مشروعيت و عدم مشروعيت آژانس؟!

در آستانه اين سفر، آمانو، مدير کل آژانس، در گفتوگو با شبکه بيبيسي ضمن اعتراف به همکاري خوب ايران با آژانس و اشاره به اينکه در بازرسي از مراکز هستهاي ايران انحراف به سمت ساخت سلاح هستهاي مشاهده نشده، مجدداً اين موضوع بحثبرانگيز را مطرح کرد که براي ما مشخص نشده که آيا ايران همه مراکز هستهاياش را به ما معرفي کرده است يا خير؟ اين ادعاي آمانو از نوع ادعاهايي است که هيچگاه پاسخ دلخواه پيدا نميکند، مگر زماني که مدعي به دلخواه بودن پاسخ، اعتراف کند. ويژگي اين ادعا آن را براي آمانو و قدرتهايي که از آمانو ميخواهند اينگونه سخن بگويد، به سلاحي تبديل کرده تا هر زمان آن قدرتها اراده کردند، آمانو آن را عليه ايران بهکار گيرد و اين در حالي است که ايران حدود پنج سال پيش در قالب مداليتهاي به تمام پرسشهاي مورد نظر آژانس پاسخ داد و مدير کل وقت آژانس در اينباره با ايران به توافق کامل رسيد و در حال حاضر، اين توافقنامه جزو اسناد آژانس است. بازگشت ادبيات مديرکل فعلي آژانس به ادبيات دوره مداليته، تمامي توافقات با آژانس را مخدوش و اعتبار آن را ساقط و ادامه همکاريها را بيمعني ميکند. در چنين وضعيتي، آژانس نيازمند اثبات اعتبارش است، آژانس بايد به طريقي قانعکننده، ثبات نظرات و توافقاتش را تضمين کند و تا زماني که آمانو از کشورهاي زورگو و انحصارطلب دستور ميگيرد، چنين چيزي امکانپذير نيست. با تقسيم مشروعيت آژانس به مشروعيت نفس آژانس بهعنوان يک سازمان بينالمللي و مشروعيت تصميمات آژانس و تبليغ درباره اينکه نفس آژانس مشروعيت دارد؛ اما تصميمات و رفتار آژانس به سبب تأثيرپذيري از کشورهاي انحصارطلب در مواقعي مشروعيت ندارد، ميتوان با کمک کشورهاي همراه، بر آژانس فشار آورد تا واقعبينانهتر عمل کند و از مطالبات نامشروع و غيرقانوني اين کشورها فاصله بگيرد.