تجربه جدال نفتي با اروپا؟!
قيمت انرژي از مهمترين شاخصهاي تنظيم اقتصاد جهاني است که امتداد آن به کوچکترين بخش معيشت خانواده هم ميرسد. زماني که تصميمگيرندگان اصلي اتحاديه اروپا نابخردانه و متأثر از دسيسه شيطان بزرگ و استعمارگر فرتوت، خريد نفت و مبادلات بانکي بانک مرکزي ايران را تحريم کردند، به تواناييهاي ايران براي مقابله نينديشيده بودند و شايد باور هم نميکردند که ايران به فکر مقابله بيفتد و اراده پاسخگويي را داشته باشد که اين هم ناشي از نشناختن مردم ايران است.
طرح بحث «تحريم معکوس» در مجلس شوراي اسلامي خواب اتحاديه اروپا را پريشان ساخت، عذر و بهانه نمايندگان برخي از کشورهاي اروپايي و لحن ملتمسانه برخي از مقامات آنها براي خويشتنداري ايران و اجتناب از ادامه بحثي که در مجلس طرح شده، کارگر نيفتاد و آنها هنوز جواب دلگرمکنندهاي از ايران دريافت نکردهاند، پس از اين ناکامي و بلاتکليفي بود که از بيم تصميم ناگهاني ايران در قطع صادرات نفت به اروپا، آنها براي جلوگيري از غافلگيري و بيشتر فرو رفتن در ورطهاي که خودشان را به آن انداختند، سراسيمه به بازار نفت هجوم بردند تا فرصت هست نفت بيشتري خريداري و ذخيره کنند که اين هجوم تقاضاي کاذب ايجاد کرد و موجب افزايش قيمت نفت و فشار بيشتر به زندگي اروپاييان فلاکتزده شد. تجربه ارزشمند جدال نفتي اروپا با ايران همان است که ناصر سوداني نماينده مردم اهواز در مجلس و عضو کميسيون انرژي و طراح طرح توقف صادرات نفت به اروپا به آن اشاره کرد اينکه «... مجبور شديم براي آنکه مصالح مليمان به خطر نيفتد، شروطي را براي خريداران اروپايي در نظر بگيريم؛ چراکه رفتار غيرمنصفانه و غيرعاقلانه آنها ما را وادار کرد هيچگونه اطميناني به رفتارهاي اقتصادي و سياسي آنها نداشته باشيم.»