کسینجر دلیل اصلی حمله به لیبی را برای اوباما روشن کرد
هنری کسینجر و جیمز بیکر وزرای خارجه اسبق آمریکا طی مقالهای که در
روزنامه "واشنگتنپست" منتشر شد تاکید کردند که مهمترین انگیزه آمریکا
برای مداخله نظامی در دیگر کشورها، منافع ملی ایالات متحده است.کسینجر و بیکر با بیان این مطلب که انتخاب بین "رئالیسم" و "ایدهآلیسم" اشتباه است مینویسند: ایدهآلها میبایست در شرایط خاصی بدست آیند و رئالیسم نیز نیاز به زمینههایی دارد تا ارزشهای ملت ما معنا پیدا کند. بنابراین جدا کردن این دو مقوله از یکدیگر خطرناک است.
در اینجا باید به سخنان اخیر باراک اوباما رئیسجمهوری آمریکا در حمایت از حمله نظامی به لیبی توجه کرد که گفته بود وقتی احساس کند در جایی نیاز به استفاده از نیروی نظامی است، هیچ محدودیتی در این تصمیم نخواهد داشت.
رئیسجمهوری آمریکا همچنین تاکید کرد: وقتی منافع آمریکا مطرح باشد، کاملا آماده است تا بطور یکجانبه از نیروی نظامی استفاده کند و وقتی که "ارزشهای" آمریکا در خارج از این کشور با تهدید مواجه شوند نیز از نیروی نظامی استفاده خواهد کرد.
این گفته اوباما و حمایت از اقدامات "یکجانبه" و مداخلهنظامی در دیگر کشورها به منظور دفاع از "ارزشها"ی آمریکایی بدان معناست که حتی اگر هیچ یک از منافع حیاتی این کشور نیز در خطر نباشند، وی راه را برای مداخلههای بی حد و حصر آمریکا باز میبیند.
از سوی دیگر کسینجر و بیکر در مقاله خود پیشنهاد کردهاند تا به جای استفاده از "رئالیسم" و "ایدهآلیسم" از عبارت جدید "ایدهآلیسم پراگماتیک" به معنای ایدهآلیسم عملگرا استفاده شود.
وزرای خارجه اسبق آمریکا در ادامه مقاله خود مینویسند: ما نمی تونیم پلیس بینالملل باشیم. ما نمیتوانیم ارتش خود را برای هر بحران انسانی که در هر گوشه و کنار آغاز می شود به این نقطه و آن نقطه بفرستیم. اگر مبنا بر این دخالت های نظامی باشد نقطه پایان این نظامیگری کجا خواهد بود؟ سوریه؟ یمن؟ ایران؟ تکلیف ما با کشورهایی که متحدان جدی ما هستند اما منافع و ارزش های مشترک با ما ندارند چه می شود؟ کشورهایی مانند مراکش، بحرین و یا عربستان سعودی ؟
این دو دیپلمات اسبق آمریکایی اگرچه با توصیه به اوباما، مداخله بی حد و حصر نظامی آمریکا را اشتباه برشمرده و میگویند "ارزشهای ما در راستای تسکین دردهای بشریت است. اما به عنوان یک اصل کلی، کشور ما تنها زمانی باید دست به اقدامات نظامی بزند که یک منفعت ملی مد نظر باشد." اما کمی بعد تاکید میکنند که "البته لیبی میتواند یک استثناء باشد".
در اینجا باید از سیاستمداران آمریکایی پرسید که چه میزان "استثنا"های دیگری نیز میتواند وجود داشته باشد؟ کسینجر و بیکر در واقع سعی دارند بگویند که مداخلههای آمریکا میبایست دارای هدف مشخص، حمایت داخلی و ارزیابی نتایج ناخواسته آن باشد. و مشخص باشد که ایالات متحده طی مداخله نظامی در کشوری خارجی باید دقیقا بداند که در حمایت از چه طرفی وارد عمل شده است. این در حالی است که بر اساس گفتههای کسینجر و بیکر آمریکا نمیداند که حمله نظامیاش به لیبی به سود کدام یک از طرفین درگیر است.
اما مسئلهای که لیبی را از این قاعده مستثنا میکند، "نفت" است.
کسینجر و بیکر میگویند: ثبات ماندگار در خلیج فارس به عنوان منبع اصلی انرژی دنیا، جزو منافع حیاتی ماست.
در نتیجه، توصیه سیاستمداران خبره آمریکایی به سران این کشور برای محدود کردن ( نه متوقف کردن!) مداخلههای نظامی ایالات متحده را بر خلاف ادعای آنها نمیتوان در راستای خدمت به بشریت دید بلکه مسئله اصلی نفت است، نه "بشریت"؛
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 19:10 توسط دانشجو
|