تحريم پيشدستانه؟!

افزودهشدن پرشتاب تعداد افراد زير خط فقر، از دست دادن شغل، کاهش سطح رفاه عمومي، مبهم بودن وضعيت پيشرو و نايابشدن صاحبنظراني که نگاهشان به آينده نزديک، روشن و اميدوارانه باشد، زخمهاي التيامناپذير امروز اروپاييهاست. روزهاي سخت حال و آينده، شهروندان اروپا را به اين پرسش ميکشاند که از يکديگر و در نهايت از مسئولانشان بپرسند: «آمريکا که نفت ايران را تحريم کرد، روزانه به چه ميزان از اين کشور نفت وارد ميکرد؟» پاسخ اين پرسش براي همه روشن است: هيچ! ادامه پرسش اين است: «اروپا روزانه از ايران چقدر نفت وارد ميکند؟» پاسخ اين پرسش هم مشخص است: حدود 600 هزار بشکه! ادامه پرسش: «آمريکا و اروپا با تحريم نفتي ايران چقدر آسيب ميبيند؟» پاسخ: آمريکا کم و اروپا زياد! بخش اصلي پرسش اينجاست: «پس چرا دولتمردان اروپايي براي تصميم درباره چنين معادله ساده و روشن، بدترين راهحل را که موجب درماندگي بيشتر مردم اروپا است، برگزيدهاند؟» دولتمردان اروپا که اين روزها گرفتار مصيبت بزرگ اقتصادي و کاملاً درمانده شدهاند، به سبب ناتواني و ظرفيت اندک تشخيص و مديريتشان با از دست دادن خرد سياسي و بدون ارائه کمترين توجيه مقبول، ملت اروپا را قرباني مطامع صهيونيستها و سلطهگران آمريکايي کردهاند. بلند شدن سر و صداي «تحريم پيشدستانه» ايران که برخي، پيشنهاد آن را دادهاند و مجلس، آن را دنبال ميکند و مسئولان نفتي هم آمادگي وزارت نفت را براي اجراي آن اعلام کردهاند، مقامات اروپا را آنچنان به وحشت انداخته که در اولين واکنش، وزير خارجه آلمان عاجزانه از ايران خواست: «ايران درباره توقف صادرات نفت به اروپا شکيبايي کند!» پرسش اصلي خردوزران جهان اين است: در اين وضعيت، پايههاي شکسته کرسي قدرت تا چه زماني قادر است سنگيني دولتمردان بيکفايت اروپا را تحمل کند؟» جهانيان پاسخ را در چشمان مضطرب مردم اروپا جستوجو ميکنند!