بازانديشي در توانمنديهاي يک محصول راهبردي

1- خرج کردن درآمدهاي نفتي براي کارهاي روزمره، غيرعاقلانه و ضرري حقيقي است و بايد درآمدهاي نفتي را بهعنوان ذخاير و ميراث کشور و ملت به سرمايهاي ماندگار تبديل کنيم که در اين صورت، منابع و ذخاير نفتي، واقعاً به نقطه قوت کشور تبديل خواهد شد.
در بسياري از کشورهاي نفتخيز سرمايه عظيم نفت به جاي اينکه باعث توسعه و پيشرفت شود، آن کشورها را عقبمانده و وابسته نگه داشته زيرا درآمد ناشي از نفت، سبب رخوت، سستي و تنپروري شده و اين وضعيت اسفبار، انگيزه آيندهنگري را از مسئولان اين کشورها سلب کرده و يقيناً آينده تيره و تاري در انتظار اين کشورها است.
2- لازم است بهگونهاي عمل کنيم که در هر موقعيت، هرگونه تصميمگيري درباره ميزان توليد و فروش نفت، به دست خودمان و براساس منافع خودمان انجام شود که البته در اين مسير تا حد زيادي پيشرفتهايم.
پس از آشکار شدن ارزش و جايگاه نفت در مسير پيشرفت جامعه بشري از آن بهعنوان يک محصول و فراورده راهبردي نام برده شد؛ اما درباره اينکه راهبردي بودن آن به کدام حوزه برميگردد، توليدکننده يا مصرفکننده، بحث دقيقي نشده است. چنانچه توليدکنندگان نقش راهبردي نفت را در حوزه خودشان تعريف کنند، به احتمال بسيار زياد، ديگر نفت را بهصرف يک منبع ارتزاق روزانه نگاه نميکنند و حتماً در توليد، مصرف و فروش آن، خست خردمندانه به خرج ميدهند و از آن بهعنوان ابزار قدرتمندي که قادر است ضعف ساير حوزهها را جبران کند، استفاده ميکنند. تفسير جديد از ارزش نفت و شناسايي ابعاد تأثيرگذاري آن بر ساير عرصههاي زندگي ملتها و روابط دولتها ميتواند بسياري از مناسبات موجود جهاني را تغيير دهد که نيازمند يک بازانديشي جدي است.