استکبار جهانی و ارتجاع عرب از ابتدای بحران سوریه آگاه بودند که باتوجه به پایگاه اجتماعی حکومت سوریه و خالی بودن اذهان جهانی از مسائل سوریه، به‌آسانی قادر نیستند توطئه علیه سوریه را کارآمدانه به اجرا گذارند؛ از این‌رو برای تبدیل این نقطه ضعف بزرگ به نقطه قوت، همه توان تبلیغاتی‌شان را با تزویر تمام به کار گرفتند تا این دو عرصه تعیین‌کننده را فتح کنند؛ به‌موازات این تهاجم تبلیغاتی هم بسیاری از کشورهای وابسته و خنثی را با خود همراه کردند تا شعار «جامعه جهانی» مخالف عملکرد حکومت سوریه است(!) معنا پیدا کند و بستری شود برای فشار بیشتر بر حکومت سوریه و موجه نشان دادن تهاجم تروریست‌ها و جنایت‌هایی که می‌آفرینند. فقدان حرکت منسجم کشورهایی که ادعای استکبار جهانی و ارتجاع عرب درباره سوریه را قبول نداشتند، موجب ترکتازی آن‌ها در صحنه سیاست بین‌المللی شد. برگزاری «نشست مشورتی تهران درباره سوریه» اقدامی برای منسجم و هماهنگ کردن دیدگاه کشورهایی بود که ادعاهای استکبار جهانی و ارتجاع عرب را قبول ندارند و آن را مزورانه و توطئه می‌دانند و نیز حرکتی بود در راستای نشان دادن صحنه دیگری از مواضع جهانی درباره سوریه که در نقطه مقابل ادعای استکبار جهانی و ارتجاع عرب است. با اینکه، مستکبران و مرتجعان، تمام امکاناتشان را به‌کار گرفتند که کشورها در این نشست شرکت نکنند و تا حدی هم موفق شدند؛ اما برگزاری این نشست که به‌تنهایی یک پیروزی محسوب می‌شود، دو دستاورد مهم داشت: 1- اجماع جهانی علیه سوریه یک دروغ بزرگ است که با هزینه سنگین و فریب افکار عمومی سر پا نگه داشته شده است. 2- تکرار چنین نشست‌هایی در سایر کشورها همان‌گونه که در این نشست قرار آن گذاشته شد، می‌تواند حقایق بیشتری از مسائل سوریه را برای مردم جهان آشکار کند.


در بیانیه پایانی و 9 بندی نشست، به نکات مهم و منطقی اشاره شده که بیانگر حسن نیت نشست است و در خنثی کردن تبلیغات دشمنان مردم سوریه تأثیر بسزایی خواهد داشت؛ از جمله اینکه: گفت‌وگوی ملی تنها راه برون‌رفت از بحران است که باید بدون مداخله خارجی انجام شود؛ برای برخورداری مردم سوریه از حقوق مشروع، باید به دولت سوریه فرصت لازم داده شود؛ گروه تماس برای پیگیری موازنه مطرح شده در نشست، تشکیل شود و...