وطنفروشی آشکار ضدانقلاب خارجنشین
در بخشی از این نوشتار آمده است: «اگر کشوری مدعی مالکیت جزیره خارک شود، ایران حاضر خواهد بود به هر دیوان و دادگاه معتبری، پرونده را ارجاع دهد چون ایرانی بودن خارک بدیهی است. اگر ایرانی بودن این جزایر تا این حد، قطعی و بدیهی است، چرا دولت ایران از ارجاع آن به دیوان لاهه سر باز میزند؟ جز این است که قضیه به این سادگی نیست و مناقشهبرانگیز است؟! دستکم مشترک بودن اداره جزیره ابوموسی واضح است.» نویسنده این مطلب که خود بر نقص گفتار و ضعف ادله تاریخی و حقوقی خویشتن واقف است، پرده آخر نمایش را با دعوت دولتمردان ایرانی به وطن فروشی و خیانت به اجرا ميگذارد و با کمال بیشرمی، تاریخ را چنین تحریف ميکند؛ «در عالم واقع همهچیز قابل معامله است. عباسمیرزا، شاهزاده لایق و وطندوست ایرانی پس از شکست ایران از ارتش نیرومند روسیه دست به معامله زد و بخشهایی از ایران را واگذار کرد! اما اگر چنین نمیکرد، به احتمال بسیار، ایرانیان بیشتری کشته میشدند و بخشهای بیشتری از ایران جدا میشد! و علاوه بر این میتوان جدای از دو مرزبندی ذهنی به نام «ایران» و «روسیه» به آدمهای واقعی در مناطق جدا شده فکر کرد و فرض کرد که آنها اگر تبعه ایران میماندند، از رفاه و آموزش و حرمت انسانی بیشتری برخوردار بودند یا با تبعه روسیه بودن؟!» این سخنان بهخوبی عمق بیاصالتی و خودفروختگی عناصر ضدانقلاب خارجنشین را نشان ميدهد.