دختری به جای دانشگاه، زندان رفت
اوایل آذر امسال یک زن میانسال شهرستانی به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران
رفت و از ناپدید شدن دخترش خبر داد و گفت: دخترم مهناز 5 سال قبل در
دانشگاه قبول شد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در این مدت به بهانه
اینکه گرفتار کار و تحصیل است، هر از گاهی به دیدنمان میآمد، اما چند ماهی
است که از او بیخبرم، دیروز هم به محل زندگیاش رفتم، اما متوجه شدم از
آنجا نقلمکان کرده است. وقتی هم به دانشگاه محل تحصیلش مراجعه کردم، در
کمال ناباوری پی بردم او چند سال قبل ترکتحصیل کرده و دانشگاه نمیرفته
است. حالا هم بشدت نگران سرنوشتش هستم. پس از این شکایت، پرونده با دستور قاضی سلیمانی - دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی تهران - در اختیار کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.با شروع تحقیقات، مشخص شد مهناز بیشتر اوقات با راننده 53 ساله یک خودروی کرایهای دیده شده است.بنابراین کارآگاهان به سراغ مرد مسافربر رفتند، اما از همکارانش شنیدند او از 4 سال قبل مسافرکشی را رها کرده و ناپدید شده است. با وجود این مأموران با ردیابیهای تخصصی، اوایل مرداد خودروی بدون سرنشین متهم تحت تعقیب را در استان خراسان شمالی کشف کردند.در ادامه تحقیقات، کارآگاهان با مراجعه به بانک اطلاعاتی مجرمان سابقهدار دریافتند مرد میانسال مدتی قبل به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر دستگیر و زندانی شده است. بنابراین پس از انجام هماهنگیهای قضایی، متهم به اداره آگاهی منتقل و تحت بازجویی قرار گرفت.
وی درباره دختر ناپدید شده گفت: «من و مهناز چند سال قبل با هم ازدواج کردیم. اما از آنجا که معتاد بودم، به خاطر تأمین هزینههای مواد مجبور به خرید و فروش مواد بودم. این اواخر هم بهخاطر وضعیت بد مالی در یک چادر در اطراف تهران زندگی میکردیم. البته در این مدت مهناز هم به طرف مواد کشیده شد و وقتی به خود آمدیم که او هم معتاد شده بود. مهناز به خاطر مصرف ماده مخدر شیشه رفتار نامعقولی پیدا کرده بود، تا اینکه چندی قبل به اتهام حمل و مصرف مواد مخدر و تهدید با چاقو دستگیر و زندانی شد.
همزمان با بهدست آمدن این اطلاعات، مهناز در زندان رجاییشهر شناسایی شد. خانوادهاش نیز با دیدن زن معتاد و سابقهدار بشدت شوکه شدند.! سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده - معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ - با اعلام این خبر گفت: متأسفانه برخی خانوادهها بدون اینکه به سرنوشت و عاقبت فرزندانشان توجه جدی نمایند، آنها را که سالها در شهرهای کوچک با امکانات کم و فرهنگی متفاوت با پایتخت و شهرهای بزرگ زندگی کردهاند بدون کمترین حمایت و توجه راهی شهرهای بزرگ میکنند، اما افسوس که نمیدانند چه سرنوشت شومی در انتظار فرزندان پاک و سادهاندیش آنها است.
بنابراین همواره باید با نظارتهای دقیق و منطقی فرزندان دور از خانه را تحت کنترل داشته باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11:7 توسط دانشجو
|