اشتراک ضدانقلاب با خونخوار لیبی/ توهم؛ از "ما بیشماریم" فتنهگران تا "همه عاشق من هستند" قذافی
"حسامالدین
برومند" در این یادداشت، توهم دو طرف را عامل اصلی در جنایات مرتکب شده از
سوی آنان دانسته و نوشته است: از دشمن جز انتظار دشمنی نابجاست. دشمن نقشه
میکشد، دسیسه ساز میکند، به لطایف الحیل متوسل میشود، هرچه توان دارد
سامان میدهد، ع ده و عده را به صحنه آورده و جولان میدهد تا در پهنه
مبارزه و در گرماگرم نبرد نرم یا گرم بر حریف غلبه نماید. اما اگر نقشههای
دشمن نقش بر آب شد، دسیسهها کارساز نشد، حیلهها و مکرها نتیجه معکوس
داد، عده و عده کارگر نیفتاد و هر چه به آب و آتش زد غالب نگشت و نشد که
نشد... آن وقت آنچه رخ مینماید این پرسش کلیدی است: با حریف چه باید کرد؟
واقعیت آن است تصویری که ارایه شد آینهای از ناکامی بزرگ نظام سلطه و
جریان استکبار در رویارویی و نبرد تمام عیار با انقلاب اسلامی ایران طی سه
دهه گذشته است. این ناکامی هنگامی قابل تاملتر است که دشمن از تمامی
گزینههای جنگی سخت، نیمه سخت و نرم استفاده کرده است اما هم اکنون خودش
فقط از این ناکامی سخن میراند و آرزویی که رنگ عینیت نیافته است.
نشریه
آمریکایی «فوربس» -forbes- اوایل امسال و پس از عبور سرافرازانه ایران
اسلامی از فتنه آمریکایی-صهیونیستی ۸۸ و کارستانی که ملت با بصیرت در ۹ دی و
۲۲ بهمن سال گذشته در پهنه تاریخ نظام جمهوری اسلامی برجا گذاشتند عقده
ناکامی در برابر ایران را اینچنین بیرون میریزد: «تصورش را بکنید تغییر
رژیم در ایران چه تحولاتی را برای آمریکا در دنیا بوجود میآورد» و
میافزاید که اگر این آرزو محقق میشد برای انتقال نیرو به افغانستان مشکلی
نخواهیم داشت، عراق به دست شیعیان نمیافتاد، قیمت نفت ارزان میشد، امنیت
اسرائیل تامین خواهد شد و چه و چه... به تعبیر واضحتر یعنی ایران اسلامی
در جای جای خاورمیانه سدراه چپاولگریها و غارتگریهای آنها شده است.
از
همین روی، در ۱۰ هفته گذشته و به دنبال سونامی تحولات سیاسی در کشورهایی
چون تونس، مصر، لیبی، اردن، یمن، بحرین و... نظام سلطه و استکبار تمامی عزم
خود را جزم کرده است تا از یکسو «جهت اسلامی» بودن خیزش و خروش ملتهای
منطقه علیه حاکمان دست نشانده و نظامهای آمریکایی-صهیونیستی را منحرف
نماید و از سوی دیگر؛ پروژه انتقال ناآرامیها و اعتراضات را به سوی ایران
اسلامی اجرایی کند. چرا که رسانهها و مطبوعات غربی و صهیونیستی در
هفتههای گذشته واهمه و تشویش خاطرشان از شکل گیری یک انقلاب اسلامی دیگر
در منطقه را علنی کردند و برای همین در وهله اول و قبل از طراحی هر ترفند و
تاکتیکی کوشیدند جلوی موج مواج الهام گیری از ایران اسلامی به عنوان
پیشقراول و پرچمدار نهضت بیداری اسلامی و مروج روحیه مستحکم ضد آمریکایی و
ضد صهیونیستی را متوقف کنند.
اینجاست که فراخوان جریان ضد انقلاب و
فتنه گر برای ایجاد آشوب و اغتشاش در ۲۵ بهمن یا اول اسفند و مضحکتر در ۱۰
اسفند قابل ارزیابی است.
جالب است که نشریه آمریکایی «فارین پالیسی»
اول هفته جاری و پس از ناکامی جریان ضدانقلاب در ۲۵ بهمن و اول اسفند و
همچنین دومینو خیزش و تحول در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به
چند نکته اشاره میکند که: ۱- خیزش کشورهای مسلمان منطقه ضد آمریکایی است و
این تحولات در نهایت بر ضد آمریکا و به نفع ایران تمام خواهد شد.
۲-
علی رغم آنکه «جرج سوروس» در گفتوگو با «سی ان ان» شرط بسته است جمهوری
اسلامی ایران تا یکسال دیگر شکست خواهد خورد! باید گفت تحولات اخیر منطقه
نشان دهنده مانایی جمهوری اسلامی ایران است. و بالاخره فارین پالیسی به این
نکته درخور تأمل اعتراف میکند که دولت اوباما و رسانههای آمریکایی و
کسانی که با هیجان این ادعای بیاساس را مطرح میکردند که پس از انتخابات
سال گذشته ایران تقلب صورت گرفته همگی در تحلیل شرایط ایران فقیر و
ناتوانند. مقارن با این فضا، بسیاری از تحلیلگران و رسانههای خارجی «الگوی
انقلاب اسلامی» آنهم ملهم از انقلاب اسلامی ایران را الگوی کشورهای منطقه
میدانند که با شتابی فزاینده در حالت فراگیر شدن است.
به عنوان نمونه
همین چند روز پیش روزنامه روسی «ترود» طی تحلیلی با تصریح بر اینکه خیزش و
انتفاضه و انقلاب در کشورهایی رخ داده است که دچار دنباله روی شدید از
سیاستهای آمریکا بودند مینویسد: «کشورهای منطقه سرانجام از الگوی ایران
اسلامی پیروی میکنند.» فراگیر شدن «الگوی انقلاب اسلامی» که شاخصه بارز و
برجسته روحیه ضدآمریکایی و ضد صهیونیستی را در پی دارد باعث یک اتفاق
تاریخی و سرنوشت ساز شده است: رونمایی از مفاهیم دموکراسی، صلح و حقوق بشر.
به دنبال موج اخیر بیداری اسلامی در منطقه طی ۶۰ روز گذشته، مفاهیم و
واژگانی که در بیش از ۶۰ سال گذشته- بعد از جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵- وسیله و
حربه دست اندازی و غارت کشورهای منطقه بوده است آنچنان در قلب و جان مردم و
افکار عمومی ملل مسلمان منطقه معنای حقیقی خود را یافته است که کارشکنیها
و دسیسههای آمریکایی و صهیونیستی نخواهد توانست چهره اصلی این مفاهیم را
رتوش نماید.
حمایت پیدا و پنهان غرب و آمریکا از «بن علی»ها،
«مبارک»ها، «قذافی»ها و دیگر دیکتاتورها و پادشاهان مستبد و همکاریهای
استراتژیک با آنها باعث شده تا همگان بدانند که «دموکراسی» -از جنس
آمریکایی آن- چیزی جز ایجاد حکومتهای سرسپرده و حاکمان دست نشانده برای
دست اندازی به منابع و ثروتهای عمومی ملتهای منطقه نیست. همچنانکه طرح
«صلح و سازش» ناظر بر تضییع حقوق حقه ملت فلسطین و مشروعیت بخشیدن به
جنایات و تجاوزهای رژیم جعلی صهیونیستی است. در فقره اخیر مشاهده میکنیم
در همین روزهای خیزش و خروش ملتها علیه سیاستهای آمریکایی و صهیونیستی،
واشنگتن دو هفته پیش، قطعنامه ضد صهیونیستی درباره شهرک سازیهای اسرائیل
را وتو کرده و سیاست جانبداری از تل آویو را علنی میکند.
اما شاخص
«حقوق بشر» نیز در میان تحولات اخیر منطقه بخوبی رخ نموده است و اکنون علی
رغم صدور قطعنامههای نیم بند شورای امنیت یا شورای حقوق بشر آنهم با فاز
تأخیری غیرموجه، مفهوم «حقوق بشر» برای افکار عمومی مسلمان منطقه رنگ باخته
است.
طرفه آنکه در این میان باز هم دشمنان جمهوری اسلامی به بهانه
«حقوق بشر» به رویارویی با ایران آمدند و پس از اینکه هفته پیش وزارت خزانه
داری آمریکا با ادعای واهی نقض حقوق بشر فرمانده بسیج و دادستان تهران را
تحریم کرد؛ چند روز قبل هم - به نقل از رسانههای اروپایی- اتحادیه اروپا
۸۰ مسئول و شخصیت نظام جمهوری اسلامی را به اتهام پوچ نقض حقوق بشر و ترویج
خشونت مورد تحریم قرار داد.
هر چند امروز بیخاصیتی و ناکارآمدی این
تحریمها آشکار شده است اما این تلاشها و تقلاها در راستای انحراف افکار
عمومی ملتها از نقض حقوق بشری است که حاکمان دست نشانده همچون معمر قذافی
با شلیک گلوله و گشودن آتش بر روی مردم بپا کردهاند و مصداق جنایت علیه
بشریت است و مهمتر آنکه مسبب اصلی این جنایات آمریکا و اسرائیل هستند.
متوسل شدن دشمنان «انقلاب اسلامی» - بخصوص انقلاب اسلامی ایران- به
تاکتیکهای نخ نما تحریم، حقوق بشر و... ناشی از استیصال استراتژیک در
برابر خواسته عمومی ملتها و نفوذ فزاینده معنوی «اسلام ناب» است.
این
استیصال، استراگیجی طراحان و استراتژیستهای غربی علیه رویارویی با قدرت
نرم اسلام را در پی داشته است. از همین روی است؛ اگر جرج سوروس مؤسس بنیاد
جامعه باز آمریکایی که سابقه و تجربه کودتاهای مخملین و براندازیهای خاموش
را در برخی کشورها دارد وقتی در برنامه GPS شبکه تلویزیونی «سی. ان. ان»
در گفتوگو با فرید زکریا- ژورنالیست هندی تبار آمریکایی- نمیتواند
دلایلی یا دست کم قرینهها و نشانههایی از تضعیف ساختار نظام جمهوری
اسلامی ارایه بدهد تنها از روی خشم و عصبانیت مدعی میشود که ایران تا
یکسال آینده شکست خورده و سقوط میکند!!
ناگفته پیداست رویگردانی از دلیل و منطق و عدم پذیرش واقعیتها ثمرهای جز «توهم» را به بار نخواهد نشاند.
«خط توهم» دشمنان انقلاب اسلامی ناشی از «خطای تحلیل» یا به تعبیر فارین پالیسی فقدان تحلیل آنهاست.
نکته حائز اهمیت آن است که عارضه «توهم» به صورت مسری در جان حاکمان دست نشانده و حلقه به گوشهای نظام سلطه نیز رسوخ کرده است.
معمر
قذافی دو روز پیش در مصاحبهای که سه خبرنگار «ای. بی. سی»، «بی. بی. سی» و
«ساندی تایمز» حضور داشتند در به اصطلاح تحلیل ناآرامیها در این کشور به
خزعبلاتی روی میآورد که اوج توهم این متحد استراتژیک آمریکا و اذنابش را
نشان میدهد: «مردم به من عشق میورزند و حتی حاضرند برای محافظت از من
بمیرند... معترضین عدهای جوان معتاد هستند و این قیامها و ناآرامیها کار
طالبان است...».
و بالاخره آنکه اگر دشمنان نشان دار ایران اسلامی
امروز پس از تجربه چندین بار شکست در رویارویی با ایران دچار فقر تحلیل و
اسیر توهم شدهاند و به همین موازات نوکرهای جیره خوار آنها در منطقه با
شعله گرفتن انقلاب اسلامی شوکه شده و در اوج توهم به سر میبرند، میبینیم
که گماردههای داخلی مدیریت بیرونی فتنه ۸۸ «توهم براندازی» در سر
میپروراندند؛ و با عناد و حرکت در پازل دشمن که اساسا ربطی به مسئله نتیجه
انتخابات ندارد، به عدول از قانون اساسی و آرمانها و اصول نظام جمهوری
اسلامی روی آوردهاند.