رویکرد ایران در قبال تحریمها

روزنامه نیویورکتایمز 10 آوریل 2012 (22 فروردین) در مقالهای به سخنان آقای احمدینژاد در مورد تحریمهای نفتی ایران پرداخت و نوشت: رئیسجمهور ایران روز سهشنبه در مورد تحریمهای نفتی گفت: کشور منابع عظیم پولی دارد که میتواند سالها بدون صادرات نفت ادامه حیات دهد. این سخنان در حالی مطرح میشود که تا آغاز گفتوگوهای قدرتهای جهانی در مورد برنامه هستهای مناقشهبرانگیز ایران چند روزی باقی است. بهنظر میرسد این سخنان تا حدی تلاشی برای انتقال پیام قدرت سیاسی و اقتصادی به مخاطب داخلی باشد. این تحریمها بهشدت نظام بانکی کشور را محروم کرده و به افزایش تورم منجر شده است. در عینحال با اجرایی شدن تحریمها در ماه ژوئیه این تهدیدها علیه اقتصاد ایران بیشتر میشود.
در ادامه مقاله آمده است: ایران دومین تولیدکننده در سازمان اوپک پس از عربستان سعودی است و صادرات نفتی 80 درصد درآمد خارجی این کشور را تشکیل میدهد؛ اما حتی قبل از اجرایی شدن تحریمهای نفتی، خریداران اروپایی نفت ایران، خرید نفتی از سایر کشورها را آغاز کردهاند و گزارشهای اخیر صنعت نفت نشان میدهد که صادرات نفتی ایران از 2/2 میلیون بشکه در ماه فوریه به حدود 9/1 میلیون بشکه در ماه مارس کاهش یافته است. مقامات نفتی ایران تأکید میکنند که برای فروش نفت خود مشکلی ندارند. وزیر نفت ایران روز سهشنبه اعلام کرد باوجود تحریمهای اتحادیه اروپا، «نفت ایران ارزش اقتصادی بالایی دارد و بازار نفت بینالمللی هرگز این موضوع را نادیده نگرفته است.» آقای احمدینژاد نیز در سخنرانی خود در جنوب ایران، غرب را به دلیل اینکه تصور میکند تحریمها کارساز است، به سخره گرفت.
در پایان مقاله آمده است: جواد صالحی اصفهانی، اقتصاددان، برآورد کرد که تحریمهای نفتی اروپا و سایر تحریمها احتمالاً 50 درصد صادرات نفتی ایران را به خطر خواهد انداخت که چیزی حدود 30 میلیارد دلار از درآمد سالانه ایران خواهد کاست.
تحلیل: نویسنده یادداشت، پیام احمدینژاد را برای داخلیها دانست در حالی که مخاطب ویژه این پیام، خارجیها و بهویژه طرفهای مذاکرات هستهای هستند تا گمان نکنند با چماق تحریم میتوانند در مذاکرات امتیاز بگیرند. ظاهراً مهمترین ابزار غرب در برخورد با ایران، تحریمها هستند؛ از اینرو برای موفقیت، عملیات روانی گستردهای را آغاز کردهاند. حال آنکه به گفته خود آنها در بدترین وضعیت 50 درصد نفت ایران صادر نخواهد شد. ترجمان این پیام برای غرب، خفتبار و رسواییبرانگیز است؛ زیرا براساس آن، ایران با کمی سختی، زنده و پویاست و غرب، از اقدامی که با خسارتهای کلان هم به فرجام نرسید، ناکام و سرخورده است.