حاشیه دیدار صمیمانه رییس جمهور با طلاب مدرسه علمیه مشکوة
مجتبی ناوندی یکی از طلاب مدرسه علمیه مشکوة در
جدیدترین مطلب وبلاگ «روزگاری نو» به حضور سرزده صبح دیروز (چهارشنبه ۴
اسفند) رئیس جمهور در مدرسه علمیه مشکوة اشاره کرد و نوشت:
**حدود ساعت ۵: ۳۰ خودرو را در خیابان ناصرخسرو پارک میکنیم و به طرف مدرسه علمیه مشکوة میرویم. وقتی وارد مدرسه علمیه میشویم، نماز جماعت صبح به امامت حاج آقا قاسمیان مدیر مدرسه، به پایان رسیده است و طلاب در حال قرائت «زیارت عاشورا» هستند. تعدادی از بچههای حفاظت در مدرسه حضور یافتهاند که این موضوع احتمال آمدن رییس جمهور را میدهد. آن طور که از صحبتها بر میآید احتمالا دکتر احمدینژاد حول و حوش ساعت ۶: ۳۰ به مدرسه علمیه مشکوة خواهد رسید.
**عقربههای ساعت، لحظه به لحظه به ۶: ۳۰ نزدیکتر میشود و طلاب این مدرسه علمیه بیصبرانه منتظر دیدار با رییس جمهور محبوب خود هستند که به یک باره از جلوی درب مدرسه، صدای شعار «صلی علی محمد، مالک اشتر آمد» به گوش میرسد و باعث میشود تمام توجهها به سمت درب جلب شود؛ ظاهرا دکتر حدود ۲۰ دقیقه زودتر آمده است؛ پس از لحظاتی، متوجه میشویم که عدهای، بقیه را سرکار گذاشتهاند و رییس جمهور هنوز نرسیده است.
**دکتر احمدینژاد حدود ساعت ۶: ۳۰ با همراهی حاج آقا قاسمیان وشعارهای «صلی علی محمد، یاور رهبر آمد»، «صلی علی محمد، مالک اشتر آمد» و.... طلاب، وارد مدرسه علمیه مشکوة میشود. جو، بسیار صمیمی است؛ اکثر طلاب این مدرسه موفق میشوند با رییس جمهور محبوب خود دست دهند و به وی «خوش آمد» بگویند.
**پس از لحظاتی، طلاب جوان به سمت نمازخانه هدایت میشوند تا آماده برگزاری نشست صمیمی با دکتر احمدینژاد شوند. در این فاصله، حاج آقا قاسمیان توضیحی درباره ساختمان و مشکلات مدرسیه علمیه مشکوة به رییس جمهور میدهد؛ وی هم بصورت اتفاقی یکی از حجرهها را انتخاب میکند و از آن بازدید بعمل میآورد.
**پس از این بازدید، دکتر احمدینژاد با همراهی حاج آقا قاسمیان و شعارهای طلاب، وارد محل برگزاری نشست صمیمی با طلاب این مدرسه میشود. در بدو ورود وی، یکی از طلاب با صدای بلند فریاد میزند: «گروه سرود مدرسه مشکوة تقدیم میکند»؛ سپس تمام طلاب حاضر بصورت همخوانی آن شعری را که حزب الله لبنان در سفر اخیر رییس جمهور به این کشور، اجرا کرد، میخوانند؛ «ای بهترین ناصره؛ رزمندگان مقاومت؛ خوش آمدید، خوش آمدید...».
**حاج آقا قاسمیان، برنامه را شروع و پس از خیر مقدم به رییس جمهور و هیات همراه، سین برنامهها را اعلام میکند. وی در اواسط این بخش از صحبتهایش میگوید: «در اولین بخش از برنامه، یکی از طلاب به نمایندگی از بقیه دوستان به بیان نظرات طلاب مدرسه خواهد پرداخت و برنامه بعدی...» که در این هنگام دکتر احمدینژاد به شوخی میگوید: «اینکه من گوش میکنم» که با خنده طلاب و خود حاج آقا قاسمیان همراه میشود.
** «محمد کربلایی» به عنوان نماینده طلاب، صحبتهای خود را شروع میکند. او از جلسه طولانی شب گذشته طلاب این مدرسه که بعد از نماز مغرب و عشاء آغاز شده و تا حدود ۱۲ شب ادامه داشته است، سخن میگوید و اعلام میکند که صحبتهایش جمع بندی جلسه دیشب است. کربلایی از «لزوم برنامه ریزی طرحی برای حوزههای علمیه، شبیه طرح «دانشگاه در خدمت صنعت»» تا «لزوم تعامل دو طرفه و مثبت بین حوزه و دولت در مسائل مختلف» سخن گفت. وی در بخشی از صحبتهایش اظهار داشت: «طلاب مدرسه علمیه مشکوة، شب گذشته سخنان دیروز شما در دیدار با روحانیون را بررسی کردهاند...» که در این هنگام، دکتر احمدینژاد به مزاح گفت: «پس صحبتهای امروزم هم لو رفت» که این موضوع با خنده طلاب همراه بود.
**پس از پایان صحبتهای آقای کربلایی، سیمستم صوتی به خش خش میافتد که در این هنگام رییس جمهور میگوید: «اینجا قبل از هر چیز، یک سیستم صوتی میخواهد»؛ که این شوخی رییس جمهور و خندههای طلاب، بر فضای صمیمی جلسه بیش از پیش میافزاید.
**نوبت به ارائه گزارش توسط حاج آقا قاسمیان مدیر مدرسه علمیه مشکوة رسید. وی با اشاره به تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب درباره لزوم تحول در حوزه و همچنین حرکتهای صورت گرفته در مدرسه علمیه تحت مدیریت خود درباره این بخش از منویات حضرت آقا، اظهار میدارد: ما همچون یوسفهایی هستیم که بسوی دربهای بسته میدویم و موانع زیادی پیش رو داریم ولی به فضل الهی دربها یکی پس از دیگری به رویمان باز میشود.
**رییس جمهور در سخنان خود، با اشاره به اینکه مدارس علمیه باید خود را متولی امور مردم بدانند، تصریح کرد: اگر مسئول حوزههای علمیه کشور بودم، ریاضیات و دروس مهندسی را جزو درسهای اصلی و اجباری حوزه میگذاشتم؛ چون کسی میتواند درباره امور مردم به درستی نظر دهد که هم جامعه را درک کرده باشد و هم ذهن سازمان یافته داشته باشد.
**وی در ادامه با بیان اینکه رها کردن جامعه و سپس برخورد سلبی و مبارزه با تبعات این رهاشدگی، روش سکولارها و لیبرالها است، تاکید کرد: روش ما، روش اثباتی و معرفی معارف است که کاری در این زمینه نکردهایم؛ ما در نظام اسلامی به دنبال انسانهای کوچک نیستیم، بلکه اسلام انسانهای رشدیافته میخواهد؛ اصلاحگری هم حوصله میخواهد.
**رییس جمهور ادامه داد: از قدیم میگفتند کسانی که به مدارس علمیه میروند، لباس نوکری و سربازی امام زمان (ع) را بر تن میکنند؛ پس کاری کنید این موضوع عینیت پیدا کند، چراکه یک نوکر واقعی امام زمان (عج) مثل امام خمینی (ره) برای یک جهان کافی است.
**احمدینژاد در ادامه تصریح کرد: زمانی میخواستند شیعه در ظواهر نماز بماند که امام خمینی (ره) آمدند و همه معادلات را بر هم زدند و گفتند در حج، مانند آنها نماز بخوانید.
**وی با تاکید بر اینکه اتفاقات بزرگ سرنوشت ساز بسیار نزدیک است و صدای شکستن استخوانهای استکبار به گوش میرسد، خاطرنشان کرد: حرکتهای اخیر در انقلابهای منطقه، قطعا مردمی است ولی به نظر میرسد آن خیزش اصلی نیست و امکان دارد آمریکاییها بخواهند بدل بزنند؛ البته مستکبران در دام شیطان هستند و باید بدانند شیطان خودش در دام خداست و خداوند متعال مکر آنها را به خودشان باز میگرداند.
**پس از پایان صحبتهای دکتر احمدینژاد، این نشست صمیمی به پایان میرسد و رییس جمهور و تیم همراه آماده حرکت میشوند. در حیاط مدرسه علمیه مشکوة، جمعی از طلاب گرد دکتر احمدینژاد جمع میشوند و به بیان مشکلات و پیشنهادات خود میپردازند؛ وی هم با صبوری به همه صحبتها گوش میدهد.
**پس از پایان این صحبتها، رییس جمهور از طلاب خداحافظی میکند و با عبور از کنار بازاریانی که تازه مغازههای خود را باز میکنند و همچنین احوالپرسی با آنها، به همراه تیم همراه خود و مردمی که تازه متوجه حضور رییس جمهور محبوب خود شدهاند، از پلههای مسجد امام خمینی (ره) بازار بالا میرود تا به خودرو حامل برسد. چند ثانیه کافی است تا اکثر مردم حاضر در اطراف این مسجد، متوجه حضور احمدینژاد شوند و دور او حلقه زنند، مردمی که اگر از قبل میدانستند قرار است صبح امروز خود را با دیدار رییس جمهور خود آغاز کنند، حتما نامهای آماده میکردند ولی حالا با سر دادن شعارهایی او را بدرقه میکنند.
**در چنین شرایطی، زنی میان سال با صدایی شکسته، احمدینژاد را صدا میکند؛ او آنقدر از دور به آرامی رییس جمهور خود را صدا میزند که شاید فرد کناریاش هم به سختی صدای او را شنیده باشد؛ برخی از نیروهای حفاظتی هم از شرایط استفاده میکنند و برای آنکه دکتر احمدینژاد آن زن را نبیند، بین آن دو حائل میشوند، ولی رییس جمهور به عقب بر میگردد و از نیروهای حفاظتی میخواهد که کنار بروند تا آن زن جلو بیاید. دکتر پس از شنیدن دردل و مشکلات آن زن، به یکی از همراهان خود دستور میدهد که شماره تلفنش را بگیرد و به مشکلاتش سریع رسیدگی شود.
**رییس جمهور، سپس با بدرقه گرم مردمی که اکنون تعدادشان آنقدر زیاد شده است که خیابان را بستهاند و لحظه به لحظه بر تعدادشان هم افزوده میشود، سوار به خودرو میشود و آنجا را ترک میکند.