رئیس جمهور آینده با شور و نشاط از حقوق ملت ایران دفاع خواهد کرد





نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: ما در مقابل مشایی و اصلاحطلبان ایستادهایم و اینها خط قرمزهای ما هستند.

اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا است، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.



یکی از مراجع تقلید گفت: امروز مسئله انتخابات بسیار مهم است و خداوند به انسانها امر میکند که امانت را به اهلش بسپارند و مسئولیتها و مناصب حساس امانت است و باید به اهلش سپرده شود.

صبح چهارشنبه هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم از چهار استان کشورمان، با حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی(ره) دیدار کردند.

سخنگوی سیاسی جبهه حماسهسازان گفت: آقای زاکانی برای ارائه برنامههای خود به شورای نگهبان رفت ولی به جهت فشردگی بررسیها و همچنین تمدید زمان، ارائه برنامههایش به هفته آینده موکول شد.

نامزد انتخابات ریاست جمهوری تاکید کرد که اگر من هم دچار خطا شدم تذکر دهید.

همزمان با نزدیک شدن به انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، شاهد تلاش دوچندان برخی گروههای سیاسی اصلاحطلب و تکنوکرات برای بازسازی هژمونی خود در دولتهای گذشته هستیم.

نماینده مردم مشهد از ارسال نامهای با ۱۰۰ امضای نمایندگان مجلس به شورای نگهبان برای رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی خبر داد.

یکی از مراجع عظام تقلید به بیان شش آسیب تبلیغات انتخاباتی پرداخت و گفت: بیم این دارم که برخی از کاندیداها که جامعالشرایط نباشند و صلاحیت آنها تایید نشود شروع به سمپاشی بر ضد نهادهای قانونی کنند.

معاون سابق رئیسجمهور با اشاره به اقدامات حلقه انحرافی گفت: این افراد میخواستند با رمل و اسطرلاب کشور را اداره کنند؛حتی یک بار گفتند از آسمان خبر رسیده که فلان مسئول از نوادگان قاتلان سیدالشهدا(ع) در کربلا بوده و بعد آن مسئول را عزل کردند!



حجتالاسلام مصلحی به تحرکات جریان فتنه اشاره کرد و گفت: این جریان با پشتوانه مالی داخلی و خارجی خود را مجهز کرده و میخواهد برای انتخابات برنامههایی داشته باشد.
«علی اکبر صالحی» وزیر خارجه ایران با همتای ترکیاش «احمد داوود اوغلو» تماسی تلفنی داشته که طی آن یک درگیری لفظی میان دو طرف به وجود آمده است.
نعیمه اشراقی در گفتوگو با یک سایت ضدانقلاب میگوید: مسئله حجاب هرگز جزو دغدغههای امام نبوده است.
عضو ائتلاف سهگانه اصولگرایان با بیان اینکه اصولگرایی مارک اختصاصی نیست، گفت: هر کس به مبانی نظام در عمل پایبند باشد، میتواند با حضور در این جمع بر اساس تخصص ائتلاف را یاری دهد.
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران ،حمید رسایی گفت: در زمان دولت اصلاحات اصلاحطلبان دست به راه اندازی نظرسنجی در رابطه با آمریکا زدند و وقتی با عوامل آن برخورد شد، معلوم شد این نظرسنجی تقلبی بوده است.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران ، معاون خاتمی در دوره اصلاحات گفت: هنوز مشخص نیست برای انتخابات آتی نامزد شوم، خیلی چیزها احتمال دارد اما هنوز چیزی مشخص نیست و باید در آینده دید چه چیزی رقم میخورد.



به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران ،وزیر دفاع گفت: بر روی هواناو «تندر» انواع سلاحهای ساخت وزارت دفاع مثل راکت، توپ و هواپیمای بدون سرنشین قابل نصب و بهرهبرداری است.



وزیر آموزش و پرورش گفت: از یک میلیون دانشآموز دوم متوسطه، 27 درصد به دلایل گوناگون به اردوی راهیان نرفتند و همه آنها نیز در درس آمادگی دفاعی قبول شدند.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران ، حمیدرضا حاجیبابایی، وزیر آموزش و پرورش در خصوص اظهارنظرهای رسانههای بیگانه درباره
تصادف اتوبوس دانشآموزان بروجنی، گفت: اگر رادیوهای بیگانه این کار را
نمیکردند، تعحب میکردیم؛ راهیان نور یک کار عظیم است و بحث وزیر یا غیر
وزیر نیست؛ ضمن اینکه راهیان نور یکی از مبارزههای سنگین ما با جنگ نرم
است که تمام توانمان را به کار گرفتیم.
وی با بیان اینکه بحث راهیان نور مصوب مجلس در سال 1370 است، ادامه داد:
در آن مصوبه آمده است، در دوره راهنمایی دو ساعت آموزش دفاعی و دو روز اردو
در نظر گرفته شود؛ در دوره دبیرستان نیز گفته شده است که 3 ساعت درس و 3
روز اردو باشد؛ این اردوها در اختیار بسیج و سپاه است.
* نمره عملی آمادگی دفاعی، «جبهه رفتن» نیست
حاجیبابایی در پاسخ به این پرسش که «آیا اردوی عملی که عنوان میکنید،
اردوی راهیان نور است؟»، اظهار داشت: نمره درسی نیست؛ اینکه که میگوییم 8
نمره عملی، منظور نیست که باید جبهه بروند؛ این اردوی عملی در حیاط مدرسه،
کلاس درس و پادگان است و از سال 1370 اجرا میشود.
وی به حضور خود در چند روز پیش در شلمچه اشاره کرد و گفت: 8 هزار دختر
دانشآموز در شلمچه حضور داشتند که با علاقه از آن مکان بازدید میکردند.
* 27 درصد دانشآموز دوم متوسطه اردوی راهیان نور نرفتند
وزیر آموزش و پرورش با تأکید بر اینکه هیچ مدرسهای نباید دانشآموزان را
برای حضور در اردوی راهیان نور اجبار کند، گفت: سال گذشته از یک میلیون
دانشآموز، 27 درصد به دلایل گوناگون به اردوی راهیان نرفتند و همه آنها
نیز در نمره آمادگی دفاعی، قبول شدند.
وی ادامه داد: دانشآموزان شور و ذوق دارند و این، بیانصافی است که فکر کنیم، دانشآموز خودش نمیخواهد این کار را انجام دهد.
* اردوی راهیان نور دستورالعمل دارد
حاجیبابایی با بیان اینکه دستورالعملی برای حضور دانشآموزان در اردوهای
راهیان نور وجود دارد، اظهار داشت: بر اساس دفترچه مصوب، پیشبینی کردیم که
دانشآموزان چه زمانی حرکت کنند، از چه مسیری عبور کنند و در چه مکانهایی
حضور یابند.
وی اضافه کرد: بر اساس این بخشنامه، حتی والدین دانشآموز باید به مدرسه بیایند و تعهد حضور در اردوی راهیان نور را امضا کنند.
* برنامهای برای افزایش ظرفیت راهیان نور داریم
وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که «آیا ظرفیت اردوی راهیان نور
افزایش مییابد؟»، گفت: اگر توان حمل و نقل بالا برود، برنامه داریم.
وی ادامه داد: اردو بردن مراقبت بسیاری میخواهد و اکنون
هم بینهایت مراقبت میکنند اما گاهی اوقات اتفاقاتی میافتد که همه ما را
نگران و ناراحت میکند.(منبع:فارس)
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه نمایندگان و فراکسیونها نباید به مسائل انتخابات و کاندیداها ورود کنند گفت: مجلس در ایجاد آرامش سیاسی نقش و جایگاه بسیار مهمی دارد.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، سید
حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی در خصوص نقش مجلس در ایجاد ثبات و آرامش سیاسی در کشور
اظهار داشت: در حال حاضر ما در شرایطی هستیم که نیازمند آرامش، تعامل و
وحدتیم و هر رفتاری که باعث تنش سیاسی در جامعه شود مخالف توصیه رهبری است.
نقوی حسینی با بیان اینکه یکی از موضوعات تنشزای امروز جامعه بحث انتخابات ریاست جمهوری به دلیل زودرس بودن آن است خاطرنشان کرد: در این شرایط اقتصادی سه قوه باید با همکاری یکدیگر بر حل مسائل اقتصادی تمرکز داشته باشند و مجلس، دولت و احزاب به مسائل انتخاباتی ورود نداشته باشند.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی با اشاره به اهمیت نقش مجلس و ایجاد آرامش سیاسی به دلیل جایگاه سیاسی این قوه تاکید کرد: فراکسیونها و نمایندگان نباید به مسائل انتخاباتی و بحث کاندیداها ورود کنند.
وی در ادامه این گفتوگو درباره نقض آتش بس سوریه از سوی گروههای تروریستی اظهار داشت: اولین آزمون آتش بس در سوریه موفقیت آمیز بود چرا که تاکنون این موضوع آزمایش نشد بود اما همین آتش بس نیم بند نیز خوب بود.
نقوی حسینی با بیان اینکه این شرایط بستر را برای ایجاد آرامش و حل بحران فراهم میکند، افزود: متاسفانه کشورهای غربی و اروپایی و صهیونیستها بر اساس فشارهای سیاسی اجازه نمیدهند گروههای معارض پای میز مذاکره بنشیند در حالی اگر مداخله آنها نباشد زمینه زیادی برای آتش بس فراهم است.(منبع:فارس)
سخنگوی شورای نگهبان گفت: هماهنگی کمیسیون شوراها با شورای نگهبان برای اصلاح قانون انتخابات واقعیت ندارد
وی افزود: شورای نگهبان به عنوان مرجعی که مراجعات زیادی به او میشود، هر
وقت که بتواند به سایر دستگاهها کمک میکند و نظرات کارشناسیاش را در
اختیار دستگاههای مختلف میگذارد.
کدخدایی ادامه داد: در مورد اصلاح قانون انتخابات همانطور که نمایندگانی
از وزارت کشور در جلسات کمیسیون شوراها حضور داشتند کارشناسانی از شورای
نگهبان هم جهت بیان نظرات کارشناسی در کمیسیون بودند و این روالی است که
همیشه وجود دارد.(منبع:فارس)
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به این سؤال که رئیس کمیسیون شوراهای مجلس اعلام
کرده که در اصلاح قانون انتخابات با شورای نگهبان هماهنگی نسبی داشتند؛ این
هماهنگی در چه حدی بود؟ اظهار داشت: مطلبی که در رابطه با هماهنگی با
شورای نگهبان مطرح شده به نظرم مقداری غیر واقعی بود.


استکبار جهانی و ارتجاع عرب از ابتدای بحران سوریه آگاه بودند که باتوجه به پایگاه اجتماعی حکومت سوریه و خالی بودن اذهان جهانی از مسائل سوریه، بهآسانی قادر نیستند توطئه علیه سوریه را کارآمدانه به اجرا گذارند؛ از اینرو برای تبدیل این نقطه ضعف بزرگ به نقطه قوت، همه توان تبلیغاتیشان را با تزویر تمام به کار گرفتند تا این دو عرصه تعیینکننده را فتح کنند؛ بهموازات این تهاجم تبلیغاتی هم بسیاری از کشورهای وابسته و خنثی را با خود همراه کردند تا شعار «جامعه جهانی» مخالف عملکرد حکومت سوریه است(!) معنا پیدا کند و بستری شود برای فشار بیشتر بر حکومت سوریه و موجه نشان دادن تهاجم تروریستها و جنایتهایی که میآفرینند. فقدان حرکت منسجم کشورهایی که ادعای استکبار جهانی و ارتجاع عرب درباره سوریه را قبول نداشتند، موجب ترکتازی آنها در صحنه سیاست بینالمللی شد. برگزاری «نشست مشورتی تهران درباره سوریه» اقدامی برای منسجم و هماهنگ کردن دیدگاه کشورهایی بود که ادعاهای استکبار جهانی و ارتجاع عرب را قبول ندارند و آن را مزورانه و توطئه میدانند و نیز حرکتی بود در راستای نشان دادن صحنه دیگری از مواضع جهانی درباره سوریه که در نقطه مقابل ادعای استکبار جهانی و ارتجاع عرب است. با اینکه، مستکبران و مرتجعان، تمام امکاناتشان را بهکار گرفتند که کشورها در این نشست شرکت نکنند و تا حدی هم موفق شدند؛ اما برگزاری این نشست که بهتنهایی یک پیروزی محسوب میشود، دو دستاورد مهم داشت: 1- اجماع جهانی علیه سوریه یک دروغ بزرگ است که با هزینه سنگین و فریب افکار عمومی سر پا نگه داشته شده است. 2- تکرار چنین نشستهایی در سایر کشورها همانگونه که در این نشست قرار آن گذاشته شد، میتواند حقایق بیشتری از مسائل سوریه را برای مردم جهان آشکار کند.
در بیانیه پایانی و 9 بندی نشست، به نکات مهم و منطقی اشاره شده که بیانگر حسن نیت نشست است و در خنثی کردن تبلیغات دشمنان مردم سوریه تأثیر بسزایی خواهد داشت؛ از جمله اینکه: گفتوگوی ملی تنها راه برونرفت از بحران است که باید بدون مداخله خارجی انجام شود؛ برای برخورداری مردم سوریه از حقوق مشروع، باید به دولت سوریه فرصت لازم داده شود؛ گروه تماس برای پیگیری موازنه مطرح شده در نشست، تشکیل شود و...



فائزه هاشمی، دختر هاشمی رفسنجانی، سوم دیماه سال گذشته به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام بهصورت غیرعلنی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. پرونده وی که در جریان فتنه پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم در اغتشاشات خیابانی هم حضور یافته بود، با اعلام جرم دادستانی تهران تشکیل شده و اتهام انتسابی به او نیز ناشی از مصاحبهاش با سایت «روز آنلاین» بود که طی آن، عبارات موهنی را علیه مسئولان نظام به کار برده بود. فائزه هاشمی در حکم بدوی که از سوی قاضی ابوالقاسم صلواتی صادر شد، به 6 ماه حبس و 5 سال محرومیت از عضویت و فعالیت در احزاب، گروهها، انجمنها، فضای مجازی و همچنین فعالیتهای فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد، که پس از صدور رأی اولیه علیه فائزه هاشمی، وکیل او بلافاصله به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظر کرد؛ اما حدود سه ماه بعد، دادگاه تجدیدنظر تهران رأی دادگاه بدوی را بدون هیچگونه تغییری، تأیید کرد. این حکم صادره از همان موقع مورد اعتراض بسیاری از مردم و نیروهای انقلابی قرار گرفت که معتقد بودند مجازات در نظر گرفته شده برای فائزه هاشمی تناسبی با جرائم وی ندارد؛ ولی با اینحال، حتی این حکم سبک نیز تا امروز اجرایی نشده است. اواخر سال گذشته، سعید قاسمی از فرماندهان دفاع مقدس، با اشاره به صدور حکم 8 ماه حبس و 60 ضربه شلاق برای یک اهانتکننده به فائزه هاشمی گفت: «اگر چنین حکمی را برای فائزه بریدند و نصف روز این خانم زندان رفت، من ریشم را میتراشم.» از سوی دیگر بهتازگی اخباری مبنی بر فعالیت فائزه هاشمی در دانشگاه آزاد بهعنوان مدیر یکی از گروهها و همچنین تدریس وی در واحد پردیس این دانشگاه منتشر شده که جای بسی تأمل دارد.


در این نشست سیاسی که به بهانه افطاری برگزار شد، شماری از عناصر رادیکال جریان اصلاحطلب و برخی فعالان فتنه 88 همچون رضا خاتمی، حمیدرضا جلاییپور، داود سلیمانی، علی شکوریراد، معصومه ابتکار، زهرا شجاعی، محسن رهامی، حبیبالله بیطرف و... حضور داشتند. نکته قابل تأمل در این مراسم افطاری- سیاسی، تقدیر از «داوود سلیمانی» عضو مرکزیت حزب منحله مشارکت و از محکومان فتنه 88 بود که در دوران موسوم به اصلاحات، معاونت دانشجویی دانشگاه تهران را برعهده داشته است. وی در غائله 78 نیز نقش بسزایی در تحریک اغتشاشگران ایفا کرده است. بر اساس برخی اخبار منتشر شده از این مراسم، محمدرضا خاتمی عضو مرکزیت حزب منحله مشارکت سخنان تندی را علیه نظام مطرح کرده است. گفته میشود شماری از اعضای حزب منحله مشارکت و فعالان فتنه 88 همچنان از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران بهویژه در دانشکدههای علوم انسانی هستند.

روز گذشته حجتالاسلام والمسلمین اژهای، دادستان کل کشور، در مصاحبه رسانهای، در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران درباره رایزنیهایی برای آزادی موسوی و کروبی، تصریح کرد: «اینکه افراد بخواهند خلاف قانون و مقررات کاری را انجام دهند از هیچکس پذیرفته نیست؛ ولی در مورد این دو نفر بر فرض اینکه رایزنیهایی صورت گیرد، امکان آزادیشان نیست؛ زیرا کسانی که ظلم عظیم و ناامنی را ایجاد کردهاند، اینطور نیست که هر کسی رایزنی کند، جواب مثبت به آن بدهیم.»
ظاهراً منشأ پرسش خبرنگار برخی اخباری است که از چندی پیش بهشکل جسته و گریخته در برخی پایگاههای اینترنتی مطرح شد و در گعدههای سیاسی محدود هم به آن اشارهای شده است. طرح این موضوع در فضای مجازی و کم و بیش در برخی محافل معدود سیاسی اتفاقی نبود و براساس برنامه، انجام گرفته است. فتنهگران و حامیان آنها که وضعیت موجود را بهنفع خود نمیبینند و یا اینکه احساس میکنند وضعیت موجود و وضعیت پیش رو از مؤلفههایی برخوردار است که زمینه را برای طرح این مسئله و به نتیجه رساندن آن هموار میکند، مانند انتخابات پیش رو، زمزمهوار و بیصدا آن را مطرح ساختند تا فضای اجتماعی و واکنش نظام را ارزیابی کند و پس از آن، تصمیم قطعی را بگیرند. با واکنش قاطع دادستان کل کشور، واکنش نظام مشخص شد و افراد نیمهموجهی هم که احیاناً قصد پا در میانی داشتند، متوجه شدند در مواضع نظام هیچ انعطافی در این خصوص دیده نمیشود و بنابراین نباید بخت خود را بیازمایند. این مسئله در فضای اجتماعی هم مطلوب و مورد توجه قرار نگرفت و اساساً کسی به آنها نمیاندیشد. از اینها گذشته، در این میان، یک عامل بازدارنده و تعیینکننده قدرتمند وجود دارد که اجازه نمیدهد این افراد پس از آن همه خسارات مادی و معنوی که به نظام وارد کردند، وضعیت گذشتهشان را بازیابند. این عامل قدرتمند، افکار عمومی است که هیچگاه نمیتواند فجایعی را که فتنهگران حدود سه سال پیش در برابر چشمان آنها آفریدند، فراموش کنند و اجازه دهند که این دو به زندگی عادی بازگردند. بنابراین بهنفع همه است که نظر قانون درباره آنها جاری باشد و هر کسی نظری غیر از این داشته باشد، با سد بزرگ افکار عمومی و واکنش تند آن مواجه میشود.
در بخشی از این نوشتار آمده است: «اگر کشوری مدعی مالکیت جزیره خارک شود، ایران حاضر خواهد بود به هر دیوان و دادگاه معتبری، پرونده را ارجاع دهد چون ایرانی بودن خارک بدیهی است. اگر ایرانی بودن این جزایر تا این حد، قطعی و بدیهی است، چرا دولت ایران از ارجاع آن به دیوان لاهه سر باز میزند؟ جز این است که قضیه به این سادگی نیست و مناقشهبرانگیز است؟! دستکم مشترک بودن اداره جزیره ابوموسی واضح است.» نویسنده این مطلب که خود بر نقص گفتار و ضعف ادله تاریخی و حقوقی خویشتن واقف است، پرده آخر نمایش را با دعوت دولتمردان ایرانی به وطن فروشی و خیانت به اجرا ميگذارد و با کمال بیشرمی، تاریخ را چنین تحریف ميکند؛ «در عالم واقع همهچیز قابل معامله است. عباسمیرزا، شاهزاده لایق و وطندوست ایرانی پس از شکست ایران از ارتش نیرومند روسیه دست به معامله زد و بخشهایی از ایران را واگذار کرد! اما اگر چنین نمیکرد، به احتمال بسیار، ایرانیان بیشتری کشته میشدند و بخشهای بیشتری از ایران جدا میشد! و علاوه بر این میتوان جدای از دو مرزبندی ذهنی به نام «ایران» و «روسیه» به آدمهای واقعی در مناطق جدا شده فکر کرد و فرض کرد که آنها اگر تبعه ایران میماندند، از رفاه و آموزش و حرمت انسانی بیشتری برخوردار بودند یا با تبعه روسیه بودن؟!» این سخنان بهخوبی عمق بیاصالتی و خودفروختگی عناصر ضدانقلاب خارجنشین را نشان ميدهد.


سایت شبکه ایران باتوجه به اینکه کمتر از یکسال تا انتخابات ریاستجمهوری سال 92 باقی مانده است، در ادعایی جالب، مشائی، مرد حاشیهساز دولت را محبوبترین چهره سیاسی کشور اعلام کرد!
این سایت منتسب به دولت در ادامه عنوان کرد «بسیاری از صاحبنظران معتقدند حضور رحیممشائی در انتخابات یازدهم ریاستجمهوری، زمینهساز مشارکت حداکثری مردم خواهد بود!»
ظاهراً شبکه ایران به سایت کلمهنیوز که از طرفداران میرحسین موسوی است، استناد کرده و از قول این سایت حامی فتنه سبز نوشته است: در یک نظرسنجی که تیرماه امسال (1390) در شهر تهران انجام شده، از میان ۱۴ چهره مطرح سیاسی، اسفندیار رحیممشائی، محبوبترین چهره سیاسی شناخته شده است. پس از رحیممشائی، سیدحسن خمینی و محمود احمدینژاد در رتبههای بعدی قرار دارند ! این گزارش، حاکی است در میان این ۱۴ چهره سیاسی، نام میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمدباقر قالیباف و سایر چهرههای اصولگرا و اصلاحطلب نیز به چشم میخورد!

«مسعود صدر» برنامهساز و مجری باسابقه شبکه سلطنتطلب پارس، در پاسخ به سؤال یکی از بینندگان شبکه درباره اینکه «چرا رضا پهلوی با رفتن به شبکه صدای آمریکا، شأن خود را پایین میآورد؟» با لحنی گلایهآمیز گفت: «احتمالاً شاهزاده و تیمی که تحت سازماندهی ایشان حرکت میکند، از ما بهتران را ترجیح میدهند. البته اگر در عمل به معنای واقعی کسانی از ما بهتر وجود داشته باشند.» وی افزود: «در این رابطه مشکلی متوجه شبکه پارس نیست، چراکه هر زمانی ایشان خواستند، ما کمک و همکاری داشتهایم. این همه وقت تلفکردن فایدهای ندارد. ما میدانیم ایشان از لحاظ سیاسی محدود هستند و با چراغ قرمزهایی مواجهند؛ اما عمر یکبار است و تکرار نخواهد شد. ما دیگر ایران را نخواهیم دید. فرصتمان به اتمام رسیده و کسی نمیتواند نجاتمان بدهد.»
مسعود صدر در خاتمه گفت: «شاهزاده اگر احساس میکنند حرمت و مقبولیت و اعتباری در میان مردم ایران دارند، فرصت را از دست ندهند و غنیمت بشمارند چون دیگر وقتی باقی نیست. ایشان باید خودشان به میدان وارد شوند و اقدام مناسبی انجام بدهند.»
گفتنی است همزمان با این اظهارات، مدیر یک شبکه سلطنتطلب دیگر [ایران آریایی] از مردم ایران خواهش میکرد منتظر شاهزاده نباشند و در این مقطع، از او توقع ورود به میدان مبارزه نداشته باشند. او از ایرانیان میخواست که جمهوری اسلامی را ساقط کنند تا آن وقت شاهزاده پهلوی بیاید و رهبریشان را برعهده بگیرد!

روزنامه نیویورکتایمز 24 ژوئن 2012 (4 تیر) در مقالهای به روند تحریمها علیه ایران پرداخت و نوشت: دو روز گفتوگوهای هستهای ایران در مسکو به شکست انجامید که این مسئله ناامیدکننده بود؛ البته پیش از این انتظار میرفت که چنین نتیجهای حاصل شود و پیشرفتی واقعی بهسوی مهار برنامه هستهای ایران به دست نیاید. ایران همواره به جنبههای مختلف پیامدهای سیاستهای هستهای خود پرداخته و تلاش میکند درک کند تا چه حد میتواند برای حفظ بلندپروازیهای هستهای خود، فشارهای اقتصادی را تحمل کند. حفظ روند گفتوگوهای هستهای به نفع آمریکا و متحدانش است؛ بهویژه آنکه قرار است دور تازه تحریمها بهزودی مطابق جدول زمانی اجرایی شود.
در ادامه مقاله آمده است: نشست هستهای مسکو سومین دور از گفتوگوهایی بود که در آن، ایران، آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان حضور داشتند. آنها بهمنظور جلوگیری از شکست کامل گفتوگوها، توافق کردند که کارشناسان در سطحی پایینتر 3 ژوئیه 2012 در مورد امور فنی به گفتوگو بپردازند. هدف باید توقف تمام برنامههایی باشد که به ایران توان ساخت تسلیحات هستهای میدهد. شورای امنیت سازمان ملل دستور داده بود تمام برنامه غنیسازی ایران متوقف شود؛ اما قدرتهای جهانی گفتوگوهای هستهای خود را با هدفی دیگر با ایران ادامه دادند. هدف آنها توقف غنیسازی در خطرناکترین سطح (غنیسازی 20 درصدی) بود. گفتوگوکنندهها پیشنهاد ارسال سوخت برای رآکتور پزشکی و لغو تحریم قطعات یدکی هواپیما را در صورت توافق ایران برای توقف غنیسازی 20 درصدی مطرح کردند. محوریترین خواست قدرتهای جهانی، توقف غنیسازی در تأسیسات زیرزمینی فردو بود.
در پایان مقاله آمده است: ایران در مسکو اشاره کرد که میتواند غنیسازی را به زیر این سطح غنیسازی محدود کند؛ اما در مقابل، خواستار کاهش تحریمها شد و در عینحال، از قدرتهای جهانی خواست حقوق غنیسازی اورانیوم را برای ایران به رسمیت بشناسند؛ اما مشخص نیست که آیا آمیزهای از دیپلماسی و تحریم علیه ایران برای توقف بلندپروازیهای هستهای کارساز خواهد بود یا خیر؛ اما در عین حال باید گفت گزینه نظامی سریع برای حل مسئله در دستورکار نیست. حتی یک حمله هوایی تنها برنامه هستهای ایران را چند سال به عقب میاندازد و در عین حال، همدلی با مواضع ایران را در داخل و خارج در پی خواهد داشت و اتفاق نظر بینالمللی برای تحریمها علیه ایران از بین خواهد رفت.
تحلیل: امروز صحبت از قطعنامههای سازمان ملل و تعطیلی فعالیتهای هستهای ایران کاملاً بیمعنا شده است، برای همین 1+5 درباره غنیسازی 20 درصد صحبت کرد. نویسنده یادداشت به این موضوع پرداخته؛ اما از اینکه سال گذشته ایران از آنها اورانیوم 20 درصد را برای رآکتور پزشکی تهران خواست و آنها از دادن آن امتناع کردند، چیزی نگفته است، حال که ایران با تلاش دانشمندانش به توان تأمین اورانیوم 20 درصد دست یافته، برای چه باید از آن صرفنظر و برای تأمینش بهسوی بیگانگان دست دراز کند؟ غرب در زمان لازم، از معامله سر باز زد و امروز باید با توجه به وضعیت جدید، پیشنهاد ارائه کند.

وی با اعلام این خبر گفت: در صورت تصمیم قطعی برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری، کنگره کارگزاران را برگزار خواهیم کرد .
شنیدهها حاکی از آن است که این حزب در تلاش است بهصورت مستقل و همهجانبه وارد انتخابات آتی ریاستجمهوری شود و بهدنبال گزینه مستقل برای کاندیداتوری است .
در همین راستا مدتی است که جلسات محفلی و پشت درهای بسته سران حزب مذکور در حال برگزاری است و طبق اخبار رسیده، قرار است در آینده نزدیک، جلسهای برای معرفی گزینه کارگزاران برای انتخابات آتی ریاستجمهوری برگزار شود .
گفتنی است شمار زیادی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی، نظیر؛محمد عطریانفر، فائزه هاشمی و چند تن دیگر از بازداشتشدگان فتنه 88 ، از افرادی هستند که قرار است حلقه انتخاباتی کارگزاران را با مدیریت شخص هاشمی رفسنجانی به عهده بگیرند .

«اریکا فیلر» در گفتوگو با معاون ارشد وزیر خارجه عراق با اشاره به تلاشهای کمیساریای عالی پناهندگان برای ثبتنام و مصاحبه با عناصر گروهک منافقین و نظارت بر این فرایند گفت: کمیساریا تمام تلاش خود را برای قانع کردن کشورها برای اسکان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) به کار خواهد گرفت.
از سوی دیگر «لبید عباوی» معاون وزیر امور خارجه عراق، نیز در گفتوگو با فیلر، بر خواست مجدد کشورش مبنی بر اخراج گروهک تروریستی منافقین از این کشور تأکید کرد.
عباوی با اشاره بر تصمیم دولت عراق برای تعطیلی پادگان اشرف گفت: عراق از این گروه خواسته تا خاک کشور را ترک کنند؛ زیرا حضور آنها برخلاف قانون اساسی و تهدیدی علیه امنیت ملی کشور است. معاون وزیر خارجه عراق سپس به موانع اخراج گروهک تروریستی منافقین از این کشور اشاره کرد و گفت: باوجود گذشت شش ماه از امضای توافقنامه با سازمان ملل، متأسفانه هیچ کشوری به تعهدات مورد اشاره در آن پایبند نبوده و این مسئله باعث عدم همکاری عناصر موجود در پادگان اشرف برای خروج از این مکان شده است. عباوی همچنین از کمیساریا خواست تا به کشورهایی که وعده همکاری در این زمینه دادهاند، فشار بیشتری وارد کند.

روزنامه واشنگتنپست 24 ژوئن 2012 (4 تیر) در مقالهای به تظاهرات منافقین در پاریس پرداخت و نوشت: هزاران تبعیدی ایرانی در تظاهرات پاریس شرکت کردند و خواستار تغییرات دموکراتیک در ایران و کمک به اعضای مقاومت ایران در اردوگاههای عراق شدند. شورای مقاومت ملی ایران که در تظاهرات روز شنبه شرکت داشتند، حدوداً 100 هزار نفر تخمین زده میشوند. شورای مقاومت ملی ایران (منافقین) که در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا قرار دارد، حمایت برخی مقامات پیشین آمریکا مانند «رودی گیولیانی»، شهردار سابق نیویورک و «اد. رندل»، فرماندار سابق پنسیلوانیا را جلب کرده است. رندل که در این تظاهرات شرکت داشت، مصرانه از سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا خواست «روند مهاجرت» پناهندگان ایرانی را آغاز کنند. وی وضعیت اعضای مجاهدین خلق در عراق را وحشتناک توصیف کرد.
تحلیل: اولین نکتهای که در مطلب فوق، نظر را جلب میکند «تظاهرات 100 هزار نفری» است که یقیناً دروغ محض است. اگر تظاهراتی با این تعداد شرکتکننده در هر کجای دنیا علیه ایران صورت پذیرد، به خبر اول رسانههای دنیا تبدیل میشود. آنچه امروز درباره منافقین اهمیت دارد، اخراج آنها از عراق است. دولت عراق طی چند ماه گذشته با فشاری که به سازمان ملل آورد، موفق شد نظر آنها را برای اخراج منافقین جلب کند و پیرو آن، در گام اول تعدادی از آنها را از اردوگاه اشرف اخراج و به مکان دیگری منتقل کرد و همچنان پیگیر اخراج کامل آنهاست. سازمان ملل در پاسخ به فشارهای عراق میگوید کشورها حاضر به پذیرش این افراد نیستند؛ زیرا حضور این افراد را در کشورشان تهدید امنیت ملی میدانند. این، فرجام جنایتکارانی است که دستشان را به خون هزاران انسان بیگناه آلوده کردند و پس از آن هم بیشرمانه با خیانت به ملت و کشورشان برای بیگانگان مزدوری کردند و در نهایت، در دنیای به این بزرگی جایی برایشان یافت نمیشود!

آرین وطنخواه، مجری این شبکه، با ابراز نگرانی از آنچه «رفتوآمد ایرانیان مقیم خارج به کشور، آوردن زعفران و قالی ایران به آمریکا و کمک به پیشرفت اقتصادی جمهوری اسلامی» میخواند، گفت: من آقایی را میشناسم که ایرانی است و 57 سال در آمریکا زندگی میکند. او هر سال 2 یا 3 ماه برای دیدار مادر و خانوادهاش به ایران میرود. دیروز وقتی با من درباره نرخ بهره صحبت میکرد، گفت: در ایران بهره خیلی خوبی میدهند.
وی افزود: این فرد درصد بالایی از پول خود را به ریال تبدیل کرده و در بانکهای جمهوری اسلامی گذاشته است.
مجری ایران آریایی ادامه داد: وقتی از او پرسیدم فکر نمیکنی پولت در خطر است؟ شروع کرد به من نگاه کردن که یعنی چه؟ این چه حرفی است که میزنی؟
وطنخواه که از پاسخ دوستش عصبانی به نظر میرسید اظهار داشت: این کار شما به نفع جمهوری اسلامی است و موجب ماندگاری رژیم خواهد شد.

این محور که در سایتهای جریان انحرافی عملیاتی شده، بر این اساس است که «رهبر جریان انحرافی» کاندیدای قطعی ریاستجمهوری است و صلاحیت وی نیز از سوی رهبر معظم انقلاب تأیید خواهد شد!
همچنین گفته میشود لایههای بالادستی جریان انحرافی خطاب به حلقههای واسط خود تصریح کردهاند در پاسخ نیروها مبنی بر چگونگی تأیید صلاحیت وی با وجود آیتالله جنتی، تصریح کنند: «آیا در هیچ جای دنیا تفکر حاکم بر نهادی مانند ریاستجمهوری را میتوان به شیوه غیر دموکراتیک و با چماق حذف کرد؟! این اتفاق در صورت رخ دادن در هرجایی، به معنی استبداد سیستم است. در انتخابات ریاستجمهوری، حذف افراد، غیر ممکن است و دقیقاً به همین دلیل هم بود که رهبری معین را تأیید صلاحیت کرد، چون رد صلاحیت معین به معنای حذف تفکر حاکم بر دولت با استفاده از زور و بدون در نظر گرفتن نظر مردم تعبیر میشد. به همین دلیل است که مشائی را نمیتوان رد صلاحیت کرد، مگر اینکه بپذیرند که در جمهوری اسلامی هرکسی را که با آنها اختلاف نظر دارد، حذف میکنند.»

رژیم صهیونیستی با اصرار ایران بر حق دسترسی به انرژی هستهای خود، بار دیگر بر طبل جنگ کوبید و متحدان خود را برای تهدید ایران فراخواند.
به گزارش راشاتودی، رژیم صهیونیستی از شرکتکنندگان غربی حاضر در مسکو خواسته است تا پایان زمان مقرر این نشست، ایران را بهشدت به حمله نظامی این رژیم تهدید کنند تا ایران به توقف غنیسازی و همکاری با غرب متقاعد شود.
راشاتودی تأکید دارد که عصبانیت رژیم صهیونیستی به این علت است که تهران تاکنون تهدیدهای تلآویو را جدی نگرفته است. تلآویو اصرار دارد که تهران تهدیدهای این رژیم را تنها یک هشدار تلقی نکند.
راشاتودی نوشت: شیمون پرز اظهار داشته است مثل اینکه این مردم (مقامات ایرانی) تهدیدهای ما را جدی نمیگیرند. درصورتیکه فکر کنند ما بلوف میزنیم، منجر به جنگ خواهد شد!
اعضای گروه 1+5 با سرپیچی از توافقاتی که برای آمادهسازی
مقدمات نشست مسکو در مذاکرات بغداد در نظر گرفته شده بود، وانمود میکردند
برای حضور در نشست مسکو طرح خاصی ندارند، در حالی که ظاهراً موضوع کاملاً
برعکس بود.

حضور پیدرپی «مایکل مان» سخنگوی اشتون در بین خبرنگاران، در حالی که مذاکرات در جریان بود و جوسازی علیه ایران، حاکی از برنامهریزی قبلی برای این کار بود که قاطعیت مواضع ایران هم حرکت تهاجمی تبلیغاتی طرف مقابل را خنثی کرد و هم طرف مقابل را واداشت که برنامه بعدیاش را رو کند. در این مرحله، آنها دقیقاً خواسته سهگانه غیرقانونی نخستوزیر رژیم صهیونیستی را مطرح کردند و معلوم شد ایران با گروه 2+5 طرف است نه 1+5. طرف ایرانی در اینباره نیز به شکل قاطع و قانونی، مبتنی بر معاهده انپیتی و منشور ملل متحد، پاسخهای قانونی داد و طرح پیشنهادی پنج محوری خودش را ارائه کرد که طرف مقابل، برای پاسخ به آن تا ساعت 12 امروز فرصت خواست. بهنظر میرسد تا سایه سنگین رژیم صهیونیستی بر سر 1+5 است، این گروه نمیتواند آزادانه تصمیم بگیرد، مگر اینکه احساس خطر جدی کند!

روزنامه نیویورکتایمز 19 ژوئن 2012 (30 خرداد) در مقالهای به نشست هستهای مسکو میان ایران و گروه 1+5 پرداخت و نوشت: نخستین روز از گفتوگوهای ایران و شش قدرت جهانی دوشنبه زمینههای تازهای به وجود نیاورد و در نتیجه امید چندانی به حل و فصل بلندپروازیهای هستهای ایران وجود ندارد. ایران بهطور ضمنی پیامهایی داده که تمایل دارد غنیسازی 20 درصدی را متوقف کند؛ اما در عین حال، این پیام سیاسی سنگین را به جهانیان میدهد که جامعه بینالملل باید حق غنیسازی ایران را به رسمیت بشناسد. ایران امیدوار است که تحریمهای شدید اتحادیه اروپا و آمریکا که در هفتههای آتی اجرایی میشود، لغو شوند. ایران روز دوشنبه تضمینهایی در مورد لغو این تحریمها از شش قدرت جهانی دریافت نکرد.
در ادامه مقاله آمده است: در نشست بعد از ظهر، مذاکرهکنندگان ایرانی در این گفتوگوها با بسته مشوقهایی روبهرو شدند که ماه گذشته نیز در بغداد به آنها ارائه شده بود. این بسته تشویقی شامل قطعات یدکی هواپیماهای غیرنظامی قدیمی و سوخت رآکتور هستهای ایران بود و در عین حال، تعهد داده شده که در ازای برداشتن برخی گامهای مهم، از شدت تحریمها کاسته میشود. سخنگوی خانم اشتون گفت: «آنها به بسته پیشنهادی در بغداد پاسخ دادند؛ اما در انجام آن، پرسشها و مواضع همیشگی را مطرح کردند.» تحلیلگران میگویند ممکن است شش قدرت جهانی تمایل داشته باشند یکی از تحریمهایی را که ایران را تهدید میکند، لغو کنند: ماده قانونی که بیمه کنندگان مستقر در اروپا را از بیمه کشتیهای حامل نفت ایران منع میکند. لغو بیمهها بهطور چشمگیری انتقال نفت ایران از طریق کشتی را به آسیا کاهش میدهد. در واقع، آسیا دریافتکننده عمده 2/2 میلیون بشکه تولید نفت روزانه ایران است.
در پایان مقاله آمده است: قانون لغو بیمه کشتیهای حامل نفت ایران، ماه گذشته با مقاومت بریتانیا روبهرو شد؛ زیرا این کشور مرکز صنعت بیمه دریایی است. سخنگوی خانم اشتون گفت: «شش قدرت جهانی تعهدی در مورد به تأخیر افتادن یا کاهش تحریمها ندادند؛ مگر آنکه ایران تمایل خود به پایبندی به توافقهای بینالمللی را اثبات کند. گفتوگوهای مسکو در حالی آغاز شد که دیپلمات ایرانی فضا را «غیرمثبت» خواند.
تحلیل: طرف غربی از به رسمیتشناختن حق غنیسازی ایران خودداری و بحث را به سمت مشوقها منحرف میکند؛ زیرا میداند با به رسمیتشناخته شدن حق غنیسازی ایران، دیگر صحبت از تحریم جایگاهی ندارد؛ بنابراین در حال حاضر، موضوع، مشوقها و سایر مسائل حاشیهای نیستند و موضوع اصلی، حق غنیسازی ایران است که غرب باید به آن اعتراف کند و آن را به رسمیت بشناسد. بدون پرداختن به این بحث، هیچ گفتوگویی به نتیجه نمیرسد و ارزشی ندارد.

در جدیدترین اعتراف اپوزیسیون، «مانوک خدابخشیان»، فوتبالشناس و مفسر ورزشی قبل از انقلاب، در یک شبکه ضدانقلابی در این زمینه گفت: ما شكست خورديم چون جنبش و مبارزه تبديل به كارناوال شد. اين اواخر فقط آهنگ و ترانه خوانديم و به اسم مبارزه روي شبكه يوتيوب گذاشتيم . مشكل ما اين است كه از دلقكها قهرمان ملي ميسازيم؛ دلقكها و كمدينهاي سياسي كه براي حمايت از مجيد توكلي چادر و روسري سر ميكنند و يا دلقكي مثل «شاهين نجفي» را كه به زنان و مردان ايراني توهين كرده و يا «گ-ف» را كه برهنه شده، قهرمان خود ميكنيم. معلوم است كه با اين دلقكبازيها نميتوان مبارزه كرد . »
«آرش بهمني» روزنامهنگار فراري نیز به شکست جنبش لجنی اذعان کرده و در وبلاگ شخصی خود نوشته است: مخالفان از طبقاتي هستند كه كمتر حاضر به دادن هزينه هستند. براي آنها، همين سگبازي و مشروبات الكلي مهم است.

در همینخصوص، چندی پیش، انتخابات مجمع صنفی تهیهکنندگان با نظارت نماینده وزارت کشور برگزار شد که از بین 30 نفر شرکتکننده در آن، (ض.ه) و (ح.ک) و یکی از برادران(ش) بهعنوان هیئتمدیره انتخاب شدند .
۲۰ نفر از این گروه ۳۰ نفره، تهیهکننده نبودند و بر اساس زدوبندهای پشت پرده در انتخابات شرکت کردند و انتخاب شدند ! پس از آن، قرار شد این صنف به دیدار سرحلقه انحرافی برود و با او درباره خانه سینما و به رسمیت شناختن اتحادیه در شورای عالی سینما گپوگفت کند .
این قرار بهزودی عملیاتی میشود و هیئتمدیره جدید به دیدار مشائی میروند تا رهبر حلقه انحرافی با وساطت این افراد، بحث به رسمیت شناختن این صنف را در سینما، در جلسه شورای عالی سینما مطرح کند. گفتنی است در راستای بهکارگیری فتنهگران از سوی حلقه انحرافی اخیراً نیز سرحلقه این جریان، بر بهکارگیری خبرنگاران فتنه سبز و اصلاحطلبان در رسانه این حلقه تأکید کرد.

نویسنده این مقاله که به سفارش سازمان هلندی «هیفوس» نوشته شده، روی موضوع جدایی دین از سیاست که بهشدت مورد علاقه بیبیسی است، دست گذاشته است.
در بخشی از این نوشته میخوانیم: «نظام فقهی هنوز هم با مفهوم تفکیک قوا بیگانه است. آیتالله خمینی با پیشکشیدن تفسیر تازهای از نظریه ولایت فقیه، حق انحصاری برای فقیهان در قوه مجریه قائل میشود و درست در تضاد با ایده تفکیک قوا هر سه قوه را به روحانیت میسپرد.»
این در حالی است که بر اساس قانون اساسی کشورمان، رهبری فقط برای تصدی ریاست قوه قضائیه یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر را برای مدت پنج سال تعیین میکند؛ اما روحانیبودن برای عهدهدار شدن ریاستقوه مجریه شرط نیست و برای ریاست مجلس هم در قانون اساسی شرطی ذکر نشده است و همین حالا هم دو تن از رؤسای قوا، غیر روحانی هستند.

محمدرضا خاتمی، دبیرکل سابق جبهه منحله مشارکت ایران اسلامی نیز در این زمینه گفته بود این حزب بعد از انتخاباتریاستجمهوری سال 1388، مخالف برگزاری «راهپیمایی سکوت و راهپیماییهای بعدی» نبوده است. نتیجه این همه تبلیغات چیزی جز رد شدن چند نفر از خیابان در حال بلاتکلیفی نبود. حتی باوجود حضور مأموران امنیتی، گزارشی از یک درگیری ساده هم وجود نداشت. این عدم حضور، نویسندگان جریان یادشده را تا حد جنون عصبانی کرد و باعث شد باب توهین و تهمت را نسبت به یکدیگر و خصوصاً محمد خاتمی بگشایند . بعضی هم گفتند دانشجو هستیم، روزه سیاسی داریم و در سایتهای ضدانقلاب عکس و بیانیه منتشر کردند که: «هم چنان ایستادهایم و در مقابل فشارهای گوناگون امنیتی از بازجویی، زندان، احکام حبس تعلیق و تعزیر و شلاق، اخراج از دانشگاه و محرومیت از تحصیل تسلیم نشدهایم.» البته اینکه دقیقاً چند نفر ایستادهاند، خود عکس گویا است !

خاتمی همچنین افزوده است: «به چیزی به نام جنبش سبز آن هم بهعنوان یک جریان سیاسی و اجتماعی قائل نیستم. هر اصلاحی هم قرار است صورت بگیرد باید در چارچوب نظام باشد.»
در همین حال عبدالله نوری وزیر کشور خاتمی در ایام اصلاحات بهتازگی در جلسه دیگری با رد سخنان خاتمی درباره فتنه سبز میگوید: بنده آمدهام تا جبهه فراگیر اصلاحات را تشکیل دهم. نوری همچنین گفته اگر ما بخواهیم افراد را محور قرار بدهیم، دچار شکست میشویم.
سیدهادی خامنهای نیز با رد دعوت جریان اصلاحات برای حضور در جبهه فراگیر اصلاحطلبی، مدتی است با تشکیل مؤسسهای تاریخی، مشغول کارهای پژوهشی است.
پیش از این نیز محتشمیپور با کنارهگیری از جریان اصلاحات، تهران را به قصد حوزه نجف ترک کرده بود.
در برنامه صدای آمریکا که با حضور چند تن از ارکان رسانهای فتنه، نظیر «مسیح علینژاد» و «شیرین عبادی» پخش شد، مجری برنامه به بهانه 25 خرداد «سالروز راهپیمایی جریان فتنه در تهران» از کارشناسان برنامه خواست که تا درباره کشتهشدگان اغتشاشات تهران، اطلاعاتی را به بینندگان خود بدهند.
مسیح علینژاد، از اعضای حلقه رسانهای جریان ضدانقلاب ساکن لندن، با بیان این مطلب که در ناآرامیهای سال 88 چندصد نفر کشته و زخمی شدهاند! بهطرز تراژدیگونه و با صورتی گریهآلود گفت: «خون چندین بیگناه در جریانات فتنه 88 در خیابانهای تهران ریخته شده که هنوز در رابطه با باعث و بانی آنان هیچ اقدامی صورت نگرفته است.»
گریههای مصنوعی مسیح علینژاد در برنامه موسوم به «افق» شبکه تلویزیونی صدای آمریکا نظیر همان گریههایی بود که فائزه هاشمی در یکی از گردهماییهای فتنه برای کشتهشدگان فتنه 88 آن را به نمایش گذاشته بود تا باعثبانی همه خونها، نظام معرفی شود! علینژاد در این برنامه با اعلام این موضوع که من وقف فتنه هستم با ظرافت خاصی ضمن اعلام این موضوع که ما بهدنبال شهیدپروری نیستیم! گفت: من در برابر خونهای ریخته شده احساس گناه میکنم!

این سفر در آستانه دو رخداد مهم سیاسی انجام میگیرد که هر دو برای منطقه و جهان اهمیت ویژه دارد و به احتمال زیاد، علت سفر لاوروف و محور اصلی گفتوگوهای وی با مقامات ایرانی خواهد بود. این دو رخداد عبارتند از:
1- قضیه سوریه؛ روسها پس از اینکه متوجه شدند برخی کشورهای غربی و عربی و ترکیه با همدستی تروریستهای داخلی سوریه، قصد دارند با تحرکات خونبار، طرح صلح کوفی عنان را شکستخورده معرفی و اوضاع را برای سوریه سختتر کنند، از «گروه تماس» سخن به میان آوردند. این پیشنهاد روسها با استقبال صریح کوفیعنان و موافقت تلویحی کشورهای غربی و عربی مواجه شد. علت این برخورد کشورهای غربی و عربی با پیشنهاد روسیه، اصرار روسها بر حضور ایران در جمع «گروه تماس» بود. روز گذشته سخنگوی کوفیعنان دوباره از طرح روسیه حمایت کرد و روسیه نیز اعلام کرد آمادگی میزبانی چنین نشستی را دارد و همچنین لاوروف گفت: ایران حتماً باید در جمع «گروه تماس» باشد. روسها بهخوبی میدانند برای مقابله با مخالفان حکومت بشار اسد در این نشست و یافتن راهحلی که بقای حکومت وی را تضمین کند، بهوجود ایران پر انگیزه نیاز دارند. از اینرو، لاوروف به ایران آمده تا هماهنگیهای لازم و توافقات مقدماتی را انجام دهد.
2- موضوع هستهای؛ با انتقال ادامه مذاکرات هستهای ایران و 1+5 به مسکو، روسها نیمی از یک امتیاز بزرگ را کسب کردهاند و نیم دیگر آن در گرو موفقیت این نشست است. روسیه در بین ایران و کشورهای غربی 1+5 نگاه سومی هم به فعالیتهای هستهای ایران دارد، ضمن اینکه همیشه در موضعگیریهایش در بحث هستهای ایران، ملاحظاتش را که برآمده از نگاهش است، رعایت میکند؛ از اینرو لاوروف آمده تا برای احتمال افزایش موفقیت نشست مسکو تلاش کند. احتمالاً روسها درصددند نگاه گروه غربی 1+5 و ایران را بهسوی نگاه خودشان متمایل کنند که بهنظر میرسد در این صورت، موضوع بیشتر بهنفع طرف غربی خواهد بود، بنابراین بهتر است که ایران ضمن احترام بهنظر روسها و تشکر از تلاششان، مسیر خودش را با محوریت حفظ تمام دستاوردها و حقوق هستهای ادامه دهد و از سرمایه هزینه نکند.

پایگاه اینترنتی والاستریت ژورنال 13 ژوئن 2012 (24 خرداد) در مقالهای به گفتوگوهای هستهای ایران و غرب پرداخت و نوشت: پس از بازیهای معمول رفتارهای مخاطرهآمیز و تیره شدن چشماندازها، ایران پیش از گفتوگوهای هستهای هفته آینده در مسکو در مورد نتیجه این گفتوگوها اظهار امیدواری کرد. روز دوشنبه، سعید جلیلی و کاترین اشتون گفتوگوی تلفنی داشتند و جلیلی از موافقت با پیشنهادهای قبلی قدرتهای بزرگ سخن گفت؛ اما باید دید خطرات این پیشنهادها برای امنیت غرب چیست. پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان در ازای حمایت فنی و کاهش محدودیتهای تجاری، از ایران خواستند که به عنوان نخستین گام، غنیسازی 20 درصدی را متوقف کند و ذخایر اورانیوم 20 درصدی را به خارج منتقل و تأسیسات غنیسازی فردو را تعطیل کند؛ اما این تمهیدات، حرکت ایران به سوی توانمندیهای ساخت تسلیحات هستهای را متوقف نخواهد کرد و حتی ممکن است مزایایی برای طرحهای هستهای ایران داشته باشد.
در ادامه مقاله آمده است: بهویژه این مسئله چالشساز خواهد بود که به ایران اجازه داده شود ذخایر اورانیوم 5/3 درصدی را نگهداری کند و حتی میزان آن را افزایش دهد؛ البته این بار با تأیید دوفاکتو بینالمللی. این موضوع برای رژیم ایران پیروزی سیاسی و در نهایت پیروزی نظامی خواهد بود. این نتیجه به ایران اجازه خواهد داد که همچنان در نزدیکی ساخت تسلیحات هستهای باشد. بهطوریکه «اولی هینونن»، معاون سابق مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای، بارها خاطرنشان کرده که تسلط بر غنیسازی 5/3 درصدی 70 درصد مسیر دستیابی به تسلیحات هستهای بهشمار میرود. با اورانیوم 20 درصدی نیز 90 درصد مسیر دستیابی طی میشود. پروژه «ویسکونسین» در واپایش تسلیحات هستهای با استفاده از دادههای آژانس بینالمللی انرژی هستهای و دادههای رسمی ایران، پیشبینی میکند که ایران تا اواسط ماه می، اورانیوم 5/3 درصدی کافی برای ساخت حداقل چهار بمب هستهای (البته با افزایش سطح غنیسازی) در اختیار دارد. ایران احتمالاً برای ساخت یک بمب هستهای از ذخایر اورانیوم 5/3 درصدی خود به سه تا دوازده ماه زمان نیاز دارد. مطابق گزارش پروژه ویسکوسین، همچنین ایران حدود 100 کیلوگرم اورانیوم با غنای 20 درصد دارد که حدود 140 کیلوگرم آن برای ساخت یک بمب کافی است.
در پایان مقاله آمده است: نکته مهم اینکه این توافق، سایر عناصر برنامه هستهای رژیم ایران را مختل نمیکند. واپایش محدود فعالیتهای غنیسازی ایران از توانایی ایران برای پیشرفت در سایر حوزهها جلوگیری نخواهد کرد. آمریکا و اتحادیه اروپا میگویند که این توافق، تنها گامی موقت تا رسیدن به توافق کامل است؛ اما نباید این نکته مهم را از یاد ببریم که هر گونه توافق موقت در مرحله کنونی، خطرات بسیاری در پی دارد و احتمال مهار برنامه تسلیحات هستهای ایران را به طور جدی کاهش میدهد. ایران از این توافق به منظور پیشبرد و توسعه تمام عناصر ساخت تسلیحات هستهای استفاده خواهد کرد. ایران در زمان مناسب، این توافق را زیر پا خواهد گذاشت و بهسرعت ساخت تسلیحات هستهای را آغاز خواهد کرد.
تحلیل: این پایگاه صهیونیستی با تحلیلی که ارائه داده قصد دارد مطالبه و انتظار طرف غربی را به بالاترین حد و در مقابل، با این حرکت تهاجمی تبلیغاتی، توقع ایران را به حداقل برساند تا در نتیجه با افزایش شکاف بین دو طرف گفتوگو در مسکو، یا ایران از کلیه حقوق هستهایاش محروم شود و یا اینکه مذاکرات به شکست بینجامد و تخاصم و سختگیری بر ایران بیشتر شود. دقیقاً این چیزی است که صهیونیستها دنبال میکنند.
«مهرداد پارسا» برنامهساز و مجری تلویزیون سلطنتطلب «پارس» با اشاره به فراخوان شورای راه سبز امید برای راهپیمایی 25 خرداد، آنها را عدهای «عقبافتاده ذهنی» و «ولگرد» توصیف کرد و اظهار داشت: «اینها عدهای عقبافتاده ذهنی هستند که میخواهند 25 خرداد به دستور «اردشیر امیرارجمند» [سخنگو و مشاور میرحسین موسوی] راهپیمایی کنند. میآیند اعلامیه صادر میکنند که آی مردم! بیایید در خیابانها و پارکها راهپیمایی سکوت برگزار کنیم تا امیرارجمند برای خودش آقایی بکند. یک جنبش «کوفت و زهرماری» به اسم جنبش سبز به پا کردهاند تا با آن، بقیه جنبشهای اعتراضی را خاموش کنند.» پارسا در ادامه خطاب به امیرارجمند گفت: «آقای ارجمند! ای عقبافتاده ولگرد که معلوم نیست از کجا پول میآوری! حداقل برو به جای این کارها، رانندگی یاد بگیر و با تاکسی مسافرکشی کن تا برای زن و بچهات با شرافت پول در بیاوری.»
وی در پایان صحبتهای خود به هواداران فتنه سبز توصیه کرد: «آی شماهایی که طرفدار این سخنگوی گیج و منگ و عقبافتاده هستید! بدانید که گول خوردهاید و اگر بیرون بیایید، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شناساییتان میکند. همین خدمت را کروبی و موسوی هم برای رژیم انجام دادند و با دادن اطلاعیه، شما را بیرون کشیدند تا دستگیر شوید. اینها خودشان با وزارت اطلاعات همکارند.»

نحوه ورود ایران به بحث برای آنها آنقدر غیرمترقبه بود و با تصورات آنها فاصله داشت که حتی در تماس با مسئولان ارشدشان هم نمیتوانستند به تصمیم برسند؛ از اینرو مناسب دیدند برای خالی نبودن عریضه، به کلیات بسنده کنند و با موکول کردن ادامه گفتوگوها به نشست مسکو، زمان بخرند و از نو برنامهریزی و هماهنگی کنند. پس از آن بود که اشمیت، معاون اشتون، برای جبران ناتوانی 1+5 در مذاکرات بغداد، از ورود به بحثهای کارشناسی و مقدماتی با دکتر باقری، معاون دکتر جلیلی، برای نشست مسکو سر باز زد و پاسخ درستی به دو نامه باقری درباره مذاکرات مقدماتی نداد. در پی نامه سوم باقری به اشمیت و نامه جلیلی به اشتون، روز گذشته اعضای 1+5 در دفتر اشتون تشکیل جلسه دادند و پس از آن، سخنگوی وی اعلام کرد: 1+5 متعهد میشود در نشست مسکو به پیشنهادها و پرسشهای ایران پاسخ دهد. اشتون نیز در تماس تلفنی با جلیلی همین موارد را متذکر شد. این دقیقاً نقطه مقابل ادعای اشمیت در نامه به باقری بود. مهمترین نکتهای که در نامه وی به باقری وجود داشت، این اعلام بود که 1+5 قصد دارد در نشست مسکو از ایران بخواهد غنیسازی 20 درصد را متوقف کند، در حالی که مباحث تنظیم شده در نشست استانبول 2 و بغداد، چارچوب و مسیر دیگری داشت که باید در نشست مسکو دنبال شود. رفتار طرف مقابل مابین نشست بغداد و مسکو نشان داد این طرف به هیچوجه قابل اعتماد نیست و حتی در موقعیتی که دچار ضعف شدید و درگیر مشکلات کمرشکن است و در مذاکرات، دست پایین را دارد، باز هم درصدد فریبکاری و فرار از تعهدات و توافقاتش است. با اینکه موضع جدید اشتون، امتیاز بزرگی برای ایران و محک ارزشمندی برای بازشناسی و بهرهگیری مدام از عنصر مقاومت و پایداری و کوتاه نیامدن از حقوق مسلم هستهای است، باید بیش از گذشته مراقب حرکات زیگزاگی دشمن بود.

وی که در دیدار با برخی از فعالان سیاسی مرتبط با جبهه مشارکت در استان فارس سخن میگفت، دست به تفکیک جنبش سبز از اصلاحطلبی زد و تنها مدعی شد این دو نام با هم در مواردی همپوشانی دارند.
این تفکیک فتنه سبز از اصلاحطلبی در حالی صورت میپذیرد که خاتمی نیز چند روز قبل، راه خودش را از براندازان جدا کرده بود و دوستان وی همچنان کوشش میکنند تا ماجرای رأی دادن او در روز انتخابات مجلس را یادآوری کنند. این چرخش سیاسی سیصدوشصت درجهای اصلاحطلبان و مرزبندی و تفکیکهای انجام شده در حالی صورت میپذیرد که مسئول مستقیم تمام رخدادهای تلخ سیاسی کشور، همان گروههای اقماری اصلاحطلب هستند. این اظهارنظرهای عبدالله نوری امروز در حالی رسانهای میشود که وی و سایر دوستان رادیکالش عملاً پشتوانههای توپخانه شهری جریان فتنه را تأمین و تغذیه میکردند.
رویکردهای انتخاباتی اصلاحطلبان، تفسیر مواضع، فرار به جلو و طرح ادعاهای پیشدستانه، همگی نشانگر این است که برای گروه سیاسی مذکور در سنتی قدرتگرایانه هیچ امر مقدسی وجود ندارد.

خبرگزاری دولتی «ترند آذربایجان» اعلام کرد: باکو اسناد خطی دستنویسی مبنی بر مستقل بودن جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران تحت نام آذربایجان کشف کرده است! بنا بر این گزارش، پاشا کریمف، مدیر مرکز نسخ خطی آکادمی علوم آذربایجان، مدعی شده است بیش از ۱۲ هزار سند خطی در کتابخانههای دنیا وجود دارد که متعلق به آذربایجان است.
کریمف گفت: اسناد دستنویسی پیدا کردهاند که ثابت میکند جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران در گذشته حتی قبل از اسلام و حتی قبلتر یعنی دورهای که این منطقه تازه بهوجود آمده بود! مستقل و کشور واحدی بودهاند. وی با زیر سؤال بردن کلیه کتب معتبر تاریخی و جغرافیایی و نقشههای جغرافیایی موجود در دنیا، مدعی شد این تصور که سرزمین شمال ایران آران نام دارد، یک توهم و تصور غلط است!
تحلیل: آقای کریمف چون با روشهای جعل اسناد تاریخی آشنا نیست، نمیداند هرچه عقبتر رود، این نظر قطعی ایرانی بودن آذربایجان(آران) مستندتر و قویتر و رشتههایش پنبه میشود.

گویا نیوز با پیشبینی نتیجه انتخابات آینده ریاستجمهوری نوشت: «با توجه به مدت طولانی که جناح حاکم قدرت را در اختیار دارد، اختلافات درون آنان به بالاترین میزان خود رسیده است. از هماکنون میتوان پیشبینی کرد که چهرههاي متعددی از اصولگرایان در انتخابات 92 کاندیدا شوند. همانند انتخابات 84، ارگانها و احزاب جناح حاکم بهدلیل تعدد نامزدها یا از شخص خاصی حمایت نمیکنند و اعلام بیطرفی میکنند یا آن دسته که حامی شخص خاصی میشوند، به وحدت نظر نمیرسند؛ بنابراین آرای جناح حاکم بین این کاندیداها تقسیم خواهد شد . از طرفی اصلاحطلبان بهدلیل دوری از قدرت به مدت چند سال و تحمل فشارهایی که داشتند بهویژه پس از انتخابات 88، به همدلی حداکثری رسیدهاند و به احتمال زیاد همه آنان متحد، با یک نامزد وارد صحنه خواهند شد و از تشتت آرا مصون خواهند ماند . اگر اتفاق غیر منتظرهای نیفتد، با دلایل ذکر شده بهنظر میرسد پیروزی جناح موسوم به اصلاحطلب در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، محتمل باشد. حال باید دید در صورت پیروزی، آنان رویهای رو به جلو در پیش خواهند گرفت یا روی کار آمدن آنان تنها مساوی با برگشت به گذشته است.»

علي افشاري، در وبسايت نيمهتعطيل راديو زمانه نوشت: در سومين سالگرد انتخابات رياستجمهوري دهم، علائم و تشابهها حاكي از پايان جنبش[فتنه] سبز است. حال ديگر از آن مسير نوساني كه تا اسفند 89 ادامه پيدا كرد، نشاني از علائم حيات ديده نميشود و چشمانداز رؤيتپذيري نيز براي تحرك و احياي آن متصور نيست .
وي نيروهاي حامل آن حركت ديگر فعاليت ملموسي در جدال با حكومت ندارند؛ البته كساني هستند كه بيشتر در خارج از كشور فعاليت میكنند. شوراي هماهنگي سبز نيز وجود دارد؛ اما مانند بدني است كه پيكري ندارد. ديگر كسي مايل به پرداخت هزينه نيست و حركت آنها كه به زندان افتادند، در بيرون تداوم پيدا نكرد و كسي حاضر نيست پيه مبارزه را به تن خود بمالد
اين نويسنده ضدانقلاب در يادداشت خود كه بهنوعي تأييد و تحسين مواضع هاشمي رفسنجاني است، با بازخواني آخرين اظهارات رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام آورده است: «رفسنجانی در سخنرانیهاي اخیر خود، شش موضوع مهم و بحرانزا را كه جامعه نسبت به آنها حساسیت بسیاری دارد، محور و آماج انتقادات خود قرار داد و پشت آنها سنگر گرفت تا از پشت آنها، ضدحملهای را که آن را بهموقع میداند و مدتها برای آن تدارکات مفصل فراهم کرده، علیه جریان حاکم به پیش برد تا بلکه بتواند با بسیج اجتماعی، موقعیت گذشته خویش در نظام را که بهشدت تضعیف شده، احیا كند.»!
وی نوشته است: «رفسنجانی، به چهرهای که با سیاستهای جریان حاکم مخالفت میورزد و کسی که هنوز مراجعه به وی هزینهای برای مراجعهکنندگان ندارد، تبدیل شده است و رسانههاي مختلف سخنان وی را در سطحی وسیع منتشر میکنند و بسیاری از منتقدان و مخالفان حکومت بههنگام بحثها و تحلیلهایشان، اظهارات وی را مورد استناد قرار میدهند.»
وي در قسمت ديگري از يادداشت خود آورده است: «به هرحال، انتقاداتی که رفسنجانی امروز نسبت به جریان حاکم مطرح میکند، صرف نظر از منشأ آنها، بخشی از انتقاداتی است که توسط مخالفان خارج از حکومت به حکومت صورت میگیرد. از اینرو هم باید از انتقادات وی استقبال کرد و هم باید در برخورد با وی محتاط بود.
صرف نظر از اینکه رفسنجانی تا چه حد بتواند در این مسیر استوار باقی بماند و گام بردارد، میتوان از فرصت و فضایی که رویکرد انتقادی وی میتواند ایجاد کند، برای تضعیف قدرت حاکم، تسهیل حضور خیابانی و تعمیق و گسترش جنبش در رهگذر کشاکش بر سرقدرت، استقبال کرد و بدون دچار شدن به توهم و خوشبینی نسبت به نیات وی، میزان پایبندی او به انتقاداتش را در عمل محک زد.»

بهطوری که یکی از کابران سایت بالاترین اخیراً و پس از انتشار عکس کروبی و پسرش در فضای مجازی نوشت: «تا به حال شنیده بودیم کسانی که دست به اعتصاب غذا میزنند یا درحبس خانگی هستند، بهخاطر شرایط جسمی و روحی بدی که دارند، معمولاً «لاغرتر» و «نحیفتر» بهنظر میرسند. لااقل در دو مورد در این زمینه استثنا وجود دارد یکی «دکتر مهدی خزعلی» است که با آن اعتصاب غذای حماسی که میخواست رکورد «بابی سندز» را بشکند، وقتی عکسهایش منتشر شد از روز اول چاقتر و تپلتر بهنظر میرسید. دیگری هم همین آقای «مهدی کروبی» خودمان که عکسش امروز منتشر شد و همینجا هم یک کپی از آن را میبینید. مرسی حبس خانگی[!]، «موسوی» را هم نمیدانم به چه روزی افتاده، ولی مثل اینکه به کروبی بد هم نمیگذرد؛ چون حاج آقا مثل اینکه مرغ و جوجه زیاد میل میکند و پیه و چربی اضافهاش از زیر لباسشان زده بیرون. نوش جان و گوارای وجود ! »
این کاربر سایت بالاترین در پایان میافزاید: «آقای کروبی آدرس اینجا که حبس خانگی هستید را به ما هم بدهید، بیاییم شاید دلی از عزا در بیاوریم .البته الآن فحش و ناسزاهای طرفدارانت در فضای مجازی با یک امتیاز منفی روانه اینجانب میشود! بگذار فحشها و ناسزاها را بخورم بعداً خدمت میرسم. جهت تقویت مزاج دسر بعد از غذا فراموش نشود!»

سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان، روز گذشته پس از پایان نشست وزرای خارجه کشورهای شورای همکاری خلیجفارس با حضور در جمع خبرنگاران، سخنان ضدایرانی در دو محورد ایراد کرد: 1- وی مدعی شد برنامه هستهای ایران موجب افزایش تهدیدها در منطقه است و از ایران خواست برای کاهش تنشها در مذاکرات، با قدرتهای جهانی همکاری کند. وی همچنین گفت: ما امیدواریم ایران برنامه هستهای خود را متوقف کند و به دولتهای منطقه، تضمین مجددی بدهد. بهنظر نمیرسد منشأ این سخنان، خواست شخصی مقامات عربستان باشد؛ زیرا آنها پیشتر از اینها اعلام کرده بودند فعالیتهای هستهای ایران را تهدیدی برای منطقه نمیدانند و پس از آن هم در روند فعالیتهای هستهای ایران تغییر خاصی رخ نداده تا موجب تغییر دیدگاه مقامات عربستان شود؛ بنابراین میتوان گفت عربستان با نزدیکی بیشتر به آمریکا و پذیرفتن نقش جدید برای فشار بر ایران، اینطور موضعگیری میکند و توجه ندارد در حالی که قدرتمندترین کشورها در گروه 1+5 گرد آمدهاند تا ایران را وادار به توقف فعالیتهای هستهایاش کنند و موفق نشدند، چه جایگاهی دارد که بدون توجه به هزینههای سنگین این نقشآفرینی بیهودهاش، ملعبه دست غرب شده است. سعود الفیصل به کدام بخش از ادعای مستند غرب درباره فعالیتهای هستهای ایران تکیه و اعتماد میکند که مدعی میشود برنامه هستهای ایران موجب افزایش تهدید در منطقه است.
2- فیصل درباره جزایر سهگانه، با اشغالگر خواندن ایران گفت: هماکنون بحران بزرگی در منطقه وجود دارد که به سبب اشغال جزایر امارات از سوی ایران و بهطور کلی تهدیدهای ایران بهوجود آمده است. فیصل این بار موضوع تکراری جزایر سهگانه همیشه ایرانی را با ادبیات تعلیمگرفته از آمریکا بیان کرد و در حالی که اسناد معتبر مالکیت ایران بر این جزایر را پشت سر انداخته، بهگمان خود این ادعای واهی را تکرار میکند تا درگیریهای سیاست خارجی ایرانی را در اوضاع ملتهب منطقه افزایش دهد و امکان تمرکز ایران بر مسائل مهم را سلب کند تا شاید اتفاقی بیفتد که عربستانیها و اماراتیها را خوشحال کند، غافل از آنکه تا ایران و ایرانی هست، نقش رؤیایی این توهم، همچنان بر پرده توهم باقی خواهد ماند.
پایگاه اینترنتی گلفدیلی 6 ژوئن 2012 (17 خرداد) در مقالهای مدعی تنشآفرینی ایران در منطقه خلیجفارس شد و نوشت:...

پایگاه اینترنتی گلفدیلی 6 ژوئن 2012 (17 خرداد) در مقالهای مدعی
تنشآفرینی ایران در منطقه خلیجفارس شد و نوشت: عربستان سعودی دیروز اعلام
کرد برنامه هستهای ایران تهدیدات علیه خلیجفارس را افزایش داده است و
مصرانه از ایران خواست با قدرتهای جهانی بهمنظور خنثیسازی تنشها پس از
گفتوگوهای بینتیجه ماه گذشته همکاری کند. غربیها و کشورهای عربی
خلیجفارس درباره صلحآمیز بودن برنامه انرژی هستهای ایران تردید دارند.
سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، پس از نشست شورای همکاری خلیجفارس در
جده گفت: «مطمئناً برنامه هستهای ایران سطح تهدید در منطقه را افزایش داده
است... بنابراین، این مسئله خطرناک است... امیدواریم ایران به همراه تمام
تهدیدات خود، تغییر سیاست دهد تا از منطقهای که ایران نیز در آن واقع شده،
حفاظت شود. نمیتوانم تصور کنم ایران دلیلی برای نابودی منطقه باشد؛ زیرا
بزرگترین بازنده ایران خواهد بود.»
در پایان مقاله آمده است: گفتوگوهای ماه گذشته میان ایران و شش قدرت جهانی بر سر بلندپروازیهای هستهای ایران بدون توافق به پایان رسید؛ اما دو طرف تصمیم گرفتند 18-19 ژوئن بار دیگر بهمنظور پایان مناقشههای طولانیمدت به گفتوگو بنشینند. سعود الفیصل گفت: «حلوفصل مسائل، مستلزم همکاری بیشتر ایران با قدرتهای جهانی است... امیدواریم که ایران برنامه هستهای خود را متوقف کند و به کشورهای منطقه اطمینان دهد.» همچنین سعود الفیصل انتقادات خود از ایران را در مورد آنچه او اشغال سه جزیره راهبردی خلیجفارس خواند، بار دیگر مطرح کرد. امارات متحده عربی مدعی است این جزایر متعلق به امارات است. سعود الفیصل اشغال سه جزیره امارات متحده عربی توسط ایران را بحرانی بزرگ خواند. هفته گذشته، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دیداری مشابه دیدار محمود احمدینژاد از این سه جزیره داشت و در آنجا با نیروهای نظامی مستقر دیدار کرد. در نشست دیروز وزاری خارجه شواری همکاری خلیجفارس وزرای خارجه شورا از دولت عراق نیز خواستند با کشورهای همسایه اعتمادسازی کند و از مداخله در امور داخلی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس بپرهیزد و به اصول حسن همجواری پایبند باشد تا امنیت و ثبات منطقه خلیج ع.ر.ب.ی حفظ شود.
تحلیل: آمریکا به این دلیل که منطقه خلیجفارس را بخش محوری منافع امنیتی خود در منطقه میبیند، تلاش میکند همچنان با پروژه ایرانهراسی، کشورهای حاشیه خلیجفارس را ترغیب کند در ادامه راهبردهای امنیتی آمریکا حرکت کنند و به نوعی، مجری بیچون و چرای سیاستهای تقابلجویانه علیه ایران و خود عامل بیثباتی منطقه باشند.سایت ضدانقلابی خودنویس در تحلیلی سیاسی با عنوان «دوران امام» چه رنگی بود؟ با انتقاد از اصلاحطلبانی که این اصطلاح را رواج دادند، در قسمتی از این تحلیل آورده است: «این بخش از سیاسیون –اصلاحطلبان منتقد - ایران که خود زاییده جمهوری اسلامی هستند، برای مبارزه با بخش رسمی جمهوری اسلامی، اصطلاح «دوران طلایی امام» را خلق کردند و تلاش کردند خواستههای کنونی خود را در آن دوران بگنجانند و آنها را به این وسیله مشروع و قانونی جلوه دهند.» این سایت در ادامه تحلیل خود با آوردن نام خاتمی، هاشمی و میرحسین موسوی بهعنوان اصلاحطلبانی که با نظام مبارزه میکنند! تأکید میکند که این افراد «پیرو خط امام» بوده که به «زعم آنها میشد با این روش هم «حکومت» را داشت و هم «مردم» را.»
خودنویس در یادداشتش که بیشتر به طنز شباهت دارد، ضمن تعریف و تمجید از خاتمی و موسوی، بهدلیل استفاده از عبارات «دوران طلایی امام» و «خط امام» به آنها انتقاد کرده است!
نقد هتاکانه یادداشتنویس خودنویس به خاتمی در این بازه زمانی و تکرار کلیشهای وابستگی وی به خط امام(ره) و پیروی از امام خمینی(ره) ضمن ایجاد نوعی دلسوزی برای خاتمی، در ذهن مخاطب، نزدیکی او به امام(ره) را تداعی میکند. بهنظر میرسد این تحلیل سایت ضد انقلاب، شگرد نخنماشدهای برای بازگرداندن سران فتنه و اصلاحطلبان تابلودار به دایره نظام و چسباندن برچسب ویژه خط امامی به محمد خاتمی بهعنوان رهبر اصلاحطلبان باشد.

خبرگزاری «رویترز» بهتازگی در گزارشی نوشت: با وجود رسیدن بهای نفت به کمتر از صد دلار در هر بشکه، عربستان برنامهای برای کاهش تولید خود ندارد و در پی آن است تا قیمتهای جهانی را بیش از پیش کاهش دهد!» این خبرگزاری از سیاست جدید نفتی عربستان با نام «مبارزهای تهاجمی» برای پایین آوردن قیمت نفت یاد کرده، مینویسد: «علی النعیمی»، وزیر نفت این کشور نیز همچنان مایل به پایین آوردن قیمتها است.
«راشا تودی» نیز اخیراً به نقل از یک تاجر سعودی آورده است: «خطرناکترین دشمنان ما ایران و عراق هستند. هر دوی آنها شیعه و هر دو در تلاش برای بیثبات کردن جهان عرب از طریق حمایت از تروریسم هستند. تنها سلاح در مقابل آنها، ثروت و نفت ماست. هماکنون آسیبپذیری آنها از ناحیه شکنندگی مالی است.»
راشا تودی افزود: برنامه سعودیها این است که در دو سال آینده، تولید نفت را افزایش دهند و فرصت به دست آمده برای ضربه زدن به ایران و عراق را غنیمت بشمارند. وی همچنین اظهار داشت در این سیاست، کویت و امارات نیز عربستان را همراهی میکنند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس 4 ژوئن 2012 (15 خرداد) در مقالهای به نقش ایران در صحنه سیاسی عراق پرداخت و نوشت: ایران از زمان سرنگونی صدام نقشهای سیاسی بسیاری در بغداد ایفا کرده است؛ نقش مخرب در برابر دولتهای ساخته و پرداخته آمریکا، پناهگاه برای تبعیدیهای سیاسی عراق و رابطه تنگاتنگ با دولت شیعه نوری مالکی. بهنظر میرسد ایران بهعنوان منبع قدرت شیعه تلاش میکند دولت نابسامان مالکی را که در اواخر 2010 به ایجاد آن کمک کرد، نجات دهد. روز دوشنبه، مقتدی صدر، یکی از شرکای مهم دولت نوری مالکی، برای گفتوگو به ایران سفر کرد. یک روز قبل از آن، مقتدی صدر مصرانه از مالکی خواست «اقدام صحیح انجام دهد» و استعفا دهد؛ اما همچنان نامشخص است که آیا صدر در نهایت در برابر فشار ایران انعطاف به خرج خواهد داد یا خیر؟
در ادامه مقاله آمده است: انحلال دولت مالکی ضربهای جدی به نظام حاکم ایران خواهد بود. همچنین ایران و آمریکا هر دو در یک همگرایی سیاسی کمنظیر قرار گرفتهاند؛ زیرا این دو کشور، نوری مالکی را در مقطع کنونی تنها رهبر سیاسی مطلوب در عراق میدانند. آثار حضور ایران در محفل داخلی نوری مالکی هویداست.
در پایان مقاله آمده است: در ماه می نیز ایران به نوری مالکی پاداشی بزرگ داد و گفتوگوهای هستهای با قدرتهای جهانی را در بغداد برگزار کرد. این اقدام ایران، بغداد را نمادی از پایان جنگ عراق نشان داد و در عین حال نمادی از روابط نزدیک میان ایران و عراق بود؛ اما چالش سیاسی مالکی در عراق تداوم دارد. ائتلاف سنی العراقیه که تحت تسلط سنیهاست و در کابینه دولتی سهمی از قدرت دارند، در مورد به حاشیه رانده شدن خود از تصمیمسازی اظهار نارضایتی کردهاند. هفته گذشته، جلال طالبانی که روابطی نزدیک با ایران و آمریکا دارد، با گروههای سیاسی مخالف مالکی گفتوگوهایی صورت داد. مخالفان مالکی برای فروپاشی دولت وی به رأی اکثریت پارلمان نیاز دارند. مصطفی علانی، تحلیلگر مرکز تحقیقات خلیجفارس در ژنو میگوید: «ممکن است مالکی از این بحران خارج شود... اما برای آن باید بهایی پرداخت شود و آن بها، اعمال نفوذ بیشتر ایران در عراق است. این شرایط نیز در صورت تحقق میتواند مسائل دیگری در پی داشته باشد.»
تحلیل: بهنظر میرسد برخی از کشورهای عربی مانند عربستان و امارات، راهحل پارهای از چالشهای درونی و منطقهایشان را در ناآرامساختن عراق و بیرونراندن شیعیان از حاکمیت میبینند و برای آن، هزینه گزافی در نظر گرفتهاند و در حال حاضر، علاوه بر ایجاد اختلاف بین گروههای شیعه، روش بسیار خطرناک راهانداختن درگیریهای فرقهای را در پیش گرفتهاند. ترورهای جمعی انفجاری که موردی از آن، روز گذشته در مقابل سازمان اوقاف شیعیان عراق انجام شد، نمونهای از این اقدامات است که دو کشور یادشده، پس از سقوط صدام و آشکارشدن پیروزی شیعیان به آن روی آوردند.

پایگاه اینترنتی بلومبرگ 30 می 2012(10 خرداد) در مقالهای به ضرورت تحمیل تحریمهای اقتصادی بهمنظور توقف برنامه هستهای ایران پرداخت و نوشت: تنها تحمیل تحریمهای اقتصادی شدید، ایران را به پای میز مذاکره در بغداد کشاند. در واقع، ایران به امید لغو تحریمها به بغداد آمد. این موضوع محوری وجود دارد که گروه 1+5 بار دیگر در مسکو با نوع درخواستهای ایران در بغداد مواجه خواهند شد. لغو تحریمها به معنای بازگشت ایران به الگوی شش سال قبل خواهد بود. به طوری که این کشور بار دیگر پیشبرد برنامه هستهای خود را در دستورکار قرار خواهد داد. پیش از آنکه دیپلماتهای غربی با ایران به گفتوگو بپردازند، آنها باید دقیقاً در مورد هدفهای موجود در گفتوگوها توافق و پیشنهادهای خود را حتی برای توافقهای موقت تنظیم کنند.
در ادامه مقاله آمده است: دیپلماتهای غربی گفتند تحریمهای نفتی آمریکا در حالی صورت میگیرد که قرار است تحریم بانک مرکزی ایران نیز در 20 ژوئن اجرایی شود. تحریمهای اتحادیه اروپا علیه صادرات نفتی ایران نیز از 1 ژوئیه اجرایی خواهد شد. آنها پیشنهاد دادند که تنها تحریم قطعات هواپیماهای غیرنظامی را لغو خواهند کرد و به ایران ایزوتوپهای پزشکی خواهند داد. این پیشنهاد فشار اقتصادی بر ایران را کاهش و تسکین نخواهد داد. در مقابل، به طور قطع مشخص کرد که طی چند هفته، فشارها بر ایران تشدید خواهد شد. در عینحال، از ایران خواسته شد تلاشهای خود برای غنیسازی 20 درصدی را متوقف کند و با انتقال ذخایر اورانیوم 20 درصدی به خارج کشور و گشودن درها به سوی بازرسان سازمان ملل موافقت کند. گفتوگوکنندههای غربی باید ابتدا بر تعلیق غنیسازی 20 درصدی تمرکز کنند، زیرا این درجه از غنیسازی گامی مهم به سوی ساخت تسلیحات هستهای است.
در پایان مقاله آمده است: جامعه بینالملل اهداف و گزینههایی برای انتخاب پیش رو دارد. نخست، تداوم هدف خود یعنی توقف غنیسازی در ایران، زیرا ایران از سال 2003 مطابق تأیید بازرسان بینالمللی، برنامه غنیسازی پنهان داشته است. توقف غنیسازی، بیشک بهترین نتیجه مطلوب خواهد بود؛ اما پس از سالها که از شکست گفتوگوها میگذرد، مشخص است که تحقق چنین هدفی مستلزم تغییر رژیم در ایران یا یک حمله نظامی موفق علیه تأسیسات هستهای ایران است. این هدف از طریق گفتوگو محقق نمیشود و بیشتر تحلیلگران نظامی از جمله مقامات ارشد در اسرائیل نیز میگویند که حملات هوایی نیز نمیتواند جلوی برنامه هستهای ایران را بگیرد. یک گزینه مهم دیگر این است که غنیسازی 20 درصدی متوقف شود، تأسیسات هستهای زیرزمینی فردو تعطیل شود و با شفافیت کامل به بازرسان بینالملل اجازه بازدید داده شود. در عین حال، از افزایش تعداد تاسیسات هستهای نیز جلوگیری شود. گفتوگوهای آینده میتواند غنیسازی در سطح پایین را به انطباق آن با نیازهای مصرفی ایران منوط کند.
تحلیل: همه ادعاها، پیشنهادها و گمانهزنیهای این پایگاه اینترنتی، ناشی از موضع محکم و صریح ایران در نشست بغداد است که به درخواستهای غیرقانونی طرف غربی درباره توقف غنیسازی 20 درصد و تعطیلی سایت فردو روی خوش نشان نداد. این پایگاه طبق رویه چند سال اخیر غرب بر گزینه تشدید تحریم تأیید میکند که در خود غرب، مخالفان قابلتوجهی درباره کارآمد بودن آن دارد.
بنا بر این گزارش، منابع کویتی همچنین از ارتباط بعضی کارکنان سفارت ایران در کویت با این شبکه جاسوسی خبر دادهاند که البته از سوی مقامات جمهوری اسلامی بهشدت تکذیب شده است. این سایت افزود: «به هنگام محاکمه این افراد گفته شد که متهمان در ارتباط با فعالیت خود بهطور مکرر و بهعنوان توریست یا زائر و یا بهمنظور معالجه پزشکی به ایران سفر میکردند. آنها در تمام طول دادگاه ضمن رد اتهامات وارده اعلام کردند که تحت شکنجه وادار به اعتراف شدهاند.»
خاطرنشان میشود این پرونده متعلق به ماجرایی در سال 2010 میلادی است که رسانههای کویتی در آن زمان ادعا کردند یک شبکه جاسوسی وابسته به ایران که به کسب اطلاعات در مورد تأسیسات نظامی کویت و ایالات متحده در آن کشور مشغول بود، کشف شده و اعضای آن بازداشت شدهاند. این پرونده در آن زمان، باعث بروز تنشهایی در روابط ایران و کویت شد که موضوع با گفتوگو فیصله پیدا کرد.

روزنامه «هاآرتص» 28 می2012 (8 خرداد) در مقالهای به تنگناها و ناکامیهای رژیم صهیونیستی و آمریکا در مواجهه با برنامه هستهای ایران پرداخت و نوشت: حدود یک دهه پیش، کشور اسرائیل[رژیم صهیونیستی] اعلام کرد دستیابی ایران به تسلیحات هستهای، تهدیدی وجودی برای اسرائیل بهشمار میرود. اسرائیل برای پیشگیری از وقوع چنین حادثهای، مسئولیت را به موساد سپرد. موساد با اعتماد به نفس خیرهکننده، این وظیفه را انجام داد و فرصت ارزشمندی برای اسرائیل به دست آورد؛ اما در پایان نتوانست از حرکت ایران در مسیر هستهای شدن جلوگیری کند. در حال حاضر، ایران به موشکهای دوربرد و فناوریهای پیشرفته دست یافته و در عینحال، اورانیوم غنی شده کافی بهمنظور ساخت بمب هستهای در اختیار دارد. ایران در یک دوره زمانی نسبتاً کوتاه، از آستانه هستهای عبور میکند و به قدرتی هستهای بدل میشود. یک دهه اقدامات غیرنظامی برای نابودی برنامه هستهای ایران به شکست انجامید.
در ادامه مقاله آمده است: چند سال پیش، جامعه بینالملل خود را متعهد دانست که برنامه هستهای ایران را از طریق تحریمهای دیپلماتیک و اقتصادی متوقف کند. آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، روسیه و چین گفتوگویی طولانی و پیچیده با ایران صورت دادند. آمریکا و اروپا تحریمهای بینالمللی را در دستورکار قرار دادند و اقدامات یکجانبهای نیز علیه ایران در دستورکار آنها قرار گرفت. این اقدامات به اقتصاد ایران آسیب زد و ارزش پول ایران سقوط کرد و برنامه هستهای ایران با مشکلات مختلف روبهرو شد؛ اما در پایان، ایران با مهارت توانست این وضعیت را مهار کند. آنها از هشدارهای مختلف و خط قرمزها گذشتند و به سوی توان هستهای حرکت کردند. سالها اقدامات اقتصادی و دیپلماتیک برای توقف برنامه هستهای ایران به شکست انجامید. در واقع، این ناکامیها بحران راهبردی جدی بهوجود آورده است. در تابستان 2012، به نظر میرسد گزینههای ایمن دیگری برای مقابله با بمب هستهای ایران وجود نخواهد داشت. گزینههای ایمن و غیرنظامی آزموده شدهاند. البته در دقایق آخر همواره احتمال یک معجزه وجود دارد. شاید آیتالله[العظمی] خامنهای ناگهان تغییر نظر دهد. با وجود این، اسرائیل تنها سه گزینه دارد: نخست اینکه با برنامه هستهای ایران کنار بیاید؛ دوم، به ایران حمله کند؛ و سوم، از آمریکاییها برای اقدام کمک بخواهد.
در پایان مقاله آمده است: مسئله اسرائیل این است که این کشور نمیتواند با کشوری که موجودیتش را تهدید میکند، آشتی کند. ما نمیتوانیم زندگی خود در این کشور را با تهدید قارچ هستهای ایران روبهرو کنیم. با وجود این، حمله به ایران میتواند به فاجعه بینجامد. حتی اگر این حمله موفقیتآمیز باشد و جنگ منطقهای وحشتناک در پی نداشته باشد، آغازگر جنگ دائمی بین ما و جمهوری اسلامی خواهد شد. به نظر میرسد ایمان به کمک آمریکا در این مقطع، پایه و اساسی ترغیبکننده نداشته باشد. شکستهای آمریکا در قبال پاکستان، کرهشمالی و ایران به طور دقیق نشان میدهد که در مقطع کنونی آنها برای پایان رؤیای هستهای ایران وارد جنگ نخواهند شد. در حال حاضر، اسرائیل در وضعیت رخوت بهسر میبرد. بحث مداوم در مورد برنامه هستهای ایران مردم را خسته کرده و نوعی انفعال در میان آنها بهوجود آورده است. در حالی که رهبران اسرائیل کاملاً بر مسئله ایران تمرکز کردهاند، مردم اسرائیل اهمیت آن را بهخوبی درک نمیکنند. بهطور کلی، بحث و تحلیل جدی در مورد طرفداران و مخالفان گزینههای پیش روی اسرائیل صورت نگرفته است.
نشریه «دیلی میل» نوشت: «قانون گذاران کنگره ایالات متحده به تازگی درباره تهدیدات ناشی از ایران و حزبالله هشدار دادهاند. در همینخصوص «پیتر کینگ»، نماینده جمهوریخواه نیویورک، به کمیته امنیت داخلی کنگره گفته که ما میدانیم عوامل مخفی حزبالله اینجا [در آمریکا] حضور دارند. سؤال این است که آیا این عوامل از ظرفیت حمله به خاک ایالات متحده برخوردارند؟ و مدت زمان دستیابی این نیروها به ظرفیت کامل عملیاتی چقدر است؟ صدها تن از این عوامل در آمریکا حضور دارند.»
به نوشته این روزنامه، «رضا خلیلی» جاسوس پیشین سازمان سیا نیز میگوید: «آنها – ایرانیها- اینطور در نظر میگیرند که حمله به نیویورک یا در معرض خطر قرار دادن تأسیسات این شهر، بازارهای مالی را بیثبات کرده و به طور خودکار به اقتصاد ایالات متحده ضربه خواهد زد. یک فرمانده نیروی دریایی ایران اخیراً گفته است که نیروهای ایران در صورت اراده، میتوانند تا سه مایلی شهر نیویورک پیش بروند.»
وی افزود: «عوامل ایرانی در برخی مساجد آمریکا نیز حضور دارند.»!

آیین افتتاحیه مجلس نهم ساعاتی پیش با حضور سران قوا، رئیس دفتر مقام معظم رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعضای شورای نگهبان و... و مقامات ارشد کشوری و لشکری و خانوادههای شهدای هستهای در ساختمان مجلس شورای اسلامی آغاز شد. برنامههای این آیین عبارت بودند از: تلاوت آیاتی از سوریه مبارکه شورا، قرائت پیام مقام معظم رهبری برای مجلس نهم، گزارش وزیر کشور از روند برگزاری انتخابات مجلس نهم، مراسم تحلیف منتخبان ملت و در پایان، حضور در مرقد امام خمینی(ره) و تجدید پیمان با آرمانهای آن عزیز والامقام و شهدایی که با اشاره انگشت او جانشان را نثار احیا و بقای اسلام ناب کردند.
برای انعکاس و پوشش این آیین بیش از 300 خبرنگار، عکاس و تصویربردار داخلی و خارجی از جمله خبرنگاران شبکههای خارجی ازجمله آمریکا، ترکیه، اسپانیا، ژاپن، قطر، آلمان، عراق، روسیه، چین، لبنان و... در مجلس حضور یافتند.
حدود دو سوم نمایندگان مجلس نهم، جدید هستند و معنای آن این است که مجلس از رهگذر انتخابات، پوست انداخته است. با اینکه چنین تغییر قابل توجه مسبوق به سابقه است؛ اما در وضعیت حاضر، این تحول شکلی، ویژگی است که میتواند نویدبخش تحولات محتوایی هم باشد. معمولاً مجالس مانند هر مجموعهای که هویتش ترکیبی از اعضا و عملکرد آنها است، هویتش را ابتدا از اعضا و سپس عملکردش میگیرد و با آن شناخته میشود و شهرت پیدا میکند. مجلس نهم و نمایندگان آن هم پس از جا افتادن دستهبندیها و فراکسیونها و مشخص شدن رئیس و هیئت رئیسه مجلس، ابتدا با بررسی دقیق مسائل داخلی و خارجی و در نظر گرفتن منافع و مصالح نظام، باید اولویتهایی را که قرار است هویت اصلی و کارکردی مجلس نهم شود و بعدها به آن شناخته شود، مشخص کنند و فعالیتهای درونزا و برونزای مجلس را به آن مسیر هدایت کنند. در وضعیت حاضر، فضای گسترده و افق مشخصی پیش روی مجلس نهم قرار دارد. میلیونها ایرانی که فرصت حضور در مجلس را به نمایندگان دادهاند، منتظرند ببینند نمایندگان چگونه میخواهند از این فرصت استفاده کنند و چه آثار ماندگاری در این عرصه گسترده از خود به یادگار میگذارند. چراغ راه طی این مسیر خطیر، پیام امام خامنهای(مدظلهالعالی) به این مجلس است که در بخشی از آن توصیهفرمودهاند: «اکنون در طلیعه مجلس نهم، اصلیترین توصیه اینجانب به نمایندگان محترم آن است که در جایگاه خطیری که با رأی مردم به دست آوردهاند، تنها به مسئولیت الهی و ادای وظیفه سنگین نمایندگی از ملت بیندیشند و انگیزهها و حبوبغضهای شخصی و گروهی و طائفی و محلی را در قانونگذاری که مهمترین وظیفه مجلس شورای اسلامی است و نیز در نظارت بر اجرای قانون و البته نیز در موضعگیریهایی که فضای کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، دخالت ندهند.»

نویسنده این مطلب، ذهنیشدن، عدم ارتباط تشکیلاتی و اجتماعی با درون کشور، کمکاری، بیاعتمادی، نگاه اقتصادی، بیخبری از واقعیتهای موجود، بیاثر بودن اپوزیسیون مهاجر و... را مهمترین مشکلات جریان فتنه دانست و تصریح کرد: باتوجه به شکست اصلاحطلبان در انتخابات 88 و تحریم انتخابات مجلس نهم بسیار سخت است که اصلاحطلبان و اپوزیسیون بتوانند حرفی را با جامعه مطرح و با آن ارتباط مجدد برقرار کنند.
این سایت جریان فتنه در پایان با اذعان بر ناتوانی ضدانقلاب ایرانی تصریح کرد امکان تأثیرگذاری این جریان بر معادلات داخلی کشور به نقطه صفر خود رسیده است.

همچنین برخی افراد حاضر در این جلسه با اشاره به ادعای علی مطهری مبنی بر دخالت سپاه در انتخابات مجلس، تصریح کردهاند باید این اظهارات تحت عنوان «اعتراف خودیها به تقلب در انتخابات» در رسانهها و فضای مجازی در اختیار جریان اصلاحات، مطرح گردد و دامنه آن به اعتراف در تقلب در انتخابات ۸۸ نیز کشیده شود.
همچنین در این جلسه با بیان اینکه اصلاحطلبان باید اظهارت علی مطهری را با قرینههای دیگری تکمیل کنند، تصریح شده است باید فضا را به سمت نزاع و افشاگری «اصولگرایان علیه اصولگرایان» هدایت کرد و از هماکنون باتوجه به در پیش بودن انتخابات ریاستجمهوری، باید فشار لازم را بالای سر نهادهای خاص مستمر نگاه داشت.

«ناصر مستشار»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی رسانههای ضدانقلاب، در یادداشتی که برای وبسایت «گویانیوز» نوشته، با اشاره به بیانیه اخیر شماری از فعالان ملی– مذهبی که در آن آمده: «ما همچنان آقای خاتمی را یکی از سرمایههای اجتماعی و ملی مردم خود میدانیم»، مینویسد: «خدمات خاتمی چیستند که بتوان وی را «سرمایه ملی» لقب داد؟ خاتمی تنها عامل شکست و یأس و ناامیدی و محور حفظ نظام و استبداد نهادینه در ایران بوده است.»
او با انتقاد از سلوک سیاسی رئیس دولت اصلاحات اضافه میکند: «یک انسان معمولی حتماً نباید در عرصه سیاست شجاع باشد؛ اما یک شخصیت سیاسی که وارد کارزار سیاست شد، باید از شجاعت کافی برخوردار باشد تا بتواند به وعدهها و قولهای خود عمل کند که متأسفانه آقای خاتمی از این قماش نیست؛ همینکه خاتمی دور از چشم خبرگزاریها و در شهر دماوند - و نه در تهران- به پای صندوق انتخابات رفت و به ادعای خویش فقط به جمهوری اسلامی رأی داد، خود نشانگر عدم صداقت نامبرده میباشد.»
وی همچنین میافزاید: «خاتمی پرچم مبارزه بهاصطلاح با تحجر را به دست خویش گرفته است و میخواهد در میان مردم محبوبیت گذشته خود را زنده نگه دارد [البته] و جلب نظر کشورهای خارجی نیز در همین راستا صورت میگیرد.»

روزنامه نیویورکتایمز 22 می 2012 (2خرداد) در مقالهای به تنش اخیر در روابط ایران و آذربایجان پرداخت و نوشت: ایران سفیر خود را از آذربایجان فراخوانده است. مقامات ایران گفتند محمدباقر بهرامی، سفیر ایران در باکو، به تهران فراخوانده شد تا در مورد اعتراضات اخیر در خارج از سفارت ایران در باکو با وی بحث و مشورت شود. گفته میشود در تظاهرات مقابل سفارت ایران، معترضان به نمادهای اسلامی توهین کردند. احمد نعمتی، یک مقام سفارت ایران، گفت: «سفیر ایران بهمنظور مشورت فراخوانده شده است.» در این ماه، سه تظاهرات خارج از سفارت برگزار شد. در ماههای اخیر، روابط میان ایران و آذربایجان بهطور فزایندهای متشنج شده است.
در ادامه مقاله آمده است: ایران از ارتقای روابط آذربایجان و اسرائیل(رژیم صهیونیستی) اظهار نارضایتی کرده است. در چارچوب این روابط، آذربایجان از اسرائیل تسلیحات خریداری کرده و آذربایجان گزارشهای مبنی بر توافق با استفاده اسرائیل از پایگاههای نظامی این کشور را رد کرده است. در واقع، مطابق این گزارشها، اسرائیل تمایل دارد از این پایگاههای نظامی برای حمله هوایی احتمالی علیه ایران استفاده کند. در عینحال، آذربایجان ایران را به توطئه برای حملات تروریستی در باکو متهم کرده است. اوایل سال جاری میلادی، آذربایجان 22 نفر را دستگیر و آنها را متهم کرد که عوامل تروریستی ایران هستند.
در پایان مقاله آمده است: تنش دیپلماتیک بین دو کشور بهدلیل میزبانی آذربایجان از مسابقه آواز یوروویژن افزایش یافته است. «المان عبدللهیف»، سخنگوی وزارت خارجه آذربایجان، اظهار داشت حسادت و بدخواهی، یکی از عوامل فراخوانده شدن سفیر ایران بوده است. وی گفت: «متأسفانه، توسعه آذربایجان و میزبانی این کشور از مراسم بزرگ یوروویژن و حضور میهمانان بسیار در اینجا باعث شده برخی با حسادت به آن بنگرند.» آذربایجان از اقدامات منفی ایران در هفتههای اخیر ازجمله شایعات پایگاههای اینترنتی ایرانی در مورد رژه همجنسبازان در طول مراسم یوروویژن، اظهار نارضایتی کرده است. تظاهراتهای مقابل سفارت ایران در باکو ظاهراً پاسخ به تظاهراتهایی بوده که در تهران علیه آذربایجان صورت گرفته است.
تحلیل: در سالهای اخیر، روابط ایران و آذربایجان بهدلیل اقدام مقامات باکو در روابط پیدا و پنهان با رژیم صهیونیستی بهویژه خرید تسلیحات و میزبانی از جاسوسهای رژیم صهیونیستی با تنشهایی همراه بوده است. بهخصوص زمانی که مشخص شد این جاسوسها هماهنگی و اجرای ترور شهید احمدی روشن را نیز به عهده داشتهاند. اخیراً میزبانی دولت آذربایجان از مسابقات یوروویژن و رژه همجنسگرایان در آن نیز خشم ملت مسلمان آذربایجان و ایران را برانگیخته که حمایت دولت آذربایجان از تظاهراتهای توهینآمیز علیه نمادهای اسلامی بر ابعاد این مسئله افزوده است. دولتمردان آذربایجان میدانند بدون تکیه به اجانب، قادر به ادامه حکومت نیستند؛ اما احتمالاً باور ندارند که وابستگی و مزدوری بیگانگان، خشم مردم را سریعتر و بیشتر شعلهور میکند.

سابقه پدر این فرد که به مدت ۲۰ سال مدیر میانی چند نهاد فرهنگی بود، نشان میدهد وی در دورهای که بحث تهاجم فرهنگی مطرح بود، بنیانگذار حمایت از فیلمهای فارسی بعد از انقلاب بود و ضمن سرمایهگذاری بر روی برخی فیلمهای خاص، هزینههای آن را نیز از قاچاق سیگار تأمین میکرده است!
وی همچنین در دوره مدیریت خود در یک نهاد فرهنگی- شهری تساهل و تسامح را به حد خود رسانده و در سازمانی که بیش از ۲۳۰۰نیرو داشت، نزدیک به ۴۰۰ زن بیوه را استخدام کرده بود که در آن زمان معروف شد که این فرد در آن مجموعه حرمسرا راهاندازی کرده است !
بررسیها نشان میدهد این رویه خود موجب بهوجود آمدن مسائل مختلف در این سازمان شده بود. بهنظر میرسد ریشه رفتارهای امروز این پسر معتاد خارجنشین را باید در رفتارهای گذشته پدرش جستوجو کرد.
سایت خودنویس در یادداشتی باعنوان «خاتمی؛ پای طاووسی که زیبا نیست» به قلم نیکآهنگ کوثر، فتنهگر فراری، نوشت: «لازم به توضیح نیست که بخشی از بدنه روزنامهنگاری ما را فعالان سیاسی اشغال کردهاند. فعالانی که بیشتر بر اساس منافع مینویسند یا سانسور میکنند. دم فرو میبندند به وقت گفتن و میگویند به وقت خاموشی. بررسی عملکرد خاتمی بعد از 22 خرداد 1388 و مباحثی که پارسال درباره انتخابات طرح کرد را بهخاطر آورید. خاتمی شرطهایی گذاشت برای مشارکت در انتخابات. خاطرتان هست؟![اما خودش عمل نکرد]
این سایت ادامه داد: «سیدمحمد خاتمی بهعنوان یک انسان، شاید از دوستداشتنیترین کسانی باشد که دیدهام؛ اما در مقام سیاستمدار و مدیر، نادیده گرفتن خطاها و کوتاهیها و فرصتسوزیهایش را یک خطای بزرگ میدانم. خاتمی از بسیاری از قولهایی که داد، کوتاه آمد. معتقدم خاتمی انسان نسبتاً خوبی بود که مدیریت نمیدانست!
خودنویس افزود: «آیا نتیجه سستیهای خاتمی، جز برآمدن پدیدهای مثل احمدینژاد بود؟ بهنظرم، کسانی که عامداً سعی در نادیده گرفتن تناقضهای خاتمی داشتهاند و سعی کردهاند پاهای طاووس را زیبا جلوه بدهند، به مردم بدهکارند!»

خبرگزاری آسوشیتدپرس 22 می 2012 (2خرداد) در مقالهای به سفر رئیس آژانس بینالمللی انرژی هستهای به ایران پرداخت و نوشت: رئیس آژانس بینالمللی انرژی هستهای بهمنظور از سرگیری بازرسیها از تأسیسات هستهای ایران و اطمینان از عدم تسلیحاتی بودن آن به ایران سفر کرده است. این سفر با توجه به نشست هستهای این هفته در بغداد، اهمیت فوقالعادهای دارد. رئیس آژانس که برای نخستینبار به ایران سفر کرده، در مورد انعطافپذیری بیشتر مقامات ایران اظهار تردید کرد. در عین حال، مقامات ایرانی تلاش میکنند میان آسیبهای تحریمهای غرب و پافشاری خود بر برنامه هستهای، توازن برقرار کنند.
در ادامه مقاله آمده است: ایران تا حدی هدف خود پیش از گفتوگوهای روز چهارشنبه را اعلام کرده است: فشار بر آمریکا و اروپا بهمنظور عقبنشینی از تحریمهایی که به صادرات نفتی ایران آسیبزده و ایران را از شبکههای بانکی بینالمللی حذف کرده است. در عینحال، راهبرد غرب مبتنی بر بحث در مورد توانایی ایران برای تولید سوخت هستهای است. نگرانی اصلی، تولید اورانیوم 20 درصدی بهدست ایران است که این میزان غنیسازی بسیار بالاتر از نیاز رآکتورهای تولید انرژی است؛ اما مصارف پزشکی دارد. مقامات آمریکایی گفتهاند آمریکا از موضعگیری خود در قبال ایران تا توقف کامل غنیسازی اورانیوم عقبنشینی نخواهد کرد؛ اما برخی گمانهزنیها نشان میدهد که اولویتها تغییر کرده و هدف، موافقت ایران برای توقف اورانیوم 20 درصدی است و شاید ایران اجازه پیدا کند که (حداقل در این مقطع زمانی) تولید سوخت هستهای با غنای پایینتر را حفظ کند.
در پایان مقاله آمده است: مقامات ایران میتوانند چنین سناریویی را به عنوان پیروزی برای مخاطبان داخلی خود نشان دهند. در اسرائیل(رژیم صهیونیستی)، این سناریو میتواند نگرانکننده باشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در مورد امتیازدهی به ایران هشدار داد و گفت: قدرتهای جهانی باید «درخواستهایی شفاف و خالی از ابهام» مطرح کنند و آن، توقف کامل غنیسازی اورانیوم است. وی گفت: ایران خواهان نابودی اسرائیل است و آنها نباید به ایران هیچ امتیازی بدهند. آقای جلیلی در ورود به بغداد در واپسین لحظات روز دوشنبه گفت: «ما در استانبول توافق کردیم. این توافق، پایهای برای آغاز همکاری تازه به شمار میرود. امیدواریم که گفتوگوهای بغداد گفتوگویی باشد که چنین همکاری را شکل بدهد.» خوشبینیها در مورد گفتوگوی بغداد با سفر رئیس آژانس بینالمللی انرژی هستهای به ایران افزایش یافت؛ درست چند روز پس از گفتوگوهای نمایندگان ایران در وین که مثبت توصیف شد. آمانو پیش از سفر به تهران گفته بود: «هیچ چیز در دیپلماسی مشخص نیست... اما پیشرفتهای خوبی حاصل شده است... واقعاً تصور میکنم زمان خوبی برای رسیدن به توافق است.»
تحلیل: در مجموع، این مقاله نشاندهنده عقبنشینی غرب از مواضع سرسختانه قبلی خود در برابر غنیسازی ایران است؛ اگرچه قبول حداقلی غنیسازی در ایران را مطرح میکند و این پیروزی برای ایران محسوب میشود؛ اما از دید ایران، دستاورد کاملی نیست و غرب باید در حال حاضر غنیسازی 20 درصد را نیز قبول کند. اینکه در مقاله آمده رژیم صهیونیستی حتی مخالف غنیسازی حداقلی در ایران است، بیشتر جنگ زرگری برای مجاب کردن و امتیازگیری از ایران است. در حالی که امروز ایران در اوج اقتدار است و غرب و صهیونیستها در اوج ذلت و درماندگی. پس استقامت بیشتر ایران در آینده، باز هم غرب را به امتیازدهی بیشتر وا خواهد داشت و ایران به این امتیازات کوچک راضی نخواهد شد.

بعد از شکست سنگین عموم کاندیداهای حامی هاشمی رفسنجانی در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی، جریان هاشمی رفسنجانی بدین نتیجه رسیده که اگر در ماههای آتی نتواند وضعیت را بهنفع برخی از افراد مورد نظر خود برای کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم تغییر دهد، «علی مطهری» یکی از بهترین گزینهها برای کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری یازدهم است؛ چراکه سادگی و عدم ثبات فکری وی میتواند این جریان را برای تسلط بر او و تحقق اهدافشان یاری کند.
این جریان بدین نتیجه رسیده که انتساب علی مطهری به علامه شهید مطهری، خود ابزاری مناسب برای جلب آرای برخی عوام است و از سوی دیگر، سخنان هتاکانه و جسارتهای مکرر وی به آرمانهای انقلاب، ارگانهای مقدس و بزرگان نظام، موجب محبوبیت او در بین فتنهگران و نیروهای معاند نظام در داخل و خارج از کشور شده است، از همینرو، توهم این جریان مبنی بر جلب آرای قشر عوام جامعه که بعضاً علی مطهری را آیینه تمامنمای علامه شهید مطهری تصور میکنند و همراه کردن اصلاحطلبان بهنفع این نماینده هتاک، امید جریان هاشمی رفسنجانی را برای بازگشت دوباره به پاستور مضاعف کرده است.
یکی دیگر از دلایلی که باعث گردیده جریان هاشمی رفسنجانی حمایت از کاندیداتوری علی مطهری را در دستور کار خود قرار دهد، قدرتطلبی این نماینده و وجود روحیات و اخلاقیات سران فتنه در اوست.

پایگاه اینترنتی «دیلیاستار» 21 می 2012 در مقالهای به دیدگاههای معاون وزیر خارجه روسیه در مورد ایران و غرب پرداخت و نوشت: روز یکشنبه وی گفت اقدام نظامی علیه ایران به دلیل برنامه هستهای این کشور مد نظر برخی کشورهای غربی قرار گرفته است. سرگئی ریاکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در گفتوگو با خبرنگاران در بازگشت از نشست گروه هشت چنین سخنانی را مطرح کرد. وی گفت: «ما نشانههایی (از مجاری عمومی و اطلاعاتی) دریافت میکنیم که این گزینه در برخی کشورها بهعنوان گزینه کاربردیتر مورد بررسی قرار گرفته است... ما بسیار نگران این مسئله هستیم. ما خواهان گرفتاری منطقه و جهان در اختلافها و مناقشههای سیاسی تلخ نیستیم.»
در ادامه مقاله آمده است: کشورهای غربی برنامه هستهای ایران را غیرصلحآمیز میدانند. تحریم اتحادیه اروپا علیه صادرات نفتی ایران در ماه ژوئن اجرایی میشود. صادرات نفتی ایران امسال بیش از یکپنجم کاهش یافته است. روسیه مصرانه از کشورهای غربی خواسته است علیه ایران اقدام نظامی صورت ندهند. این تهدیدات تنها ایران را برای ساخت تسلیحات هستهای ترغیب میکند. ریاکوف این دیدگاهها را رد کرد که روسیه (یک صادرکننده بزرگ نفت) به دنبال تشدید و حفظ تنشها بر سر ایران به منظور بهرهبرداری اقتصادی از افزایش قیمتهای جهانی است. وی گفت: «این موضوع، سادهانگاری و حتی احتمالاً مخدوشسازی عمدی علیه مواضع روسیه است که ما میخواهیم قیمت نفت به بشکهای 200 دلار برسد... ما خواهان ثبات قیمت نفت در سطحی قابل پذیرش برای مصرفکنندگان و تولیدکنندگان هستیم... زیرا دستاوردهای اقتصادی از افزایش قیمت نفت، کوتاهمدت خواهند بود.»
در پایان مقاله آمده است: نشست ایران و شش قدرت جهانی قرار است 23 می برگزار شود. ریاکوف گفت برخی پیشنهادها را برای گفتوگوهای بغداد مطرح کرده و تشریح کرد که گفتوگوها باید شواهدی از پیشرفت را برای جامعه بینالملل ایجاد کند. از جمله این پیشنهادها، اقدام ایران در برداشتن گامهای اعتمادساز بینالمللی و نیز ارائه مشوقها برای همکاری است و در عین حال، بهمنظور حفظ شتاب، خواستار گفتوگوهای بعدی طی چند هفته آینده شد.
تحلیل: اظهارات ریاکوف درباره حمله به ایران، همانطور که در متن یادداشت هم به آن اشاره شده، بیش از آنکه ریشه غربی داشته باشد، هرچند با آن قرابتهایی دارد، یک خط سیر منفعتجویانه اقتصادی نفتی را دنبال میکند. با شدت گرفتن چالش ایران با غرب روسها از طریق افزایش قیمت نفت بیسر و صدا و تنها با بازی دوگانه سرد و گرم، بیشترین درآمد اقتصادی را کسب کردند.

این سفر بین دو رخداد مهم هستهای انجام میشود. اول اینکه هفته گذشته علیاصغر سلطانیه، نماینده ایران در آژانس، با نمایندگان آژانس درباره مسائل فنی فعالیتهای هستهای ایران و رسیدن به راهحلی برای بررسی موارد اختلافی، دیدار و گفتوگو داشت که قرار شد ادامه داشته باشد. دوم هم مذاکرات هستهای ایران با گروه 1+5 در سوم خرداد در بغداد است. در این میان، نکته مهم اصرار آمانو بر سفر به ایران پیش از برگزاری نشست بغداد است. بهنظر میرسد اصرار وی برای مرتبط بودن این سفر به مذاکرات بغداد کافی باشد. در ظاهر آمانو و هیئت همراه به ایران میآیند تا درباره مدالیتهای درخصوص مسائل اختلافی با ایران و ازجمله بازرسی از پارچین گفتوگو کنند؛ اما بهنظر میرسد محل مصرف نتیجه این مذاکرات، در نشست بغداد باشد و آمانو شتابزده به ایران آمد تا در مجموع، نظر مقامات ایرانی و میزان پذیرش آنها در حدود و ثغور مدالیته را بیابد و آن را در اختیار گروه 1+5 بگذارد تا آنها از آن در گفتوگوها استفاده کنند. بهنظر میرسد نتیجه این گفتوگوها اثر قابل توجهی بر مذاکرات بغداد دارد؛ از اینرو لازم است مباحثی که در گفتوگو با آمانو طرح میشود، دقیقاً در چارچوب و راستای مباحث در نظر گرفته شده برای مذاکرات بغداد باشد تا طرف مقابل نتواند از آن برای تقویت مواضعش در مذاکرات بغداد استفاده کند.

«تقی رحمانی» که پس از فرار از ایران در فرانسه ساکن شده است در مطلبی که در سایت ضدانقلابی «روزآنلاین» منتشر کرد، بر ضرورت ایجاد توان تشکیلاتی، ارتباطی و شناخت مخاطب در برهه کنونی توسط فرقه سبز تأکید کرد و نوشت: در عرصه قدرت اگر بخواهی تأثیرگذار باشی باید به اندازه اعتبار و نفوذ فکری، توان مالی و سازمان مناسب، به میزان رابطه با مخاطبان حامی خود نیز توجه کنی.
وی افزود: در انتخابات ۱۳۸۸ تردید نباید کرد جدا از حمایت اقشار متوسط از موسوی و اقشار دیگری از کروبی، این امکانات مالی و تشکیلات دانشگاه آزاد بود که با حمایت از موسوی، امکان فعالیت فراگیر او را در ایران امکانپذیر کرد.

«به گمان من، رهبران و کادرهای مؤثر اصلاحطلبان در جنبش[فتنه] سبز، خود کم و بیش حامل رادیکالیسم سیاسی بودند. آنان پس از ناکام ماندن از نهادینهکردن فضای باز سیاسی دوره هشتساله ریاستجمهوری آقای خاتمی، از گفتوگو و مذاکره با رهبران جمهوری اسلامی فاصله گرفتند و یا دستکم بهطور آشکار از گفتوگو و بهاصطلاح «چانهزنی در بالا» چندان سخنی بهمیان نمیآوردند. در ضمن، طیف اصلاحطلبان (حکومتی) از انسجام نظری و راهبردی و بهویژه کاربردی برخوردار نبودند و حتی اجماعی در ارائه یک جمعبندی مشترک از تجربه جنبش دوم خرداد نداشتند.»
یادداشتنویس وبسایت بیبیسیفارسی همچنین اضافه میکند: «در دور دوم ریاستجمهوری آقای خاتمی، سیاست و شعاری مبنی بر «فشار از پایین و چانهزنی در بالا «توسط آقای حجاریان مطرح شد؛ اما چندی بعد مشخص شد که این شعار کارآیی ندارد چراکه همهاش به چانهزنی در بالا خلاصه شد و از فشار از پایین هیچ خبری نبود. در آن زمان، دلسردی گستردهای نسبت به آقای خاتمی و اصلاحطلبان مدافع وی در مجلس ششم، بهوجود آمد بهطوری که در تحصن اعتراضی دهها تن از نمایندگان مجلس ششم به نظارت استصوابی شورای نگهبان، از سوی مردم، عملاً هیچ حمایتی صورت نگرفت.»

بنا بر این خبر، بررسی رسانههای ضدانقلاب و جریان فتنه بیانگر انتشار اخباری است که در برآیند کلی آن، اهداف حلقه انحرافی در داخل تأمین میشود. درج اخباری از نزاعهای سران حلقه انحرافی با دیگر مسئولان، طیف اصولگرایان، نهادهای نظارتی، سپاه پاسداران، به چالش کشیدن انتخابات مجلس و... همگی مؤید این نکته است که همکاری پنهان و ظریفی میان حلقه انحرافی و رسانههای ضدانقلاب و جریان فتنه عملیاتی شده است.
گفتنی است پیش از این نیز رهبر حلقه انحرافی بر همکاری با رسانههای خارج از کشور تأکید کرده و معتقد بود، طراحی برخی مطالب و مسائل از آن سوی مرزها، علاوه بر فراگیر شدن مطالب مورد تأکید آنان، ضریب آسیبپذیری این حلقه را کاهش میدهد!


این محکومان با تمارض به انواع بیماریها از جمله ناراحتی قلب، پروستات، دیسک کمر و....! و انتقال به بیمارستان و زد و بند با برخی پزشکان آشنا موجبات حضور طولانی مدت خود در خارج از زندان را فراهم میکنند.» این افراد با تمارض به بیماریهایی که ظاهراً هیچ راه علاجی هم برای آنها نیست! به بیرون از زندان میروند و برخی از این افراد در طول مرخصیهای خود یا به فعالیت اقتصادی مشغول میشوند و یا مجدد جرایم پیشین خود را تکرار و عملاً تعهدات خود را نقض میکنند.»
یکی از افرادی که این روزها در خارج از زندان ظاهراً دنبال مداوای خود است، «محسن امینزاده»، عضو مرکزیت حزب منحله مشارکت است. وی که مشکل خاصی ندارد، مدتهاست به اسم مریضی در بیمارستان بهسر میبرد و با همکاری برخی پزشکان همسو مرتباً مدت حضور خود در خارج از زندان را تمدید میکند و یا «محسن صفایی فراهانی»، دیگر عضو مرکزیت حزب منحله مشارکت، مدت زمان زیادی است که به اسم بیماری در خارج از زندان مشغول فعالیت اقتصادی است.

«من در مورد فروپاشی نظام جمهوری اسلامی مطمئن نیستم و در اینکه در چنین زمان و شرایطی ارادهای برای تغییر و فروپاشی دیده شود، تردید دارم. روحانیت سابقه 1000 ساله دارد و نمیتوان این نهاد را که قویترین و تنومندترین نهاد مردمی است، کوچک فرض کرد.»
جلالی در ادامه افزود: «اینکه میگویند انقلاب ایران توسط روحانیت دزدیده شده است، حرف بسیار غلطی است؛ به جهتاینکه در همان ابتدای انقلاب، در شرایطیکه هیچگروه سیاسی نمیتوانست بالای 20 هزار نفر را به میدان بیاورد، [امام]خمینی توانست میلیونها آدم را به میدان بیاورد. زمانی که [امام]خمینی وارد ایران شد این موضوع را دیدیم. او از جهت زبدگی و مدیریت سیاسی با هیچیک از افراد شاخص سیاسی قابل مقایسه نبود و کاملاً با مسائل سیاسی و رقابتهای سیاسی و بازیهای سیاسی آشنا بود. هیچکدام از ما که افراد سیاسی هستیم، نه در آن زمان و نه اکنون، از چنین پختگی و تجربهای برخوردار نبودیم و نیستیم.»

پایگاه اینترنتی عربنیوز 13 می 2012 (24 اردیبهشت) در مقالهای به طرح مقایسه مضحک خود در مورد ایران و القاعده پرداخت و نوشت: القاعده تنها در مناطق جداییطلب یا مناطق درگیر با کشمکش قبیلهای فعالیت میکند و در واقع در فضای فرقهگرایی شکوفا میشود. چنین چیزی در مورد سیاستهای ایران نیز صدق میکند؛ زیرا ایران از حکومت بعثی، سکولار و علوی اسد حمایت میکند و در عین حال، سازمان افراطگرا و سنی القاعده را زیر چتر حمایتی خود دارد که به سهم خود با جنبش شیعه حوثیها در یمن همزیستی دارد. الشرق الاوسط در مقاله دیروز خود گزارشی شگفتانگیز با همکاری روزنامه انگلیسی گاردین، حمایت ایران از جداییطلبان جنوب یمن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. این گزارش آشکارا به خطر اقدامات ایران در منطقه بهویژه در یمن، عراق، بحرین، لبنان، سوریه و نوار غزه با حمایت مالی و تسلیحاتی و ایجاد رسانهها اشاره میکند. تنها هدف ایران، نفوذ در کشورهای ما از جمله مصر و مغرب عربی است.
در ادامه مقاله آمده است: گزارش گاردین به طور شفاف روشها و راهبردهای فعالیت ایران را که شبیه القاعده است، تشریح میکند و به حضور فعال ایران در مناطق جداییطلب یا فرقهای میپردازد. البته این موضوع جدای از حضور ایران در میان افرادی است که ایران به اسم «مقاومت» و گاهی «انقلاب»، آنها را فریفته است. این دروغ ایران برای همگان آشکار شده است. در واقع، ایران «بهار عربی» را «بیداری اسلامی» مینامد و در عینحال، در مورد حوادث سوریه و بحرین سیاستهای دوگانه را به کار میبرد.
در پایان مقاله آمده است: منابع یمنی که به تهران سفر کردهاند، فاش ساختند که مقامات ایرانی که با آنها ملاقات کردند، از اسامی مستعار استفاده میکردند. این گزارش همچنین فاش ساخت که ایرانیها به این افراد ساکن جنوب یمن گفتهاند که ایران علاقمند به سرمایهگذاری در برنامههای زیرساختی جنوب یمن از جمله ساخت بیمارستان و پرداخت حقوق به فعالان است. این منابع افزودند. «مهمتر از همه، آنها گفتند برای ما تسلیحات خواهند فرستاد و افراد را آموزش خواهند داد.» این موضوع دقیقاً همان کاری است که ایران در منطقه ما بهویژه در عراق، لبنان و سوریه انجام میدهد و این همانند اقدامات القاعده در گذشته در افغانستان است و امروز نیز شاهد انجام آن در یمن هستیم. بهعلاوه، آنها در برخی مناطق یمن، آب و برق رایگان تأمین کردهاند و وضعیت به نقطهای رسیده است که مردم این منطقه دیگر تفاوتی بین رفتار القاعده و ایران نمیبینند.
تحلیل: این پایگاه دولتی عربی در حالی سعی دارد در این مقاله مضحک، القاعده و ایران را مشابه و یکسان جلوه دهد که اسناد جدید منابع اطلاعاتی غربی اخیراً فاش ساختند که القاعده با ایران هیچگونه ارتباطی نداشته و ندارد و حتی در سندی از قول بنلادن فاش ساختند که وی به فرزندان خود گفته است که مانند او به ایران اعتماد نداشته باشند. از طرفی، این سایت در ادعایی عجیب، از سیاست دوگانه ایران درباره سوریه و بحرین نام میبرد، حال آنکه، سکوت و حمایت سران عرب منطقه از کشتار مردم بحرین و حمایت از جانیان مسلح در سوریه، رفتار دوگانهای است که از چشم هیچ انسان بیطرفی پوشیده نیست.