افشاگري مستند نصرالله در مورد توطئه مشترک امريكا و 14مارس براي حذف حزبالله/ به روابط دوستانه با اير
افشاگري مستند نصرالله در مورد توطئه مشترک امريكا و 14مارس براي حذف حزبالله/ به روابط دوستانه با اير

به گزارش شبکه تلویزیونی المنار، سید حسن نصرالله گفت: به رغم اهمیت تحولاتی که اطراف ما روی می دهد، اعم از آنچه این روزها در غزه در فلسطین اشغالی و سوریه گذشت و آنچه از مدتی پیش در بحرین و یمن و لیبی و دیگر کشورها آغاز شده است، من امشب در این سخنرانی بر مسائل مربوط به لبنان و لبنانی ها اعم از کسانی که داخل لبنان هستند یا کسانی که خارج از کشور به سر می برند متمرکز خواهم شد.
هرچند زمان کافی حتی برای پرداختن به
این مسائل وجود ندارد ولی من تلاش می کنم به طور خلاصه و تا حد امکان به
مسائل مربوط به لبنان بپردازم.
دبیرکل حزب الله افزود: طبق روال همیشگی من سخنانم را با ذکر فهرست مطالب آغاز می کنم. پیامدهای انتشار اسناد در ویکیلیکس و اوضاع سیاسی کنونی و مسیری که در آن پیش می رویم، تحولات در ساحل عاج و اوضاع لبنانی ها در این کشور، موضع گیری اخیر نخست وزیر کابینه مستعفی لبنان در مورد ایران و سیاست هاي منطقه ای آن، تهدید به اخراج لبنانی ها از بحرین و برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، حوادث زندان الرومیه و تازه ترین تحولات مربوط به تشکیل کابینه لبنان، محورهای این سخنرانی را تشکیل خواهد داد.
سید حسن نصرالله در ادامه افزود:
روزنامه لبنانی "الاخبار" مجموعه ای از اسناد آمریکایی را که از طریق
پایگاه اینترنتی ویکیلیکس به دست آورده است، منتشر کرد. برخی از این اسناد
را جفری فلتمن (سفیر سابق آمریکا در لبنان) فرستاده یا امضا کرده است و
برخی را نیز سیسون و برخی را نیز دیگر مسئولان امریکایی فرستاده یا امضا
کرده اند. بخشی از این اسناد را که ما خوانده ایم می توان از زوایای متعددی
تقسیم بندی کرد. مثلا می توان این اسناد را با توجه به محتوای مکتوب آنها
یا با توجه به شخصیتهایی که اسناد به آنها اشاره دارد، یا با توجه به
برداشتهای سفیر آمریکا از دیدارهایی که با شخصیتهای لبنانی داشته است،
مثل ارزیابی او از سعد حریری بررسی کرد.
البته در مورد ارزیابی ها و
برداشتهای سفیر آمریکا، باید خاطرنشان کرد که این ارزیابی ها و نتيجه
گيريها ممکن است درست یا نادرست باشد. همچنین در مورد سخنانی که به افراد
شرکت کننده در این دیدارها نسبت داده شده است، تا زمانی که این شخصیتها
واکنشی نشان نداده اند، نمی توان به ارزیابی این اسناد پرداخت. در ارزیابی
این اسناد بر اساس شخصیتها و طرفهای سیاسی (لبنانی) که اسناد به آنها
مربوط می شود، من اسناد را به دو دسته تقسیم می کنم. دسته اول که شمار آنها
بسیار اندک است، به رهبران و شخصیتهایی از گروه هشت مارس یا همان مخالفان
سابق مربوط می شود. دسته دوم به دیدارها و ارزیابی های (تهیه کننده اسناد)
در مورد رهبران و شخصیتهای گروههای 14 مارس مربوط است.
در مورد آنچه به جناح هشت مارس مربوط
می شود، عده ای بهتازگي تلاش کردند از اسناد منتشر شده برای ایجاد شکاف در
روابط بین ما و برخی از برادران و متحدان ما به ویژه جنبش امل و تا حدی
"جریان ملی آزاد" و یا برای ضربه زدن به ائتلاف نوپای ما با استاد ولید
جنبلاط بهره برداری کنند. این تلاشها گاهی از طریق بهره برداری از محتوای
برخی اسناد و گاهی با مطرح کردن این ادعا که آنچه در روزنامه الاخبار منتشر
شد، به درخواست یا با موافقت یا علم و رضایت حزب الله بوده است، صورت می
گیرد. در بررسی محتوایی این اسناد از مسئله جنبش امل و نبیه بری رئیس
پارلمان آغاز می کنم. باید مسائلی را که در خلال جنگ ژوئیه 2006 و بعد از
جنگ در مناسبتهای مختلف بر آنها تاکید کردم، یادآور شوم. هیچ یک از این
مسائل که در گذشته بیان کردم و یا اکنون بیان می کنم، برای دلجویی نبوده و
نیست بلکه سخن حق و واقعیت است.
از نخستین روز جنگ تا پایان آن و بعد
از هشت اوت (زمان توقف جنگ) استاد نبیه بری، شریک کامل در رهبری بوده است.
ما به طور روزانه با یکدیگر هماهنگی داریم. صادقانه و برای ثبت در تاریخ می
گویم که برادرم نبیه بری، امانت خون شهدا و فداکاریها و پایداریهای
مجاهدین و رنجهاي مهاجرین را بر دوش گرفت و شبانه روز از جایگاه خود برای
محافظت از لبنان و مقاومت لبنان و دستیابی به پیروزی، تلاش و مبارزه کرد.
مبالغه آمیز نیز اگر بگویم اگر تلاشهای نبیه بری و هوش و حضور و اخلاص او
نبود، معلوم نبود که دستاوردهای سیاسی را که اکنون به آن دست یافته ایم،
داشتیم یا خیر. ممکن بود اوضاع به گونه ای دیگر باشد.
اما آنچه مایلم بگویم این است که از نخستین روز درباره تقسیم مسئولیتها توافق کردیم. اصولا من تحولات در میدان جنگ را دنبال می کردم و البته کاملا از مسائل سیاسی هم به دور نبودم و نبیه بری مذاکرات و مسائل سیاسی را دنبال می کرد و البته تحولات میدان جنگ را نیز از طریق ارتباط با ما یا فرماندهان امل در جبهه ها دنبال می کرد. از همان روز نخست، نبیه بری گفت مسئولیت گفتوگوها و مانورها و ادبیات گفتوگوها و استدلالها و این که با آمریکاییها و غیر آمریکاییها گفتگو شود را به او بسپاریم و ما هم این مسئله را پذیرفتیم. نیازی نیست که در این مورد به ذکر مثال بپردازم. مسائل مربوط به ارتش و مزارع شبعا نیز از این جمله بود. هدف ما این بود که اگر بتوانیم، جنگ را با بازپس گیری مزارع شبعا به پایان برسانیم و به پیروزی بزرگی برای لبنان و مقاومت دست یافته ایم. این ها واقعیت ماجرا بود و نتيجهگيريهاي فلتمن یا اظهار نظرهای مختلف نمی تواند به واقعیت و اعتبار و درستی آن آسیب برساند. از این رو آنچه منتشر می شود یا گفته می شود یا نجوا می شود، نمی تواند از ارزش تلاشهای نبیه بری و نقش تاریخی و واقعی او در زمان جنگ بکاهد به ویژه آن که ما می دانیم دیگران برعکس او عمل کردند.
این مسئله را نیز اسناد (ویکیلیکس)
تایید می کند ولی ما بدون این اسناد از آن اطلاع داریم زیرا ما نیز یکی از
طرفهای گفتوگوها در داخل و خارج از دولت بودیم. جنبش امل نیز با مردان و
زنانش شریک کامل ما در میدان معرکه بود و شهدای زیادی تقدیم کرد، همانطور
که دیگر گروههای عضو مقاومت لبنان نیز شهدایی تقدیم کردند. جنبش امل شریک
کامل ما در پایداری و دردهاي مهاجران و صحنه سیاست و رسانه ها و
موضعگیریها بود و در سراسر زمان جنگ و بعد از آن چیزی جز همبستگی،
برادری، همکاری و اخلاص از اعضای جنبش امل و مسئولان آن مشاهده نکردیم. اگر
غیر از این بود، امکان دستیابی به پیروزی و رسیدگی به مشکلات ساکنان مناطق
جنگ زده وجود نداشت. حالا اگر سفیر آمریکا از نماینده مجلس یا وزیر یا
مسئولی (از امل) چیزی نقل کند، این مسئله بیانگر دیدگاه جنبش امل نیست. حتی
اگر فرض کنیم آنچه در اسناد امریکا نوشته شده، صحیح است، کافی است کسی که
در مورد او ادعایی مطرح شده است، آن را تکذیب کند و می بینیم که در
مناسبتهای زیادی افرادی که چیزی به آنها نسبت داده شده است، تکذیب کرده
اند.
در مورد روابط بین حزب الله و امل من
لازم می دانم به نکته ای اشاره کنم. همواره همه کسانی که هدفشان ضربه زدن
به مقاومت و جایگاه آن و پایگاه مردمی و سیاسی آن در لبنان بوده است،
بهدنبال ایجاد تفرقه بین حزب الله و امل بوده اند و اسناد ویکیلیکس این
مسئله را نشان می دهد. از سال 2005، برخی اعضای 14 مارس آن گونه که در
اسناد ویکیلیکس آمده است، به آمریکا توصیه می کردند که نبیه بری را از حزب
الله و جنبش امل را از حزب الله جدا کنیم. به همه این افراد می گویم که از
دستیابی به این هدف مأیوس خواهید شد، زیرا اعتماد و همکاری و همگرایی و
برادری که در 20 سال اخیر به ویژه در 10 سال اخیر بین این دو جنبش ایجاد
شده است، عمیقتر و قویتر از آن است که کسی بتواند به آن آسیبی برساند،
انشاء الله. ما فرزندان یک امام، یک مکتب و یک اندیشه هستیم هرچند دو
سازمان بوده ایم و دیدگاههایمان درباره جزئیات و ابزارها و تاکتیکها و
برنامه ها تفاوتهايی داشته است. اما ما این مسئله را عامل قدرت و نه ضعف
می دانیم و چنین مسئله ای در مورد دیگر گروههای ملی نیز صدق می کند.
دبیرکل جنبش حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی تلویزیونی خود به تشریح اسناد
ویکیلیکس در مورد برخی اقدامات جناح 14 مارس برای تضعیف مقاومت لبنان
پرداخت.
سید حسن نصرالله به تلاشها برای
ایجاد اختلاف بین حزب الله و جریان ملی آزاد به ریاست میشل عون پرداخت و
گفت: تلاشهایی که در این جهت صورت گرفت، نسبت به تلاشهایی که برای ایجاد
تفرقه بین حزب الله با جنبش امل و نبیه بری صورت گرفته است، بسیار کمتر
بود. (در اسناد ویکیلیکس) در این مورد صرفا ارزیابی هایی در مورد دو
نماینده پارلمان از جناح ملی آزاد صورت گرفت و این ارزیابی ها نیز بعدا
تکذیب شد. موضع میشل عون و دیگر رهبران و اعضا و طرفداران جریان ملی آزاد و
در زمان جنگ و بعد از جنگ تا امروز، روشن است و آنچه به نقل از دو نماینده
عضو این جریان گفته شده است -که آنها تکذیب کردند- نمی تواند بر روابط ما
با این جریان تاثیری بگذارد.
دبیرکل حزب الله در ادامه افزود: در
مورد آنچه در مورد استاد ولید جنبلاط (در اسناد ویکیلیکس) گفته شده است
ذکر این نکته لازم است که وی از همان روز نخست با انتشار بیانیه ای اعلام
کرد در مرحله ای که گذشت، من در جایگاه و موضع دیگری بودم و از اکنون
ائتلاف خود را با مقاومت لبنان اعلام می کنم. او به این ترتیب باب مناقشه
را بست، تا نیازی به تایید و تکذیب و توضیحات بعدی نباشد. آنچه در این مورد
گفته می شود، این است که چرا روزنامه الاخبار این مسائل را درباره ولید
جنبلاط منتشر کرد، در حالی که او تغییر موضع داده است. عده ای تلاش کردند
ما را مسئول آنچه در الاخبار منتشر می شود، معرفی کنند. متاسفانه در لبنان
این گونه تلقی شده است که این روزنامه وابسته به حزب الله است و با دستور و
طبق سیاستها و خواسته ها و تمایلات حزب الله عمل می کند و آنچه در آن
نوشته می شود، با علم و رضایت حزب الله است. این مسئله اشتباه و نادرست
است. این ظلم است. رهبران سیاسی مهمی در کشور وجود دارند که به آنها گفته
ام اگر مقاله ای علیه آنها نوشته شود، ارتباطی به حزب الله ندارد. ما
پیامهای خود را از طریق روزنامه الاخبار منتشر نمی کنیم. به روشنی و برای
همیشه می گویم که روزنامه الاخبار وابسته به حزب الله نیست و حزب الله آن
را اداره نمی کند و به سیاستهای حزب الله و طرز فکر آن پایبند نیست و از
حزب الله دستور یا حتی توصیه نمی پذیرد.
روزنامه الاخبار مانند بسیاری دیگر از
رسانه ها در خط مخالفان لبنانی است و از این جهت ما با آن احساس نزدیکی می
کنیم اما ممکن است ملاحظاتی داشته باشیم که به آنها گوش نمی دهد. شبکه های
تلویزیونی و نشریاتی وجود دارند که از دوستان ما هستند (ولی وابسته به ما
نیستند). بله روزنامه الاخبار در خط مقابله با مخالفان لبنان است ولی هیئت
مدیره و سیاست و خط مشی خاص خود را دارد. چگونه با عقل جور در می آید که
روزنامه ای وابسته به ما باشد و ما اجازه دهیم در این روزنامه مقالاتی
منتشر شود که به ضرر خودمان است. بارها مقالاتی در این روزنامه منتشر شده
است که به ضرر من یا حزب الله و نمایندگان و وزیران حزب الله در کابینه و
متحدان ما بوده است. در این روزنامه مقالاتی علیه حماس و جهاد اسلامی و
گاهی ایران و سوریه و دیگر متحدان منتشر می شود. آیا پذیرفتنی است که
روزنامه ای تابع ما و دستور گیرنده از ما باشد و گاهی علیه خود ما یا علیه
مراجع دینی عمل کند؟ در برخی موارد کار به جایی رسید که پیامهایی خشم آلود
برای این روزنامه فرستادیم ولی در بسیاری از موارد به حرف ما گوش داده نشد.
ما به عنوان جنبش حزب الله فقط
مسئولیت مطالبی را بر عهده می گیریم که در رادیو نور، و شبکه المنار و
پایگاه حزب الله در شبکه اینترنت منتشر شود یا مسئولان رسانه ای حزب الله
بیان کنند. اما بر روزنامه ها و شبکه های رادیویی و تلویزیونی و پایگاههای
اینترنتی همسو چیزی را تحمیل نمی کنیم و گاهی ممکن است با آنها اختلاف
پیدا کنیم.
اما در مورد اسناد ویکیلیکس، ما وقتی
خبردار شدیم کانالی ارتباطی بین روزنامه الاخبار و مسئولان ویکیلیکس
ایجاد شده است، روزنامه الاخبار را تشویق کردیم تا به اسناد مربوط به جنگ
ژوئیه 2006 دست پیدا کنند زیرا این مسئله برای ما اهمیت دارد تا در ارزیابی
های نظامی و سیاسی و امنیتی و نظامی و رسانه ای و اجتماعی خود مد نظر قرار
دهیم. ما آنها را تشویق کردیم ولی نمی دانیم که چگونه به مدارک دست یافتند
و به آنها برای دستیابی به این مدارک کمکی نکردیم و در انتشار اسناد نیز
مداخله ای نداشتیم. برادران ما تلاش کردند نسخه ای از این اسناد را از
روزنامه الاخبار دریافت کنند ولی به آنها داده نشد. تصدیق کنید یا نکنید،
واقعیت همین است. ما مانند سایرین به اسناد ویکیلیکس که در الاخبار منتشر
می شود، دسترسی داریم. آنچه منتشر شده است و می شود، با اطلاع قبلی ما نیست
و ما نمی دانیم آنچه فردا یا پس فردا منتشر می شود، به نفع یا به ضرر
ماست.
دبیرکل جنبش حزب الله در ادامه سخنان
خود افزود: بخش عمده مدارک ویکیلکس که روزنامه الاخبار منتشر کرد، مربوط
به شخصیتها و رهبران جناح 14 مارس بود. محتوای این اسناد در اکثر موارد
تکذیب نشد و حتی در برخی موارد در تایید این اسناد اظهاراتی بیان شد. به
طور خلاصه این دسته از اسناد به رغم تفاوت در جزئیات، محتوای مشترکی داشتند
که ما را به نتیجه واحدی می رساند. من وارد جزئیات این اسناد نمی شوم بلکه
به نتیجه می پردازم. نتيجهگيري ما از این مدارک این است که ما در برابر
واقعیتی بسیار خطرناک قرار داشتیم و اکنون و در آینده هم همچنان در برابر
واقعیتی بسیار خطرناک قرار داریم.
برداشت ما این است که جناح 14 مارس از
ابتدای سال 2005 تاکنون بعد از دستیابی به هدف بیرون راندن نیروهای سوری
از لبنان، ضربه زدن به مقاومت و خلع سلاح آن و منزوی کردن آن و نابود کردن
آن را مهمترین هدف خود قرار داده است.ا سناد ویکیلیکس مربوط به زمان جنگ
ژوئیه و بعد از جنگ این مسئله را نشان می دهد. دغدغه اصلی آنها این است كه
ميگويند چگونه از شر مقاومت خلاص شويم و چگونه این مقاومت را از نظر معنوی
و روانی و مادی از بین ببریم. مسئله دیگر این است که این هدف که از سال
2005 به بعد مشغله ذهنی آنها بوده است و بعد از این نیز خواهد بود به چه
علت و برای خدمت به چه کسی و به چه قیمتی تدوین شده است. ما از ابتدا پاسخ
را می دانستیم ولی اسناد ویکیلیکس آن را تایید می کند.
از نظر ما معامله ای بین گروه 14 مارس
و آمریکا وجود داشته است. اگر می گويید این یک اتهام و یک تلاش برای خائن
جلوه دادن این گروه است، اسناد آن موجود است، آن را تکذیب کنید. به همه
رهبران و شخصیتهای 14 مارس می گویم که اگر بگويید فلتمن دروغگو است و
سیسون دروغگو است و آمریکایی ها دروغگو هستند و همه آنچه (در ویکیلیکس)
نوشته شده، دروغ است، من حرفم را پس می گیرم.
محتوای اسناد نشان می دهد که بین
گروههای عضو جناح 14 مارس و آمریکایی ها معامله ای صورت گرفته است به این
ترتیب که آمریکایی ها گفتند حاکمیت بر لبنان را به شما می دهیم و شما سر
مقاومت را برایمان بیاورید. هدف همین است، به همین سادگی؛ حاکمیت در برابر
مقاومت. از این رو همه برنامه ها، طرحها و تلاشها بر این مسئله متمرکز
بود که چگونه به حضور مقاومت در لبنان پایان دهیم.
به این مسئله که چنین کاری خدمت به چه
کسی است و برای چه این کار صورت می گیرد و علت آن چیست و گناه مقاومت
چیست، کاری ندارم. اسناد نشان می دهد که از بین بردن مقاومت، محور همه
گفتوگوها بوده است.
این اسناد نشان می دهد شخصیتهایی که درگیر این طرح بودند، از نظر اخلاقی و وطن پرستی در چه مرحله ای هستند. من نمونه هایی از اسناد منتشر شده را بیان می کنم. در یک مورد آمده است "به ما سلاح بدهید، ارتش لبنان را مسلح کنید، ما حزب الله را هدف قرار می دهیم." هیچگاه نگفته اند ارتش لبنان را مسلح کنید تا از مرزهایمان در برابر تجاوز اسرائیل دفاع کنیم و نگفته اند ارتش لبنان را مسلح کنید تا از حاکمیت خود در برابر تجاوزات هوایی و دریایی و زمینی اسرائیل دفاع کنیم. نگفته اند ارتش لبنان را مسلح کنید تا موازنه وحشت با دشمن ایجاد شود و کشور در آینده از تهدیدات در امان بماند. به هیچ وجه از این مسائل سخنی گفته نشده است. در همه گفتوگوها و مدارک و در همه جلسات گفته اند ارتش لبنان را مسلح کنید تا حزب الله را هدف قرار دهیم. این چه منطق اخلاقی و میهن پرستانه است؟ می گویند اجازه بدهید ما به هواپیمای میگ روسی مجهز شویم تا به حزب الله اجازه ندهیم بار دیگر ماجرای هفتم مه را تکرار کند. یعنی میگ هیچ ارتباطی با مقابله با اسرائیل ندارد بلکه مسئله حزب الله مطرح است.
بعد از جنگ نیز می گفتند به ما پول
بدهید تا خانه ها را بازسازی کنیم تا حزب الله آنها را بازسازی نکند. اگر
ما خانه های ویران شده را بازسازی کنیم، محبویت حزب الله را به سمت خودمان
منتقل می کنیم. آنها نمی گفتند که می خواهیم خانه ها را به دلایل اخلاقی و
انسانی بازسازی کنیم بلکه برای فریب مردم و در محاصره قرار دادن مردم چنین
کاری می کنیم. آنها می گفتند، مزارع شبعا را به ما بدهید تا دولت فؤاد
سنیوره در برابر حزب الله قدرتمند شود نه به این علت که مزارع شبعا و تپه
های کفرشوبا سرزمینهای اشغال شده لبنان محسوب می شوند و به لبنانی ها تعلق
دارند. آنها می گفتند مزارع را بدهید تا ابزاری در دست فلانی در برابر حزب
الله باشد و حزب الله بهانه ای برای حفظ سلاح خود نداشته باشد. آنها می
گفتند پنج هزار یا 10 هزار جنگجوی لبنانی را مسلح کنید نه برای آن که از
لبنان در برابر تهدید اسرائیل دفاع کنند، بلکه برای آن که با حزب الله
مقابله کنند. آنها نقشه می کشیدند که چگونه نبیه بری را از حزب الله دور
کنند، چگونه میشل عون را نابود کنند، زیرا او محافظی مسیحی برای حزب الله
محسوب می شود. آنها در زمان جنگ و بعد از آن، توصیه ها و پیشنهادهایی را با
این مضمون ارائه می کردند که به جنگ پایان ندهید تا نیروهای بین المللی در
مرز لبنان و سوریه مستقر شوند تا انتقال سلاح به حزب الله متوقف شود.
همچنین پیشنهاد می کردند واحدهای دریایی در دریا مستقر شوند تا سلاح به دست
حزب الله نرسد و فرودگاهها کنترل شوند تا سلاح به دست حزب الله نرسد.
هیچگاه پیشنهاد نشد کاری کنید که تجاوزهاي اسرائیل به مرزهای لبنان متوقف
نشود و اگر هم گفتند سرزمینی را بازگردانید، فقط به این خاطر بود که بهانه
از دست حزب الله خارج و این گروه تضعیف شود. ما (حزب الله) به عنوان لبنانی
می گويیم، مزارع شبعا را بازگردانید و بهانه را از دست ما خارج کنید،
تجاوزهاي اسرائیل را متوقف کنید و حاکمیت لبنان را حفظ کنید تا بهانه از
دست ما خارج شود! برای ما نتیجه مهم است.
دبیرکل جنبش حزب الله افزود:
پیشنهادهایی مانند "بکشید و نابود کنید و منهدم کنید و گامهای بلندتری
بردارید" بر ضد چه کسانی بود؟ از خون چه کسانی هزینه می کردند؟ از خون زنان
و کودکان لبنانی و منازل و منافع و اقتصاد و تاسیسات زیربنایی لبنان خرج
می کردند تا حزب الله و دیگر گروههای مقاومت شکست بخورند و از بین بروند و
به این ترتیب هدف آنها محقق شود. ایا این مسئله دردناک نیست، واقعا دردناک
است. این وضع واقعی برخی شخصیتها و رهبران سیاسی لبنانی است.
در این میان گناه حزب الله چه بود؟
آیا حزب الله در سال 2005 با به قدرت رسیدن شما گروه 14 مارس مخالفت کرد؟
آیا بعد از سال 2005 حزب الله با شما بر سرقدرت رقابت کرد؟ تنها گناه حزب
الله این بود که خاری در چشم اسرائیل است. گناه حزب الله این است که خاری
در چشم برنامه های اسرائیل است. گناه حزب الله این است که در معنای اسلامی و
در معنای ملی، یکتا پرست است. گناه حزب الله این است که دغدغه امت
(اسلامی) را دارد. آمریکا و اسرائیل به دنبال مجازات کردن حزب الله هستند.
جناح 14 مارس از شخصیتها و طوایف و
رسانه ها و احزاب و طرفداران و همه امکاناتش استفاده کرد تا به این هدف دست
یابد تا در مقابل، به قدرت دست پیدا کند. آیا چنین ذهنیتی می تواند از
لبنان با توجه به خطرات منطقه ای و تهدیدهاي هر روزه اسرائیل محافظت کند؟
آیا چنین ذهنیتی می تواند راهبرد دفاعی واقعی بنا نهد و از وحدت ملی لبنان و
صلح و امنیت آن و شرافت و حاکمیت آن محافظت کند؟ آیا چنین ذهنیتی با این
میزان کینه توزی و توطئه می تواند در لبنان دولت مدرن که امنیت و شکوفایی
به بار آورد، برپا کند؟ آیا این کارها پاداش مقاومت است که عظمت و شرافت و
سربلندی و حاکمیت لبنان را بازگرداندن و دو بار اسرائیل را شکست داد؟ بعد
از این همه سال توطئه، نتیجه این شد که مقاومت باقی ماند و دولت سقوط کرد.
نه شما و نه اسرائیل و نه توطئه های
بین المللی و منطقه ای و نه رسانه ها و منابع مالی و نه قدرتمندترین ارتش و
نیروی هوایی در منطقه نتوانست مقاومت را از بین ببرد. اما قدرت از دست شما
خارج شد. کسانی که قدرت را از دست دادند، لازم است آرام گیرند در وضع خود
بازنگری کنند و بیندیشند که کجا اشتباه کردند.
برخی ها حتی نسبت به آن زمان پا را
فراتر نهاده اند و آنچه را قبلا محرمانه به فلتمن و سیسون و دیگران می
گفتند، اکنون به طور علنی از تریبونها و رسانه ها و سخنرانی ها می گویند.
این همان منطقی است که در سالهای گذشته بر لبنان حاکم بوده است. من به
خاطر عشق به این کشور و این مردم و منافع کشور به این افراد توصیه می کنم
که ذهنیت خود را عوض کنند و به آنها می گویم که چنین ذهنیتی شما را به هیچ
جا نخواهد رساند و نتیجه ای جز شکست های پیاپی به بار نخواهد آورد.
* حزب الله به روابط دوستانه و نزديك با ايران افتخار مي كند
وي افزود: نكته ديگري كه بايد به آن
اشاره كنم، اظهارات تندي است كه سعد حريري عليه ايران مطرح كرده است. البته
بايد بگويم كه من سخنگوي ايران نيستم اما افتخارم اين است كه روابط
دوستانه و نزديكي با ايران دارم؛ همانطور كه روابط خوبي با سوريه و برخي
كشورهاي ديگر دارم و اين امر مايه مباهات و افتخار است.
سيد حسن نصرالله تاكيد كرد: اما از
منظر ديگر، جريان حزبالله نميتواند درمقابل هجمه تبليغاتي و توهين به
ايران به عنوان كشوري كه در كنار لبنان ايستاده است و از لبنان در موارد
متعددي حمايت كرده است، سكوت كند.
وي افزود: ادعاي حريري كه ميگويد
ايران عامل بحران در لبنان است، تعجب آور مي باشد. حريري به جاي آنكه
اسرائيل را بحران ساز معرفي كند، تهران را بحران ساز معرفي كرده است. اين
حرف خندهداري است. اين حرفها بر اساس چه اسنادي گفته ميشود. يا آنكه
حريري در جاي ديگري مدعي شد كه ايران عامل بحرانهاي اخير در كشورهاي ديگر
عربي است.
دبير كل حزبالله لبنان ادامه داد:
ايران از معدود كشورهايي بود كه در جنگ 33 روزه از لبنان حمايت مي كرد. اين
اتهامات عليه ايران را نميتوان ناديده گرفت. اگر حمايتهاي ايران از
لبنان نبود، ممكن بود لبنان در جنگ 33 روزه نتواند اسرائيل را شكست بدهد.
البته برخي ديگر از كشورها به لبنان كمك كردند كه قطر از جمله اين كشورها
بود.
* ايران كشوري قدرتمند است
سيد حسن نصرالله تاكيد كرد: اظهارات
سعد حريري از اساس باطل بوده و صحت ندارد. خيلي شفاف بگويم كه ايران نيازي
ندارد كه بنده از آن حمايت كنم. ايران كشوري قدرتمندي است اما قانون
وفاداري و عرف دولتي ايجاب ميكند كه در اين باره سكوت نكنيم. ايران دوست
ما هستند و ما سكوت را در برابر ظلم را نمي توانيم تحمل كنيم.
* سعد حريري بايد به وضعيت لبنانيهاي گرفتار در ساحلعاج حساسيت نشان دهد
دبير كل حزبالله لبنان در بخشي از
سخنراني خود به بحران ساحل عاج اشاره كرد و گفت كه حريري به عنوان نخست
وزير پيشبرد امور بايد به وضعيت لبنانيهاي گرفتار در اين كشور حساسيت نشان
دهد.
سيد حسن نصرالله گفت: نكته ديگري كه بايد به آن اشاره كنم، موضوع ساحل عاج و درگيريها و اتفاقات اين كشور است.
وي گفت: شما ميدانيد كه شمار زيادي
از لبنانيها و مسلمانان ديگر كشورها در ساحل عاج زندگي ميكند و در واقع
بيشتر آنها براي امرار معاش و كار به ساحل عاج سفر كردند. قطعا اين افراد
دوستان و اقوامي در لبنان دارند و از اين ديدگاه موضوع ساحل عاج به ما
ارتباط دارد.
دبير كل حزبالله لبنان ادامه داد:
اتفاقات روي داده در ساحل عاج از اين قرار است كه انتخاباتي در اين كشور
انجام شد و هر 2 نامزد مدعي هستند كه پيروز انتخابات شدهاند و اختلافات از
اين جا شروع شد. ما كاري به ادعاي دو فرد نداريم كه كدام درست ميگويد و
اين در شرح وظايف وزارت خارجه لبنان قرار دارد كه درباره ساحل عاج اظهار
نظر كند اما لبنانيها و مسلمانان در آنجا گرفتار شده و با مشكل معيشتي و
ناامني مواجه هستند.
سيد حسننصرالله اضافه كرد: ما از
ديدگاه انساندوستانه، وظيفه خود ميدانيم كه به وضعيت آنها توجه كنيم. حتي
سعد حريري به عنوان نخست وزير پيشبرد امور، وظيفه دارد به وضعيت اين گروه
از لبنانيها حساسيت نشان دهد و اوضاع آنها را پيگيري كند. البته بايد اين
موضوع را بگويم كه شخص آقاي "ميشل سليمان " رئيس جمهور لبنان وارد موضوع
شدند و هر روز وضعيت خانوادههاي لبناني و مسلمانان در ساحل عاج را پيگيري
ميكنند اما اين موضوع كافي نيست و بايد تلاشها براي تامين مالي و جاني
آنها ادامه يابد.
وي گفت: حتي برخي از خانوادههاي
لبناني در ساحل عاج تحت محاصره قرار دارند. اينها خانواده ما هستند و
دستكم از نظر اخلاقي ميتوانيم از آنها حمايت كلامي داشته باشيم. رنج آنها
رنج ما است و مشكلات آنها مشكلات ما است.
* حوادث بحرين مذهبي نيست بلكه مشكل، نبود مردمسالاري است
سيدحسن نصرالله حوادث اخير در بحرين
را مشكل نبود مردم سالاري دانست و گفت: موضوع بحرين مذهبي نيست و ملت اين
كشور ميخواهند سهمي در اداره امور كشور داشته باشند.
دبيركل حزبالله در بخش ديگري از
سخنانش با انتقاد از فرافكني رژيم بحرين در متهم كردن حزب الله به دخالت
در امور اين كشور تاكيد كرد: حمايت از مردم مسلمان، دخالت در امور داخلي
نيست و اين وظيفهاي اخلاقي است و ما از مردم تونس و مصر نيز حمايت
كردهايم.
* دولت سعد حريري از ديكتاتورهاي عرب حمايت مي كند
وي با انتقاد از رويكرد دولت سعد
حريري در حمايت از ديكتاتورهاي منطقه تاكيد كرد كه وي بايد از ملتهاي
اسلامي حمايت كند ولي چنين نميكند و وقتي ما اين كار را انجام ميدهيم، او
ما را مورد انتقاد قرار ميدهد.
دبيركل حزب الله لبنان ابراز داشت:
اين روزها اسناد تازه اي از جنايات رژيمهاي سرنگون شده و توافقات پشت
پرده آنها با رژيم صهيونستي منتشر ميشود و به زودي برگهاي جديد از اين
رسوايي ها منتشر خواهد شد.
* روش آل خليفه در اخراج لبناني ها، بحران بحرين را حل نمي كند
وي با انتقاد از تصميم رژيم آل خليفه
در بحرين براي اخراج لبنانيها تصريح كرد كه اين روش غير منطقي است و مشكلي
از رژيم بحرين حل نمي كند و اين اقدام، پذيرفتني نيست.
دبيركل حزب الله اقدام رژيم آل خليفه
را تعجب آور خواند و تاكيد كرد كه موضوع بحرين مذهبي نيست بلكه مشكل، نبود
مردم سالاري است و مردم اين كشور ميخواهند سهمي در كشور داشته باشند و
اينكه دولت بحرين عدهاي لبناني را كه براي كسب لقمهاي نان از كشور اخراج
ميكند، بي فايده است.
* دولت بحرين از اخراج لبناني ها دست بردارد
سيد حسن نصرالله در ادامه با بيان
اينكه مشكل بحرين از داخل حل خواهد شد و مقاومت در بحرين نياز به استمرار
دارد، اظهار داشت: دولت بحرين از اخراج لبناني ها دست بردارد.
وي در بخش ديگري از سخنانش به موضوع
زندان "روميه " لبنان پرداخت كه در آن تعدادي از زندانيان دست به شورش زدند
و اظهار داشت: اين مسئله مربوط به مقامات اين زندان و مقامات قضايي لبنان
است ولي اينكه جريان مخالف (جريان14مارس) از اين ماجرا براي ضربه زدن به ما
استفاده كند، قابل قبول نيست.
* جريان 14 مارس بدنبال ايجاد جنگ طائفه اي در لبنان است
دبيركل حزب الله همچنين با انتقاد از
رويكرد فرصت طلبانه جريان 14مارس براي سوء استفاده از حوادث اخير اظهار
داشت: 14مارس به دنبال ايجاد جنگ طايفهاي و استفاده از ماجراي زندان به
عنوان چماق عليه مقاومت است.
* حزب الله خواهان تشكيل سريع دولت ميقاتي است
دبيركل حزبالله لبنان با رد برخي
ادعاها مبني بر اينكه حزبالله خواهان تاخير در تشكيل دولت جديد لبنان است،
تاكيد كرد كه حزب الله خواهان تشكيل سريع دولت است.
سيد "حسن نصرالله " در بخش ديگري از
سخنراني خود به موضوع تشكيل دولت لبنان پرداخت و گفت: از روز اول و زماني
كه رايزنيها انجام شد، يك بحث مذهبي را پيش كشيدند.
وي افزود: بر اساس توافقنامه طائف اين
اكثريت پارلماني است كه نخستوزير را تعيين ميكند اما موضوع را به
گونهاي نشان ميدهند كه گويي شيعيان نخستوزير اهل سنت را تعيين ميكنند و
اين ادعا درست نيست بلكه فراكسيونهاي پارلماني با يكديگر رايزني كردند.
دبيركل حزب الله گفت: برخيها نيز
ميگفتند كه فلاني يعني من نخستوزير اهل سنت را تعيين ميكنم و اين گفته
نيز ظلم بزرگي است و در اين رابطه من "رفيق حريري " نخستوزير شهيد لبنان
پيش از سال 2005 را يادآور ميشوم.
وي افزود: اسرائيل و برخي نويسندگان
عرب ميگفتند كه من از زير زمين سخن مي گويم و من به اينكه در مخفيگاه
باشم افتخار ميكنم زيرا اسرائيل قصد كشتن مرا دارد آيا اين عيب است.
*نصرالله: ما عاشق شهادت هستيم
دبيركل حزب الله گفت: امروز در جهان
عرب شخصيتهايي وجود دارند كه هدف اسرائيل هستند و من هم جزئي از آنها هستم
و اين مدال افتخار براي ما است. ما عاشق شهادت هستيم. اگر اين گونه نبود
خدمات رايگان براي اسرائيل ارائه ميكرديم. چه بسا برخي اعراب ميخواهند كه
من خارج شوم و به حيات من پايان دهند زيرا بقاي ما براي برخيها سنگين
است.
وي تصريح كرد: به سال 2004 ميلادي
برميگرديم، رفيق حريري نخستوزير وقت به ديدن من ميآمد و من حتي يك روز
هم به منزل او نرفتم، اين تكبر نيست بلكه خود وي ميگفت كه شرايط امنيتي
مرا درك ميكند. دو هفته آخر در مورد دولتي كه قرار بود بعد از انتخابات
تشكيل شود، با من صحبت ميكرد و از ما ميخواست شركت كنيم بنابراين براي
گروه 14 مارس و جريان المستقبل عيب است كه در مورد ديدار من با هر شخصيت
سني به گونهاي غيرعادلانه سخن بگويند. شما ميدانيد كه اين دروغ است و به
نتيجه منتهي نخواهد شد. سياست تحريك هرگز به نتيجه نخواهد رسيد و تمامي
صحبتهاي شما از سال 2005 ميلادي بر تحريك استوار است.
نصرالله اظهار داشت: ما ميپذيريم كه
نخستوزير مكلف، دولت را تشكيل دهد اما رويه بر اين است كه فراكسيونها
براي تشكيل دولت رايزني ميكنند و اين چيز جديدي نيست و طبيعي است كه
وقتگير باشد و اگر دولتي با ماهيت مذهبي و 50 درصد مسيحي و 50 درصد مسلمان
باشد و برخي گروههاي متعدد نيز وجود داشته باشد اين امر وقت گير است.
*خواهان تشكيل دولت لبنان در سريعترين زمان هستيم
وي افزود: ما از كساني نيستيم كه دولت
تشكيل ميدهند بلكه سعي داريم همانند ديگران كمك كنيم و همه تمايل داريم
كه دولت در سريعترين زمان ممكن تشكيل شود؛ گام هايي را برداشتيم و در
زمينه تعداد كرسي هاي دولت تقريبا به نتيجه رسيدهايم؛ همچنانكه نمايندگي
فراكسيونها در دولت و ماهيت دولت تقريبا قطعي شده است اما همه ما با
فشارهايي مواجه هستيم.
دبيركل حزب الله لبنان افزود: ميدانم
كه چه اندازه براي تشكيل دولت تكنوكرات فشار وارد آمد و همه گروههاي
زيرمجموعه اكثريت جديد خواهان دولت سياسي با گرايش تكنوكرات بودند و ما به
اين نتيجه رسيديم كه دولت مختلط تشكيل شود و امروز ميگويند كه حزبالله
خواهان تاخير در دولت است و حزبالله است كه به ميشل عون ميگويد كه تشكيل
دولت به تاخير بيفتد اما اين درست نيست بلكه ما خواهان تشكيل دولت در
سريعترين زمان هستيم و حزب الله و ميشل عون به گونه اي كه آنها (14 مارس)
ادعا مي كنند؛ با هم تعامل نمي كنند و همچنين ميشل عون گره اي در تشكيل
دولت لبنان به شمار نمي آيد.
وي خاطرنشان كرد: تحولات كنوني درباره
تشكيل دولت لبنان اساسا يك حق قانوني است بايد درباره آن بحث و مذاكره شود
تا به جايي در مورد توزيع پستها برسيم كه در آن صورت ارائه اسامي وزرا
آسان خواهد بود.
دبيركل حزب الله در ادامه تاكيد كرد: به لبنانيها اطمينان ميدهم آنچه درباره نيت هريك از اعضاي اكثريت جديد پارلماني براي كارشكني در تشكيل دولت گفته ميشود؛ صحت ندارد بلكه فراكسيونهايي هستند كه حقوقي دارند و اين مسائل نيز تازگي ندارد و اميدواريم كه نخستوزير مامور تشكيل دولت، كابينه را تشكيل داده و امور كشور را به دست گيرد و ما در اكثريت جديد همگي عزم خود را براي مقابله با تمامي دشواريها و فشارها براي تشكيل دولت در سريعترين زمان ممكن، جزم كردهايم.