اشاره:

نشست هاي تخصصي مركز مطالعات وزارت كشور در خصوص حماسه نهم دي فرصتي بود كه انديشمندان در يك محفل تخصصي به بيان جمع بندي خود در خصوص جريان فتنه و حماسه نهم دي بپردازند آنچه در ادامه مي آيد متن كامل سخنان سعد الله زارعي كارشناس مسائل سياسي در اين نشست با عنوان " گزارشي از اطاق فرمان فتنه 88 " مي باشد:


*واژه فتنه را در رابطه با وقايع پس از انتخابات،اولين بار مقام معظم رهبري استفاده كردند

---------------------------------------------------------------------------------------------------

سوالي كه من مطرح مي كنم اين است كه فتنه 88 داراي چه ماهيت و هويتي بود ؟ اطاق فرمان كجا بود؟ و طرح چه بود؟،درخصوص اين ماجرا واژه فتنه را اولين بار حضرت آقا استفاده كردند حضرت آقا با توجه به اطلاعات عميقي كه نسبت به مسايل ديني دارند ، پديده‌هاي اجتماعي را با نگاه ديني مي‌كاوند. از اين رو و بيشترين استفاده را حضرت آقا از اين واژه براي تبيين ماهيت و كاركرد اين جريان كرده‌اند.

فتنه در دين ما به يك معنا جنبه اثباتي و مثبت دارد و آن را يك فرصت و موقعيتي مي‌داند كه اهل حق در آن فرصت و ميدان، امتحان شده و حقانيت خود را اثبات مي‌كنند ، فتنه عرصه و جايگاهي است براي امتحان و آزمايش در آيات متعدد قرآن كريم از اين منظر در مورد فتنه صحبت شده است عبارت «لقدفتنا الذين» در جاهاي متعدد قرآن آمده است در آيه دوم سوره عنكبوت هم از واژه فتنه استفاده شده و مي‌فرمايد: «احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون»

وقتي قرآن براي مومنان از فتنه سخن مي‌گويد منظور آن امتحانات است كه براي جوشش درون انسان و به مرحله ظهور رسيدن قابليت‌هاي فطري آن مي‌باشد بايد ابتلايي باشد تا كسي مثل قاسم بن‌الحسن عليه‌السلام بگويد شهادت براي من با حلاوت‌تر از عسل است بايد ميداني ايجاد شود و امتحانات پيش بيايد تا اين صفت‌ها به ظهور برسند.

فتنه ، از سوي ديگر يك جنبه منفي هم دارد و آن اين است كه انسان‌هايي در آن مردود شده و شكست مي خورند به جاي اينكه به رشد بر سند دچار ريزش شوند اينها جلوه‌هاي بد فتنه است كه سال گذشته پيش‌آمد حضرت آقا با همين نگاه قضاياي سال گذشته را فتنه نام گذاشتند و در اين ماجرا ما با اين قسمت اخير موضوع كار داريم.

يعني با مردودين كار داريم مردوديني كه خودشان قبول دارند از كشتي انقلاب پياده شده‌اند.


* موسوي خود قبول دارد كه از نظام جدا شده‌است

--------------------------------------------------------

آخرين بيانيه موسوي از اين حكايت مي‌كند، او اعتراف مي‌كند كه از نظام فاصله گرفته و جدا شده است و از اين رو كارهاي حضرت امام را نيز زير سؤال برده است او كه اعتراف مي‌كند كه نسبت به آن دوره نقد دارد.

اين نشان مي‌دهد كه خودشان اين مسأله را قبول دارند كه از نظام جدا شده‌اند.


* اطاق فرمان اين فتنه كجا بوده است؟

-------------------------------------------

در ارتباط با قسمت دوم ماجرا يك سؤال جدي وجود دارد ، اينكه اطاق فرمان اين فتنه كجا بوده است؟


عده‌اي استدلال مي‌كنند كه اين يك ماجراي داخلي بوده است و برخي با بد اخلاقي‌هايشان كار را به جايي رسانده‌اند كه يك سال كشور درگير ماجرا شود و ضد انقلاب هم بيايد و از اين آب گل‌آلود ماهي بگيرد و به مقدسات توهين كند، مسجد لولاگر را آتش بزند و، روز عاشورا و روز 16 آذر به مقدسات توهين كند.اينها مي‌گويند وقتي قضيه را نگاه مي كنيم ، مي‌بينيم اين يك قضيه داخلي است و آن چه باعث شده كه ما آن را يك قضيه خارجي ‌ببينيم از تبعات اين مسأله داخلي است موضع‌گيري‌هاي اوباما، كشورهاي اروپايي و رسانه‌هاي ضد انقلاب ناشي از اين بود اين‌ها استدلال مي‌كنند كه آن‌ها همواره دشمن بوده‌اند و در اين صحنه همانگونه عمل كرده‌اند كه انتظار مي‌رفت اما اين حضور آنها در اين فتنه به اين معني نيست كه فتنه 88 يك پروژه خارجي بوده است اين جمع‌بندي شده ديدگاههائي است كه برخي‌ها در داخل دارند اعم از اينكه اين افراد اصولگرا باشد يا اصلاح‌طلب بعنوان مثال آقاي افروغ و ناطق نوري كه در اردوگاه اصولگرايان هستند اين ديدگاه را دارند و فتنه را يك جريان داخلي مي‌دانند و افراد اصلاح‌طلبي هم مثل پزشكيان و عليرضا محجوب نيز چنين نظري دارند.


يك ديدگاه ديگر اين است كه آنچه در فتنه 88 اتفاق افتاده، داخلي بوده است و نه يك فتنه برهم زننده خارجي. اين‌ها مي‌گويند لج‌بازي نيروهاي داخلي در عرصه سياست باعث اين فتنه شده است و كافي است كه براي حل اين ماجرا جلوي لج‌بازي اين افراد را گرفت.


ديدگاهي ديگر مي‌گويد اين ماجرا، لج‌بازي نيست، مسأله اردوكشي است؛ اگر موسوي لج‌باز است رفتار خاتمي، كروبي و هاشمي، مجمع روحانيون، حزب مشاركت و... را بايد چگونه تعبير كنيم. اگر لج‌بازي بين احمدي‌نژاد و موسوي است بايد مرز لج‌بازي احمدي‌نژاد باشد اما اينها از احمدي‌نژاد فراتر رفتند و قداست رهبري را شكستند اينها به نصايح رهبري و خطبه‌هاي 29 خرداد 88 گوش ندادند. پس بحث لج‌بازي با احمدي‌نژاد نيست. در اين ماجرا تركيب‌هاي مختلف حضور داشتند تمام طيف‌هاي اصلاح طلب و ضد انقلاب حضور داشتند پس ماجرا چيز ديگري است.


ماجرا اين است كه آمريكا‌يي‌ها خيلي وقت بود دنبال تغيير بودند و به اين نتيجه رسيده بودند كه با ايران برخورد نظامي نمي‌شود كرد و محاصره اقتصادي هم جواب نمي‌دهد و دهها سند در اين رابطه وجود دارد كه آمريكايي‌ها مي‌گويند بايستي تغيير را از درون ايران و با استفاده از نيروهاي داخلي دنبال كنيم.


خانم رايس از سال 2006 به بعد دنبال اين بود كه روابط سياسي را با ايران برقرار كند مبناي طرح او ايجاد سفارتخانه آمريكا در ايران بود و صراحتاً مي‌گفت تا زماني كه از ايران دور هستيم قادر نيستم بر ايران اثر بگذاريم. براي اينكه بتوانيم در ايران كار كنيم، بايد آرم دشمن از اسم آمريكا برداشته شود و مردم و نظام سياسي ايران مانند يك كشور رسمي با ما برخورد كند. اين تئوري بود كه آنها با جديت به دنبالش بودند كه بنا به دلايلي سرنگرفت. الان كاملاً واضح است و اخباري وجود دارد كه مي‌گويند آمريكايي‌ها آمده‌اند چند دفتر بالاي سر ايران درست كرده‌اند، در بيشكك، پايتخت قرقيزستان، در باكو پايتخت آذربايجان آقاي ريگي عازم بيشكك بود تا آن جا را به پايگاه فرماندهي اين جريان در آنجا تبديل كنند. ضمن اينكه قبلاً دفاتري ايجاد كرده بود مثل دفتر سليمانيه عراق و دفتر دبي.


همه مي‌دانند كه دفتر سليمانيه در سال‌هاي اخير خيلي فعال بود بعضي از رسانه‌هاي آمريكائي‌ از جمله نيويورك تايمز با صراحت گفته‌اند كه بارها اعضاي مسلح گروه پژاك را در نزديكي پايگاه سليمانيه ديده اند. اينها حداقل دو دفتر هم در اروپا داشتند و درفتنه 88 به كار گرفتند مثل دفتر هلند كه از بيست سال پيش فعال بود. در لندن هم دفتري را فعال كردند و دفتري هم در استانبول داشتند.

علاوه بر اين‌ها، آمريكايي‌ها يك پايگاه در بگرام افغانستان، يك پايگاه در ظهران عربستان و يك پايگاه در جزيره سوكوترا در يمن اين دفاتر چند كار كليدي داشتند مثل تماس با ايرانيان كه به خارج سفر مي‌كردند. آنان مي دانستند در استانبول، ايرانيان كه اطلاعاتي داشتند و مذهبي هم بودند به شهر مذهبي و تاريخي استانبول مي‌رفتند و به آنكارا نمي‌رفتند كار اول آنها جمع‌آوري اطلاعات از افرادي بود كه از ايران مي‌رفتند و هر اطلاعاتي اعم از كم‌اهميت و مهم را مي‌گرفتند.

وزارت اطلاعات از برخي از اين افرادي كه به اين دفاتر رفته‌اند سوال كرده است در اين دفاتر چه چيزي از شما سؤال كردند معلوم شد كه ابتدا سؤالات عادي را پرسيده بودند ولي آمريكايي‌ها از بين اين حر‌فها به يك جمع‌بندي مي‌رسيدند.


كار دوم آنها در نزديك مرزهاي ما كساني را با هويت ايراني ولي عامل آمريكا، اطلاعاتي را جمع‌آوري مي‌كردند در استانبول، دبي و باكو هم همين طور.

وزارت اطلاعات تأكيد دارد كه افرادي حدود 65 هزار نفر از اين افراد آمده‌اند، اطلاعات جمع‌آوري كرده‌اند.

مأموريت سوم ايجاد هماهنگي با اپوزيسيون و مخالفان با انسانهاي بيطرف ايراني بود كه درصدد بودند از اين افراد براي روزهاي خاص استفاده كنند.

آنچه در داخل و خارج انجام شده و بعضاً منتشر هم شده‌اند بيانگر سازماندهي نيروي انساني بعنوان كار مشترك همه اين حلقه‌ها بوده است.

كاملاً واضح است كه نمي‌توان در دانشگاه مريلند نشست در مورد نقش سپاه در ايران چيزي نوشت بايد در ايران كسي با آمريكا همكاري كند تا چنين گزارشي كه داراي جنبه عيني باشد، تهيه شود.

يك نشانه ديگر اين است كه قبل از انتخابات دهم رياست جمهوي ايران، دولت آمريكا با صراحت در مذاكرات ديپلماتيك با طرف‌هاي غربي و آسيايي گفته بود كه ما ارتباط با ايران را بايد موكول ‌كنيم به بعد از انتخابات آنها حتماً از اين مسئله هدفي را دنبال مي كردند.

پيش از انتخابات ايران يعني در بهار سال 1387 به سفير لبنان در پاريس هشدارهايي داده و با صراحت گفته بود كه ايران به زودي متحول مي‌شود و شما لبناني‌ها به ايران تكيه نكنيد. همان موقع سفير لبنان كه از اعضاي جنبش امل لبنان بوده اين خبر را به سفير ايران در پاريس داده و اين در اسناد سفارت ما،در پاريس ثبت شده است و اين خبر از يك برنامه عملياتي مي دهد .

آنها بارها تأكيد كرده‌اند كه ايران را با جنگ نمي‌شود تغيير داد بايد از داخل تغيير كند. الان هم آنها معتقدند كه تحريم حلال مشكل نيست ولي از آنجا كه باعث مي‌شود ايران در مواجهه با مخالفان داخلي كنار بيايد و گاردش را در مقابل داخلي ها باز كند و اين سبب مي‌شود كه فعاليت مخالف نظام كم‌هزينه شود،مطلوب است.

شما سير اقدامات سران داخلي فتنه را كه مرور مي‌كنيد، مي‌بينيد جريانات داخلي هيچگاه سفره‌شان را از آمريكائي‌ها جدا نكرده‌اند مثل اينكه متقابلاً داخلي‌ها هم اين احساس را دارند كه اين فشار بيروني جبران كننده ضعف داخلي آنها است. آنان ظاهراً احساس مي‌كنند كه اگر چه در داخل ايران حمايت توده‌ها را از دست داده‌اند ولي كسي در عرصه بين‌المللي هست كه براي آنها يقه پاره كند.

در اين دفاتر خارج از كشور عناصر سرشناس اپوزيسيون ايراني حاضر مي‌شدند و به نوعي بستر خارج كشور را به داخل ايران وصل مي‌كردند.

به اين خبر كه در همان ايام فتنه توسط منوچهر متكي وزير وقت امور خارجه ايران در رسانه‌ها نقل شد توجه كنيد: در هفته اول آشوب، هواپيماهاي انگليسي مسافران خاص ايراني مستقر لندن را در هر روز با پروازهاي 500 تا 600 نفره به داخل ايران منتقل مي‌كردند از پايگاههاي ديگر هم همين انتقال مخالفان وجود داشته است.

خبرهاي موثق مي‌گويند انگليسيها موفق شدند از طريق دفتر لندن با 700 هزار ايراني گفتگو كرده و تعداد زيادي از آنان را به اپوزيسيون داخلي وصل كنند. سازمان مشخص سياسي براي روزهاي خاصي طراحي كرده و آموزش داده بودند.

در روزهاي فتنه مثلاً در ميدان 7 تير تهران سه گروه جداجدا مي‌آمدند. گروهي ديده باني مي‌كردند و اخبار را به جايي منتقل مي‌كردند گروه دومي مي‌آمد كه دست به تظاهرات مي‌زد و به صورت ظاهراً مسالمت آميز شعار مي‌داد و گروه سومي مي‌آمد كه ماموريتش آتش زدن اتوبوس‌ها، سطل هاي زباله و درگيري ايجاد كردن بود و هيچ كدام از اينها در كار ديگري دخالت نمي‌كردند.

در كتاب جبن شارپ به افراد دسته‌ي اول و دوم توصيه شده كه كار خطرناكي نكنند. او مي‌گويد يا ديده باني مي‌كنيد يا شعار مي‌دهيد و لبخند بزنيد و حتي به حرفهاي پليس گوش كنيد. و بدون درگيري متفرق ‌شويد. اين بخشي از كاركرد و كار ويژه اين دفاتر بود. ردپاي ماجرا نشان مي‌دهد كه اين مساله كه از سال 2006 آغاز شده يعني از اواسط دوران وزارت خارجه خانم رايس.

نكته ديگر اين است كه آمريكاييها كارهاي چند لايه‌اي را تدارك ديده‌اند يكي از كارهايشان در فتنه 88 اين بود كارهاي اطلاعاتي امنيتي را كه قبلاً ناهمخوان بود هماهنگ كرده‌اند.

همواره در مسائل خارجي بين سيا، پنتاگون، شوراي روابط خارجي و كاخ سفيد اختلاف هست اما آمريكا در فاصله سالها 2006 به بعد معاون هماهنگ كننده اي رامنصوب كرده تا در مورد ايران اين فعاليتها را هماهنگ كند.

در صحنه فتنه اوباما هم انسجام داد و آمد يك نفر را با اختيار تام يعني دنيس راس را مسئول هماهنگي ميزهاي ايران در مراكز تصميم‌گيري آمريكا درباره ايران كرد كه هيچ اختلافي به هم نداشته باشند.

نكته دوم اين است كه پيش از اين نيز ميزهاي ايران در كاخ سفيد و ساير مراكز آمريكا وجود داشته است اما كار آن‌ها فقط جمع‌آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل داده‌هاي اطلاعاتي اطاق عمليات به تصميم‌گيري گروه بودند و اولين بار تقلب در انتخابات توسط هماهنگ كننده مزبور كليد زده شد در اين جلسات تصميم‌گيري نوعاً چند عنصر ايراني هم حاضر مي‌شدند. چه مهمانان تك زيست مثل سازگارا و چه مهمانان دو زيست مثل امير احمدي در يكي از جلسات كه دو عضو هم آنجا حضور داشته است و در ارديبهشت 87 بوده توافق مي‌شود كه بايد در انتخابات آينده ايران بحث تقلب كليد زده شود و اين دو عضو نهضت آزادي پس از بازگشت به ايران با فرزند يكي از مسئولان ارشد روحاني صحبت مي‌كند و موضوع را با او در ميان مي‌گذارد و مي‌گويد اگر ما از موضع نهضت آزادي بحث تقلب را كليد بزنيم جا نمي‌افتد و بعد هم هر كس آن را مطرح كرد مي‌گويند اين خط نهضت آزادي است ازاين رو كسي بايد اين را در ايران كليد بزند كه به دليل نسبتش با نظام مورد قبول واقع شود.

مهدي هاشمي اولين نفري است كه اين لقب را 8 ماه قبل از انتخابات كليد بزند.اين فرد پدرش را قانع مي‌كند كه بحث تقلب را مطرح كند و او در شهريور 87 آن را علناً مطرح مي‌نمايد.

در آن جلسه در آمريكا 4 محور را توصيه مي‌كند و همه آنها را اجرايي مي‌كند اين بخشي از ماجرا است.

كارهاي ديگري آمريكا در اين زمينه انجام داده است مانند اتاق هاي فكر. در آن‌ها كه تركيبي از نيروهاي ايراني آمريكايي ديده مي‌شود در هر اتاق فكر بين 5 تا 6 نفر عنصر ايراني،هم عضو بوده‌اند.

اين اتاق‌ها حدود 30 مركز هستند كه در اين زمينه كار مي‌كنند كه 5 تا 6 نفر ايراني كه عمدتاً تك زيست هستند،نظير مومني، حقيقت جو، سازگارا، مهدي خلجي، امير ارجمند، گنجي، مخملباف، مهرانگيز كار و... در هر گروه 15 تا 20 نفر عنصر آمريكا و 5تا 6 نفر عنصر ايراني هستند.

كار اينها اين است كه وضعيت سنجي كرده و جمع‌آوري اطلاعات كنند و به صورت بسته به كنگره بدهند و اين كار گروه‌ها هنگامي كه مي خواهند پروژه را به كنگره ارائه بدهند افراد ايراني عضو اين كارگروه‌ها هم در كنگره حضور دارند كه بگويند اين گزارش از ايران است و برخي ديگر هم اصالتاً ايراني نيستند مثل نراقي، آموزگار، امير احمدي، ولي نصر.

در آمريكا حداقل 2700 اتاق فكر وجود دارد كه حدود 700 اطاق فكر راجع به ايران وجود دارد و در هر دانشگاه آمريكا يك اطاق فكر در مورد ايران وجود دارد اين اطاق هاي فكر ماموريتي كه دارند اين است كه بايد هر كدام در هفته دو مقاله توليد كند و هر چهار ماه كتابي راجع به ايران منتشر نمايد.

در هر موضوعي به كنكاش در مورد ايران مي‌پردازند، مثل نقش تشيع در انقلاب ايران.

اين اطاقهاي فكر در سال حدود 2800 عنوان كتاب در تيراژهاي بالا راجع به ايران منتشر مي‌كنند كه نشان مي‌دهد كه چه كارهاي عظيمي راجع به ايران انجام مي‌دهند اگر شما تعدادي از اينها را بكاويد اسمشان در رديف بودجه رسمي آمريكا آمده‌اند نكته ديگر اين است كه در اين اطاقهاي فكر از چهره‌هاي شاخص، سناتور، معاون وزير حضور دارند و نكته ديگر اينكه در قانون بودجه آمريكا پشتيبانان آنها كه وزارتخانه‌ها هستند مشخص مي‌باشند.

اينها چگونه با مسائل ايران ارتباط برقرار مي‌كنند اين مجموعه‌ها به بهانه‌هاي مختلف به ايران سفر مي‌كنند، با مردم تماس برقرار مي‌كنند با سازمان هاي مختلف با بهانه‌اي مختلف ارتباط مي‌گيرند و كساني را از اتاق‌هاي فكر آمريكا به اين سازمانها وصل مي‌كنند يكي از همينها كه من در راديو گفتگو با او ميز گرد داشتم خودش بعد از پايان برنامه مي‌گفت كه من پولي مي‌گيرم و اطلاعات خواسته شده را به دانشگاه مريلند مي فرستم.

يك نكته كليدي در گزارشات اين اتاق فكرها اين است كه كارهايشان هويت گزارش دارد يعني به صورت گزارش مي‌آيد و انتهايش هم گاهي نظريه داده‌اند و گاهي هم نظريه نداده‌اند.

غير از اين اتاق فكرها، موسسات نظرسنجي وجود دارد كه آمريكائيها راه اندازي كرده‌اند مثل زاگبي، گالوپ و پيو برخي از موسسات نظرسنجي كاركرد عمومي‌اش را گرفته‌اند و فقط او را محدود به نظرسنجي از نخبگان ايران كرده‌اند و درصدد بوده‌اند كه از اين طريق همواره نبض ايران را بگيرند.

نورمن سالومون مي‌گويد : نظر سنجي‌هاي گالوپ در خارج از آمريكا همواره آن چيزي است كه مورد نظر سفارتخانه‌هاي امريكا است. اما يك سري نظر سنجي‌هاي ديگري هم انجام مي‌دهند واقعا كار ويژه مي‌كنند براي تصميم گيريهاي آنها. نكته ديگر اين است ارتباط اين اتاق فكرها با نهادهاي مذهبي است كه به شبكه سازي در جوامع اسلامي مي‌پردازند. مثلاً تشكيلاتي در اندونزي هست به نام جنبش محمديه كه آمريكاييها با آن ارتباط برقرار كرده‌اند يا در تركيه با فتح الله گولن رئيس يك جنبش مذهبي ارتباط برقرار كرده‌اند و از دل آن‌ها توجيه‌اي بيرون آورده‌اند.

طيف وسيعي از شخصيتهاي كشورهاي اسلامي در مصر، ليبي ، لبنان و... را شبكه‌سازي كرده‌اند و كارشان اين است كه اين شبكه‌هاي به ظاهر بومي با كمك دولت‌ها در جهت به هم زدن نهضت بيداري اسلامي عمل كنند يعني آنان به ساخت و تقويت جنبش‌هاي باصطلاح ميانه‌رو و در واقع وابسته براي تضعيف جنبش اسلام گرايي روي آورده‌اند.


تمام اين جريانات وصل‌اند به يك سيستمي در آمريكا كه در آن سيستم افرادي حضور دارند آمريكايي ايراني و غير ايراني كه مسائل جهان اسلام و از جمله ايران را در آنجا پخت‌ و پز مي‌كنند و مي‌گويند ما بايد اين جريان‌ها را فعال كنيم و ادبيات آنها را منتشر كنيم و ارتباط شكل‌گيري اين شبكه‌ها با ايران اين است كه مي‌خواهند در مقابل جمهوري اسلامي پادزهر ايجاد كنند.


در ماجراي فتنه از همه اين ظرفيت‌ها استفاده كردند كه جريان فتنه را پشتيباني كنند و از آن براي مقابله با نفوذ ايران استفاده كنند.

در واقع برخلاف تحليلي كه ارائه مي‌شود كه اين ماجرا داخلي بود، اسناد زيادي هست كه ارتباط با خارج برقرار شده بود و در مورد موسوي اين اسناد وجود دارد كه سازمان‌هاي آمريكايي سال‌هاي قبل از 88 و حداقل از سال 1375به ايشان وصل بودند.


اين مجموعه‌ها در مورد شخصيت‌هاي موثر ايران هم مطالعاتي و جمعبندي‌هايي دارند كه مثلا فلاني روحيات سازشكارانه و پرخاشگرانه دارد و مي‌توان از او يك چهره مخالف نظام ساخت.


به شخصيت شناسي روي آورده‌اند. آنها خيلي وقت بود كه شناسايي كرده‌اند كه موسوي مي‌خواهد وارد سياست شود در اسناد آمده موسوي شخصيتي پرخاشگر، متكبر و قدرت‌طلب است.


آنها افراد را آناليز مي‌كنند شخصيت‌ها را و بر اساس آن برنامه‌ريزي مي‌كنند، شك نكنيد، سفير انگليس را نگاه كنيد كه در وبلاكش همزمان با بيانيه موسوي، بيانيه مي‌دهد و بر خلاف عرف ديپلماتيك عليه كشور محل ماموريتش لجن پراكندي مي‌كند.


در سطح بين‌المللي قطع‌نامه تصويب مي‌شود و توهين‌هايي مي‌كنند و لذا قطعاً اين حلقه‌ها حلقه‌هاي مكمل هستند.كار مشترك مي‌كنند منتهي كار مشتركي كه در راستاي اتاق فكرهاي خارجي هستند.


شما دقت كنيد در روز عاشورا قرار بود كاري انجام شود؛ سايت بي‌بي‌سي فارسي داشت به آشوب گران خط مي‌داد و مي‌گفت كه قرار نيست نيروي انتظامي مداخله كند و قرار نيست كار به خشونت كشيده شود و در ادامه مي‌آيد به دروغ مي‌نويسد: خيابان مملو از جمعيت مخالف است، گروهها دارند به هم مي‌پيوندند، از پليس خبري نيست» اين يعني اينكه صحنه را مديريت مي‌كند. يك تظاهرات بي‌ضرر و بي‌خطر را دارد به تصوير مي‌كشد.

مي‌توانيم با قاطعيت بگوييم نبايد فريب عناوين را بخوريم و ترديد كنيم كه مگر مي‌شود موسوي و كروبي در پازل آمريكا قرار بگيرند. مخملباف خودش به اتحاديه اروپا رفته و گفته است كه من به عنوان نماينده موسوي با شما صحبت مي‌كنم از شما مي‌خواهد كه تحريم‌ها را تشديد كنيد تا ايران تسليم ‌شود و در ايران هم از سوي سران فتنه هيچ واكنشي به سخن او داده نمي‌شود كه نه ايشان نماينده ما نيست يا ما اين موضع ضد ملي را قبول نداريم.


اين يك پروژه است نه دو پروژه و عناصري در اين صحنه فعالند كه عنان را هم خارجي‌ها در آن دست دارند.


در بيانيه موسوي اصلاً لفظ شهيد شهرياري را به كار نبرده است و از ترور دانشمندان ايراني اسم برده است و در آخر هم مي‌گويد كه چكار مي‌كنيم كه دانشمندانمان ترور مي‌شوند و اين همان حرف آمريكائي‌ها را مي‌زند.


يك فتنه طراحي شده در خارج بود به سال‌هاي قبل برمي‌گردد. از سال 2006 آمريكائي‌ها تداركات گسترد‌ه‌اي در اين باره داشته اند حداقل تدارك خارجي‌ها 10 برابر ايراني‌ها است.


يكي از كارهاي آمريكائي‌ها اين بود كه گروه‌هايي از ايران را به خارج دعوت كردند به طور متوسط در هر تور 100 نفر شركت داشته‌اند كه تعداد آنها 110 تور بوده است و هر كدام از اين تورها يك دوره يك ماهه مي‌ديده‌اند، آنها نمي‌آمدند آدم‌هاي مخالف نظام را شناسايي كنند و با خود ببرند بلكه عناصري كه ظرفيت دارند مي‌بردند واشنگتن و آموزش مي‌دادند.