شفیق به روند انتخابات ریاستجمهوری مصر، تلاش کردند وی را بر مسند ریاستجمهوری بنشانند. رسیدن وی به مرحله دوم انتخابات، ابتدا شورای نظامی را امیدوار کرد که با رئیسجمهور شدن احمد شفیق، مشکلات اصلی آنها حل میشود؛ اما پس از اینکه نشانههای متعددی دال بر پیروزی محمد مرسی، رقیب شفیق، آشکار شد، دست به کودتای مخملی زدند و با انحلال مجلس قانونی تازهتأسیس مصر و افزودن متمم بر قانون اساسی، رسماً اختیارات رئیسجمهور را کاهش و اختیارات شورای نظامی را افزایش دادند و پس از آن هم در چند مرحله، اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری را که قطعاً پیروز آن، محمد مرسی است، به تأخیر انداختند و در نهایت، قرار شد امروز نتیجه آن را اعلام کنند. در حال حاضر، نتیجه انتخابات هرچه باشد. به نفع مردم مصر نیست؛ حتی اگر اعلام کنند محمد مرسی در انتخابات پیروز شده است. آنها اعلام نتیجه انتخابات را به تأخیر انداختند تا واکنش گروههای سیاسی و مردم را ببینند و براساس آن برای انتخابات تصمیم بگیرند. حال که با این حد اعتراض مواجه شدند، ممکن است مرسی را بهعنوان پیروز معرفی کنند؛ اما انحلال مجلس و افزایش اختیارات شورای عالی نظامی را مابهازای آن نگه میدارند و از آن هم کوتاه نمیآیند تا کودتای مخملی را تکمیل کنند و به نتیجه برسانند. به نظر میرسد مردم مصر برای به نتیجه رساندن انقلابشان موانعی سختتر از مبارک پیش رو دارند و چهبسا برای کنار زدن آن باید هزینه سنگینتری بپردازند.

این در حالی است که برخی منابع در شورای ملی سوریه به عربیپرس اعلام کردند اخباری که در مورد فرار ریاضالاسعد منتشر شده، غیر منتظره بود؛ بهویژه در شرایطی که دولت سوریه با تمام توان، مبارزه با ارتش آزاد سوریه را آغاز کرده است. این منبع گفت: باید منتظر بود و دید دقیقاً چه اتفاقی روی داده است، سرهنگ الاسعد باید در این مورد توضیح دهد.
عبدالباسط سیدا، رئیس شورای مخالفان خارجنشین سوریه موسوم به شورای ملی سوریه، با تأیید این خبر خطاب به تروریستهای ضدسوری که آنان را مبارزان خوانده است، گفت: روحیه ما با فرار الاسعد به هر علتی که باشد از بین نمیرود. وی گفت این خیانتی است که تاریخ هرگز آن را نمیبخشد، او بر موج انقلاب سوار شد تا منافع مادی به دست بیاورد.

پایگاه اینترنتی بیزینسویک 22 ژوئن 2012 (2 تیر) در مقالهای به ناآرامیهای داخلی سوریه و تأکید کوفی عنان بر ضرورت حلوفصل مسئله سوریه با مشارکت ایران پرداخت و نوشت: کوفی عنان، نماینده سازمان ملل، روز جمعه گفت: ایران باید در تلاشها برای پایان خشونتها دخیل باشد. کوفیعنان به خبرنگاران گفت او برای تشکیل نشستی موسوم به «گروه تماس» در مورد سوریه در ژنو در 30 ژوئن تلاش میکند. آمریکا بهطور جدی با حضور ایران مخالفت کرده و روسیه نیز در مقابل، خواستار حضور ایران شده است. عنان گفت: مسئله ترکیب شرکتکنندگان در نشست، یکی از نکات مهمی است که احتمالاً تا هفته آینده حلوفصل نخواهد شد. وی تشریح کرد: «در صورتیکه ما به راه خود ادامه دهیم و با یکدیگر رقابت کنیم، میتواند به رقابتی مخرب منجر شود و همه بهای آن را خواهند پرداخت.»
در ادامه مقاله آمده است: آقای عنان گفت «زمان آن رسیده که کشورهای متنفذ سطح فشار بر طرفهای درگیر را افزایش دهند.» با وجود این، او پیشنهاد خاصی برای تغییر طرح صلح شش مادهای خود ندارد. وی افزود: «هرچه ما بیشتر منتظر بمانیم، آینده سوریه تاریکتر خواهد شد... وضعیت انسانی همچنان رو به وخامت است... نمیتوانیم پا پس بکشیم و اقدامی صورت ندهیم.»
در پایان مقاله آمده است: شکست طرح صلح کوفیعنان سبب شده دسترسی ناظران خارجی و امدادگران به مردم با دشواریهای جدی روبهرو شود. در عینحال، دسترسی به اطلاعات موثق نیز با دشواریهای جدی همراه شده است. فعالان میگویند بیش از 14 هزار نفر از زمان خیزش مردمی علیه بشار اسد در سوریه کشته شدهاند. وزیر خارجه روسیه نیز گفت: تسلیحات روسیه برای سوریه کاملاً مطابق قوانین بینالمللی است. لاوروف گفت به وزیر خارجه آمریکا در دیدار خود در هفته آینده خواهد گفت که نیازی به توجیه اقدامش نمیبیند.
تحلیل: از ابتدای اجرای طرح عنان، تروریستها ضمن اینکه مانع اجرای آن شدند، از فرصتی که طرح برای آنها فراهم آورد استفاده و مواضعشان را تقویت کردند و به بازسازی و تجهیز خود پرداختند تا درگیریها را وارد مرحله جدیدی کنند. به احتمال زیاد تا تشکیل نشست گروه تماس، جنایتآفرینی تروریستها برای بازگذاشتن دست کشورهای مخالف سوریه بهمنظور فشار بیشتر بر این کشور افزایش خواهد یافت کما اینکه این کار را از چند روز پیش با ربایش افراد غیرنظامی و کشتن و مثله کردن آنها آغاز کردهاند.

بر اساس این گزارش، بسیاری از اقتصاددانان از احتمال کاهش قیمتها در انگلیس سخن میگفتند؛ اما این گمانهزنیها به حقیقت نپیوست . ایندیپندنت افزود: از سوی دیگر، قیمت نفت نیز به علت ترس از افزایش تنش بین ایران و غرب رو به افزایش گذاشته و موجب تورم بیشتر شده است .
در پایان این گزارش آمده است: برخی معتقدند اقتصاد انگلیس در سهماهه نخست سالجاری، بار دیگر وارد رکود شده است . راشاتودی نیز اخیراً با اشاره به اجرای تحریم نفتی غرب علیه ایران از اول جولای تأکید کرد؛ این تحریم، صنعت بیمه انگلیس را متضرر خواهد کرد.

مرگ «سلطان بنعبدالعزیز» ولیعهد سابق عربستان، حدود 10 ماه پیش زنگ خطری را در این کشور به صدا درآورد و پس از اینکه با تأخیری طولانی «نایف بنعبدالعزیز» وزیر کشور عربستان به ولیعهدی انتخاب شد، برخی آن زنگ خطر را فراموش کردند تا اینکه پس از چند ماه، روز گذشته با اعلام مرگ «نایف» این زنگ خطر با طنینی آزاردهندهتر به صدا درآمد. در حال حاضر که بحران کبر سن و بیماریهای علاجناپذیر و دورخیز شاهزادگان درباری برای کسب قدرت بیشتر، گریبان دستگاه پادشاهی عربستان را گرفته است. درباره مسائل جاری و آتی این کشور سه محور اساسی وجود دارد:
1- منازعه شاهزادگان؛ در عربستان، ولیعهدی مقامی است در یک گامی پادشاهی؛ بنابراین پس از مرگ ولیعهد، همه شاهزادگان تلاش میکنند این منصب را تصاحب کنند تا راه رسیدن به پادشاهی برای آنها هموار شود. ظاهراً در حال حاضر، شانس «سلمان بنعبدالعزیز» حاکم مکه برای رسیدن به این منصب از دیگران بیشتر است.
2- وضعیت کلی حکومت؛ «عبدالعزیز بنسعود» اولین پادشاه عربستان مقرر کرده بود که پس از وی، پسرانش در صورت زنده ماندن به حکومت برسند، اینگونه نیز شد؛ اما در حال حاضر با در معرض انقراض قرار گرفتن نسل پسران عبدالعزیز و نارضایتیها و ناآرامیهای داخلی عربستان و اینکه وابستگان امروزی دربار سعودی نگاه جدید و ناهمسویی نسبت به پدرانشان به مسائل دارند، این پرسش مطرح است که آیا نظام پادشاهی عربستان در مسیر موجود ادامه پیدا میکند، یا خیر، مسیر دیگری پیش روی این کشور قرار میگیرد؟
3- نگرانی آمریکا؛ شاید آمریکاییها بسیار جلوتر از دربار عربستان به مسئله کبر سن شاهزادگان و چگونگی آینده نظام سیاسی عربستان رسیده و برای آن برنامههایی تدارک دیده باشد. مرکز مطالعات استراتژیک عربی و بینالملل در این راستا تأکید کرد عربستان سعودی هماکنون توسط دستگاه اطلاعاتی آمریکا مدیریت میشودو هر آنچه که افسران اطلاعاتی و مقامات آمریکا اراده کنند، بهسرعت در این کشور بهصورت بخشنامه در میآید، ولی در عین حال با اینکه برخی از شاهزادگان قدرتمند موجود مانند: «سلمان بنعبدالعزیز» و «بندر بنسلطان» گرایش شدیدی به آمریکا دارند؛ اما این نمیتواند برای آمریکا تضمین و برطرفکننده دغدغه باشد. عربستان اندکاندک در حال باردار شدن حوادث غیرمترقبه است!

روزنامه واشنگتنپست 17 ژوئن 2012 (28 خرداد) در مقالهای به گفتوگوهای هستهای ایران و غرب در مسکو پرداخت و نوشت: به موازات آنکه ایران برای دور تازه گفتوگوهای هستهای در روز دوشنبه آماده میشود، این کشور با موج بیسابقه وخامت اقتصادی روبهرو میشود. دلیل بروز این شرایط کاهش شدید صادرات نفتی است که انتظار میرود مطابق گفته دیپلماتها و تحلیلگران اقتصادی با آغاز تحریمهای بینالمللی تازه طی دو هفته آینده میزان صادرات نفتی ایران بهشدت کاهش یابد. اوضاع اقتصادی ایران بهگونهای است که در 10 ماه گذشته ارزش پول ملی ایران به نصف کاهش یافته است. چنین شرایطی، لحظهای حساس برای دولت اوباما و متحدانش در فشار بر ایران بهمنظور تحویل اورانیومهای غنی شده ایجاد کرده است.
در ادامه مقاله آمده است: آمریکا و پنج قدرت دیگر با مقامات ایران در مسکو برای نشستی دو روزه دیدار خواهند کرد. امیدهایی وجود دارد که ایران به دلیل فشارهای اقتصادی با قدرتهای غربی به توافق برسد که این موضوع نگرانیها در مورد بلندپروازیهای هستهای ایران را کاهش میدهد و احتمال بروز جنگی تازه در خاورمیانه را به حداقل میرساند.
در پایان مقاله آمده است: در عین حال، در گزارش ماهانه نفت آژانس بینالملل انرژی در مورد آغاز تحریمهای اروپا علیه صنعت نفت ایران در 1 ژوئیه آمده است «اجرای کامل شدیدترین تحریمها بر نفت و بخشهای بانکی ایران طی هفته آینده صورت میگیرد.» تأثیر تحریمها بر اقتصاد ایران بهگونهای بوده که قیمتها برای مصرفکنندگان داخلی ایران تا 40 درصد افزایش داشته است. باوجود فشار اقتصادی، مقامات ایرانی و غربی در مورد چشمانداز گفتوگوهای هستهای مسکو دیدگاههای متفاوتی مطرح کردهاند. پس از آخرین دور گفتوگوها در بغداد، تندروهای ایران پیشنهاد توقف گفتوگوها را مطرح کردند؛ اما هفته گذشته، رهبران محافظهکار پارلمان ایران اشاره کردند که آنها تمایل دارند، درخواست کلیدی غرب یعنی تولید اورانیوم با غنای 20 درصد را متوقف کنند. مقامات دولت اوباما گفتهاند مخالف کاهش تحریمها تا زمان رسیدن به توافق کامل هستند. به این منظور که توانایی ایران برای ساخت تسلیحات هستهای بهشدت محدود شود.
تحلیل: روزنامه واشنگتنپست طوری تصویرسازی کرده که گویا تحریمها آنقدر مؤثر بوده که در حال بهزانو در آوردن ایران است. اگر وضعیت ایران اینگونه است، چرا غرب اینقدر به مذاکره اصرار دارد؟! صبر میکرد تا تحریمهای اول ژوئیه(11 تیرماه) اعمال میشد و ایران از پای درمیآمد و اگر مدعی است کسانی در مجلس ایران خواهان توقف غنیسازی 20 درصد هستند، چرا نامی از آنها نمیبرد؟! بیاساس بودن این ادعاها حاکی از آن است که غرب ناامیدانه و با دست خالی به مسکو میآید. نداشتن معونه در مذاکرات، ابتکار عمل را از دست غرب خارج و به ایران منتقل کرده است؛ بنابراین احتمالاً باید شاهد انفعال و حرکات زیگزاک غرب در گفتوگوها بود.

سرانجام آنچه که در مصر قابل پیشبینی و نشانههایش مشهود بود، واقع شد و دادگاه عالی قانون اساسی مصر با هماهنگی شورای عالی نظامی، پارلمان مصر را منحل کرد و عملاً نظامیان و عوامل حقوقی باقیمانده از رژیم مبارک علیه انقلاب نوپای مردم مصر، کودتای مخملی کردند که در بین کودتاهای مخملی واقع شده در چند سال اخیر در کشورهای مختلف بیبدیل است. درکودتاهای مخملی گذشته، نظامیان بیطرف بودند و سیاسیهای وابسته به بیگانه، کودتای مخملی را رهبری میکردند و کموبیش در برخی کشورها از حمایت قوه قضائیه نیز برخوردار میشدند؛ اما این مسئله به علت محور بودن نظامیان و در دست داشتن قدرت در مصر، به شکل متفاوتی صورت گرفت. دادگاه عالی قانون اساسی که خودش از بقایای رژیم فاسد مبارک است، عضویت 166 نماینده پارلمان «الشعب» مصر را ابطال کرد که 99 نفر آنها از اعضای حزب «آزادی و عدالت»، شاخه سیاسی اخوانالمسلمین است. پیش از اعلان انحلال مجلس مصر، وزارت دادگستری این کشور نیز به ارتش اجازه داد که میتواند در دوره انتخابات، شهروندان معترض را دستگیر کند و با این مجوز، عملاً ارتش را در مقابل مردم قرار داد تا کودتای مخملی با قوت تمام و تا پیروزی نمایشی و تقلبی احمد شفیق از عناصر رژیم مبارک، پیش رود. برخی از منابع در «دولت پیشبرد امور مصر» گزارش دادند شورای عالی نظامی پیش از صدور حکم انحلال پارلمان این کشور با دولت آمریکا تماسهای مکرری داشته است. امروز و فردا مردم مصر برای انتخاب رئیسجمهور به پای صندوقهای رأیای میروند که پیشاپیش نتیجه آن مشخص است و با روندی که کودتاگران پیش گرفتهاند، احمد شفیق پیروز آن خواهد بود، مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد. در هر صورت، بهنظر میرسد چنانچه انتخابات ریاستجمهوری مصر بر وفق مراد کودتاگران باشد، مردم مصر انقلاب دوم را که چه بسا پرهزینهتر از انقلاب اول باشد، به راه بیندازند.

روزنامه واشنگتنپست 16 ژوئن 2012 (27 خرداد) در مقالهای به قلم «ری تکیه» کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا، به گفتوگوهای هستهای ایران و غرب پرداخت و نوشت: به موازات آنکه فراز و فرودهای دیپلماسی با ایران بار دیگر به کانون تمرکز دولت آمریکا بدل شده، تغییری زیرکانه در محاسبات هستهای جمهوری اسلامی پدیدار شده است. مقامات ایران بهطور فزایندهای احساس میکنند که ممکن است دستیابی به بمب از طریق توافقنامه، آسانتر از دنبالهروی از شاخصههای خارج از توافقنامه است؛ اما ایران بهمنظور موفقیت این راهبرد، باید نوع صحیحی از توافقنامه را بهدست آورد که در آن، در مورد میزان شفافیت معامله کند. برای نمونه، این توافقنامه باید به ایران اجازه دهد یک زیرساخت هستهای گسترده در ازای اعطای مجوز بازرسیهای هستهای ایجاد شود. با آغاز دور بعدی گفتوگوها چالش موجود، تنها بحث در مورد توافقنامه با طرف متخاصم نیست، بلکه پرهیز از خطرات توافقی ناقص، مد نظر قرار دارد.
در ادامه مقاله آمده است: بههرحال، مسیر کنونی ایران در نافرمانی نمیتواند برای همیشه این کشور را در برابر تحریمها یا حمله نظامی احتمالی محافظت کند. به میزانی که مقامات ایران حتی بر توافقی هستهای تمرکز میکنند، بر این نکته نیز تأکید دارند که این توافق باید مبتنی بر انپیتی باشد. مطابق اظهارات مقامات ایران، این پیمان به این کشور حق ساخت ابزارهای هستهای گسترده با ظرفیت غنیسازی میدهد.
در پایان مقاله آمده است: ایران در ازای چنین حقی، تمایل دارد مجوز بازرسی از تأسیسات هستهای خود را بدهد. در ظاهر، این چانهزنی ایران ابعاد گستردهای دارد؛ از یکسو از جنگ جلوگیری میکند و ازسوی دیگر، تمایل ایران برای دستیابی به علوم هستهای را محقق میکند. مسئله این است که چنین توافقی ممکن است اثباتکننده مناسبترین راه برای دستیابی ایران به تسلیحات هستهای باشد. وجود تأسیسات هستهای گسترده دربرگیرنده انتقال روزانه صدها محفظه اورانیوم از تأسیسات مختلف است. نمیتوان تمام محفظهها را مورد نظارت قرار داد. بهعلاوه، مطابق مفاد توافقنامه احتمالی، ایران به فناوریهای هستهای مانند؛ مدلهای سانتریفیوژ پیشرفته دسترسی خواهد داشت. در صورتی که ایران سانتریفیوژهایی را که در سرعت و کارآمدی بالا فعالیت میکنند، کامل کند، تنها به تعداد اندکی از چنین دستگاههایی برای غنیسازی سریع در سطح ساخت بمب هستهای نیاز خواهد داشت. چنین آبشارهایی را میتوان بهآسانی در تأسیسات کوچک و پنهانی که از ردیابی در امان باشند، پنهان ساخت. باتوجه به شرایطی که تاکنون میان ایران و غرب در مورد برنامه هستهای وجود داشته، بهنظر میرسد که رهبر ایران به راهبرد خود مطمئن است: در یک دهه گذشته، او بارها گذر از «خطوط قرمز» غرب را مدیریت کرده است.
تحلیل: شکست غربیها در دیپلماسی چند نشست اخیر، آنها را برای ادامه گفتوگوها دچار شک و تردید جدی کرده، تا آنجا که گویا نمیخواهند به قوانین انپیتی تمکین کنند. آنگونه که از یادداشت فوق برمیآید؛ نویسنده قصد دارد با ترسیم خطراتی موهوم، مذاکرهکنندگان غرب را از سمت گرفتن تضمینهای بازرسی به سمت تعطیلی فعالیتهای هستهای ایران سوق دهد و این نکتهای است که طرف غربی هم به آن تمایل دارد و در صورت وجود زمینه، آن را دنبال میکند.

پایگاه اینترنتی والاستریت ژورنال 13 ژوئن 2012 (24 خرداد) در مقالهای به گفتوگوهای هستهای ایران و غرب پرداخت و نوشت: پس از بازیهای معمول رفتارهای مخاطرهآمیز و تیره شدن چشماندازها، ایران پیش از گفتوگوهای هستهای هفته آینده در مسکو در مورد نتیجه این گفتوگوها اظهار امیدواری کرد. روز دوشنبه، سعید جلیلی و کاترین اشتون گفتوگوی تلفنی داشتند و جلیلی از موافقت با پیشنهادهای قبلی قدرتهای بزرگ سخن گفت؛ اما باید دید خطرات این پیشنهادها برای امنیت غرب چیست. پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان در ازای حمایت فنی و کاهش محدودیتهای تجاری، از ایران خواستند که به عنوان نخستین گام، غنیسازی 20 درصدی را متوقف کند و ذخایر اورانیوم 20 درصدی را به خارج منتقل و تأسیسات غنیسازی فردو را تعطیل کند؛ اما این تمهیدات، حرکت ایران به سوی توانمندیهای ساخت تسلیحات هستهای را متوقف نخواهد کرد و حتی ممکن است مزایایی برای طرحهای هستهای ایران داشته باشد.
در ادامه مقاله آمده است: بهویژه این مسئله چالشساز خواهد بود که به ایران اجازه داده شود ذخایر اورانیوم 5/3 درصدی را نگهداری کند و حتی میزان آن را افزایش دهد؛ البته این بار با تأیید دوفاکتو بینالمللی. این موضوع برای رژیم ایران پیروزی سیاسی و در نهایت پیروزی نظامی خواهد بود. این نتیجه به ایران اجازه خواهد داد که همچنان در نزدیکی ساخت تسلیحات هستهای باشد. بهطوریکه «اولی هینونن»، معاون سابق مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای، بارها خاطرنشان کرده که تسلط بر غنیسازی 5/3 درصدی 70 درصد مسیر دستیابی به تسلیحات هستهای بهشمار میرود. با اورانیوم 20 درصدی نیز 90 درصد مسیر دستیابی طی میشود. پروژه «ویسکونسین» در واپایش تسلیحات هستهای با استفاده از دادههای آژانس بینالمللی انرژی هستهای و دادههای رسمی ایران، پیشبینی میکند که ایران تا اواسط ماه می، اورانیوم 5/3 درصدی کافی برای ساخت حداقل چهار بمب هستهای (البته با افزایش سطح غنیسازی) در اختیار دارد. ایران احتمالاً برای ساخت یک بمب هستهای از ذخایر اورانیوم 5/3 درصدی خود به سه تا دوازده ماه زمان نیاز دارد. مطابق گزارش پروژه ویسکوسین، همچنین ایران حدود 100 کیلوگرم اورانیوم با غنای 20 درصد دارد که حدود 140 کیلوگرم آن برای ساخت یک بمب کافی است.
در پایان مقاله آمده است: نکته مهم اینکه این توافق، سایر عناصر برنامه هستهای رژیم ایران را مختل نمیکند. واپایش محدود فعالیتهای غنیسازی ایران از توانایی ایران برای پیشرفت در سایر حوزهها جلوگیری نخواهد کرد. آمریکا و اتحادیه اروپا میگویند که این توافق، تنها گامی موقت تا رسیدن به توافق کامل است؛ اما نباید این نکته مهم را از یاد ببریم که هر گونه توافق موقت در مرحله کنونی، خطرات بسیاری در پی دارد و احتمال مهار برنامه تسلیحات هستهای ایران را به طور جدی کاهش میدهد. ایران از این توافق به منظور پیشبرد و توسعه تمام عناصر ساخت تسلیحات هستهای استفاده خواهد کرد. ایران در زمان مناسب، این توافق را زیر پا خواهد گذاشت و بهسرعت ساخت تسلیحات هستهای را آغاز خواهد کرد.
تحلیل: این پایگاه صهیونیستی با تحلیلی که ارائه داده قصد دارد مطالبه و انتظار طرف غربی را به بالاترین حد و در مقابل، با این حرکت تهاجمی تبلیغاتی، توقع ایران را به حداقل برساند تا در نتیجه با افزایش شکاف بین دو طرف گفتوگو در مسکو، یا ایران از کلیه حقوق هستهایاش محروم شود و یا اینکه مذاکرات به شکست بینجامد و تخاصم و سختگیری بر ایران بیشتر شود. دقیقاً این چیزی است که صهیونیستها دنبال میکنند.

پایگاه اینترنتی «نیویورکدیلی نیوز» 12 ژوئن 2012 (23 خرداد) در مقالهای به اقدام آمریکا در معافیت هند از اجرای تحریم نفتی علیه ایران پرداخت و نوشت: یک روز پیش از گفتوگوی راهبردی هند و آمریکا، دولت آمریکا هند و شش کشور دیگر را از اجرای تحریمهای شدید علیه صادرات نفتی ایران معاف کرد. با معاف شدن هند از این تحریمها، آمریکا این مسئله مهم و مناقشهبرانگیز را در گفتوگوهای راهبردی خود با هند مطرح نخواهد کرد. این گفتوگوها قرار است به ریاست مشترک هیلاری کلینتون و «اسام کریشینا»، وزیر امور خارجه هند برگزار شود. علاوه بر هند، مالزی، کرهجنوبی، آفریقای جنوبی، سریلانکا، ترکیه و تایوان نیز به فهرست کشورهای معاف شده از تحریمها افزوده شدهاند. در عین حال، چین و سنگاپور دو خریدار عمده نفت خام ایران به شمار میروند؛ این دو کشور احتمالاً تا پایان این ماه با مجازاتهایی روبهرو خواهند شد.
در ادامه مقاله آمده است: هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا روز دوشنبه در مورد کشورهای افزوده شده به معافیت از اجرای تحریمها علیه ایران، گفت: «با کاهش فروش نفتی ایران، ما پیامی قاطع به رهبران ایران میفرستیم: تا هنگامی که آنها اقدامات ملموس برای رفع نگرانیهای بینالمللی انجام ندهند، همچنان با انزوا و فشارهای فزاینده روبهرو خواهند شد... ما این تحریمها را به منظور حمایت از اقدامات خود در جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هستهای و ترغیب ایران به پایبندی به تعهدات بینالمللی صورت دادهایم... آمریکا همچنان به سیاست دوسویهای که به ایران شانس تعامل جدی با جامعه بینالملل به منظور حل و فصل نگرانیها را از طریق گفتوگو با گروه 1+5 میدهد، متعهد است.»
در پایان مقاله آمده است: خانم کلینتون در ماه مارس اعلام کرد که گروهی از کشورها (ژاپن و 10 کشور اروپایی) به طور چشمگیری خرید نفتی از ایران را کاهش دادهاند و بنابراین از وضعیت معافیت از قانون تحریمها طی دوره 180 روزه برخوردار شدهاند. مطابق گزارش وزارت انرژی آمریکا، هند و کرهجنوبی (به ترتیب به عنوان سومین و چهارمین خریداران مهم نفت ایران در نیمه نخست سال گذشته) روز دوشنبه از معافیت اجرای تحریم نفتی ایران برخوردار شدند. مطابق قوانین آمریکا که در 31 دسامبر به تصویب رسید، کشورها تا 30 ژوئن فرصت دارند که اثبات کنند میزان خرید نفتی خود از ایران را به طور چشمگیری کاهش دادهاند، در غیر این صورت بانکهای کشورهایی که با ایران تجارت نفتی صورت میدهند، ممکن است از سیستم اقتصادی آمریکا حذف شوند.
تحلیل: خانم کلینتون طوری صحبت میکند که گویا باور ندارد پرده فرو افتاده و تحریمهای غیرقانونی آمریکا، نتیجه دلخواه را نداشته و به علت خسارتهایی که برای آمریکا داشته، مجبور شده برای بسیاری از کشورها ازجمله هند معافیت قائل شود. در این میان، تعجبآور ذلت برخی کشورهاست که با اینکه متحمل ضرر سنگینی میشوند، زورگویی آمریکا را میپذیرند.

این اعتراضات که در واکنش به حکم حبس ابد فرعون مصر آغاز شد، رفتهرفته حال و هوای انتخاباتی پیدا کرد و این روزها مردم مصر به ادامه حضور احمدشفیق، آخرین نخستوزیر مبارک، در عرصه انتخابات اعتراض دارند. در حال حاضر احمد شفیق، اصلیترین و شاید آخرین امید شورای عالی نظامی حاکم بر مصر، آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ادامه خطمشی حکومت مبارک مخلوع و یا جایگزین مناسب برای وی است؛ از اینرو بهنظر میرسد این مثلث شیطانی برای پیروزی وی در مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری که در چند روز آینده برگزار میشود، برنامه ویژهای دارد که محور آن، تقلب و مجریاش شورای عالی نظامی مصر است؛ اما از آنجایی که موفقیت در این امر، قطعی نیست و اعتراضات چند روز اخیر مصر علیه احمد شفیق و شورای عالی نظامی که روند رو به گسترش دارد و خودبهخود هوشیاری مردم را نیز افزایش داده است، میتواند این توطئه را خنثی کند، صهیونیستها از همین الآن عزا گرفتهاند تا آنجا که روز گذشته نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، با اعلام نگرانی از وضع موجود مصر و افزایش احتمال پیروزی «محمد مرسی»، نامزد اخوانالمسلمین، عاجزانه از مقامات رژیم صهیونیستی خواستار چارهجویی شد و به رسانههاي صهیونیستی هم گفت تبلیغاتشان را علیه محمد مرسی به شکل غیرمستقیم انجام دهند. طبیعی است در چنین وضعیتی که ظواهر امر، حاکی از پیروزی اسلامگراها و شک و تردید درباره کارآمدی تقلب است، بهترین گزینه برای شورای عالی نظامی، به تأخیر انداختن زمان برگزاری انتخابات باشد که آن هم به یک بهانه نیاز دارد و خبر مرگ فرعون مصر که چند روزی است شایعه شده، میتواند این بهانه باشد و شاید آخرین خدمت مبارک به آمریکا و رژیم صهیونیستی این باشد که با قتلش موقتاً اندکی از نگرانی آنها کاسته شود و پیروزی کامل مردم مصر چند روزی به تأخیر افتد.

روزنامه واشنگتنپست 11 ژوئن 2012 (22 خرداد) در مقالهای به تنگناها و چالشهای باراک اوباما در قبال ایران و سوریه پرداخت و نوشت: از یک دیدگاه، ارتباط میان مسائل سوریه و ایران کاملاً مشخص است. رژیم بشار اسد متحد کلیدی ایران و عامل پیوند ایران با خاورمیانه عربی بهشمار میرود. در واقع، تحقق سرنگونی بشار اسد نهتنها یک امر ضروری بشردوستانه است[!] بلکه تأمینکننده منافع راهبردی مهم اسرائیل[رژیم صهیونیستی] و آمریکا بهشمار میرود.
در ادامه مقاله آمده است: بنابراین، پرسش این است که چرا دولت اوباما و دولت بنیامین نتانیاهو تمایل چندانی به مداخله نظامی برای سرنگونی اسد ندارند؟ پاسخ اینکه دلیل آن تا حدی به نگرانی از دوران پس از اسد بازمیگردد. از نظر اوباما، مبارزات انتخاباتی آمریکا و ادعای او در مورد پایان امواج جنگها در خاورمیانه، عامل مهمی برای تمایل نداشتن به مداخله نظامی بهشمار میرود؛ اما محاسبات در مورد سوریه و ایران نیز پیچیدهتر از آن چیزی است که بهنظر میرسد. ایران و سوریه تنها به دلیل اتحادشان به یکدیگر پیوند ندارند؛ بلکه آمریکا و متحدانش در مورد هر یک از آنها هدفی مجزا و اضطراری تعریف کردهاند. در سوریه، گزینه پیش روی آمریکا و متحدانش، سرنگونی اسد و جایگزینی دموکراسی در سوریه است. در مورد ایران نیز جلوگیری از دستیابی این کشور به تسلیحات هستهای اولویت دارد. واقعیت این است که برداشتن گامهای موفقیتآمیز در مورد یکی از این دو کشور، تنها راهبرد غرب در قبال دیگری را دشوارتر و پیچیدهتر میکند.
در پایان مقاله آمده است: اقدام نظامی علیه سوریه نگرانی جدی اسرائیل بهشمار میرود. در صورتی که آمریکا در عملیات نظامی علیه سوریه دخیل شود، آیا همچنان انجام حمله هوایی علیه تأسیسات هستهای ایران امکانپذیر است؟ در حالی که عملیات علیه سوریه در جریان است، آیا اسرائیل میتواند به تأسیسات هستهای ایران حمله کند؟ پاسخ شفاف اینکه بروز چنین شرایطی میتواند پیامدهای غیرقابل مدیریت و پیچیده پدید آورد. یک مقام ارشد اسرائیل در پاسخ به پرسشی در مورد مداخله غرب در سوریه گفت: «ما بر ایران متمرکز هستیم. هرگونه اقدامی که تمرکز را از روی ایران بردارد، به نفع اسرائیل نیست.» باراک اوباما نیز تمایلی به مداخله نظامی علیه ایران ندارد؛ اما راهبرد وی که چانهزنی دیپلماتیک برای توقف برنامه هستهای ایران است، نیز گزینههای وی در سوریه را محدود میکند. توافق با ایران، نیاز به حمایت روسیه دارد که هفته آینده میزبان دور دیگر گفتوگوهای هستهای است. در واقع، روسیه با مجبور کردن اسد به کنارهگیری مخالف است. در صورتی که اوباما حمایت ولادیمیر پوتین در مورد ایران را خواهان باشد، باید راهبردهای مطلوب روسیه در قبال سوریه را مد نظر قرار دهد. این وضعیت آمریکا را در شرایط مهمی قرار میدهد. اهداف آمریکا در خاورمیانه پیچیده و متضاد هستند.
تحلیل: در حال حاضر که اصلیترین مسائل خاورمیانه به یکدیگر گره خورده است، آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حفظ مدیریت این مسائل، تشخیصشان این است که حذف اسد از طریق اعمال تروریسم و فشار داخلی انجام گیرد تا از پیچیدهتر شدن امور جلوگیری شود و مدیریت نیز آسانتر باشد و در نهایت، اگر مشکل از این طریق حل نشد و بستر به حد لازم آماده شده بود، گزینه نظامی را انتخاب کنند.

پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 9 ژوئن 2012 (20 خرداد) در مقالهای به طرح صلح کوفی عنان و وضعیت سوریه پرداخت و نوشت: کوفی عنان (نماینده مشترک اتحادیه عرب و سازمان ملل در بحران سوریه) پذیرفته که طرح صلحش شکست خورده و آینده سوریه با «سرکوب وحشیانه، کشتارجمعی، خشونت فرقهای و جنگ داخلی تمامعیار» همراه خواهد بود. عنان در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل تأیید کرد که کشتارجمعی غیرنظامیان در شهرهای حوله و قبیر صورت پذیرفته است.
در ادامه مقاله آمده است: بشار جعفری، نماینده سازمان ملل در سوریه گفت: دولت در حال تحقیق در مورد کشتارهای جمعی است و شبکههای تلویزیونی بینالمللی تصاویری دروغین از قربانیها نشان دادند. او مخالفان مسلح را به ترور، بمبگذاری و کشتار جمعی و در عین حال، کشورهای خارجی را به ارسال پول برای سلفیها و گروههای تروریستی متهم کرد. او گفت: «دولت سوریه آشتی سیاسی را برای تمام نیروهایی که دستشان به خون آغشته نیست، مد نظر دارد...
در پایان مقاله آمده است: کمیتههای هماهنگی محلی، یک شبکه فعالان سوری و مرکز نظارت حقوق بشر سوریه مستقر در انگلستان اعلام کردند که بیش از 86 نفر کشته شدهاند. دولت سوریه نیز نقش خود در این کشتار را نفی میکند. در جبهه دیپلماتیک، کشورهای غربی و عربی به منظور بحث در مورد بحران سوریه در استانبول ترکیه گرد هم آمدهاند. یک مقام آمریکایی گفت که هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده انتقال قدرت در کشور باید شامل «انتقال کامل قدرت» از اسد و ایجاد دولت کاملاً فراگیر و برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه باشد. فرانسه اعلام کرد که 6 ژوئیه میزبان نشست دوستان سوریه خواهد بود و انگلستان نیز پیشنهاد روسیه برای نشست بینالمللی با حضور ایران (متحد کلیدی سوریه) را رد کرد. ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلستان، گفت: «تصور میکنم مشارکت دادن ایران در چنین گروهی، احتمالاً به ناکارآمدی کارکرد گروه منجر خواهد شد... ایران از برخی خشونتهای غیرقابل قبول حمایت میکند و پشتیبان اقدامات رژیم سوریه است که این مسئله مشکلات بسیاری بهوجود میآورد.»
تحلیل: لجاجت کشورهای غربی و عربی برای حذف بشار اسد، به کشتهشدن افراد بیگناه بیشتری منجر میشود؛ چون این کشورها برای فشار به اسد ابزار کارآمدتر از آن ندارند و سعی میکنند با کشتن و قتلعام بیشتر غیرنظامیان بیگناه، افکار عمومی را علیه اسد تحریک کنند. طرفهای غربی میدانند حضور ایران در نشستی که برای بررسی مسائل سوریه برگزار میشود، دست کشورهای عربی و غربی را در دامنزدن به کشتار در سوریه رو میکند؛ از اینرو با حضور ایران مخالفت میکنند.
«غسان بن جدو» خبرنگار لبنانی تونسیتبار شبكه الجزیره كه به علت تبدیل شدن شبكه خبری الجزیره به ابزار دست قدرتهای بزرگ دنیا از این شبكه استفعا داد، هماكنون ریاست شورای اداری این شبكه را برعهده دارد. شبكه «المیادین» درصدد استفاده نكردن از واژه «اسرائیل» است و بر عدم حضور مهمانان رژیم صهیونیستی در این شبكه تأكید دارد؛ چراكه عادیسازی فرهنگی و اطلاعرسانی با این رژیم را كه بسیاری از شبكههای عربی بهدنبال آن هستند، رد میكند.
شبكه المیادین، شعار «واقعیت آنگونه كه هست» را شعار اصلی خود انتخاب كرده و تأكید میكند كه نام این شبكه نیز از میدان التحریر و سایر میدانهای عربی كه خاستگاه بیداری اسلامی و انقلابهای مردمیاند، گرفته شده است. مركز اصلی این شبكه در بیروت خواهد بود و البته دفترهایی را در پایتختهای كشورهای دیگر ازجمله آمریكا، ایران، فرانسه، چین، مصر، تونس، روسیه، تركیه و سوریه خواهد داشت.

طرح اول، به طرح دوم کوفیعنان موسوم است و روزنامه «واشنگتنپست» به نحو کلی به آن پرداخته و درباره آن نوشته است: طرح جدید عنان که قرار است اواخر هفته جاری به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شود، مشتمل بر مواردی ازجمله کنار رفتن بشار اسد از قدرت و واگذاری قدرت است. این طرح در جمعی به نام «گروه تماس» که از اعضای دائم شورای امنیت، نمایندگان اتحادیه عرب و ترکیه و ایران تشکیل خواهد شد، بررسی میشود. طرح دوم، طرح روسیه و با همان نام یعنی «گروه تماس» است که تقریباً اعضای تشکیلدهنده آن، همان اعضای گروه تماس طرح کوفیعنان هستند، با این تفاوت که در طرح روسیه، اتحادیه اروپا نیز مدنظر است. ظاهراً هیلاری کلینتون با طرح روسیه موافق است مشروط بر اینکه ایران در آن حضور نداشته باشد. روسها میدانند با ترکیبی که برای تشکیل گروه تماس پیشنهاد دادهاند، چنانچه ایران حضور نداشته باشد، موضع روسیه ضعیف میشود و احتمالاً نتیجه طرحی که خود آنها پیشنهاد دادهاند، به ضررشان تمام میشود؛ بنابراین احتمال دارد با تشکیل گروه تماس بدون حضور ایران موافقت نکنند. از طرف دیگر بهنظر میرسد دلیل موافقت تلویحی کلینتون با پیشنهاد روسها این باشد که روسها را در پیشنهاد خودشان به دام اندازد و با یارگیری گسترده در گروه تماس که بیشتر آنها از کشورهای مخالف اسد هستند، روسیه را به تسلیم در برابر نظر غرب وادار کند. این در حالی است که قطر صندوقی با سرمایه سهمیلیون دلار برای کمک به مخالفان سوریه تشکیل داده تا دیگر کشورها هم به این صندوق کمک کنند. با تمام این تفاصیل و برخلاف آنچه که تبلیغات غرب منعکس میکند و سعی دارد اوضاع سوریه را به هم ریخته و نابسامان نشان دهد، سوریه در وضعیت داخلی آرام و مطمئنی بهسر میبرد و همین سبب شده که تروریستها دائماً تلاش میکنند با انفجار و کشتار، سوریه را ناامن و فاقد نظم و انسجام اجتماعی نشان دهند.

پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 9 می 2012 (20 خرداد) در مقالهای به رقابت ایران و آمریکا در افغانستان پرداخت و نوشت: ایران در یک دهه گذشته توجه بسیاری به دور نگهداشتن نیروهای آمریکایی از مرزهای خود کرده است. مشارکت راهبردی اخیر آمریکا و افغانستان که مطابق آن، آمریکا امکان حضور برای 12 سال دیگر را دارد، با مخالفت جدی ایران روبهرو شد. ایران همچنان از نفوذ خود در میان مردم شمال افغانستان به منظور رد این توافقنامه در پارلمان استفاده میکند. این تلاش ایران احتمالاً موفقیتآمیز نخواهد بود؛ اما ایران مسیری دیگر و طولانیتر برای مقابله با منافع آمریکا در منطقه دارد.
در ادامه مقاله آمده است: ایران بهدلیل نارضایتی از توافقنامه راهبردی ایران و افغانستان، تهدید کرده است دهها هزار آواره افغان را از کشور اخراج کند. مهمتر اینکه ایران از نفوذ گسترده خود در میان مردم غیرپشتون شمال افغانستان بهره میبرد. آنها اکثریت جمعیت کشور را تشکیل میدهند و نمایندگان بسیاری در مجلس ملی افغانستان دارند؛ زیرا در نواحی جنگزده جنوبی و شرقی افغانستان میزان مشارکت پشتونها در انتخابات پایین است. از نظر مردم شمال افغانستان که زبان و فرهنگ آنها فارسی است، ایران مورد احترام است. ایران از آنها در طول جنگ روسیه حمایت و در برابر طالبان حفاظت کرده است. در عینحال، ایران برنامههای توسعه در بخش غربی افغانستان به اجرا گذاشته است؛ بهویژه ساخت جادههایی که روابط تجاری دو کشور را تقویت میکند. با وجود این، این روابط و احساسات میان ایران و افغانستان احتمالاً سبب نمیشود مجلس ملی افغانستان مشارکت راهبردی آمریکا و افغانستان را رد کند.
در پایان مقاله آمده است: مردم شمال افغانستان، آمریکا را مجبور به خروج نخواهند کرد؛ زیرا خروج آمریکا میتواند جنگ داخلی و احتمالاً بازگشت طالبان را به همراه داشته باشد. ایران دو سیاست را در قبال افغانستان پیگیری میکند. نخست، این کشور میتواند حامد کرزای را متقاعد کند که از پایگاههای نظامی در افغانستان برای حمله به ایران استفاده نشود و اقدامات ردیابی و شناسایی نیز علیه ایران صورت نگیرد. دوم، ایران میتواند از مجاورت خود برای سرمایهگذاری در توسعه اقتصادی افغانستان استفاده کند. این اقدام ایران میتواند به سیاستهای آمریکا در منزویسازی ایران ضربه بزند.
تحلیل: برخلاف عراق که ایران یگانه مخالف جدی حضور آمریکاییها در آن کشور بود، کشورهای مخالف حضور آمریکا در افغانستان کم نیستند و همین نکته باعث میشود آمریکاییها حضور بیدغدغهای در افغانستان نداشته باشند، افزون بر آنکه فقدان چشمانداز روشن در افغانستان نیز این موضوع را بیشتر تأیید میکند.
سایت آلمانی «اشپیگل آنلاین» نوشت: اسرائیل(رژیم صهیونیستی) زیردریاییهای آلمانی خود را به موشکهای بالدار اتمی مجهز میکند. به گزارش اشپیگل آنلاین، تاکنون سه زیردریایی ساخت آلمان به اسرائیل تحویل داده شده است و سه زیردریایی دیگر نیز بهزودی تحویل داده خواهد شد؛ از همینرو، دولت آلمان برای اینکه در تحویل بقیه زیردریاییها خللی ایجاد نشود، اصرار دارد که بگوید از تجهیز اتمی این زیردریاییها چیزی نمیداند. اما باوجود این ادعا، برخی کارمندان بلندپایه پیشین وزارت دفاع آلمان مانند «لوتار روهل»، معاون سابق این وزارتخانه و نیز «هانس روهله»، رئیس ستاد برنامهریزی، به اشپیگل گفتهاند که آنان همواره بنا را بر این گذاشتهاند که اسرائیل روی این زیردریاییها جنگافزار اتمی تعبیه میکند. روهل در این زمینه با مسئولان نظامی در تلآویو نیز صحبت کرده است. همچنین از پروندههای وزارت امور خارجه آلمان استنباط میشود که دولت آلمان از سال ۱۹۶۱ از چنین برنامهای خبر دارد. آلمان عضو گروه 1+5 است و همواره دغدغه اتمی شدن ایران و به خطر افتادن امنیت جهانی را دارد!

همیشه کسانی که در آغاز راه آشنایی با مسائل سیاسی و بهویژه نظامهای سیاسی غرب هستند، زمانی که به نظام سیاسی انگلیس و برخی کشورهای متأثر از آن میرسند، از خود میپرسند چگونه است در اروپا که خودش را مهد آزادی و پیشگام در مبارزه با حکومتهای خودکامه و تک فرمانروایی میداند، برخی کشورها مانند انگلیس وجود دارند که نظامشان سلطنتی است، بدون آنکه مردم به آن اعتراض داشته باشند. آنچه که این روزها و در جشنهای شصتمین سالگرد آغاز سلطنت ملکه انگلیس آشکار شده، بازتاب بخشی از اعتراضات مردمی به این نوع نظام سیاسی است.
دو روز پیش در حالی که ملکه و اعضای خانواده سلطنتی سوار بر یک قایق گرانقیمت به همراه هزار شناور دیگر بر روی رودخانه «تیمز» رژه میرفتند، صدها نفر از مخالفان نظام سلطنتی در نزدیکی پل «تاور بریج» در مرکز لندن تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی، تغییر نظام سیاسی انگلیس از سلطنتی به جمهوری را خواستار شدند. شعارهای نقش بسته بر روی پارچهنوشتههای آنان، عمق مخالفت و اعتراض آنها به این نظام سیاسی را نشان میداد. برخی از این شعارها عبارت بودند از: ما شهروند هستیم نه رعیت، دموکراسی به جای نظام سلطنتی، قدرت را به مردم واگذار کنید، نظام سلطنتی باید به تاریخ سپرده شود و... .
«گراهام اسمیت»، مدیر اجرایی سازمان مدنی ضدسلطنت انگلیس موسوم به «جمهوری»، با سخنرانی در جمع مخالفان گفت: «ما مخالف تفویض موروثی امتیازات و قدرت سیاسی به خانواده سلطنتی هستیم... برخلاف تبلیغات گسترده رسانهها، همه مردم علاقهای به نظام سلطنتی ندارند. در واقع این نظام در راستای منافع یک گروه اقلیت است.»
تحولات جهانی که روزبهروز بر آگاهی ملتها افزوده و نیز رکود اقتصاد غرب که دامن انگلیس را نیز گرفته و همچنین برخورداری ملکه انگلیس و خانواده سلطنتی از امتیازات ویژه و ولخرجیهای گسترده و فارغ بودن از وضعیت بغرنج و نابهنجار مردم و ناتوانی دولت از سر و سامان دادن به وضعیت آشفته عمومی، نگاه مردم را متوجه نظام سیاسی کرده و در اذهان آنها این تصور در حال شکلگیری است که با تغیر نظام سیاسی و به حساب آمدن مردم و خارج شدن قدرت و ثروت از اختیار یک اقلیت، به بهبود وضعیت امید میرود. رشد این تصور در اذهان مردم، نظام سلطنتی انگلیس را با چالشهای جدی مواجه خواهد ساخت.

پس از این جنایت بسیار وحشیانه، دیری نگذشت (3 روز بعد) که کوفی عنان، نماینده ویژه سازمان ملل در امور قضیه سوریه، در زیر سایه تهاجم سنگین رسانهای غرب به سوریه و دامن زدن به این جنایت و نسبت دادن آن به سوریه برای گفتوگو با مقامات سوریه وارد دمشق شد و در گام اول با ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه، مذاکره کرد. معلم در این دیدار، دخالت ارتش سوریه در این جنایت را رد کرد و تروریستهای سلفی و القاعده را مسئول آن معرفی کرد و از کوفیعنان خواست تا برای جلوگیری از کمک تسلیحاتی اجانب به تروریستها چارهای بیندیشد. بعد از این گفتوگوها بود که روز گذشته حدود دوازده کشور اروپایی در اقدامی هماهنگ و خصمانه تصمیم گرفتند سفرای سوریه را از کشورهایشان اخراج کنند و برای این کار به آنها هفت ساعت فرصت دادند. چینش برنامه جدید علیه حکومت سوریه با جنایت در «الحوله» آغاز شد، پس از آن، تهاجم تبلیغاتی و نسبت دادن جنایت به ارتش سوریه شدت گرفت، در پی آن کوفی عنان به سوریه سفر کرد و بلافاصله برنامه اخراج سفرای سوریه از تعداد قابل توجهی کشور اروپایی کلید خورد و احتمالاً در مراحل بعدی قصد دارند با افزایش فشار بر سوریه، مقامات این کشور را وادار به واگذاری قدرت کنند و یا اینکه عملیات نظامی علیه سوریه را تقویت کنند. این، آن چیزی است که در فرایند چینش حوادث اخیر صحنه سوریه مشاهده میشود؛ اما این همه یکسوی سکه است. سوی دیگر سکه، اقدامات سوریه و مردم این کشور و کشورهای حامی سوریه است که باید برای توطئه جدید صهیونیستی، غربی و عربی چارهجویی کنند. آنطور که دشمنان سوریه گمان میکنند، دستشان برای هر اقدامی علیه سوریه باز نیست و حامیان سوریه برای مقابله با ترفندهای آنها توانایی لازم را دارند که باید یکپارچه و همافزا عمل کنند.

سفر عنان به سوریه مطابق برنامهای از پیش تعیینشده بود و ارتباطی با جنایت تروریستهای سلفی در منطقه «الحوله» شهر حمص نداشت؛ اما بهنظر میرسد عمق و وسعت جنایت انجام شده، رابطه معناداری را با سفر عنان که سه روز بعد از این جنایت به سوریه سفر کرد، ایجاد میکند. تروریستها و حامیان آنها میدانند چنانچه طرح شش مادهای عنان غیرمغرضانه و بهدور از دخالت بیگانگان و اعمال فشار اجرا شود، چیزی نصیب آنها نمیگردد و شاید با باقی ماندن بشار اسد در قدرت، به آنها تنها حداکثر سهم 20 درصدی از قدرت برسد که نظر آنها را تأمین نمیکند. بنابراین آنها برای جلوگیری از فرجام اینچنینی طرح عنان، دو راه پیشرو دارند: یا با کارشکنیهای مختلف، مانع اجرا و در نهایت شکست آن شوند یا اینکه با اقداماتی پیچیده و هماهنگ با اجانب، کاری کنند که نتیجه اجرای طرح کوفی عنان به نفع آنها تمام شود. جنایت «الحوله» که در آستانه سفر کوفی عنان به دمشق صورت گرفت و رسانههای بیگانه در حجم بالا آن را به ارتش سوریه نسبت دادند، یکی از این اقدامات پیچیده است که مانع تشخیص درست «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه شد که گفت: «ارتش سوریه و مخالفان این کشور هر دو در کشتار شهر حوله سهیم هستند و باید جلوی چنین اقداماتی گرفته شود.» لاوروف همچنین گفت: ما در نشست روز یکشنبه(7 خرداد) شورای امنیت کشتارهای شهر حوله را بررسی کردیم و ناظران بینالمللی در گزارش خود تأکید کردند که بسیاری از کشتهشدگان در این شهر بهدلیل اصابت ترکش ناشی از گلوله توپ و تانک کشته شدهاند و برخی از آنها نیز از فاصله نزدیک مورد شلیک مستقیم قرار گرفتهاند. این سخنان لاوروف در حالی اظهار شده که روز گذشته ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه، در دیدار با کوفی عنان گفت: بیشتر کشته شدگان با سلاح سرد کشته شدهاند و سلفیها و القاعده دست به این جنایت زدهاند. قرار است عنان با بشار اسد، رئیسجمهور سوریه نیز دیدار و گفتوگو کند.

روزنامه گاردین 29 می 2012(9 خرداد) در مقالهای مدعی کمکهای ایران به ارتش سوریه شد و نوشت: یک فرمانده ارشد در سپاه پاسداران ایران پذیرفته است که نیروهای ایران در حمایت از رژیم بشار اسد فعالیت میکنند. وی در مصاحبهای با خبرگزاری نیمهرسمی ایسنا گفت: «در صورتیکه جمهوری اسلامی در سوریه حضور نداشت، کشتار مردم در مقیاسی گستردهتر صورت میگرفت.» این خبرگزاری به نقل از این فرمانده نوشت: «پیش از حضور ما در سوریه، بسیاری از مردم بهدست مخالفان کشته شدند؛ اما با حضور فیزیکی و غیرفیزیکی جمهوری اسلامی، از کشتارهای گسترده در سوریه جلوگیری شد.»
در ادامه مقاله آمده است: غرب ایران را به حمایت نظامی و فنی از اسد بهمنظور سرکوب اعتراضات و خیزشهای مردمی متهم کرده است. مقامات ایران این اتهامات را رد کرده و گفتهاند ایران تنها از سوریه حمایت اخلاقی میکند. به موازات گسترش موج اعتراضات در خاورمیانه، رهبران ایران خود را در موقعیت خاصی یافتند و به تحسین انقلابها و خیزشهای تونس، مصر، بحرین و یمن پرداختند؛ اما چنین تحولاتی را در سوریه محکوم کردند، زیرا سوریه متحد نزدیک ایران در منطقه بود. مخالفان ایران تلاش کردهاند از بهار عربی کسب اعتبار کنند و بگویند که بهار عربی از حوادث پس از انتخابات مناقشهبرانگیز سال 2009 ایران الهام گرفته است؛ اما آیتالله[العظمی]خامنهای، رهبر ایران، بهار عربی را الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران توصیف کرده و آن را «بیداری اسلامی» خوانده است. مئیر جاودانفر، کارشناس ایرانی- اسرائیلی خاورمیانه میگوید: «این نخستین بار است که یک مقام ارشد سپاه پاسداران پذیرفته که نیروی قدس در سوریه فعال است... این موضوع میتواند ناشی از این واقعیت باشد که ایران از افزایش انزوای سوریه و خطرات ناشی از آن و سرنگونی احتمالی اسد، احساس تهدید میکند و این مسائل را در تضاد با منافع خود در سوریه و منافعش در مورد حزبالله لبنان میبیند... حال ایران با پذیرش این واقعیت ممکن است بسیار تمایل داشته باشد این پیام را بفرستد که هرکس خواهان مقابله با اسد است، با نیروهای ویژه مجرب و توانمند ایران مواجه خواهد شد.»
در پایان مقاله آمده است: روز دوشنبه، همچنین ایران «دخالت خارجی» و «تروریستها» را عامل کشتار بیش از 100 شهروند سوری (عمداً کودکان) در شهر حوله خواند.
تحلیل: غرب با به خدمت گرفتن مخالفان سوریه و تروریستها تصمیم دارد به هر نحوی، حکومت سوریه را سرنگون کند؛ زیرا آن را مهمترین مانع آرامش صهیونیستها و منافع گستردهای میداند که کسب آن را در رؤیای نبود حکومت فعلی سوریه، پرورانده است؛ از اینرو تلاش میکند با تبلیغات، به کشورهای حامی سوریه نیز فشار وارد کند.

بنا بر اخبار واصله، اقدامات پیشمرگان گروهک تروریستی کومله منسوب به «عبدالله مهتدی» که بهخاطر مسائل اخلاقی و همچنین با قصد تصرف تمام اردوگاه «بازیان» با حزب الوفاق کرد سوریه بارها در این منطقه با هم درگیر شدهاند که در بعضی مواقع، به زخمیشدن تعداد زیادی از افراد دو طرف و بستریشدن آنها در بیمارستان منجر شده است، سبب شده تا مسئولان اتحادیه میهنی کردستان، طی 10 روز گذشته، چندین بار با مسئولان اردوگاه بازیان جلسه برگزار کنند و ضمن تذکر جدی به آنها اعلام کنند که هرچه زودتر نیروهای خود را به مکان دیگری انتقال دهند. گفته میشود «محمود صالح»، مسئول دفتر روابط کردستانی اتحادیه میهنی کردستان عراق، قرار است با هماهنگی استانداری سلیمانیه، برای اخراج و انتقال پیشمرگان کومله مهتدی، به مکان دیگری اقدام کنند. این تصمیم به تصویب مسئولان اتحادیه میهنی رسیده و بهزودی اجرا خواهد شد.

هنگامی که تظاهرات نمایشی و ساختگی در چند شهر سوریه راه بهجایی نبرد و حمایت کشورهای خارجی از مخالفان حکومت سوریه با راهپیماییهای مردمی حمایت از حکومت سوریه مواجه شد، دشمنان خارجی و مزدوران داخلی سوریه متوجه شدند با شبیهسازی تونس و مصر در سوریه و راهاندازی تظاهراتهای کمجمعیت تنها در چند شهر، نمیتوانند حکومت را درهم بشکنند، از اینروبه اقدامات تروریستی روی آوردند و صدها تن از مردم بیدفاع و نیروهای نظامی امنیتی را به قتل رساندند. آنها با این جنایات این فرصت و بهانه را برای حامیان خارجیشان ایجاد کردند تا مستقیماً وارد موضوع شوند و سازمان ملل را نیز با آن درگیر کنند. با اینکه قصد آنها از این رفتار برنامهریزی شده، یارگیری و افزایش فشار خارجی بر حکومت سوریه بود؛ اما اقدامات اصلاحی حکومت سوریه و ورود کوفی عنان، نماینده سازمان ملل به قضیه سوریه، کار تروریستها و حامیانشان را سخت کرد. بهویژه اینکه طرح کوفی عنان تا میزان قابل توجهی دست تروریستها را میبست. در هر صورت، آنها با اکراه طرح کوفی عنان را پذیرفتند؛ اما برای به شکست کشاندن آن، به اقدامات تروریستیشان ادامه میدادند تا اینکه چند روز پیش در آستانه سفر کوفی عنان به سوریه، تروریستها با حمله به منطقه «سهلالحوله» در حومه استان حمص بیش از صد شهروند سوری را به فجیعترین شکل به قتل رساندند. در میان کشتهشدگان، سه کودک و شمار زیادی زن وجود داشت و شاهدان عینی اعلام کردند تروریستهای سلفی پس از کشتن شهروندان سوری در حالی که شعار «مرگ بر علویان» و «مرگ بر شیعه» سر میدادند، با تبر، سرهای کشتهشدگان را له میکردند. پس از این جنایت، رسانههای حامی تروریستها تبلیغات پرحجمی را آغاز کردند و این جنایت هولناک را به ارتش سوریه نسبت دادند و این در حالی است که اعلامهای مکرر تروریستها در به شکست کشاندن طرح کوفی عنان و اعتقاد آنها به اینکه برگ برنده آنها برای وارد کردن فشار بیشتر به حکومت سوریه، افزایش کشتار و جنایت است، نشانههای انکارناپذیر دست یازیدن آنها به این جنایت و دو سه جنایت دیگر است که تقریباً همزمان با قتل عام «سهلالحوله» انجام دادهاند.

پایگاه اینترنتی عربنیوز 27 می2012 (7 خرداد) در مقالهای به مقاومت هند در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش برای کاهش وابستگی به نفت ایران پرداخت و نوشت: آمریکا و متحدانش از هند میخواهند وابستگی خود به نفت ایران را کاهش دهد. این در حالی است که هند به واردات انرژی بسیار وابسته است و حجم عظیمی از نیازهای نفتی خود را از ایران تأمین میکند. کشورهای غربی معتقدند ایران از درآمدهای نفتی خود بهمنظور توسعه برنامه تسلیحات هستهایاش استفاده میکند؛ اما ایران پافشاری میکند که برنامه هستهای خود را در راستای اهداف صلحآمیز به پیش میبرد. نخستوزیر هند پس از نشست با رئیس اتحادیه اروپا گفت: «در مورد برنامه هستهای ایران مسائلی وجود داشته است... ما صادقانه معتقدیم که این مسئله میتواند و باید از حداکثر ظرفیت دیپلماتیک حل و فصل شود.» رئیس اتحادیه اروپا گفت از نخستوزیر هند خواهد خواست از اهرم هند برای حلوفصل مسئله هستهای ایران استفاده کند.
در پایان مقاله آمده است: ایران دومین تأمینکننده بزرگ نفت هند پس از عربستان سعودی است و مطابق گزارشهای رسانهای، روزانه 550 هزار بشکه نفت از ایران وارد میکند. در عین حال، تحریمها علیه ایران روابط تجاری با این کشور را با چالش روبهرو کرده است؛ زیرا واردکنندگان نفت ایران در انتقال پول نفت از طریق سامانههای تراکنش بانکی با مشکل مواجهند و در واقع باید بانکهایی را بیابند که به انجام این اقدام تمایل داشته باشند؛ اما هفته گذشته، سفیر ایران در هند گفت دو کشور در مورد تسهیل روابط تجاری به توافق رسیدهاند. مطابق این توافقنامه، هند 45 درصد پرداختهای خود برای نفت خام ایران را به روپیه میدهد و مابقی آن را در پروژههای زیرساختی ایران سرمایهگذاری میکند. در عین حال، سیدمهدی نبیزاده، سفیر ایران در هند، گفت: «ایران از ارز روپیه برای خرید کالاهای هندی از جمله ماشینآلات، آهن، فولاد، مواد معدنی و خودرو استفاده خواهد کرد.» هیئت بزرگی از مقامات تجاری هند، اواخر این ماه بهمنظور شناسایی بازار کالاها و خدمات هندی در ایران، به این کشور سفر خواهند کرد.
تحلیل: از لحن سخنان رئیس اتحادیه اروپا و نخستوزیر هند برمیآید که نه وی امید به تأثیرگذاری سخنانش دارد و نه نخستوزیر هند مایل به اجابت درخواست اوست؛ زیرا هند کشور بزرگ و قدرتمندی است که بهآسانی تحت فشار قرار نمیگیرد و بهراحتی هم حاضر نیست انرژیای را که مزایای ویژه برای آن دارد را از دست بدهد.
وزارت
امور خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود درباره عملکرد حقوق بشر کشورهای
مختلف گفته است: حکومت اسرائیل سال گذشته از 4600 درخواست پناهندگی تنها یک
مورد را پذیرفته است .
این
سایت ادامه داد: «مقامات حکومتی در اسرائیل هنگام سخن گفتن درباره
پناهجویان، از الفاظی چون «نفوذیها»، «غده سرطانی» و «بلای ملی» استفاده
میکنند و این سبب برانگیختن نفرت عمومی نسبت به پناهجویان میشود.»
بیبیسی افزود: «پس از تظاهرات خشونتآمیز علیه حضور مهاجران سیاهپوست در
جنوب تلآویو در روز چهارشنبه گذشته، گزارشها از آن شهر حکایت از آن دارد
که حضور مأموران حکومتی برای تأمین امنیت در آن منطقه تقویت شده است. تام
سگو که یک مفسر امور اجتماعی در اسرائیل است، گفته است که جو نژادپرستانه
او را از هر چیز دیگری بیشتر نگران میکند. او میگوید چندین سال است که با
اتخاذ مواضع ضد شهروندان عرب در پارلمان، جامعه اسرائیل به سمت نژادپرستی
حرکت میکند. «من فکر میکنم این جامعه الآن بهشدت بیمار است.»

در این نشست درباره ایران دو نکته وجود داشت:
1- سخنان اوباما که ابتدا از زبان سران جی 8 اعلام کرد حق ایران را در استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای به رسمیت میشناسند و پس از آن هم با روی آوردن به مشی خلاف مسیر نشست استانبول 2 گفت: ما همچنان روش فشار و مذاکره را دنبال میکنیم.
2- بخشهای مربوط به ایران در بیانیه پایانی جی 8 طوری تنظیم شده که گویا ایران کشوری متمرد و گریزان از ضوابط و تعهدات بینالمللی است و هر چه زودتر باید با تسلیم در برابر خواست جهانی، خلاف آن را اثبات کند.
ارزش تاریخی نشست جی 8 در هر دوره به طرح موضوعات مهم جهانی و توافقات کلی است که به آن دست مییابند و معمولاً هم چندان جامه عمل نمیپوشد. در این دوره نیز وخامت اوضاع جهانی و سوگیری ناهمسوی منافع این کشورها و اختلافات موجود، آن ارزش را هم مخدوش کرد؛ اما در این بین، رویکرد بیانیه این نشست و شخص اوباما به بحث ایران، مهم و حاکی از آن بود که آنها ناامیدانه همچنان درصددند از آخرین فرصتها برای ارعاب ایران استفاده کنند و بهشکلی به آخرین سخنان سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، که در همایش اقتصاد مقاومتی به غربیها توصیه کرده بود از مشی فشار دست بردارند و دچار اشتباه در محاسبه نشوند، پاسخ دهند تا توازن فضای تبلیغاتی را به نفع خودشان حفظ کنند و این در حالی است که غربیها برای حضور در نشست بغداد به غیر از برخی ادعاهای واهی و تهدیدات تکراری که اعمال آن برای خودشان هم بسیار پرهزینه و نگرانکننده است، چیزی در چنته ندارند و به واسطه دست پر ایران، ناچارند برای جلوگیری از شکست مذاکرات که بر وخامت اوضاع آنها نیز میافزاید، با ایران کنار بیایند، مگر اینکه در دو سه روز آینده اتفاق خاصی بیفتد.

معترضان بحرینی در اوایل قیام، خواستار اصلاحات در نظام کاملاً بدوی و به دور از مناسبات تعریفشده امروزی حکومتداری آلخلیفه بودند؛ اما مقامات بحرینی که اصالت و ریشهدار بودن قیام را باور نمیکردند و آن را امری احساسی و گذرا میپنداشتند، مغرورانه به خواست مردم بیاعتنایی کردند و هنگامی هم که دریافتند قیام جدی است و معترضان بهراحتی دست از اعتراض و مخالفت برنمیدارند، دست کمک بهسوی اجانب دراز کردند و نیروهای نظامی عربستان و امارات با دادن پاسخ مثبت به این نیاز، برای سرکوب شدیدتر مردم به بحرین اعزام شدند. تشدید سرکوبهای امروز بهجایی رسیده که مردم درخواست اصلاحات را به سرنگونی حکومت آلخلیفه تبدیل کردهاند. این شعاری بود که دیروز دهها هزار بحرینی مخالف آلخلیفه در اعتراض به بحث الحاق بحرین به عربستان سر دادند. وحشت آلخلیفه از سرنگونی و پیامدهای آن و طمع عربستان به توسعه سرزمینی، هر دو حکومت را بدون آنکه متوجه آثار پرهزینه الحاق بحرین به عربستان باشند، با اصرار بر این الحاق به سمت پرتگاه میکشاند.
کشورهای غربی که معمولاً در چنین مواقعی بسیار زود واکنش نشان میدهند، در این قضیه با سکوت در برابر آن رضایت تلویحیشان را نشان دادهاند. برای آنها نیز مانند عربستان و بحرین وضعیت موجود مهم است و آنها به ویژه آمریکا برای حفظ منافعش هر اقدامی که وضعیت آشوبزده فعلی را مهار کند، ترجیح میدهند و فعلاً کاری به پیامدهای آن ندارند، هر چند که از پیامدهای آن بر هم ریخته شدن ثبات عربستان باشد. یکی از پیامدهای اقدام عربستان و بحرین که باعث برهم خوردن ثبات منطقه میشود واکنش اعتراضآمیز مجلس ایران و راهپیمایی سراسری دیروز مردم ایران در حمایت از مردم تحت ستم بحرین و طرح الحاق بحرین به عربستان است. یقیناً اقدام این دو کشور از سر خیرخواهی نیست و اعتراض علیه آن به اشکال مختلف ادامه پیدا میکند و چنین الحاقی نباید صورت پذیرد؛ زیرا مخل امنیت مناسبات سازگارشده منطقه است.
هدف اصلی سعودیها از برگزاری این نشست، دعوت از سران شورای همکاری خلیجفارس برای بحث و بررسی درباره تبدیل شورا به اتحاد و همچنین زمینهچینی برای الحاق بحرین به عربستان بود. افزایش فشار انقلابیهای بحرین بر پادشاهی این کشور و درماندگی مقامات بحرین از مهار تحرکات انقلابیها و نیز حرص و طمع پادشاه این کشور برای حفظ قدرت، وی را واداشته تا با تن دادن به هر خفت و خواری این مسند را نگه دارد، عربستان هم با آگاهی از ضعف آلخلیفه، الحاق بحرین به عربستان را مطرح کرد و بهگمان اینکه با این اقدام میتواند سایر سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس را نیز متقاعد کند که با تشکیل یک اتحادیه سیاسی، تسلط بیشتر عربستان بر خودشان را بپذیرند. طبیعی است که حکام این کشورها که وضعیت بحرین را ندارند و برخی از آنها از گذشته با عربستان اختلاف داشتهاند و از همین مقدار سلطه عربستان بر خودشان نیز ناراضی هستند، به این پیشنهاد فریبکارانه روی خوش نشان ندهند، برای همین هم بود که از این نشست، نکته خاصی که بر موافقت نسبی آنها دلالت داشته باشد، به بیرون درز نکرد و وزیر خارجه عربستان برای اینکه به آنها یادآوری کند عربستان حامی این کشورهاست و اوست که میتواند در دفاع از آنها مقابل ایران بایستد و همچنین برای اینکه نگاهها بر بینتیجه بودن این نشست متمرکز نشود در نشست مطبوعاتی مذکور با بیانی کاملاً تبلیغاتی گفت: از دیدگاه حکیمانه امارات درباره حل جزایر اشغال شده[!] بهصورت مسالمتآمیز حمایت میکنیم.» این رجزخوانی سعود الفیصل بیش از اندازه تبلیغاتی بود برای همین میتوان گفت با وجود موضع قاطع ایران در برابر قضیه جزایر سهگانه، هیچیک از سران حاضر در نشست فوق دلشان را به این بیان نمایشی خوش نکردند، چون خوب میدانند موضع ایران در برابر حاکمیت بر جزایر سهگانهاش قطعی و غیر قابل تشکیک است.
پایگاه خبری عربیپرس در مطلبی با اشاره به اظهارات دبیرکل حزبالله لبنان درباره حمله به مراکز صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی در صورت تجاوز این رژیم به لبنان آورده است: «رژیم اسرائیل[صهیونیستی] بهطور رسمی، درستی اظهارات «سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزبالله لبنان و توان آن را برای حمله به مراکز مشخص در تلآویو در جنگ آتی با لبنان به اثبات رساند.»
پایگاه خبری عربیپرس در ادامه نوشت: «روزنامه «یدیعوت آحارونوت» فاش کرده است که موساد و منابع امنیتی در تلآویو بهخوبی به توان حزبالله واقف هستند.»
این روزنامه در ادامه مینویسد: «منابع امنیتی در تلآویو اعلام کردهاند که حزبالله نهتنها میتواند مقر ارتش را در تلآویو هدف قرار دهد، بلکه میتواند پناهگاههای زیر زمینی این مرکز را که از حساسیت بالایی برخوردار هستند، نیز هدف قرار دهد.»
این منابع بیان کردند: «در صورتیکه این مرکز مورد حمله موشکی حزبالله قرار گیرد، فرماندهی ارتش اسرائیل مختل خواهد شد، بهویژه اینکه، این مرکز، مسئول اداره جنگ آینده است.»
این پایگاه خاطرنشان میکند روزنامه یدیعوت آحارونوت در مطلبی با عنوان «میلیونها دلار به چاه ریخته شد» نوشته است: «فرماندهی ارتش اسرائیل ساخت پناهگاه زیرزمینی در «الکریاه» در تلآویو را بهسبب ترس از حملات موشکی متوقف کرده است؛ زیرا آنها احتمال دادهاند که این پناهگاه نتواند در برابر حملات مقاومت کند و بهطور کلی فرو بریزد.»

پایگاه اینترنتی عربنیوز 15 می 2012 (26 اردیبهشت) در مقالهای به نشست رهبران شورای همکاری خلیجفارس به ریاست ملکعبدالله در روز دوشنبه پرداخت و نوشت: در این نشست توافق شد زمان بیشتری برای بررسی جزئیات طرح پیشنهاد اتحادیه خلیجفارس صرف شود. همچنین آنها از ایران خواستند از مداخله در امور کشورهای خلیجفارس خودداری کند تا به روابط ایران و کشورهای خلیجفارس آسیب نرسد و در عینحال صلح و امنیت در منطقه حفظ شود. سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان پس از نشست، در گفتوگو با خبرنگاران متذکر شد: «ایران باید از روابط عربستان با بحرین دور نگاه داشته شود؛ حتی اگر دو کشور تصمیم به تشکیل اتحادیه بگیرند... ایران نباید در روابط دو کشور حتی در صورت تشکیل اتحادیه دخالت کند.» وی تشریح کرد: کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس به بحثهای خود در مورد تشکیل احتمالی اتحادیه شش کشور بحث خواهند کرد؛ اما اجرای هرگونه طرحی زمانبر خواهد بود... رهبران شورای همکاری خلیجفارس طرح بررسی بیشتر توسط کمیسیون تا نشست بعدی را بهمنظور ارائه نتایج نهایی تأیید کردهاند.
در ادامه مقاله آمده است: نمایندگان مجلس ایران دیروز طرح تشکیل اتحادیه میان عربستان و بحرین را محکوم کردند. سعود فیصل در اینباره گفت: «تهدید ایران غیرقابل قبول است.» حدود 190 نماینده مجلس ایران طوماری انتقادآمیز علیه طرح کشورهای خلیجفارس به امضا رساندند. یک مقام شورای همکاری خلیجفارس گفت: «رهبران عرب خلیجفارس در مورد جزئیات طرح اتحاد سیاسی نزدیکتر بهمنظور حفاظت کشورهای خود از خیزشهای زشت منطقه و مقابله با نفوذ ایران بحث و تبادل نظر کردند.» در بیانیه مطبوعاتی شورای همکاری خلیجفارس پس از نشست آمده است: «پیشنهاد ایجاد اتحاد سیاسی نزدیکتر و در نهایت ایجاد اتحادیه خلیجفارس پس از نتایج نخستین نشست کمیسیون ویژه بررسی طرح، مورد ارزیابی دقیق قرار گرفت... گزارش کمیسیون نشاندهنده تمایل به کار مشترک شورای همکاری خلیجفارس برای ورود به مرحله اتحادیه در چارچوب حمایت از اهداف و ارتقا توانمندیهای شورای همکاری خلیجفارس است.»
در پایان مقاله آمده است: سخنگوی شورای همکاری خلیجفارس گفت: «رهبران شورای همکاری خلیجفارس در مورد آخرین تحولات منطقه و گزارش کمیته بهمنظور تغییر ائتلاف 31 ساله به اتحاد بحث و تبادل نظر کردند.» عربستان سعودی محسنات اتحاد را در مقابله با تهدیدات امنیتی و چالشهای سیاسی و اقتصادی در جهان رو به تغییر فزاینده، ضرورتی حیاتی خوانده است.
تحلیل: اخبار این نشست حاکی از آن است که فضای جلسه برای جدی کردن بحث اتحاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، مناسب نبود و مقامات عربستان برای پرهیز از بروز اختلاف درباره این اتحاد، موضوع را بهشکل سطحی طرح و دنبال کردند و همه چیز در اینباره به آینده موکول شد. اگرچه عربستانیها برای موجه کردن این پیشنهاد و ترغیب کشورهای دیگر برای پذیرش آن، دشمن فرضی را بزرگ میکنند؛ اما این کشورها از خود عربستان و توسعهطلبیهایش بیشتر نگران هستند.

ظاهراً محور اصلی این نشست، الحاق بحرین به عربستان است. پس از اینکه پادشاه بحرین برای سرکوب مردم این کشور از کشورهای خارجی کمک گرفت و حتی اجازه داد نیروهای نظامی عربستان و امارات در راستای پیمان «سپر جزیره» برای مقابله با اعتراضات مردمی در کنار نیروهای نظامی امنیتی بحرین قرار گیرند و در نهایت، موفق به سرکوب قیام مردم نشد، به پیشنهاد توسعهطلبانه عربستان برای الحاق بحرین به آن کشور گردن نهاد. در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد، پادشاه بحرین در نهایت ممکن است چند صباحی با خفت تمام بهعنوان مزدور عربستان در رأس قدرت بحرین باقی بماند؛ اما به احتمال زیاد پس از مدتی، از حکومت خلع میشود و قدرت به یکی از شاهزادگان سعودی واگذار میگردد؛ اما در این میان، مهم دسیسه آلسعود است که بهنظر میرسد قصد دارد با استفاده از وضعیت متزلزل حکام منطقه و ترس و وحشت آنها از بیداری اسلامی که در زیر پوست مردم آنها در جریان است، اتحادیهای را تشکیل دهد که به مرور زمان، تمام پادشاهان این کشورها دستنشانده عربستان شوند. این درحالی است که وضعیت داخلی عربستان بهتر از این کشورها نیست و مدتهاست که منطقه شرقی عربستان، یعنی اصلیترین منابع نفتی آن، در ناآرامی و اعتراضات دائمی بهسر میبرد؛ اما گویا عربستان برای تشکیل این اتحادیه استعماری از حمایتهای پنهان خارجی برخوردار است که با جدیت آن را دنبال میکند. در این میان، نکته مهم، نگاه مشکوک برخی کشورها مانند قطر به این موضوع است که بهنظر میرسد مخالفتهای احتمالی آن با عربستان که اختلافات عدیده و رقابت جدی با این کشور دارد، راه شکلگیری این اتحادیه با مهندسی عربستان را ناهموار کند. در حال حاضر، مخالفان پادشاه بحرین، بزرگترین مانع برای الحاق بحرین به عربستانند و سران مخالفان بارها مخالفتشان را با این موضوع اعلام کردهاند. واکنش آنها پس از این نشست و مسائلی که در این نشست مطرح میشود، ابعاد بیشتری از این موضوع را آشکار خواهد کرد.

خبرگزاری رویترز 14 می 2012(25 اردیبهشت) در مقالهای به راهبردهای همگرایانه عربستان در شورای همکاری خلیجفارس پرداخت و نوشت: عربستان سعودی و بحرین، اتحاد سیاسی نزدیکتری را در نشست رهبران عربی خلیجفارس دنبال خواهند کرد که هدف آن، خنثیسازی اعتراضات شیعیان در منطقه است که از نظر آنها محرکش ایران بهشمار میرود. ایران نقشآفرینی خود پشت ناآرامیهای شیعیان در پادشاهیهای نفتخیز و تحت تسلط سنیها در خلیجفارس را رد میکند؛ اما پس از خیزشهای مردمی در جهان عرب در یک سال گذشته، رهبران عربی متحد آمریکا در خلیجفارس بیش از پیش نگرانند که خیزشهای مردمی بحرین، ملتهای عربی خلیجفارس را تحت سلطه ایران درآورد. خالد بنحمد آل خلیفه، نخستوزیر بحرین پس از گفتوگوهای مقدماتی روز یکشنبه در ریاض گفت: «این نشست به تمام نکات از جمله موارد مربوط به اتحاد خواهد پرداخت.» هنگامی که رهبران شورای همکاری خلیجفارس در ماه دسامبر گرد هم آمدند، ملک عبدالله، شاه عربستان، از شش کشور خواست «برای ایجاد اتحادیه به موجودیتی واحد تبدیل شوند.»
در ادامه مقاله آمده است: در حالی که تحلیلگران خلیجفارس میگویند اعضای کوچک شورای همکاری خلیجفارس به دلیل از دست دادن استقلال و نفوذ در منطقه مخالف یکپارچگی بیشتر هستند، سیاستمداران بحرینی در مورد ایجاد کنفدراسیون با عربستان سعودی محاسباتی صورت دادهاند. کشور کوچک بحرین که مانند سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس تحت حاکمیت خاندان سنی طرفدار آمریکاست، به دلیل خیزش اکثریت شیعه این کشور در بیش از یک سال گذشته با چالش جدی روبهرو شده است. بحرین در ماه مارس با کمک نیروهای سعودی بهطور موقت به سرکوب آن خیزش پرداخت. عربستان سعودی، قدرتمندترین و بزرگترین کشور عربی خلیجفارس، تاکنون به اقتصاد بحرین با اعطای نفت کمک کرده است و با آلخلیفه روابط نزدیکی دارد.
در پایان مقاله آمده است: سعودیها از اینکه جنبش دموکراسیخواه بحرین، ظرفیت الهامبخشی برای منطقه شیعهنشین عربستان در شرق این کشور را داشته باشد، وحشت دارند. عمده منابع نفتی عربستان در منطقه شیعهنشین این کشور قرار دارد. با وجود این، نخستوزیر بحرین یکشنبه در پاسخ به احتمال اتخاذ راهبرد ایجاد اتحادیه دوجانبه میان عربستان و بحرین، گفت: «اتحادیه، تمام کشورها را پوشش میدهد.» بحثهای امروز میان شش پادشاهی حاکم که در ریاض صورت میگیرد، بهدقت از سوی شیعیان بحرین رصد میشود. مخالفان بحرینی ایده ایجاد اتحادیه را محکوم کردهاند. جاسم حسین، مقام ارشد حزب وفاق روز یکشنبه گفت: «هدف رژیم سعودی در آینده، محرومسازی شیعیان است.» انگیزه دیگری که به راهبرد همگرایانه کشورهای خلیجفارس برای ایجاد اتحادیه منجر شده است، تهدید القاعده است که شبهنظامیان آن در هرجومرجهای یمن جان تازهای گرفتهاند. تحلیلگران میگویند عربستان با ایجاد اتحادیه با بحرین نظارت بیشتری بر امنیت همسایگان کوچک خود خواهد داشت و پیام اتحاد عربهای سنی را به ایران خواهد فرستاد.

کاملاً واضح است که عربستان سعودی نمیخواهد قدرت خانوادگی آلخلیفه در بحرین سقوط کند، بههمین دلیل در مارس ۲۰۱۱ نیروهای نظامی خود را به بحرین فرستاد تا به آلخلیفه در جهت واپایش(کنترل) مجدد بحرین کمک کند و آمادگی مجدد چنین اقدامی را هم دارد.
این نشریه در قسمتی از مطلب خود، واهمه اصلی غرب را از وضعیت انرژی در جهان هویدا کرد و نوشت: اگر شاه حمدبن عیسی آلخلیفه از قدرت کنارهگیری کند چه کسی در آینده با پادشاهان عرب همکاری خواهد کرد؟ و چه عواقبی در تأمین انرژی جهانی بهبار خواهد آورد؟ اگر قدرت به دست گروه اصلی شیعه مخالف بیفتد، بحرین به حماس، حزبالله، عراق، سوریه و لبنان تحت حوزه نفوذی ایران در خاورمیانه خواهد پیوست.
آیتالله عیسی قاسم، رهبر معنوی آلوفاک که رهبری شیعیان مخالف آلخلیفه را به عهده دارد، کاملاً مخالف آمریکا و صهیونیستها است. هنگامی که فرقه سبز، جمهوری اسلامی را به چالش کشاند، وی آمریکا را متهم به نفرت از اسلام و تلاش برای تفرقهافکنی در ایران کرد
مریم سنجابی از رهبران گروهک تروریستی منافقین که از این گروهک جدا شده است، به خبرنگار سايت «اشرفنيوز» در بغداد، گفت: شواهد و قرائني وجود دارد كه از همكاري ميان اين گروهك و عربستان سعودي و رژیم صهیونیستی خبر مي دهد؛ گروهک منافقین در اردن نيز بهويژه با نمايندگان مجلس اين كشور همكاري گستردهاي داشته است.
بر پایه این گزارش، وي از كشورهاي اروپايي خواست به افرادي كه از اين گروهك جدا شدهاند، حق پناهندگي بدهند؛ زيرا آنها مانند زنداني در اردوگاه اشرف زندگي ميكنند.
سنجابی درباره آينده اين گروهك خاطرنشان كرد: پر واضح است كه اين گروهك نميتواند در عراق باقي بماند و به هنگام انتقال به اردوگاه ترانزیت نيز تعداد زيادي از آنها فرار خواهند كرد؛ اگر اعضاي اين گروهك، آزادي انتخاب داشته باشند و فشاري از گروهك بر آنها اعمال نشود، دوسوم از اعضاي آن به اروپا يا ايران خواهند آمد.

پایگاه اینترنتی واشنگتنتایمز 2 می 2012 (13اردیبهشت) در مقالهای به تغییرات سیاستهای نظامی آمریکا پرداخت و نوشت: ارتش آمریکا در مورد تغییرات مهم در طرحهای جنگی خود بهمنظور پیروی از دستورات راهبردی اوباما بحثها و بررسیهایی صورت داده است به طوریکه مطابق این راهبرد، کمک گرفتن از متحدان بهمنظور تأمین بخش مهم نیروها در دستورکار قرار خواهد گرفت. در حالحاضر، برنامهریزی جنگی برای ایران چالشبرانگیزترین و دشوارترین سناریو است.
در ادامه مقاله آمده است: پنتاگون مسیر گامبهگام افزایش نیروها در خلیجفارس را میپیماید. پنتاگون دو ناو هواپیمابر در منطقه دارد و تعداد کشتیهای مینیاب و بالگردها را افزایش داده است. نشریه «اویشن ویک» گزارش داد: نیروی هوایی آمریکا اخیراً جنگنده اف-22 را به پایگاهی در امارات متحده عربی منتقل کرده است. فرماندهی مرکزی آمریکا عملیاتهای نظامی در خلیجفارس را نظارت میکند و سخنگوی این فرماندهی میگوید: «آنها در حال بحث در مورد برنامهریزی جنگی نیستند... ما برای تمام پیامدها برنامهریزی کرده و گزینههایی به رئیسجمهور ارائه میکنیم... ما از وزارت دفاع و مقامات غیرنظامی خود رهنمودهایی میگیریم.» ارتش آمریکا شمار نیروهای زمینی خود برای جنگهای مهم را کاهش میدهد و برای پر کردن این خلأ روی نیروهای متحدان خود حساب باز کرده است.
در پایان مقاله آمده است: باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا، رهنمودهای راهبردی هشتصفحهای خود را در ماه ژانویه ارائه کرد که مطابق آن، نیروها باید کمتر و سریعتر باشند و بتوانند بر قدرت هوایی و دریایی خود در دو منطقه اقیانوس آرام و خلیجفارس تمرکز کنند. او این سند را یک ماه پیش از اعلام پنتاگون در مورد نحوه کاهش بودجه نظامی طی 10 سال آینده ارائه کرد. در این سند آمده است: «آمریکا بر ابزارهای غیرنظامی و همکاری نظامی بهمنظور مقابله با بیثباتی و کاهش تعهدات نظامی آمریکا در عملیاتهای ایجاد ثبات تأکید خواهد کرد... باوجود این، آمریکا آماده است عملیاتهای محدود و سایر عملیاتهای ایجاد ثبات و نیز عملیات به موازات نیروهای ائتلاف را در صورت لزوم هدایت کند.» در تحلیل سرویس تحقیقات کنگره (بازوی تحقیقاتی کنگره آمریکا) آمده است: «در ظاهر، این رهنمودها بر کاهش نیروها تأکید میکند... و در آن تمایل به خطرپذیری دیده میشود؛ بدون اینکه گستره و میزان آن خطر در تحقق مأموریتهای همزمان مشخص شود.»
تحلیل: با نزدیک شدن به مذاکرات هستهای ایران با گروه 1+5 باید منظر بیشتر شدن چنین مباحثی از سوی رسانههای غربی و بهویژه آمریکایی بود. آنها گمان میکنند با چاشنی کردن تهدیدات نظامی و هر آنچه که حامل پیام تهدید است، دیپلماسی موفقتری خواهند داشت، حال آنکه این نسخه برای مناقشه ایران و آمریکا نهتنها شفابخش نبوده، که «از قضا سرکنگبین صفرا فزود»!
گزارش فوق میافزاید: محیط راهبردی اسرائیل در برهه اخیر دچار تزلزل شده است و همپیمانان آن از بین رفتهاند یا نقش زیادی در جهان عرب ندارند و تنها عربستان سعودی بهعنوان مانعی در برابر ایران باقی مانده است. در این گزارش آمده است: عربستان در یمن، عراق، مصر و لبنان بهدنبال سد کردن نفوذ ایران است و ادامه بقای خاندان حاکم بر عربستان برای ما ضروری است؛ زیرا در صورتی که آلسعود سرنگون شود، آخرین مقاومتهای عربی علیه ایران از بین میرود .
این گزارش میافزاید: آلسعود آخرین خط دفاع در برابر ایران است و خاندان حاکم بر عربستان به دنبال سرمایهگذاری میلیارد دلاری در مصر، استفاده از سلاح نفت، ایجاد نزاع داخلی در اوپک و توسعه جیسیسی(شورای همکاری خلیجفارس) برای مقابله با ایران است .
منابع دیپلماتیک اعلام کردند: گروه ویژه خاورمیانه وزارت خارجه آمریکا خواستار تشکیل تیم ویژه و سری درباره وضع سناریوی آبرومندانه آمریکا برای خروج از بحران سوریه شده است.
این منابع بیان کردند: این گروه معتقد است واشنگتن باید سناریویی تهیه کند که در آن، منافع آمریکا حفظ شود و این کشور بتواند آبرومندانه از بحران سوریه خارج شود، حتی اگر این سناریو با پیشنهادهای روسیه و افزایش تأثیر آن در خاورمیانه همراه باشد و اجرای آن به زیان همپیمانانش(کشورهای منطقهای ضدنظام سوریه) باشد.
منابع فوق ذکر کردند: گروه مذکور به نادرست بودن همه پیشبینیها درباره سرنگونی نظام «بشار اسد» و نیز اشتباه بودن گزارشهای دستگاههای اطلاعاتی غربی از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره وضعیت ارتش سوریه اعتراف کرده است. این گروه همچنین درباره ایجاد سیاست زمین سوخته و ایجاد هرجومرج و تخریب هشدار داد.

پایگاه اینترنتی دنیوز 30 آوریل 2012 (11 اردیبهشت) در مقالهای به راهبردهای همگرایانه میان کشورهای عربی خلیج فارس پرداخت و نوشت: وزیر خارجه عربستان در سخنرانی آخر هفته خود گفت که این کشورها با سیاستهای محتاطانه خود در قبال ایران و جنبشهای اعتراضی منطقهای، طرحهای خود را برای اتحاد سیاسی به پیش میبرند که شامل سیاستهای خارجی و دفاعی مشترک است. اظهارات شاهزاده سعود الفیصل دو هفته پیش از نشست رهبران متحد آمریکا در ریاض صورت میگیرد که طی آن، قرار است رئوس و چارچوب چنین اتحادی بررسی شود. ملک عبدالله، پادشاه عربستان، دسامبر 2011 برای نخستینبار از چنین طرحی سخن گفت. یک دیپلمات غربی مستقر در خلیج فارس گفت که این پیشنهاد عمدتاً به دلیل وحشت سعودیها از سرنگونی حاکمان پادشاهی بحرین به دست اکثریت شیعه است... اعلام پیشرفت در مورد فدرال شدن دو کشور بحرین و عربستان به منظور ایجاد اتحاد، احتمالاً در این نشست مطرح میشود.
در ادامه مقاله آمده است: روز شنبه سعود الفیصل در پیامی به اجلاس جوانان خلیج فارس در ریاض گفت: «همکاری و هماهنگی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در شکل کنونی آن ممکن است برای مقابله با چالشهای موجود و آینده کافی نباشد که این موضوع مستلزم اقدام کشورهای خلیج فارس برای تبدیل شدن به ساختار فدرالی قابل قبول است... اتحاد خلیج فارس هنگامی که به خواست خدا محقق شود، منافع بسیاری برای مردم خود دارد؛ بهطور نمونه، در سیاست خارجی کمیتههای عالی خلیجفارس حضور دارند که تصمیمات سیاست خارجی را هماهنگ و اولویتهای گروه را تنظیم مجدد میکنند و منافع گروه را محقق میسازند.» رهبران خلیجفارس از تبدیل بحرین به محور ضدغربی ایران وحشت دارند.
در پایان مقاله آمده است: نیروهای امنیتی بحرین در نقاط مختلف کشور با معترضان درگیری داشتهاند و در عین حال، گروههای مخالف، هر هفته اعتراضات گستردهای را علیه حکومت برگزار میکنند. مخالفان به رهبری حزب اسلامگرای الوفاق، پیوندهای خود با ایران را رد میکنند و میگویند تنها خواستار سهم داشتن در نحوه اداره بحرین هستند.
تحلیل: حاکمان عربستان از اینکه همه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به شکل یکسان از دیدگاههای عربستان تبعیت نمیکنند، نگرانند و درصددند با طرح یک اتحاد فراگیر، این کشورها را به پیروی از خود ملزم کنند تا بتوانند با چالشهایی که در آینده با آن مواجه میشوند، یکپارچه برخورد کنند. البته بر فرض شکلگیری چنین اتحادی، تضمینی برای تحقق خواسته عربستان وجود ندارد؛ چراکه چنین اتحادی قادر به حل و فصل اختلافات داخلی آنها نیست.

به فاصله اندکی از اظهارنظر بیسابقه بنیگانتز درباره برنامه هستهای ایران، لئون پانهتا، وزیر دفاع آمریکا نیز که در شیلی بهسر میبرد، گفت که هیچ گونه اطلاعات ویژهای در این باره که نشان دهد ایران تصمیم به ساخت سلاح اتمی گرفته، ندارد. پانهتا علاوه بر آن به اظهارات اخير بنيگانتز، رئيس ستاد مشترك ارتش رژيم صهيونيستي، مبني بر اينكه ايران «بسيار منطقي» است، اشاره كرد و ابراز اميدواري كرد كه اين اظهارات «درست» باشد.
برخلاف سخنان مثبت و بیسابقه گانتز و پانهتا درباره برنامه هستهای ایران، سخنگوی کاخ سفید اعلام كرد واشنگتن همچنان از تهران انتظار دارد درستی مقاصد خود را درباره بازگشت به مذاکرات هستهایاش ثابت کند.
تحلیل: اگر آمریکاییها گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارش 16 آژانس اطلاعاتی خودشان را نیز به اظهارات گانتز و پانهتا اضافه کنند، متوجه میشوند که الآن آنها هستند که باید اثبات کنند در مذاکرات صداقت دارند و بهدنبال حقیقتند نه ایران.

وي كه از پاريس تشكيل «دولت انتقالي سوريه» را اعلام كرد، گفت: اين مذاكرات صلح بايد براساس طرح صلح كشورهاي عربي باشد و اسرائيل نيز بايد ثابت كند كه خواهان تحقق صلح است و نيروهاي دموكراسيخواه را در سراسر جهان عرب تأييد ميكند.
الدواليبي همچنين تأكيد كرد: مشروعيت دولت من به اعتماد مردم سوريه وابسته است. ما تلاش ميكنيم حمايت كشورها را براي مسلح كردن مخالفان سوري جلب كنيم، البته ليبي به ما وعده ارائه سلاح داده است. ما از درخواستهاي مردم سوريه حمايت ميكنيم و تلاش داريم اين حملات با مداخله نظامي صورت پذيرد و مناطق امن و پرواز ممنوع ايجاد شود.
تحلیل: الدوالیبی از ابتدای کار دستش را رو کرد و نشان داد مزدور صهیونیستهاست و با اینکه میداند مردم سوریه از حکومت فعلی حمایت میکنند، مزورانه به مردمگرایی تظاهر میکند و وقیحانه و بدون شرم از مداخله نظامی خارجیها استقبال میکند. معلوم است مردم سوریه که حامی مقاومت هستند، امثال وی را طرد میکنند. روز گذشته ارتش لبنان یک کشتی را که از لیبی برای تروریستهای سوریه سلاح قاچاق حمل میکرد، توقیف کردند.

پایگاه اینترنتی عربنیوز 22 آوریل 2012 (3 اردیبهشت) در مقالهای به اظهارات مقتدی صدر در مورد خیزش مردمی در بحرین پرداخت و نوشت: مقتدی صدر، رهبر شیعه عراق، از مردم بحرین خواسته است مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک را تحریم کنند. تردیدی نیست که آنچه شاهد هستیم، فرقهگرایی محض است؛ بهویژه موضعگیریهای وی در مورد سوریه، مؤید این موضوع است. مقتدی صدر در این اوضاع نقش مهمی بهعهده گرفته است. در عینحال، وی در قم در دیدار با کسانی که خود را انقلابیهای بحرین توصیف میکردند، از آنها خواست مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک را تحریم کنند. باوجود این، در صورتیکه صدر با مخالفان شیعه بحرینی در قم دیدار میکند، چگونه میتوان ماهیت حوادث بحرین را فرقهگرایی ندانست؟ آیا این شرایط چیزی بیش از فرقهگرایی است؟
در ادامه مقاله آمده است: بنابراین، مقتدی صدر تفاوتی با حسن نصرالله ندارد که از مردم سوریه میخواهد با بشار اسد بیرحم گفتوگو کنند! در عینحال، شیعیان میانهرو یا خردگرای بحرینی، اظهارنظر مقتدی صدر در مورد تحریم مسابقات فرمول یک و دیدار مخالفان بحرینی با وی در قم را محکوم کردند.
در پایان مقاله آمده است: مقتدی صدر و حسن نصرالله در این مورد در امور داخلی بحرین دخالت میکنند که این موضوع نشاندهنده فرقهگرایی نفرتانگیز است که بر پادشاهی بحرین تأثیر میگذارد. فرقهگرایی، عامل هدایت مخالفان بحرین است. بنابراین، شیعیان مخالف در بحرین و نیز سایر شیعیان منطقه با پنهان شدن پشت درخواستهای اصلاحات به افرادی افراطگرا مانند نصرالله یا صدر اجازه میدهند در امور بحرین مداخله کنند. در عینحال، اقدامات افراطگرایانه افرادی مانند احمدینژاد را نیز باید در نظر گرفت که بهعنوان نخستین رئیسجمهور ایرانی، از جزایر اشغالی امارات متحده عربی دیدار کرد. بنابراین، آنچه مخالفان شیعه بحرینی یا انقلابیها فراموش کردهاند، این است که ماهیت اقدامات صدر در عراق و سوریه مشخص شده، بنابراین آنها چگونه میتوانند تلاش کنند از این موضوع در بحرین یا خلیج ع.ر.ب.ی (فارس) بهرهبرداری کنند؟
تحلیل: این پایگاه اینترنتی عربی، چشمانش را بر روی جنایات آلخلیفه علیه اکثریت شیعه بسته و از آن دم نمیزند؛ اما ادعا میکند حامی مردم سوریه است و در عینحال از پرداختن به اقدامات تروریستهای سوریه که با پول و سلاح برخی حاکمان عرب کشورهای منطقه، مردم این کشور را به خاک و خون میکشند، طفره میرود. به میان آوردن اسامی مقتدی صدر، سیدحسن نصرالله و احمدینژاد تنها بهانهای است برای جلوگیری از پیروزی مردم مظلوم بهپا خاسته بحرین. آنها میدانند با پیروزی مردم بحرین، پایه حکومت سایر حکام مستبد عرب نیز متزلزل میشود.

به گزارش روزنامه انگلیسی «تلگراف»، هزاران نفر از کارمندان شبکه تلویزیونی «بیبیسی» برای برگزاری اعتصاب در اعتراض به پیشنهاد افزایش یکدرصدی حقوق خود رأیگیری خواهند کرد و این در حالیاست که اتحادیههای کارگری انگلیس نیز هشدار دادهاند درصورت پیش رفتن این برنامهریزی آنها در اول ماه ژوئن جاری، پوشش رسانهای مراسم شصتمین سالگرد سلطنت ملکه انگلیس مختل میشود .
درحالیکه برگزاری مراسم بزرگداشت شصتمین سالگرد سلطنت ملکه انگلیس به مدت چهار روز و در تعطیلات رسمی این کشور و از تاریخ دوم ژوئن برگزار میشود، برگزاری این اعتصابات علاوه بر این، پوشش رسانهای مسابقات فوتبال یورو 2012 را نیز مختل خواهد کرد .
بر اساس خبر منتشر شده در این روزنامه انگلیسی، اعضای اتحادیههای روزنامهنگاران، تکنیسینها و سایر کارمندان انگلیسی در هفتههای آتی رأیگیری درباره برگزاری اعتصاب در اعتراض به دستمزدهای خود را برگزار میکنند و نتیجه آن نیز در تاریخ 21 مه سال جاری اعلام خواهد شد . تصمیم این اتحادیه ها برای رأیگیری و برگزاری اعتصاب در شرایطی گزارش میشود که آنها اعلام کردهاند حقوق کارمندان از سال 2007 میلادی تاکنون و متعاقب تورم 8 درصد کاهش داشته است.

پس از اینکه تلاشهای اتحادیه عرب برای در تنگنا قرار دادن حکومت سوریه و سرنگونی بشار اسد، شکست خورد و اتحادیه عرب در یک رسوایی سیاسی بزرگ، نظر ناظران خودش را که برای نظارت بر اوضاع سوریه و تهیه گزارش از رخدادهای سوریه به این کشور اعزام کرده بود، نپذیرفت، به تبانی سیاسی با برخی کشورهای غربی روی آورد و موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل کشاند. پس از آن بود که پای کوفی عنان و طرح شش مادهای وی بهعنوان نماینده سازمان ملل به میان آمد. ارائه طرح کوفیعنان کار را بر گروههای تروریست و حامیان خارجیشان سخت کرد و در نهایت، آنها در وضعیتی دشوار ناچار شدند آن را بپذیرند. دولت سوریه هم پیشتر آن را پذیرفته بود؛ بنابراین کار در سوریه و سازمان ملل به دو شکل دنبال شد. در سوریه میبایست آتشبس برقرار میشد و در سازمان ملل هم میبایست برنامه اعزام ناظران، طراحی و اجرا میگردید. آتشبس در سوریه به شکل شکننده برقرار شد؛ اما گاه و بیگاه همچنان اقدامات تروریستی و درگیری صورت میگیرد و سازمان ملل هم از چند روز پیش، تعدادی از ناظران را به سوریه اعزام کرده است. این همه در حالی انجام گرفته که حامیان تروریستها به عملیات روانی تبلیغاتی علیه سوریه ادامه میدهند و بهنظر میرسد درصدد هستند از گروه ناظران که قرار است تعداد آنها به بیش از 200 نفر برسد بهعنوان ابزاری برای فشار بیشتر بر سوریه استفاده کنند. در این میان، روسها که در تعدیل پیشنویس برنامه اعزام ناظران که آمریکا تهیه کرده بود، نقش اساسی داشتند، متوجه موضوع هستند و قصد دارند با این ترفند مقابله کنند. شاید بر همین اساس است که لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، روز گذشته اعلام کرد که کشورش قصد دارد با تعداد نیروی قابل توجهی در اعزام ناظران سازمان ملل به سوریه شرکت کند. از اینرو بهنظر میرسد چنانچه تروریستها خود را در عرصه نظامی بازسازی نکنند و جنگ از سر گرفته نشود و برنامه کوفی عنان محور تحولات سوریه باقی بماند، باید در انتظار فرایند طولانی و پرچالشی بود که بازیگران اصلی آن از یک طرف روسها و از طرف دیگر، برخی کشورهای غربی و گروه کشورهای عربی مرتجع خواهند بود.

منبعی آگاه در وزارت فرهنگ و جوانان منطقه کردستان عراق اعلام کرد: کتاب «دوستی کردها و اسرائیل» به قلم «مولود آفند»، برای اجازه چاپ و انتشار، تقدیم وزارت فرهنگ و جوانان شده است.
وی افزود: نویسنده این کتاب به روابط کردها و رژیم صهیونیستی در طول چندین سال گذشته اشاره کرده و بر گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی آنها در آینده تأکید کرده است.
انتشار کتب گوناگون در زمینه لزوم گسترش روابط کردهای عراق و رژیم غاصب صهیونیستی در حالی است که چندی پیش روزنامه فرانسوی فیگارو با انتشار گزارشی اعلام کرد، سازمان جاسوسی موساد نفوذ در کردستان عراق را آغاز کرده تا با استخدام برخی افراد حاضر در این منطقه از آنها برای جاسوسی علیه ایران و انجام اقدامات خرابکارانه استفاده کند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل با استخدام پناهندگان حاضر در منطقه کردستان از آنها برای جمع آوری اطلاعات درباره برنامه هستهای ایران و ترور دانشمندان ایرانی استفاده میکند.
پیش از این نیز معاون وزیر کشور عراق، شبکههای صهیونیست را عامل اقدامات جنایتکارانه بزرگی همچون قاچاق مواد مخدر، جعل اسکناس و انتشار مجله و سیدیهای غیراخلاقی و فساد و فحشا در میان جوانان عراقی دانسته بود.

يك كارشناس ارشد امور بينالملل با اشاره به انتشار خبر وقوع كودتا در قطر توسط شبكه العربيه گفت: ارتش و نيروهاي نظامي قطر، بهطور كامل در اختيار ايالات متحده قرار دارند و همين موضوع امكان وقوع هر نوعي كودتايي را از بين ميبرد.
وي در ادامه افزود: دستگاه اطلاعاتي قطر باتوجه به آغاز و شكلگيري موج بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه و به دليل بيم از رسيدن اين موج به داخل قطر، همواره مترصد فرصتي براي شناسايي مخالفان داخلي و سركوب آنان براي جلوگيري از آغاز حركتهاي مردمي بوده است؛ بنابراين با انتشار خبر وقوع كودتا در قطر كه بهصورت گسترده و دهان به دهان نيز در ميان مردم پخش شد، به شناسايي تحركات مخالفان حاكميت در داخل كشور پرداختند و احتمال آغاز بازداشتهاي مخالفان در آينده نزديك وجود دارد.

«عادل الجوجری» در گفتوگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: خاندان حاکم بر عربستان علاوه بر اعتراضات جوانان قطیف و العوامیه با نسل جدیدی از دانشجویان معترض در دانشگاه «ابها» و دانشگاه «تبوک» روبهرو هستند.
الجوجری افزود: معترضان عربستانی نسل نواندیشی هستند که با تکنولوژی جدید، قوانین روز و شرایط جهانی شدن آشنا هستند و هیچگاه رژیم فسیلشدهای را که توان پاسخ به خواستههای قانونی جوانان را ندارد، نمیپذیرند. این پژوهشگر مصری خاطرنشان کرد: 20 درصد از نیروهای شاغل در عربستان بیکار و یک میلیون نفر نیز خواهان دریافت حق بیکاری در این کشور نفتخیز هستند.
وی تأکید کرد: هیچیک از توجیههای رژیم عربستان از جمله انگ طایفیگری به جنبشهای اعتراضی حقیقت ندارد و جنبش اعتراضی در عربستان، خواستار تغییر و اصلاح جامعهای است که دچار جمود فکری و سیاسی شده است.

پایگاه اینترنتی اندیشکده «چاتمهاوس» 14 آوریل 2012 (26 فروردین) در مقالهای به چشماندازهای راهحل دیپلماتیک در سوریه پرداخت و نوشت: دیپلماسی در این قرن، ناتوان ظاهر شده است. سوریه تنها آخرین نمونه از تأثیر دکترین بوش (جنگ علیه تروریسم) و دکترین تونیبلر (مداخلهگرایی آزادیبخش) بر تضعیف دیپلماسی برای پایان کشمکشهاست. این دکترینها گفتوگو برای مصالحه و پایان کشمکشها را دشوارتر کرده است. در واقع، مفهوم این دکترینها تا حدی سبب شده تمام طرفها در برابر مصالحه مقاومت کنند. مأموریت دیپلماتیک تازه کوفیعنان ظاهراً در مسیری مخالف چنین دکترینهایی قرار دارد. مخالفان حکومت سوریه پس از حمایت ناتو از شورشیان لیبی به تداوم مقابله با بشار اسد ترغیب شدند بهطوری که باوجود ناتوانی در مقابله نظامی با رژیم اسد، به امید حمایت خارجی به مخالفت خود ادامه دادند تا اوضاع را به نفع خود رقم بزنند.
در ادامه مقاله آمده است: با پایان درگیریهای مسلحانه، در صورتیکه مخالفان با چشمانداز تحقق حقوق خود مواجه باشند، بزرگترین برگه بشار اسد برای تداوم سرکوب از میان خواهد رفت.
در پایان مقاله آمده است: رژیم بشار اسد احتمالاً دلایلی برای ترجیح آتشبس و گفتوگو دارد. برای بازماندگان رژیم سوریه سه گزینه متصور است: گزینه فرار فرصتطلبانه به خارج کشور؛ گزینه الحاق به مخالفان برای افراد شجاعتر؛ یا رسیدن به راهحل از طریق گفتوگو که چشمانداز نقشآفرینی در آینده سوریه را به آنها میدهد. ما باید بر این ایده تأکید کنیم که دیپلماسی میتواند آن اقدامی را با موفقیت صورت دهد که ناتو، کمک تسلیحاتی به مخالفان، مداخله یا هیاهوهای خارجی نمیتوانند: هدایت آسان سوریه به آیندهای دموکراتیک و قانونمدار. اما بهمنظور پیشبرد این راهبرد، جامعه بینالملل باید منسجم و یکپارچه باشد تا بتواند دو طرف را در کنار میز گفتوگو با کوفی عنان بنشاند و مصالحه را مدنظر قرار دهند.
تحلیل: این پایگاه اینترنتی مانند بسیاری از رسانههای غربی که تا چندی پیش، از ادامه اقدامات تروریستی و کمک نظامی به تروریستها حمایت میکردند، پس از اینکه متوجه شدند با این روش نمیتوان کاری از پیش برد، در پی تقویت طرح کوفیعنان و مقبولیتی که پیدا کرده، در چرخشی ناگهانی، طرفدار دیپلماسی و گفتوگو و قانون شدهاند و از دوستانشان دعوت میکنند در عرصه دیپلماسی با انگیزه در برنامه فعال باشند تا ناکامی عرصه نظامی را جبران کنند.

پیام ملک عبدالله، پادشاه عربستان، در اینباره از طریق عبدالعزیز بن عبدالعزیز، معاون وزیر خارجه عربستان، به مقامات ارشد پاکستان منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، ملک عبدالله پیشنهاد «بسته جایگزین» را برای برطرف کردن نیازهای رو به رشد پاکستان در حوزه انرژی داده است تا این کشور پروژههای واردات گازی، برقی و نفتی خود با ایران را متوقف کند. به نوشته انتخاب، همچنین، معاون وزیر خارجه عربستان پیشنهادی مبنی بر اعطای وام و ساخت تأسیسات نفتی برای خروج پاکستان از بحران اقتصادی و انرژی را داده است.

براساس این گزارش، وی افزود: بدیهی است که تهران منتظر اول ژانویه نمیماند تا عملکرد اتحادیه اروپا درمورد تحریم نفت ایران را ببیند؛ بلکه ایران ابتکار عمل را به دست گرفته است؛ این کشور ابتدا صادرات نفت به فرانسه و انگلیس را قطع کرد و بعد از آن به توقف صادرات نفت به یونان و اسپانیا پرداخت و حالا هم همان کار را با آلمان کرد. سلبوچی تصریح کرد: تصمیمات کهنه و قدیمی اتحادیه اروپا علیه ایران اثری ندارد و از عواقب این تصمیمات، بیش از آنچه که ایران رنج ببرد، اتحادیه اروپا رنج خواهد برد.
وی تأکید کرد: تصمیم تحریم نفتی ایران از طرف اروپای بحرانزده بهویژه یونان، اسپانیا و ایتالیا، مانند شلیک گلوله به پای خود بوده است که بیشترین آسیب را به تحریمکنندگان وارد خواهد ساخت.


پایگاه اینترنتی تلگراف 9 آوریل 2012 (21 فروردین) در مقالهای به ورود ناو «یواساس» و «یواساس لینکلن» به نزدیکی آبهای خلیج فارس پرداخت و نوشت: نیروی دریایی آمریکا از ورود ناو یواساس آبراهام لینکلن به دریای عرب و ناو یواساس اینترپرایز (بزرگترین ناو دریایی جهان) به خلیج عدن خبر داده است. اگرچه هیچ کشتی به خلیجفارس وارد نشده؛ اما اعزام این دو ناو هواپیمابر، چالشی جدی برای ایران در آستانه آغاز گفتوگوها در روز شنبه بهشمار میرود که باراک اوباما آن را آخرین شانس ایران برای حلوفصل بنبست هستهای از طریق دیپلماسی توصیف کرده است.
در ادامه مقاله آمده است: ایران با موضعی ظاهراً آشتیجویانه پیشنهاد داد گفتوگوها با جامعه بینالملل در مورد آینده برنامه هستهای خود را از سر میگیرد. باوجود تردیدهای عمیق اسرائیل، شرکای گفتوگوکننده ایران این پیشنهاد را پذیرفتند؛ اما بر دستهای از گامهای اولیه از سوی ایران بهمنظور اعتمادسازی و راستیآزمایی تأکید کردهاند. ازجمله این گامها، تعطیلی تأسیسات هستهای فردو و توقف فوری غنیسازی 20 درصدی اورانیوم است. در واقع، این میزان غنیسازی، فاصله چندانی با ساخت بمب ندارد. دیپلماتهای غربی میگویند این میزان اورانیوم غنی شده در ایران باید به خارج منتقل شود و در ایران باقی نماند. ایران بهطور جدی به این درخواستها واکنش نشان داده و قدرتهای جهانی را به بدگمانی به دلیل اعلام پیششرط قبل از گفتوگوها در استانبول متهم کرده است. علیاکبر صالحی، وزیر خارجه ایران، گفت: «تعیین پیششرط قبل از نشست، به معنای نتیجهگیری از قبل است که کاملاً بیمعناست و هیچیک از طرفها تعیین پیششرط قبل از گفتوگوها را نخواهد پذیرفت.»
در پایان مقاله آمده است: اما فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی هستهای ایران، بهعنوان نشانهای از تمایل ایران به حداقل نمایش مصالحه هستهای گفت: «ایران تمایل دارد توقف غنیسازی 20 درصدی اورانیوم را مد نظر قرار دهد؛ اما تنها هنگامی که سوخت هستهای در آن سطح را ذخیره کرده باشد... این اقدام بر اساس نیاز صورت میگیرد... هنگامی که این نیاز برطرف شد، ما تولید را کاهش خواهیم داد و حتی ممکن است کاملاً به سطح غنیسازی 5/3درصد بازگردیم.» قدرتهای غربی احتمالاً این پیشنهاد را رد میکنند. ایران تاکنون حجم بالایی از اورانیوم با غنای 20 درصد را تولید و اعلام کرده است که نیاز دارد این میزان تولید را سهبرابر کند.
تحلیل: رسانههای غربی برای القای ضعف ایران از ماهها پیش ادعا میکردند ایران خواهان از سرگیری مذاکرات است درحالی که ابتدا این خانم اشتون بود که درخواست مذاکره کرد. ورود ناوهای جنگی آمریکا به نزدیکی خلیجفارس براساس رویه سیاسی – نظامی آمریکا انجام گرفته و به همین سبب، فاقد تأثیرگذاری در روند مذاکرات است و اهمیت چندانی ندارد. دکتر جلیلی روز گذشته اخبار مربوط به شرطگذاری غرب برای مذاکرات را رد کرد و آن را صرفاً رسانهای دانست. غنیسازی 20 درصدی اورانیوم امری است که غرب حق تصمیمگیری درباره آن را ندارد و ایران است که باید درباره آن تصمیم بگیرد. همانطور که فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران گفت مبنای تصمیمگیری برای میزان تولید اورانیوم غنیشده 20 درصدی، نیاز ایران است و عامل دیگری در آن دخیل نیست.

پایگاه اینترنتی «تایمزآو ایزاییل» 8 آوریل 2012 (20فروردین) در گزارشی به دیدگاههای وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در مورد ایران و اشعار جنجالبرانگیز گونتر گراس پرداخت و نوشت: اویگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسرائیل، روز یکشنبه در دیدار با نخستوزیر ایتالیا گفت: «اسرائیل با مردم ایران مشکلی ندارد و تنها مشکل اسرائیل، رهبران روحانی تندروی ایران و بسیاری از بداندیشان غربی است.» لیبرمن در دیدار با «موریو مونتی»، نخستوزیر ایتالیا گفت: «ایران پیام خشونت و بیتوجهی به هنجارهای جهان متمدن میفرستد.» وی به مواردی مانند تصرف خشونتآمیز سفارت انگلستان در تهران در نوامبر گذشته، تلاش برای ترور سفیر عربستان در آمریکا در ماه اکتبر و حمایت مداوم ایران از رژیم سوریه اشاره کرد. اشاره وزیر خارجه اسرائیل به «بداندیشان غربی» اشاره شفافی به گونترگراس، نویسنده آلمانی و برنده جایزه ادبی نوبل بود که هفته گذشته با انتشار شعری جنجالآفرین شد. وی در این شعر، اسرائیل را به دلیل «تهدید صلح جهانی» و تلاش برای «نابودی» ملت ایران سرزنش کرده بود.
در پایان گزارش آمده است: این شعر، انتقادات شدیدی در اسرائیل و آلمان به دنبال داشت و بسیاری از منتقدان به خدمت گونتر گراس در اساس آلمان نازی در پایان جنگ جهانی دوم اشاره کردند. این نویسنده 84 ساله در این شعر بیان کرده است که اسرائیل (و نه ایران) صلح جهانی را با برنامه هستهای خود تهدید میکند. اویگدور لیبرمن، وزیر خارجه اسرائیل به نخستوزیر ایتالیا گفت: گونتر گراس به منظور جلب توجه و فروش تعدادی کتاب، تمایل دارد بار دیگر یهودیان را قربانی کند. انتشار این شعر در روزهای اخیر بسیار جنجالبرانگیز شده است.
تحلیل: وزیر خارجه رژیم صهیونیستی درباره مردم ایران فریبکارانه دروغ میگوید، چگونه است که وی از شعر یک نویسنده آلمانی علیه رژیم صهیونیتی این قدر عصبانی است؛ اما با مردم ایران که در هر راهپیمایی شعار «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند، مشکلی ندارد! درباره ایران هم به تکرار اتهامات بیاساس روی آورده است حال آنکه این صهیونیستها هستند که تاکنون هزاران فلسطینی و فعال مخالف رژیم صهیونیستی را به خاک و خون کشیدند و ترور کردند و دانشمندان هستهای ایران راشهید کردند و در پشت پرده بسیاری از خونریزیها در نقاط مختلف جهان ازجمله آفریقا حضور دارند. صهیونیستها از شکسته شدن دیوار مقدس جعلی که به زور تبلیغات و مظلومنمایی به دورشان کشیدهاند، میترسند که به محض انتشار شعر «گونتر گراس» همه رسانههای صهیونیستی سراسیمه به وی حمله و آن را محکوم کردند.
در وضعیت جاری این نظر محل تأمل است؛ زیرا اگر ایران ترکیه را بهعنوان محل مذاکرات بپذیرد، امتیاز بسیار بزرگی برای ترکیه محسوب میشود. ترکیه در راستای سیاستهای بلندپروازانهاش بهشدت به این دست امتیازها نیاز دارد و میتوانست با سیاستی هوشمندانه و متوازن بهراحتی به این امتیاز ارزشمند دست پیدا کند؛ اما چون نتوانست وضعیت موجود منطقه را خوب درک کند و بهنحوی تحلیل و ارزیابی وضع موجود را به اشتباه مداخلهاش در مسائل داخلی سوریه گره زد، دچار اشتباه پیچیدهتری شد و امروز در حالی موازنه صحیح در سیاست را از دست داد که بهشدت به آن نیاز دارد. نمود این اشتباه آنجا بود که اردوغان در دیدار با امام خامنهای (مدظلهالعالی) نتوانست پیشفرضهایش را که برآمده از اشتباه پیشگفته بود، کنار گذارد و با ذهن آزاد و پاک به این دیدار نائل شود؛ به همین سبب، زمانی که مقام معظم رهبری به خطر آمریکا اشاره کردند و درباره سوریه فرمودند: «جمهوری اسلامی ایران از سوریه بهدلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد و با هرگونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه بهشدت مخالف است»، اردوغان موضوع را جدی نگرفت و یا اصلاً پیشفرضهایش به وی اجازه ندادند مسئله را درست فهم کند؛ از اینرو پس از بازگشت از ایران در راستای جلب رضایت نظر استکبار، اعلام کرد خرید نفت از ایران را بیست درصد کاهش میدهد و نشست دشمنان سوریه در استانبول را نیز برای توطئه بیشتر علیه مردم سوریه برگزار کرد. فعلاً باید فرض را بر این گذاشت که مدتی است سیاست خارجی ترکیه به سبب غفلت متولیان امر بهشدت دچار اعوجاج و از مسیر مورد نظر مردم این کشور دور شده است. باشد که رویگردانی ایران از برگزاری نشست آتی 1+5 در ترکیه، مسئولان این کشور را به خود آورد.

وی با بیان این نکته که آرزوی کنار آمدن جمهوری اسلامی ایران با آمریکا برای اوباما موضوع دستنیافتنی است که باید به دفتر خاطرات خود ببرد، عنوان کرد: ابرقدرتهای جهانی اگر میخواهند اوضاع منطقه را در دست بگیرند، باید از در صلح و دوستی با نظام ایران وارد شوند که باتوجه به وضعیت موجود، این امر سهلالوصول نیست. نوریزاده در ادامه افزود: هیچ حرکت مردمی در سوریه رخ نداده است و همه این سروصداها با تحریک دیگر کشورها صورت میگیرد و مشروعیت رژیم سوریه از محور مقاومت گرفته شده است. وی در پایان تأکید کرد: استدلال بنده این است که هویت رژیم اسد از محور مقاومت گرفته شده است. به همین دلیل است که بشار اسد در مقابل اسرائیل[رژیم صهیونیستی] ایستادگی و به گروههای مقاومت همچون حماس، جهاد اسلامی، حزبالله کمک میکند؛ بنابراین رژیم سوریه به علت اتخاذ این موضع از نظر جمهوری اسلامی دارای مشروعیت و شایسته همراهی است، پس کشورهای غربی برای حل بحران سوریه باید با تصمیمی درست وارد مذاکره با ایران شوند.

ناکامي برگزاري نشست اول، برگزارکنندگان را بر آن داشت تا اين نشست به شکل کاملاً محرمانه و در پوشش مخفي در هتل «همپتون» برگزار شود که به دلايل جالبي اين امر محقق نشد.
ظاهراً آقاي «آرام حسامي» بهعنوان مسئول اجرايي و رابط برگزارکنندگان با هتل محل اقامت مدعوين، بودجهاي را براي پرداخت هزينههای هتل دريافت کرد؛ اما به دليل اينکه نتوانست از تصاحب بخشي از اين پول چشمپوشي کند، براي بهرهمندي از دلارهايي که در اختيار داشت، به برخي از مدعوين اعلام کرد که خودشان بايد هزينههای حضور در اجلاس، اعم از پول بليط هواپيما و کرايه اتاق در هتل را بپردازند که اين موضوع باتوجه به قول و قرارهاي قبلي مبني بر تقبل تمام هزينهها از سوی برگزارکنندگان، به مذاق مهمانان خوش نيامد و اعتراضها کار را به جاي باريک کشاند و موجب مشاجره اين افراد با حسامي شد و اين مسئله موجبات افشاي زمان و مکان برگزاري نشست را فراهم آورد.

نتایج نظرسنجی CBS آمریکا درباره جنگ افغانستان میگوید: دوسوم افراد حاضر در این نظرسنجی – یعنی 69 درصد آنان – فکر میکردند ایالات متحده نمیبایست وارد جنگ افغانستان میشد. درست چهار ماه پیش از این، 53 درصد آمریکاییها دیگر نمیخواستند در این جنگ باشند. در همین حال، در نتایج نظرسنجی مشابهی در انگلستان آمده است: افزایش گسترده انگلیسیهایی که میگویند نمیتوان این جنگ را برد، از 60 درصد در ژوئن گذشته به 73 درصد در ماه جاری رسیده و 55 درصد نیز میگویند نیروها و تجهیزات انگلیسی باید بلافاصله از خاک افغانستان خارج شوند. در ماه ژوئن، این رقم 48 درصد بود.

«جان کری» (سناتور دموکرات) در مجلس سنای آمریکا با اشاره به اخبار مربوط به حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران گفت: «برای موفقیت در راهکارهای دیپلماتیک، میبایست سیاستی در پیش گرفته شود که طی آن، ضمن جلوگیری از وقتکشی، جایی برای «تنفس» باقی گذاشت و به ایران نشان داد که اگر واقعاً بخواهد سازنده عمل کند، راهکارهایی پیش پای اوست.»
بر اساس گزارش یادشده، این سناتور دموکرات همچنین تأکید کرد: «یافتن راهکاری اثربخش برای برنامه هستهای ایران که هر دو طرف پذیرای آن باشند، به هیچوجه آسان نیست؛ اما جامعه جهانی هم باید از اینکه ایران به سلاح اتمی دست نخواهد یافت، اطمینان حاصل کند.»
وبسایت بیبیسی فارسی همچنین از قول «تام پیکرینگ» (معاون سابق وزارت خارجه آمریکا) نوشت: «دیپلماسی فعلی و مذاکرات جاری در زمینه برنامه هستهای ایران چنانچه به نفع حمله نظامی علیه برنامه هستهای این کشور تعبیر شود، میتواند به شکلگیری حملات تروریستی علیه منافع آمریکا در نقاط مختلف جهان بینجامد.»
به نوشته بیبیسی فارسی، پیکرینگ افزود: «ایران و همدستانش میتوانند تمامی اهداف و منافع اقتصادی آمریکا و هر آنچه را که بهنوعی با ایالات متحده مرتبط است، در منطقه خاورمیانه و فراتر از آن هدف قرار دهند.»

به گزارش روزنامه اقتصادی و صهیونیستی«مارکر» (وابسته به گروه هاآرتص) با افزایش جهانی قیمت نفت در ماه جاری میلادی (آوریل)، قیمت گاز شهری در این رژیم ۱۰ درصد افزایش خواهد یافت. اگرچه ۷۰ درصد گاز مصرفی رژیم صهیونیستی در پالایشگاههای حیفا و اسدود تولید میشود؛ اما این مقدار، کفاف مراکز اقتصادی این رژیم را نمیدهد تا جاییکه در سال جاری خصوصاً در فصل زمستان، نسبت تقاضاها در سرزمینهای اشغالی ۱۶ درصد افزایش یافته است.
از ابتدای سال جاری میلادی قیمت گاز وارداتی در اراضی اشغالی ۱۹۴۸، نزدیک به ۱۸ درصد افزایش یافته بود و از ۳۵۰۰ شیکل در هر تن به ۴ هزار و ۱۱۴شیکل رسید.
خبر افزایش قیمت گاز شهری در سرزمینهای اشغالی در حالی مطرح است که هنوز اعتراضات نسبت به افزایش قیمت ۹ درصدی برق در این رژیم پایان نیافته است.

منابع آگاه گزارش دادند نشستهاي امنيتي از اين دست هر دو ماه يکبار برگزار ميشود و طي آن، به بررسي گزارشهاي اطلاعاتي که دستگاههاي امنيتي کشورهاي شرکتکننده در اين نشستها ارائه ميکنند و نيز اوضاع و تغيير و تحولات خاورميانه پرداخته ميشود و در نشست اخير، شرکتکنندگان وضعيت سوريه، موضوع ايران و اوضاع مصر و اردن را مورد بررسي قرار دادند.
بنابر اين گزارش، کشورهاي حوزه خليجفارس از جمله عربستان، امارات و قطر که در اين نشست شرکت کرده بودند، تصوير سياهي از آينده منطقه در صورت عدم موفقيت توطئهها عليه ملت سوريه ارائه کردند.
المنار همچنين نوشت: از مشخصههاي بارز اين نشست، مشارکت سطح بالاي صهيونيستها در اين نشست امنيتي است که ترکيه نيز در سال گذشته به آن پيوسته است.

حس شيطاني برتريطلبي و خود برتر ديدن سبب ميشود که اشغالگران، خود را مجاز به انجام هر جنايتي ببينند. تلفيق اين حس با قدرت و سلطه در عصر حاضر منجر به جنايتهاي وحشتناکي شده که براي آن کمتر نمونهاي در تاريخ ميتوان پيدا کرد. در دهه گذشته تنها در عراق و افغانستان صدها مصداق زجرآور و کشنده يافت ميشود که عامل آن، نيروهاي نظامي غربي و در رأس آنها آمريکاييها بودهاند. آخرين نمونه چنين جنايت ناشي از اشغالگري، روز گذشته در يکي از روستاهاي استان قندهار افغانستان اتفاق افتاد که يک سرباز آمريکايي از پايگاهش بيرون آمد و وارد خانههاي مردم روستا شد و با به گلوله بستن مردم بيگناه غيرنظامي، تعدادي مرد، زن و کودک را به قتل رساند. اين جنايت آنچنان وحشتناک بود که جهانيان انتظار داشتند پيامد ناشي از آن بتواند تأثير جدي در روند آينده اشغال افغانستان داشته باشد و غربيها در اينباره به تصميم جديدي برسند؛ اما متأسفانه باراک اوباما، رئيسجمهور آمريکا و پانهتا، وزير دفاع آن، با اظهار تأسف و وعده بررسي موضوع، از کنار اين جنايت بسيار فجيع و باورنکردني گذشتند. اگرچه واکنش مقامات آمريکايي و فرمانده نيروهاي نظامي ناتو به اين جنايت، ساده و بسيار عادي بود و بهنظر در تصميم آنها براي ادامه اشغال افغانستان تأثيري نداشته، اما مردم افغانستان آن را ناديده نميگيرند و در کنار اهانت نظاميان آمريکايي به قرآن قرار ميدهند که به سبب اعتراض به آن اهانت هم، چندين افغاني کشته شدند و اين هر دو را نيز در کنار صدها جنايت نيروهاي اشغالگر غربي ميگذارند و در نهايت، اشغالگران را با ذلت و خفت از افغانستان بيرون ميکنند. روند تحولات افغانستان مؤيد اين پيشبيني است که در آينده نزديک محقق خواهد شد. انشاءالله

لاوروف پس از اين ديدار و آماده شدن يک طرح پيشنهادي براي حلوفصل مسائل سوريه اشاره کرد که به موجب آن، خشونتها از سوي تمامي طرفها پايان ميپذيرد، اوضاع در سوريه تحت نظارت قرار ميگيرد، کمکهاي بشردوستانه به تمام سوريها انتقال مييابد و از مأموريت کوفيعنان حمايت و از هرگونه مداخله خارجي در امور داخلي سوريه خودداري ميشود. ظاهراً اتحاديه عرب محتواي کلي اين پيشنهاد را پذيرفته است. چنانچه اين طرح به شکل رسمي پذيرفته و اجرا شود، ملت و حکومت سوريه به دستاورد بزرگي رسيدهاند و حتي چنانچه در مسير پذيرش و اجراي آن سنگاندازي هم شود، نميتواند آسيب چنداني به پايداري و مقاومت سوريها که در آستانه پيروزي قرار گرفتهاند، وارد کند. مقاومت ملت و حکومت سوريه در برابر توطئه بسيار پيچيده استکبار، صهيونيسم و حکام عرب که از ترس اينکه بيداري اسلامي آنها را به خواب ابدي فرود برد، وحشتزدهاند، تا حد قابلتوجهي مواضع برخي از دشمنان را تغيير داده تا آنجا که مدتي است از موضعگيريهاي تند و خصمانه مقامات ترکيه عليه حکومت سوريه خبري نيست و روز گذشته نيز برخي مقامات اطلاعاتي نزديک به اوباما گفتند سوريه داراي ارتش قوي و وفادار به حکومت است و نخبگان و سرمايهداران، کنار حکومت ايستادهاند و رجال حکومتي نيز در مناصب حکومتي پا بر جا هستند؛ بنابراين سرنگون کردن بشار اسد کار آساني نيست. با باقيماندن اسد در قدرت، احتمالاً کشورهاي غربي پس از مدتي سعي ميکنند بهنحوي گذشته را توجيه کنند و چهبسا ترکيه هم تا حدي بتواند آن را جبران کند. رژيم صهيونيستي هم که موقعيت خودش را دارد؛ اما اين مسئله مهم درباره برخي کشورهاي عربي بهويژه قطر و عربستان متفاوت خواهد بود، نکته اساسي که چندي پيش امير قطر هم به آن اشاره کرد؛ بنابراين بهترين راه و مناسبترين زمان براي جلوگيري از مسائل تلافيجويانه بعدي اين است که از فرصت پيشآمده استفاده کنند و سريع وضعيت را به حالت گذشته بازگردانند!

به گزارش خبرگزاري «آسوشيتدپرس»، در وضعیتی که کميته هيئت مديره سازمان بينالمللي آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد، «يونسکو»، روز گذشته با 35 رأي موافق و 8 رأي مخالف، قطعنامهاي ملايم را ضد سوريه و در راستاي محکوميت خشونتها در دمشق تصويب کرد، «ديويد کليون»، نماينده آمريکا در «يونسکو»، ضمن محکوميت مخالفت کميته حقوق بشر سازمان ملل با لغو عضويت سوريه در بدنه اين سازمان، اعلام کرد آمريکا عميقاً از اين تصميم يونسکو مأيوس شده است.
نماينده آمريکا در يونسکو گفت: باتوجه به اقدامات نظام «بشار اسد»، رئيس جمهوري سوريه، مشخص نيست که سوريه چطور ميتواند به فعاليت اين کميته کمک کند.
شبکه خبري فاکسنيوز نوشت: «رز لتينن» نماينده جمهوريخواه و رئيس کميته امور خارجي مجلس نمايندگان آمريکا نيز اين رأيگيري را تقبيح و در بيانيهاي اعلام کرد: هيئت اجرايي (58 عضوي) يونسکو اراده ندارد سوريه را از بدنه کميته حقوق بشر خود حذف کند چه برسد به حذف سوريه از هيئت مديره اين سازمان. اين قطعنامه اعتنايي به درخواستهاي آمريکا مبني بر حذف سوريه از کميته کنوانسيونها و توصيههاي سازمان ملل که رسيدگي به حقوق بشر را برعهده دارد، نکرده است.

ماهها از قيام مردم بحرين عليه رژيم مستبد آلخليفه ميگذرد و آنان متحمل سختترين فشارها، محدوديتها، ظلمها و جنايتها شده و دهها شهيد دادهاند؛ اما ذرهاي از انگيزه آنها براي ادامه مبارزه با اين رژيم ديکتاتور کاسته نشده است و حتي حضور نيروهاي بيگانه و در رأس آنها نيروهاي نظامي عربستان که براي سرکوب مردم به کمک آلخليفه آمدند نیز نتوانست در اراده مردم آزاديخواه بحرين، سستي و خلل ايجاد کند. ايمان قوي مردم بحرين و اعتقاد راسخ به هدفي که آنها را به خود فرا ميخواند؛ يعني آزاد شدن از چنگال حکومت زورگو و تماميتخواه، موجب شده تا بيتوجهي رسانههاي جهاني و استکباري را در بازتاب دادن آنچه که در بحرين رخ ميدهد، ناديده بگيرند و اين خيانت رسانهاي را نيز بخشي از ستمهاي آلخليفه بدانند و همچنان در اوج غربت و تنهايي به مبارزه بيامان خود عليه حکام جور در بحرين ادامه دهند. پس از آنکه «عيسيبنحمد»، پادشاه بحرين، ادعا کرد مخالفانش اندکند، روز گذشته مردم بحرين پس از اقامه نماز جمعه، تاريخيترين تظاهرات اعتراضي عليه رژيم آلخليفه را به نمايش گذاشتند و با حضور صدها هزار نفري در اين تظاهرات که گفته ميشود نيمي از مردم بحرين در آن حضور داشتند، به پادشاه اندکبين بحرين نشان دادند که مخالفانش چه تعداد هستند و با بودن اين همه مخالف، جايي در بحرين ندارد. اين راهپيمايي عظيم و باشکوه، کار را بر رژيم آلخليفه و حاميان عربي و غربياش بسيار سخت کرد. اين راهپيمايي با انعکاس دقيق و شفاف وضعيت بحرين و موقعيت بدون پشتوانه رژيم آلخليفه صداي اعتراض خود را جهاني کرد و چنانچه حاميان عربي و غربي آلخليفه همچنان بخواهند از اين رژيم مستبد حمايت کنند، بايد هزينه سنگيني بپردازند؛ زيرا با اين راهپيمايي، جهان به واقعيت صحنه بحرين پي برد و از خواست بحق مردم بحرين آگاه شد؛ بنابراين اگر گوشها و چشمان حاميان آلخليفه ضعيف شده و نسبت به شنيدن و ديدن برخي صداها و صحنهها، حساسيت پيدا کرده، بهتر است سردمداران آلخليفه که از نزديک، واقعيت بحرين را ديدهاند، به وعدههاي حاميانشان دل نبندند و زودتر به نجات خود بينديشند!

به گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، اين سايت برخي ايميلهاي ارسالي از سوي شرکت اطلاعاتي استراتفور را منتشر کرده که در آن، اظهارات «فرد برتون» معاون اين مؤسسه اطلاعاتي و تحليلگران در مسئله همکاريهاي محرمانه عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي گنجانده شده است.
اين اسناد همچنين بيانگر تلاش موساد براي برقراري ارتباط نزديک با هيئت حاکمه عربستان (خاندان آلسعود) است. در اين اسناد بهطور واضح پيشنهاد همکاري محرمانه از سوي موساد به سرويس اطلاعاتي عربستان سعودي در جهت «جمعآوري اطلاعات جاسوسي و ارائه مشورت درباره ايران» مطرح شده است. همچنين بر مبناي اين سند که شماره 1227888 را دارد، شهر «نيکوزيا» پايتخت قبرس مرکز عبور اصلي به رياض بوده است.
در ادامه اين گزارش همچنين به روابط جمعي از افسران باسابقه موساد با مقامات ارشد عربستان سعودي در جهت انعقاد قراردهاي تسليحاتي، ارائه معلومات جاسوسي و خدمات مشورتي اشاره شده که بيانگر روابط امنيتي و تجاري نزديک ميان رژيم صهيونيستي و نظام حاکم بر عربستان است.

نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي چند روز پيش، از سفر به آمريکا و گفتوگو با اوباما و شرکت در نشست «آيپک» در راستاي همين سياست، با فرصتطلبي از وضعيت رو به بحران انرژي در جهان ادعا کرد: «يک ايران مسلح به سلاح هستهاي، کنترل توليدکنندگان اصلي نفت خاورميانه را به دست خواهد گرفت و باعث افزايش هزينه انرژي خواهد شد و اقتصاد جهاني را فلج خواهد کرد. اگر همه امروز نگران قيمتهاي بالاي نفت هستند، بايد نگران زماني باشند که ايران کنترل مراکز انرژي را در خليجفارس در دست گيرد.» از اين سخنان معلوم بود وي با چه هدفي به آمريکا ميرود و چه انتظاري از آمريکا دارد. آمريکاييها هم که از قصد نتانياهو باخبر بودند، با سخنان هيلاري کلينتون ديدگاه خود را منعکس کردند، آنجا که وي در همان زمان گفت: «ايران تصميمي براي توليد بمب اتمي نگرفته است.» از اعلام موضع کلينتون ميشد حدس زد، پاسخ مقامات آمريکا به درخواست ضمني نتانياهو چيست؛ اما اينجا نکتهاي وجود داشت که بر چگونگي پاسخ آمريکا تأثير ميگذاشت؛ اينکه اوباما در حال نزديک شدن به موعد انتخابات است و براي پيروزي در انتخابات به کمک لابي صهيونيستي (آيپک) نياز دارد، از اينرو اوباما با در نظر گرفتن اين مسئله، ديروز در جمع آيپک حاضر شد و کشيشوار سخنراني کرد. او نه ميتوانست به شکل قطعي به خواست صهيونيستها تن دهد چراکه به محض دادن پاسخ مثبت شفاهي به خواست آنها، روند افزايش قيمت انرژي در جهان و بهويژه در آمريکا شتاب تندتري ميگرفت و نه ميتوانست به درخواست آنها بهصراحت پاسخ منفي بدهد؛ زيرا در اين صورت، حمايت آيپک را از دست ميداد. از اينرو، متن سخنرانياش را آنگونه تنظيم کرد که بتواند کاروان انتخاباتياش را از اين مخمصه به سلامت عبور دهد؛ بنابراين، ضمن شرح تعهدش به حفظ امنيت رژيم صهيونيستي گفت: «بهعنوان بخشي از تعهد رسمي خود به مردم آمريکا، من تنها زماني از زور استفاده خواهم کرد که زمان آن اقتضا کند و ميدانم که رهبران اسرائيل[رژيم صهيونيستي] نيز بهخوبي از هزينهها و عواقب جنگ آگاه هستند، حتي در زماني که لزوم دفاع از کشور خود را احساس ميکنند.»

بنابراين نمايش مذکور را با تنها يک بازيگر شناخته شده به نام «عبدربه منصور هادي» آغاز کردند که در زمان صالح، مرد شماره دوي يمن و شريک جنايتهاي صالح بود. کارگردانان آمريکايي و عربستاني اين نمايش، با اهانت آشکار به شعور و شخصيت مردم يمن، پس از طراحي نمايش انتخاباتي تکنامزدي، براي مشروع جلوه دادن آن که از اساس نامشروع بود و حتي براي انتخاب نامزد اين انتخابات مضحک، حدنصابي از آرا را هم تعيين نکرده بودند و نامزد با 1000 رأي هم پيروز انتخابات بود، 100 ناظر بينالمللي دعوت کرده بودند که 49 نفر آنها هويت آمريکايي داشتند. پس از برگزاري اين انتخابات مسخره که افراد آگاه، به مسائل سياسي را به ياد انتخابات تکنامزدي حسني مبارک مياندازد و «منصور هادي» در رقابتي سخت و نفسگير با خودش پيروز شد! آمريکاييها و عربستانها ابراز خشنودي کردند. علت ابراز خشنودي آنها اين نبود که در کشوري بحرانزده، مردم براساس ميل و رغبتشان در فضايي آزاد و با امکان انتخابهاي متعدد به صحنه آمدند و از بين چند رقيب شايسته، يکي را انتخاب کردند، بلکه به گمان خود، اين بود که توانستند اسم و جسم صالح را که بسيار تنفرانگيز شده بود، حذف و روح و مشي و سرسپردگي وي را با منصور هادي که از دل اين نمايش تهوعآور بيرون آمد، حفظ کنند تا در ظاهر، آمريکا و عربستان دلشان آرام گيرد و خاطرشان جمع شود که در برابر توفان بيداري اسلامي که از جنوب، عربستان و منافع آمريکا را تهديد ميکرد، سد محکمي ايجاد کردهاند. افکار عمومي جهان که اين روزها پيش از هر زمان ديگري با مردمسالاري آشنا هستند، ميدانند آنچه که آمريکا و عربستان در يمن رقم زدند، بازي و فريبي بيش نيست و مردم يمن هم که ميدانند ديکتاتور بيرون شده از در، از پنجره بازگشته، به اين بازي فريب تن نميدهند که در غير اين صورت، از قيام يکساله و دادن صدها کشته و تحمل خسارات و مشقات فراوان چيزي عايد آنها نخواهد شد.

وي در پاسخ به سؤالي درباره عدم اجماع جهاني عليه سوريه گفت: شوراي امنيت تصميم جنگ عليه افغانستان را تنها طي دو ساعتونيم اتخاذ کرد؛ اما ماههاست که نميتواند قطعنامهاي عليه اسد تصويب کند.
روا افزود: آنان حتي تلاش کردند از شدت قطعنامه بکاهند تا در نهايت تصويب شود و کمي از هيبت از دسترفتهشان پس از تهديدات صريح و علني عليه اسد بازگردد.
وي تصريح کرد: بشار اسد در آرامش، سياست و قاطعيت مشابه پدرش (حافظ اسد) رفتار ميکند و گزينههايي را در اختيار دارد که باعث ميشود از وي دوري کنند و بيشتر به آنچه وي ميخواهد، نزديک نشوند. توجه داشته باشيد که هيچ کشور عربي در جهان طي تاريخ نتوانسته به مانند سوريه در برابر تصميمات غربيها مقاومت کند.
هرچند پيش از اين برخي از گزارشهاي منتشر شده از سوي منابع صهيونيستي بر اين موضوع تأکيد داشتند که با تقويت گروههاي مسلح، کار بر نظام سوريه تنگ خواهد شد؛ اما يک گزارش محرمانه صهيونيستها ميگويد نظام حاکم بر سوريه همچنان بر اوضاع جاري در اين کشور مسلط است و ارتش تنها در چند شهر سرگرم سرکوب گروههاي مسلح است.

پايگاه اينترنتي «فاکسنيوز» 19 فوريه 2012(30 بهمن) به نفوذ القاعده در سوريه و پيچيده شدن اوضاع اين کشور پرداخت و نوشت: ايران از بشار اسد حمايت ميکند. شاخهاي از القاعده دسترسي خود به سوريه را افزايش داده و احتمالاً به درون مخالفان حکومت بشار اسد نفوذ کرده است. بهنظر ميرسد اوضاع خاورميانه پيچيدهتر از گذشته شده است. لئون پانهتا، وزير دفاع آمريکا گفته است: «اين وضعيت، تصميم در مورد مداخله آمريکا در منطقه را بسيار پيچيدهتر کرده است.» در صورتي که القاعده احتمالاً بدون اطلاع مخالفان بشار اسد، به انجام انفجارها و حملات در سوريه مشغول است، آمريکا چگونه ميتواند اطمينان کند؟
در ادامه مقاله آمده است: پانهتا در کنفرانسي مطبوعاتي گفت: «اين موضوع که القاعده براي حضور در آنجا تلاش ميکند، نگرانيهايي براي ما ايجاد ميکند و به اين معناست که شرايط آنجا در نتيجه حضور القاعده جديتر شده است.» پانهتا در پاسخ به اين پرسش که آيا آمريکا ميتواند از مخالفاني حمايت کند که القاعده به آن پيوسته است؟ گفت: «آمريکا بايد در مورد نقش اين شبکه تروريستي پيش از رسيدن به نتيجه، بيشتر بداند... تنها اين واقعيت که آنها در سوريه حضور دارند، ما را نگران ميکند. در مورد نقش آنها و ميزان گستردگي اين نقش، تصور ميکنم بايد منتظر حوادث آينده بود.» دولت اوباما تلاش ميکند با ساير کشورها براي دستيابي به راهبردي خارج از سازمان ملل براي حل و فصل بحران سوريه همکاري کند. آنها به دنبال انتقال کمکهاي بشردوستانه هستند، در حالي که برخي قانونگذاران کنگره از دولت آمريکا ميخواهند مسلح کردن مخالفان را مد نظر قرار دهد. جيمز کلپر، مدير اطلاعات ملي، روز پنجشنبه به کنگره گفت: پيچيدگيهاي ماهيت مخالفان بر بحثهاي مربوط به ارسال کمکها به سوريه تأثير خواهد گذاشت. کلپر در يک ارزيابي غيرمنتظره و شگفتانگيز گفت: به موازات حمايت ايران از رژيم بشار اسد، افراطگرايان به ميان مخالفان بشار اسد نفوذ کردهاند.
در پايان مقاله آمده است: آقاي کلپر با اشاره به بمبگذاريهاي مرگبار در برابر ساختمانهاي دولتي سوريه گفت: «اين نوع حملات نشاندهنده مشابه حملات القاعده بود... تصور ميکنيم که القاعده عراق دسترسي خود به سوريه را افزايش داده است... » جيمز کارافانو، تحليلگر سياسي بنياد هريتج ميگويد: «القاعده تنها به دنبال دستوپا کردن مکاني براي نبرد آينده خود است... القاعده بسيار فرصتطلب است. هرجا که خشونت باشد، آنها آن را به ديده فرصت مينگرند و براي ورود به آن ميشتابند.» فارغ از انگيزه، حضور القاعده در سوريه، آمريکا و متحدانش را در موقعيت دشوار قرار ميدهد که چگونه مطابق راهبردي دقيق، بشار اسد را از قدرت کنار بزنند؛ البته احتمالاً بدون مداخله نظامي غرب.»
تحليل: براي مردم و حکومت سوريه اينکه چه کساني بمبگذاري و جنابتآفريني ميکنند، در رتبه دوم قرار دارد. مسئله اول نفس جنايتهايي است که صورت ميگيرد؛ اما اينکه آمريکا از القاعده ياد ميکند، مهم است چون ميتواند بهانهاي باشد براي فضاسازي و در پي آن، هرگونه مداخله نظامي. اگر غير از اين است، آمريکا بايد از تروريستهاي غيرالقاعده بخواهد از اقدامات تروريستي دست بردارند تا حکومت سوريه بتواند با آسودگي با القاعده برخورد کند.

دبکا افزود: اوباما، رئيسجمهور آمريکا، تصميم به اعزام «تام دونيلون» مشاور امنيت ملي خود به اسرائيل کرد؛ اعلام شده است که اين سفر بهمنظور مذاکرات درباره مسائل منطقه ازجمله ايران و سوريه است؛ انجام اين سفر غيرعادي توسط يکي از مقامات ارشد کاخ سفيد نشان دهنده بحران در روابط است .
همچنين، اعلام شده است که اين سفر بهمنظور مشورت بين مقامات آمريکا و اسرائيل است که طبق همکاري بين دو دولت انجام ميشود .
دبکا در پايان نوشت: ديگر اسرائيل چنين مسائلي را باور ندارد. نتانياهو در گفتوگوهاي خصوصي خود گفته است احساس ميکند که به او خيانت شده است. وي گفته است: دولت اوباما با اين اقداماتش، اسرائيل را با هيچ گزينه ديگري جز درگيري با ايران، آن هم بهتنهايي مواجه نميسازد و همين موضوعات باعث ميشود که ديگر به عقايد واشنگتن حساس نباشيم .


«جيمز کلاپر» با سخنراني در کميته نيروهاي مسلح مجلس سناي آمريکا اظهار داشت: «به احتمال زياد شاخه القاعده عراق در وراي انفجارهاي اخير دمشق و حلب در ماه دسامبر قرار دارد . »
وي با بيان اين مطلب افزود: «رد پاي القاعده در انفجارهاي حلب و دمشق به چشم ميخورد و اين نشان ميدهد که القاعده عراق دنبال نفوذ خود در سوريه است.» «کلاپر» همچنين با ابراز نگراني از حضور افراطگرايان در ميان مخالفان سوريه، اعلام کرد: «مخالفان سوري دچار شکاف و چنددستگي شدهاند و بهنظر ميرسد بشار اسد در شرايط کنوني قادر به حفظ قدرت باشد.» اظهارات رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريکا در حالي بيان ميشود که گروههاي مخالف سوري دولت سوريه را عامل انفجارهاي اخير اين کشور ميدانند .

کشورهاي عربي و غربي که از اين وتو بسيار خشمگين شده بودند، تصميم گرفتند کارشان را از مسير ديگري دنبال کنند. غرب و بهويژه آمريکا انجام اين مأموريت را بهعهده کشورهاي عربي با محوريت قطر و عربستان گذاشتهاند و از پشت صحنه، آنها را هدايت ميکنند. براساس اين مأموريت، قطر و عربستان چند روز پيش، قطعنامه پيشنهادي را با ادعاي محکوميت نقض حقوق بشر در سوريه به مجمع عمومي سازمان ملل ارائه دادند که در رأيگيري دو روز پيش با 137 رأي موافق، 12 رأي مخالف و 17 رأي ممتنع به تصويب رسيد. اگرچه نتيجه اين رأيگيري الزامآور نيست؛ اما به نحوي وتوي روسيه و چين را تضعيف ميکند و باعث جسورتر شدن گروههاي تروريستي ميشود که در سوريه فعال هستند. اين قطعنامه با بهانه حقوق بشر ارائه شده؛ اما هيچ اشارهاي به جنايات تروريستها نکرده و با هدف کاملاً سياسي در آن از بشار اسد خواسته شده قدرت را واگذار کند. از حوادث عجيب در زمان رأيگيري اين متن پيشنهادي، قفل شدن زودهنگام دستگاهي بود که نمايندگان بايد با آن رأي ميدادند، اين حادثه غير عادي و ساختگي، براي آن بود که تعداد آراي مخالف کمتر ثبت شود و با اعتراض برخي ازکشورها مواجه شد. تصويب قطعنامه فوق نميتواند نقطه تحول در توطئه عربي و غربي عليه سوريه محسوب شود؛ اما حرکت تدريجياي است که نشان ميدهد کشورهاي عربي و غربي در حال نزديک شدن به نقطهاي هستند که پس از وصول به آن، ديگر مجال و امکاني براي عقبنشيني ندارند، بهويژه کشورهاي عربي؛ از اينرو کشورهاي حامي سوريه بايد تا پيش از آن مرحله به خود آيند و به اين گروه از کشورها اجازه ندهند به آن نقطه برسند که در اين صورت، صحنه بهگونهاي به هم خواهد خورد که معلوم نيست با چه هزينهاي به سامان برسد!

«خالد الجرواني» دبيرکل شوراي حقوق بشر مصر و تعداد ديگري از روشنفکران و روزنامهنگاران اين کشور نيز در اين تظاهرات حضور داشتند و خواستار توقف جنايات رژيم پادشاهي بحرين با حمايت نيروهاي سپر جزيره و آمريکا عليه مردم شدند.
شرکتکنندگان در اين تظاهرات با اشاره به انتشار اسناد متعدد از جنايات رژيم آلخليفه در بحرين عليه افراد بيگناه، تجاوز به زنان و شکنجه دستگيرشدگان، تأکيد کردند که تمام اين اقدامات با تأييد و هماهنگي نيروهاي آمريکايي حاضر در بحرين بوده است.
«طاهر الهاشمي» دبيرکل اتحاديه اهل بيت در مصر، در جمع تظاهراتکنندگان از اتحاديه عرب خواست تا نگاهي فراگير به تحولات بحرين مانند ديگر کشورهاي عربي داشته باشد؛ چراکه هيچ دولت عربي از ديگر دولتها کماهميتتر نيست.
تظاهراتکنندگان در اين تظاهرات، اشغال نظامي بحرين از سوي نيروهاي سپر جزيره و آموزش نيروهاي امنيتي رژيم آلخليفه توسط نيروهاي غربي بهويژه نيروهاي «مارينز» براي سرکوب مطالبات مردم را مورد انتقاد قرار دادند و تأکيد کردند که انقلاب بحرين جنگ شيعه و سني نيست.


روز گذشته پايگاه اينترنتي «والاستريت ژورنال» که تحت نفوذ صهيونيستهاست، با استناد به گزارشي واهي وانمود کرد منافع رژيم صهيونيستي و مردم يهود با خطر تهديد ايران مواجه است و در پي آن نوشت: «اين تهديدات و موارد مشابه آن، مقامات اسرائيلي و آمريکايي را به اين درک و باور هدايت کرده که ايران آماده حملات عليه سفارتخانهها و کنسولگريهاي اسرائيل در سراسر جهان و نيز عليه عبادتگاهها، مدارس، مراکز يهودي، رستورانها و ساير اهداف نرم ميشود.» ساعاتي پس از اين ادعا، برخي رسانههاي خبري اعلام کردند ديپلماتهاي رژيم صهيونيستي در هند و گرجستان هدف بمبگذاري قرار گرفتهاند و نتانياهو، نخستوزير رژيم صهيونيستي، ايران را به دست داشتن در اين بمبگذاريها متهم کرد. پس از ادعاهاي پايگاه اينترنتي «والاستريتژورنال» و حتي پيش از آن معلوم بود که صهيونيستها به سبب ترور دانشمندان هستهاي ايران و تهديد مقامات ايراني به پاسخگويي، بهشدت وحشتزده شدهاند و براي لحظهاي هم نميتوانند خودشان را از حس انتقامجويي ايرانيان آزاد کنند. در اين ميان، محکوم نشدن اين ترورها از سوي کشورهاي غربي و برخي مراکز معتبر جهاني و اعلام برائت لفظي آمريکا از دخالت در اين ترورها و اذعان برخي رسانهها و کارشناسان به دخالت صهيونيستها در ترور دانشمندان ايراني و آگاهي بخش قابل اعتنايي از افکار جهاني از اقدام تروريستي صهيونيستها و... همه و همه دست به دست هم داد و فشار رواني همراه با ترس را بر صهيونيستها چيره ساخت و بهراحتي قابل پيشبيني بود که آنها براي گريز از اين تنگناي کشنده به خودزنيهايي از نوع آنچه که در هند و گرجستان صورت گرفت، روي آورند تا شايد تخليه رواني براي خودشان و حس انتقامجويي ايرانيان باشد، غافل از اينکه دست آنها از پيش براي ايرانيان و نيز آگاهان، رو شده و مهمتر از آن، همه ديپلماتهاي صهيونيست هم نميتوانند مابهازاي مويي از دانشمندان شهيد هستهاي ايران باشند. براي فريب ملتي بزرگ و باهوش بايد وارد بازيهاي بزرگ شد، نه بچگانه که البته صهيونيستها برخلاف بزرگنماييهاي تبليغاتي که به يمن آن هم تاکنون ماندهاند، توانايي ورود به بازيهاي بزرگ را ندارند و هميشه زندگي طفيلي داشتهاند.


اين پايگاه بيان کرد: منابع فوق از افزايش نزاع قدرت ميان دو طرف هنگامي که حمد بنجاسم براي مشارکت در جلسه شوراي امنيت درباره سوريه در نيويورک بهسر ميبرد، گزارش دادهاند.
پايگاه مذکور ميافزايد: در مدتي که نخستوزير قطر در آمريکا بود، «تميم بنحمد» وليعهد قطر، بهگونهاي فعاليت کرد که گويا نخستوزير قطر است.
اين پايگاه نوشت: وليعهد قطر به همراه «خالد مشعل» رئيس دفتر سياسي حماس، از اردن ديدار کرد و حتي پس از بازگشت «بنجاسم» از نيويورک، «تميم بنحمد» نقش برجستهاي در ديدارهاي ابومازن رئيس تشکيلات خودگردان با «خالد مشعل» ايفا کرد.
پايگاه فوق به نقل از منابع نزديک به خاندان آلثاني اعلام کرد: امير و خانوادهاش تحرکات نخستوزير را مشکوک ميدانند بهويژه که گزارشهايي درباره هماهنگي حمد بنجاسم با سعوديها به دست امير قطر رسيده است.
اين پايگاه ميافزايد: حاکم قطر نگران تحرکات نخستوزير و همسويي وي با مقامات امنيتي و ديگر اعضاي خاندان سلطنتي براي براندازي وي و فرزندش است و به همين دليل، از وليعهد خواسته که فعالتر عمل کند.

«زيبيگنيو برژينسکي» استراتژيست صاحب نام و مشاور امنيت ملي دولت ايالات متحده در دوره جيمي کارتر، جديداً درگفتوگوي اختصاصي با شبکه آمريکايي «اخبار واقعي» در پاسخ به اين سؤال که «آيا آمريکا در اثر فشارهاي اسرائيل اقدام به حمله به ايران خواهد نمود يا خير؟» ميگويد: «من معتقدم که نبايد به اسرائيل فضا و فرصت سوءاستفاده داده بشود. ما نه بچه هستيم و نه نادان که به چنين عمل بي ربطي دست بزنيم. اگر چنين کاري را بکنيم به اختلافات در خاورميانه دامن زده ايم، جايي که روزبهروز تنفر نسبت به آمريکا در آن بيشتر ميشود.» همچنين وقتي از وي پرسيده شد که «آيا تهديد اسرائيل نسبت به ايران واقعي است؟»پاسخ داد: «من غيبگو نيستم؛ اما با اين حال ترديد دارم که اسرائيل بعد از چنين عملي، بيش از پنج سال دوام بياورد. اسرائيل با اين کار، بزرگترين ضرر را به خودش خواهد زد و منفورتر خواهد شد. از طرفي يک فاجعه سياسي هم براي آمريکا خواهد بود. اگر خيال کنيم با بمباران ايران همه چيز حل خواهد شد سخت در اشتباهيم. در نتيجه چنين عملي، نفرت بيشتر و گستردهتري نسبت به آمريکا در منطقه ايجاد ميشود و وضعيتي به وجود خواهد آمد که آمريکا مجبور شود بهطور کلي خاورميانه را ترک کند. اين بزرگترين لطمه به ايالات متحده خواهد بود مخصوصاً که حمايت و همراهي روسيه و چين و حتي اروپا را نيز نخواهيم داشت.»

در اين نوار صوتي که از کانال دوم فرانسه پخش شد، درگيري لفظي «ويتالي چورکين» نماينده دائم روسيه در سازمان ملل و «حمد بنجاسم» وزير امور خارجه قطر را نشان ميدهد. در اين نوار، وزير امور خارجه قطر خطاب به نماينده روسيه ميگويد: روسيه بايد با قطعنامه ضدسوري موافقت کند و به شما درباره هرگونه وتو هشدار ميدهيم. ويتالي چورکين در واکنش به اين اظهارات وزير خارجه قطر گفت: اگر يکبار ديگر با اين لحن با من حرف بزني، چيزي به نام قطر از اين به بعد وجود نخواهد داشت. چورکين ادامه داد: تو ميهمان شوراي امنيت هستي، پس احترام خودت را حفظ کن و اندازه حجمت حرف بزن، من با تو حرفي ندارم، به نام روسيه بزرگ فقط با بزرگان حرف ميزنم. گفتني است چين و روسيه تلاشهاي قطر براي صدور قطعنامه عليه سوريه را در شوراي امنيت نقش بر آب کردند.
تحليل: گزافهگويي اين وهابي به سبب اعلام هفته وحدت است که بسياري از مسلمانان جهان آن را گرامي ميدارند و وهابيها آن را خوش نميدارند، چون به نفعشان نيست!


نماينده روسيه در دفاع از رأيش گفت: «ما به اين دليل به قطعنامه رأي منفي داديم که تلاشها براي حل مسالمتآميز بحران سوريه را از بين ميبرد. مخالفان سوري بايد خود را از گروههاي مسلح جداکنند.» نماينده چين هم که پيشنويس قطعنامه ضدسوري را وتو کرده است، اينگونه از موضعش دفاع کرد: «عليه قعطنامه رأي داديم؛ زيرا ما اوضاع سوريه را بهدقت و از نزديک دنبال ميکنيم. ما فوراً تمام طرفها را به خودداري از خشونت فرا ميخوانيم و از تلاشهاي اتحاديه عرب براي حل بحران سوريه از طريق گفتوگوها حمايت ميکنيم.» نماينده پاکستان در شوراي امنيت نيز در سخناني خواستار فشار بر گروههاي مختلف در سوريه براي توقف درگيري شد و از موضع چين و روسيه در وتوي قطعنامه ضدسوري کشورهاي غربي و عربي حمايت کرد.
به غير از سه کشور فوق، کشورهاي ديگري مانند ايران و عراق و... نيز با مشي کشورهاي غربي و عربي در فشار وارد کردن به سوريه مخالفند؛ اما انگيزه آنها با يکديگر متفاوت است هر چند که ممکن است در آن مشترکاتي نيز ديده شود. انگيزه روسها که طي روزهاي گذشته بيش از ساير کشورها براي بياثر کردن پيشنويس کشورهاي غربي و عربي تلاش کردند، ناشي از آن است که نميخواهند آخرين جاي پاي حساس باقي مانده از دوران شوروي سابق در خاورميانه را از دست بدهند. چينيها نيز که اين روزها با مشاهده روند رو به زوال غرب، غرق در جشن بيسر و صدايي هستند، نميخواهند غربيها با به خدمت گرفتن کشورهاي خائن و خائف عربي و سرنگون کردن حکومت سوريه تا حدي ضعف مفرطشان را جبران کنند؛ اما براي جمهوري اسلامي ايران، جبهه مقاومت مهم است و ايران حکومت سوريه را يکي از ارکان اصلي اين جبهه ميداند و توطئه غربي و عربي عليه سوريه را گام اول براي تضعيف مقاومت و مقدمه گامهاي بعدي ميداند تا به گمان آنان شايد با برداشته شدن آنها - که هيچگاه چنين نخواهد شد، انشاءالله - اضطراب مدام و احوال پريشان آنها به آرامش برسد، که چنين مباد. انشاءالله

پايگاه اينترنتي آسياتايمز 4 فوريه 2012 (15 بهمن) در مقالهاي به قلم «پيپ اسکوبار» به دستورکار کشورهاي عربي در سوريه پرداخت و نوشت: در مسير سازوکارهاي دموکراتيک اتحاديه عرب بهعنوان قدرتي واقعي، شوراي همکاري خليجفارس نقش مهمي ايفا ميکند که قطر و عربستان دو عضو مهم اين شورا، کشورهاي ضدانقلاب شناخته ميشوند. اساساً شوراي همکاري خليجفارس، گروه اتحاديه عرب را به منظور نظارت بر اوضاع سوريه شکل داده است. شوراي ملي سوريه مستقر در ترکيه و فرانسه (کشورهاي مهم عضو ناتو) با اشتياق، از ورود ناظران اتحاديه عرب حمايت کرد. پس از انتشار بررسيهاي يک ماهه 160 ناظر، محتواي آن همسو با خطمشي رسمي شوراي همکاري خليجفارس نبود؛ يعني آن چهرهاي از بشار اسد که وي را فردي خونريز و جنايتکار عليه مردم غيرمسلح نشان داده بود، در اين گزارش مطرح نشد و از ضرورت تغيير رژيم نيز مطابق خواست شوراي همکاري خليج فارس سخني به ميان نيامد. کميته وزارتي اتحاديه عرب، اين گزارش را با چهار رأي موافق (الجزاير، مصر، سودان و عمان) و تنها يک رأي مخالف (احتمالاً قطر) تأييد کرده است.
در ادامه مقاله آمده است: رسانههاي غربي يا رسانههاي عربي که همگي تقريباً مورد حمايت مالي عربستان يا قطر هستند، محتواي اين گزارش را ناديده گرفتند و حتي در مورد آن بحثي نکردند؛ زيرا شوراي همکاري خليجفارس از ترجمه متن عربي آن به انگليسي جلوگيري و آن را در پايگاه اينترنتي اتحاديه عرب منتشر کرد. گزارش قاطعانه است. دولت سوريه عليه معترضان سرکوب سازمانيافته و مرگبار صورت نميدهد. در مقابل، گزارش به گروههاي مسلح پنهان اشاره ميکند که عامل کشتار صدها غيرنظامي و هزاران نظامي سوري هستند. بمبگذاري در اتوبوسها، بمبگذاري در قطارهاي حامل گازوئيل و بمبگذاري در پلها و خطوط لوله نفتي، از جمله اقدامات گروههاي مسلح ضدحکومتي بوده است. در مقابل، کشورهاي روسيه و چين و بخش عظيمي از کشورهاي در حال توسعه، دولت سوريه را در حال جنگ با مزدوران خارجي بسيار مسلح ميدانند. اين گزارش به طور گسترده، جنبههاي مبهم تحولات داخلي سوريه را روشن ساخته است.
در پايان مقاله آمده است: شوراي ملي سوريه اساساً شاخهاي از اخوانالمسلمين است که با آلسعود و قطر ارتباط دارد و پشت صحنه نيز اسرائيل بهآرامي از اين جريان حمايت ميکند. بيشتر اعضاي ارتش آزاد سوريه را مزدوران خارجي تشکيل ميدهند که شوراي همکاري خليجفارس بهويژه گروههاي سلفي، آنها را مسلح کردهاند. رهبران شوراي همکاري خليجفارس از جمله عربستان و قطر بهطور علني اين گزارش را رد ميکنند و در پي پيشبرد تغيير رژيم در سوريه از طريق شوراي امنيت سازمان ملل هستند. بنابراين، ايجاد منطقه پرواز ممنوع همانند ليبي ضرورتي ندارد و قطعنامه تغيير رژيم در سوريه همواره با مخالفت روسيه و چين روبهرو خواهد شد. ضروري است از آلسعود و قطر پرسيده شود شما که به چشمانداز دموکراسي در سوريه اين قدر اشتياق داشتيد، چرا از تسليحات آمريکايي استفاده نميکنيد و در دل شب همانند آنچه در بحرين انجام داديد، خود به تغيير رژيم در سوريه نميپردازيد؟
«کميله الموسوي»، از نمايندگان ائتلاف ملي در پارلمان عراق، در سخناني مطبوعاتي گفت: برخي تروريستهاي عربستاني محکوم شده به اعدام در عراق از خاندان سعودي هستند و دولت عربستان در تلاش است آنها را با زندانيان عراقي محکوم شده به اعدام در عربستان مبادله کند.
وي افزود: دولت عراق در تلاش براي جلوگيري از اجراي حکم اعدام در حق عراقيهاي زنداني در عربستان، پيامهاي محرمانهاي از سوي مسئولان سعودي دريافت کرده که در آن، از دولت عراق خواسته شده است که اين زندانيان با زندانيان سعودي محکوم به اعدام بهخاطر اقدامات تروريستي در عراق، مبادله شوند. تعداد تروريستهاي زنداني سعودي در عراق شش نفر است که سه نفر آنان جزء خاندان سعودي هستند.
اين نماينده ادامه داد: با وجود اينکه دولت عراق تا اين لحظه به اين پيامها پاسخ نداده است؛ اما زندانيان عراقي در عربستان سعودي به گوش دولت عراق رساندهاند که مخالف اين مبادله هستند و ترجيح ميدهند که به دار آويخته شوند؛ اما ترويستهاي سعودي با آنها مبادله نشده و آزاد نشوند.

افزودهشدن پرشتاب تعداد افراد زير خط فقر، از دست دادن شغل، کاهش سطح رفاه عمومي، مبهم بودن وضعيت پيشرو و نايابشدن صاحبنظراني که نگاهشان به آينده نزديک، روشن و اميدوارانه باشد، زخمهاي التيامناپذير امروز اروپاييهاست. روزهاي سخت حال و آينده، شهروندان اروپا را به اين پرسش ميکشاند که از يکديگر و در نهايت از مسئولانشان بپرسند: «آمريکا که نفت ايران را تحريم کرد، روزانه به چه ميزان از اين کشور نفت وارد ميکرد؟» پاسخ اين پرسش براي همه روشن است: هيچ! ادامه پرسش اين است: «اروپا روزانه از ايران چقدر نفت وارد ميکند؟» پاسخ اين پرسش هم مشخص است: حدود 600 هزار بشکه! ادامه پرسش: «آمريکا و اروپا با تحريم نفتي ايران چقدر آسيب ميبيند؟» پاسخ: آمريکا کم و اروپا زياد! بخش اصلي پرسش اينجاست: «پس چرا دولتمردان اروپايي براي تصميم درباره چنين معادله ساده و روشن، بدترين راهحل را که موجب درماندگي بيشتر مردم اروپا است، برگزيدهاند؟» دولتمردان اروپا که اين روزها گرفتار مصيبت بزرگ اقتصادي و کاملاً درمانده شدهاند، به سبب ناتواني و ظرفيت اندک تشخيص و مديريتشان با از دست دادن خرد سياسي و بدون ارائه کمترين توجيه مقبول، ملت اروپا را قرباني مطامع صهيونيستها و سلطهگران آمريکايي کردهاند. بلند شدن سر و صداي «تحريم پيشدستانه» ايران که برخي، پيشنهاد آن را دادهاند و مجلس، آن را دنبال ميکند و مسئولان نفتي هم آمادگي وزارت نفت را براي اجراي آن اعلام کردهاند، مقامات اروپا را آنچنان به وحشت انداخته که در اولين واکنش، وزير خارجه آلمان عاجزانه از ايران خواست: «ايران درباره توقف صادرات نفت به اروپا شکيبايي کند!» پرسش اصلي خردوزران جهان اين است: در اين وضعيت، پايههاي شکسته کرسي قدرت تا چه زماني قادر است سنگيني دولتمردان بيکفايت اروپا را تحمل کند؟» جهانيان پاسخ را در چشمان مضطرب مردم اروپا جستوجو ميکنند!
روزنامه هاآرتض 29 ژانويه 2012 (9 بهمن) در مقالهاي به احتمال کمک سالانه ترکيه به حماس بهدليل کاهش کمکهاي ايران پرداخت و نوشت: حماس بهدليل پرداختهاي ديرهنگام و کاهش کمکهاي ايران با مشکلات اقتصادي روبهرو شده است. خالد مشعل در حال تصميمگيري براي انتخاب قطر يا اردن براي استقرار دفاتر حماس و ترک سوريه است. برخي منابع در ترکيه گزارش ميدهند ممکن است ترکيه سالانه 300 ميليون دلار به حماس کمک کند. اسماعيل هنيه، ظاهراً تضمينهايي در طول سفر اخير خود به ترکيه در اين مورد گرفته است. اوايل ماه ژانويه اسماعيل هنيه مورد استقبال گرم رجب طيب اردوغان، نخستوزير ترکيه قرار گرفت و ديداري نيز از پارلمان ترکيه داشت. ترکيه از آشتي ميان فتح و حماس حمايت ميکند و برخي منابع در ترکيه گزارش ميدهند که دولت اردوغان متعهد به کمک جدي براي پيشبرد روند آشتي است.
در ادامه مقاله آمده است: اسماعيل هنيه بهطور دقيق مشکلات اقتصادي کنوني حماس را تشريح کرده است. اين مسئله زماني جدي شد که کمکهاي سالانه 250 تا 300 ميليون دلاري ايران به حماس بهموقع داده نشد و بهطور جدي کاهش يافت. اين مسئله به ناتواني حماس در پرداخت حقوق کارمندان منجر شده است. همين منابع گزارش دادند که خالد مشعل، رئيس دفتر حماس سوريه را ترک کرده و استقرار اين سازمان در قطر يا اردن را مد نظر قرار داده است.
در پايان مقاله آمده است: در عينحال، ايران اسماعيل هنيه را به ديدار رسمي از ايران دعوت کرده است. مشخص نيست که آيا ايران تمايل به حمايت از هنيه بهعنوان جايگزين مشعل دارد. در عين حال، اسماعيل هنيه در مورد ديدار از ايران سخن نگفته است. در داخل حماس، اخيراً بحثهايي در مورد روابط بينالمللي آينده اين گروه صورت گرفته است که هدف آن تعيين اين است که آيا حماس به «آغوش جهان عرب» بازخواهد گشت يا خير؟ به اين معنا که از ايران جدا شود و از روابط با کشورهايي مانند مصر، عربستان سعودي، قطر و اردن استقبال کند. يا اينکه آيا حماس تلاش خواهد کرد ضمن حفظ روابط با جهان عرب، روابط خود با ايران را نيز حفظ کند؟
تحليل: نويسنده صهيونيست روزنامه «هاآرتص» متوجه وضعيت وخيم رژيم صهيونيستي است و ميداند در چنين اوضاعي بايد از تمام امکانات براي ايجاد شکاف و اختلاف استفاده کند و در متن فوق دقيقاً اين شيوه را به کار گرفته و از ترکيب عناصر راست و دروغ تصويري ساخته که افراد ناآگاه با باور آن ساير اطلاعات و تحليلهايشان نيز به هم ميريزد.

«يعقوب ورکر» رئيس کميته مردمي تحقيق درباره حادثه ترور رابين، دراينباره اظهار داشته است: «ايگال عامير» ضارب صهيونيست رابين، صرفاً قاتل صوري اين حادثه بوده است. به عقيده وي، گلوله اسلحه عامير به رابين اصابت نکرده و در آن حادثه دو مأمور شاباک همزمان با عامير، از پشت سر و روبهرو، به رابين شليک کردهاند! به گفته «ورکر» نقطه پر ابهام حادثه قتل رابين اين است که جسد وي ۲ ساعت پس از ترور- در ساعت ۱۱ شب- به صورت مخفيانه در يکي از قبرستانهاي فلسطين اشغالي دفن شد.
اسحاق رابين، پنجمين نخستوزير رژيمصهيونيستي و تنها نخستوزير اين رژيم است که توسط خود صهيونيستها به قتل رسيد، چون تندروهاي صهيونيست در سازمان اطلاعات و امنيت عمومي اسرائيل (شاباک) اعتقاد داشتند که صلح با فلسطينيان و امضاي پيمان «اسلو» معنايي جز خيانت به اين رژيم ندارد.

مردم بحرين همچنان خون و شهيد ميدهند تا به جهان اعلام كنند زنده هستند و زير بار ستم آلخليفه كه از سوي استكبار جهاني و ارتجاع عربي حمايت ميشود، نميروند و به آلخليفه و استكبار هم نشان دهند كه دسيسهها و جنايتآفريني آنها هم نميتواند مردم مظلوم و مبارز بحرين را از راهي كه انتخاب كردهاند، باز دارد. هفته گذشته نيروهاي نظامي امنيتي بحرين كه از حمايت نيروهاي امنيتي و نظامي عربستان برخوردار و به آن دلگرم هستند، با شليك گلولهاي كه گاز سمي داشت، «سيدجواد الهاشم» جوان بحريني را مصدوم و سپس شهيد كردند و پس از آن، جوان ديگري به نام «سيدصالح الهلايي» را كه در مراسم تشييع «سيدجواد الهاشم» شركت كرده بود، به همان نحو به شهادت رساندند. رسانههاي استكبار جهاني و ارتجاع عربي براي سرپوش گذاشتن بر جنايتهايي كه در بحرين ميآفرينند، از ارسال هرگونه خبر درباره مظلوميت مردم بحرين و ظلم و ستمي كه به آنها روا داشته ميشود، خودداري ميورزند و نيروهاي آلخليفه با همدستي آلسعود با خاطري آسوده، به هر جنايتي كه ميخواهند، دست ميزنند. رژيم سفاك آلخليفه با دسيسه استكبار و ارتجاع عرب با سرعت تمام، سياست صهيونيستي «تغيير بافت جمعيتي» را در بحرين دنبال ميكند. از يكسو با افزايش فشار بر شيعيان و فريب آنها، سعي ميكند آنها را وادار به مهاجرت كند و از سوي ديگر با نشان دادن در باغ سبز به سنيان ساير كشورهاي عربي، آنها را مشتاق به مهاجرت به بحرين ميكند و با دادن شغل و امكانات، آنها را به تابعيت بحرين درميآورد؛ اما گويا مردم بحرين با پايداري كه از خود نشان دادهاند، اينبار قصد ندارند تسليم خوي وحشي و ساز و برگ نظامي آلخليفه شوند و ميخواهند راه را تا انتها بروند. انشاءالله
نکته جالب توجه در این اعتراضات این است که این موج نیز از فیس بوک شروع شده و به اعتصاب و تظاهرات های این چنینی ختم شده است.
شاید وقتی در فوریه 2004 فیس بوک بعنوان شبکه اجتماعی دانشجویان
دانشگاه هاروارد امریکا تأسیس شد حتی خود مارک زاگربرگ- مؤسس فیس بوک – نیز
گمان نمی کرد که از این شبکه اجتماعی تا این اندازه استقبال صورت گیرد و
چندی بعد به اهرمی تأثیر گذار در صحنه مناسبات بین المللی بدل گردد.
فیس بوک چیست؟
فیس بوک نام سایتی است که در چهارم فوریه 2004 توسط
دانشجویی به نام " مارک زاگربرگ" در داتشگاه هاروارد تأسیس شد. هدف ابتدایی
تأسیس این سایت ایجاد شبکه ای اجتماعی و محیطی برای تبادل اطلاعات میان
داشجویان داشگاه هاروارد امریکا بود امّا پس از گذشت زمانی اندک، فیس بوک
به شبکه ای میان دانشجویان کشور امریکا تبدیل شد و کم کم از مرز های ایلات
متحده عبور کرد و جهانی شد. هم اکنون نیز بیش از هفتاد درصد کاربران آن غیر
آمریکایی هستند.
در این سایت هر یک از اعضا می توانند در صفحه اختصاصی
خود مطالب مورد علاقه خود را با دوستان خود به اشتراک بگذارند و از این
طریق با سایر اعضا به تبادل اطلاعات بپردازند.
خصوصیات این سایت باعث
استقبال شگفت انگیز از آن شد.طوری که تنها دو هفته پس از تأسیس آن( با نام
اولیه the facebook.com) نیمی از دانشجویان دانشگاه هاروارد عضو آن شده
بودند و تعداد کاربران آن تا دسامبر همان سال از یک میلیون نفر گذشت. در
حال حاضر نیز فیس بوک با حدود 600 میلیون و کاربر و بیش از 2میلیارد دلار
در آمد بعنوان گسترده ترین و یزرگترین شبکه اجتماعی در دنیا شناخته می شود.
امّا
نقش اصلی و تأثیر گذار این شبکه اجتماعی در جریان بلواهای پس از انتخابات
1388 جمهوری اسلامی ایران به منصه ظهور رسید. در جریان اتفاقات پس از
انتخابات معترضان به نتیجه انتخابات با استفاده از فیس بوک و دادن پیغام و
اخبار تجمعات به سایر اعضا و به اشتراک گذاشتن فیلم ها و عکس های اغتشاشات
توانستند از این شبکه اجتماعی برای گرمتر کردن تنور فتنه حداکثر استفاده را
ببرند. در واقع تنها پس از گذشت چند روز از آغاز اغتشاشات، فیس بوک به یکی
از بزرگترین و تأثیر گذار ترین ابزار فتنه – برای اطلاع رسانی داخلی و
انعکاس آن در خارج از کشور – بدل شد.
به طور مثال در همان روز های
صفحات زیادی به اعلامیه های گروهک های اپوزیسیون اختصاص یافته و تلاش شد که
مردگان سیاسی را هرگونه که هست زنده کرده و به ایشان شخصیت بخشید.
اتفاقاً این برخورد فیس بوک و نقش مؤثر آن مورد تشویق کشور های غربی نیز قرار گرفت.
اندکی
بعد از اینکه اعتراضات در تونس شکل جدی تری گرفت فیس بوک به کانون معترضین
به حکومت بن علی تبدیل شد و معترضان توانستند با تبادل اطلاعات از این
طریق خود را برای اعتراضات گسترده تر به حاکم دیکتاتور خود آماده کنند.
در جریان انقلاب مردمی مصر نیز فیس بوک توانست همین نقش را ایفا کرده و به تسریع روند سرنگونی حسنی مبارک کمک شایانی نماید.
کارشناسان
از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توئیتر بعنوان یکی از اهرم های مهم و
وزنه های تأثیر گذار در جریان انقلاب های مردمی خاور میانه و شمال آفریقا
یاد می کنند.
به همین دلیل بود که چندی پس از روشن شدن آتش اعتراضات در
کشور بحرین، فیس بوک در این کشور فیلتر شده و صفحه اصلی شیعیان این کشور –
بعنوان بزرگترین گروه معترض به حکومت - که حدود صد هزار عضو نیز داشت از
این شبکه اجتماعی حذف شد.
حتی در روز های اخیر در بعضی از کشور های
دیگر منطقه نیز اعتراضات مردمی سبب شده که این شبکه های اجتماعی- فیس بوک و
توئیتر – رفع توقیف شده و پس از مدت ها از فیلتر در آیند. در واقع گزاف
نیست اگر این شبکه های اجتماعی را در حال حاضر یکی از موارد مورد توجه مردم
و یکی از مصادیق آزادی های مدنی بر شمریم که با گذشت زمان بر اهمیت و
طرفداران آن افزوده می شود.
البته در این میان نباید از جانب داری و
رفتار مغرضانه این شبکه ها به نفع غرب غافل شد. به طور مثال در در جریان
حملات ناجوانمردانه رژیم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همین سایت اقدام به
خاموش کردن معدود صداهایی نمود که تلاش در خبر رسانی در مورد مظلومیت مردم
فلسطین مینمودند.
پیش از این نیز در پی اعتراض یک وزیر صهیونیست به
مؤسس پایگاه فیس بوک، صفحهای که در آن برخی از جوانان فلسطینی خواستار
آغاز انتفاضه سوم شده بودند، از این شبکه اجتماعی حذف شد.
هم چنین چندی
پیش مارک زاگربرگ- مؤسس فیس بوک- به اجلاس گروه G8 دعوت شده و به رهبران
غربی گزارشی از فعالیت های سایت خود را ارائه کرد.
بسیاری نیز معتقدند
این شبکه های اجتماعی با مشارکت دستگاههای جاسوسی امریکا فعالیت کرده و در
واقع یکی از راههای جاسوسی دستگاه های اطلاعاتی امریکاست. جولیان آسانژ
موسس وب سایت ویکی لیکس می گوید: « فیس بوک تنفر آمیز ترین ابزار جاسوسی
است که تاکنون خلق شده است. هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه
اجتماعی فیس بوک اضافه می کند باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاه
های اطلاعاتی آمریکاست و این گنجینه اطلاعاتی را برای آنها تکمیل می کند.»
به
گفته وی فیس بوک یک گنجینه اطلاعاتی بسیار بزرگ از نام و سوابق افراد است
که کاربران آن را به شکل داوطلبانه در اختیار این شبکه اجتماعی قرار می
دهند ولی این ابزار توسط دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا مورد بهره
برداری قرار می گیرد. دسترسی این دستگاه های اطلاعاتی به اطلاعات ذخیره شده
در فیس بوک آن را به یک ابزار خطرناک بدل کرده است.

امّا این تمام ماجرا نبود!
طی
دو هفته اخیر اخبار متعددی از موج اعتراضات در رژیم صیونیستی مخابره شده.
به طور مثال ده ها هزار اسرائیلی روز شنبه در یکی از بزرگ ترین تظاهرات ضد
رژیم اسرائیل در سالهای اخیر، با تجمع در مرکز تل آویو نسبت به افزایش
قیمت مسکن، افزایش هزینههای زندگی و نابرابریهای اجتماعی در سرزمینهای
اشغالشده توسط اسرائیل اعتراض کردند. این اعتراضها آنقدر شدید بود که
روزنامه اسرائیلی معاریو نوشت: "از میدان های تحریر اسرائیل بوی سقوط دولت
نتانیاهو به مشام میرسد".
نکته جالب توجه در این اعتراضات این است که
این موج نیز از فیس بوک شروع شده و به اعتصاب و تظاهرات های این چنینی ختم
شده. یعنی رژیم صهیونیستی نیز از خطرات سایت امریکایی و جانب دار فیس بوک
در امان نمانده و در حال حاضر این سایت را – که ابزار جاسوسی یار غار
صهیونیست ها، یعنی امریکاست- یکی از اصلی ترین راه های ارتباط و هماهنگی
برای اعتراض و تظاهرات مردم علیه خود می بیند. همان طور که مشاهده می شود و
در جریان ناآرامی های اخیر رژیم صهیونیستی فیس بوک حتی به اربابان خود نیز
رحم نکرد و به ابزاری برای توطئه علیه دولت رژیم صهیونیستی تبدیل شد.آری!
چاقوی ساخته شده توسط دستگاه های اطلاعاتی امریکا دسته خود را نیز برید!
گفتم:ولی ناتو از کشورهای بزرگ غربی تشکیل شده که دارای ارتش و ماشین جنگی پیشرفته هستند. امارات فسقلی را چه به عضویت در ناتو؟!
گفت:ای عوام!این سران حیوونکی عرب بوی مرگ به مشامشان خورده و میخواهند برای جلوگیری از سقوط حکومتشان از حمایت ناتو برخوردار شوند.
گفتم: مگر آمریکا و متحدانش در حمایت از مصر و یمن و تونس عربستان چه غلطی توانستند بکنند که حالا امارات فسقلی به آن ها دل بسته است؟!
گفت:احتمالا تصور کرده اند ((ناتو))به معنای فارسی آن،یعنی آدم ((قالتاق))است و پیش خود گفته اند مگر چه چیز ما از بقیه کمتر است که عضو ناتو نباشیم!
گفتم:ولی اماراتی ها در مقابل قالتاق بودن غربی ها،خیلی خنگ و پپه هستند...میگویند شوتری از رودخانه رد می شد،روباهی پرسید؛خیلی گوده؟و شتر جواب داد؛نه!تا زیر زانوستو روباه پرید وسط آب در حالی که داشت غرق می شد گفت؛تو که گفتی تا زیر زانوست و شتر گفت،آخه منگل!زانو داریم تا زانو!

گفتم:معروف است که((مفتی))های دربار سعودی ((حرف مفت))زیاد میزنند.
گفت:همین یارو گفته که دنیا به ملک عبدالله احتیاج دارد!
گفتم:یارو در نامه ای به رفیقش نوشته بود؛میدونی که،بدون زشتی،زیبایی معنی نداره و بدون نفهمی،فهم و شعور معنی نداره بنابراین متوجه هستی که دنیا به تو احتیاج داره؟!
