خبرنامه دانشجویان ایران: دانشجو و تشکل دانشجویی عنوانی است که داشتن آن مفاهیمی چون پرسش گری، مطالبه گری، عدالتخواهی و آرمان خواهی را به دنبال دارد و کسانی که ملقب به این عناوین هستند نقد دلسوزانه همراه با آرمان طلبی را سرلوحه خویش قرار داده اند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، با تشکیل دانشگاه در ایران این روحیه نیز در دانشگاهیان متولد شد که از کنار مسائل بی تفاوت نگذشته و نسبت به مسائلی که با روح اسلام خواهی مقارن است واکنش نشان دهند.

البته بوده اند کسانی که تلاش کرده اند این روحیه را مصادره کنند؛ آذر سال85 و بهمن سال89 دو نمونه از این رویدادها را می توان دید:

اپیزود اول؛ محمود احمدی‌نژاد در آذرماه ۸۵ به مناسبت روز دانشجو برای سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر حضور می‌یابد که این حضور با استقبال تعداد زیادی از دانشجویان همراه می‌شود اما اعتراض شدید تعداد معدودی از دانشجویان سازماندهی شده از سوی تجدیدنظر طلبان، موجب به وجود آمدن حواشی خاصی در این مراسم می‌شود.

معترضان در این تجمع شعارهایی علیه رئیس‌جمهور سر دادند و عکس احمدی‌نژاد نیز به آتش کشیده شد. در این جلسه شعارهایی با محوریت مخالفت با اسلام، برنامه‌های مذهبی در دانشگاه‌ها و گشت ارشاد شنیده شد؛ شعارهایی نظیر «جدایی دین از سیاست»، «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی‌شه» و «توپ، تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» در این مراسم به گوش می‌رسید. در آن روز درگیری لفظی و در برخی موارد فیزیکی مخالفان و موافقان آقای احمدی‌نژاد در طول مراسم تکرار می‌شد.

احمدی‌نژاد در واکنش به شعارها و آتش‌زدن عکسش هنگام سخنرانی، خطاب به دانشجویان می‌گوید: «اگر هزار بار هم بسوزیم، عقب‌نشینی نمی‌کنیم». شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه و وابسته به جریان برانداز بارها و در بخش‌های مختلف خبری با بزرگنمایی شعارهای این مراسم درصدد تخریب ارزش‌های اعتقادی دانشجویان مومن بودند.


اپیزود دوم؛ هفته گذشته در حالی که علی لاریجانی 21بهمن برای سخنرانی به مسجد زین‌العابدین قم رفته بود، با اعتراض تعدادی از دانشجویان مواجه شد که در حین سخنرانی او از وی توضیح می‌خواستند.

در حالی که اطرافیان آقای لاریجانی می‌گویند که او از این سؤال‌ها استقبال کرده و حتی گفته انقلاب اسلامی برای آزادی است و باید اجازه داد این افراد نیز حرف خود را بزنند، اما دانشجویان سؤال کننده از لاریجانی پس از پایان مراسم بازداشت شدند و یکی از آن‌ها تا صبح روز 22 بهمن در بازداشتگاه بود.
  با این حال،‌ یک روز پس از این ماجرا و انتشار خبر ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان سؤال کننده از رئیس مجلس، اطرافیان آقای لاریجانی به تکاپو افتادند تا با مدیران رسانه‌های منتشر کننده این خبر تماس بگیرند و روایت خود را از ماجرا توضیح بدهند. در این تماس‌ها هرگونه ارتباط بازداشت دانشجویان با محافظان لاریجانی رد و تإکید می‌شد که نیروهای امنیتی حاضر در مسجد برای بررسی موضوعٰ سؤال‌کنندگان را بازداشت کرده‌اند.
 
اما یک روز پس از 25 بهمن و فتنه‌ی تعداد محدودی از وابستگان عمدتا تشکیلاتی جریان‌های معاند و گروهک‌های محارب،‌ احمد قدیری یکی از همان دانشجویان سؤال کننده از لاریجانی در قم بازداشت شد.

اپیزود سوم؛ آنچه در جلسه سخنرانی لاریجانی گفته نشد؛  مصاحبه با دانشجویی است که از علی لاریجانی سوال پرسید.

خبرنامه دانشجویان ایران: با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار قرار دادید، لطفاً ماجرا را برای خوانندگان ما به زبان خودتان شرح دهید.

من هم از شما متشکرم که این وقت را صرف روشن شدن حقیقتی که در سایت های وابسته به آقای لاریجانی تحریف شده بود کردید. راستش فردای شب حادثه، رفتم یک سری به خبرگزاری ها بزنم ببینم اخبار دیشب چگونه منعکس شده؟ در گوگل که سرچ کردم، با تیتری مواجه شدم که مکرر در چند خبرگزاری و به نقل از آینده نیوز آمده بود: "اختلال در جلسه لاریجانی". می دانستم خبرگزاری هم دستی در تحریف و وارونه نشان دادن اخبار دارند، اما نه تا این حد! فکر نمی کردم کسی که برای دفاع از ولایت بلند شده را هم محکوم کنند. متن خبر آنها این بود:

"دریک مجلس جشن که به مناسبت شب 22 بهمن در مسجد امام زین العابدین علیه السلام برگزار شده بود و علی لاریجانی، رئیس مجلس به سخنرانی درباره مبانی انقلاب اسلامی پرداخت، برخی تلاش کردند در این جلسه اخلال به وجود آورند. به گزارش آینده ازقم؛ وی ضمن بحث از  وعده خداوند درباره حکومت صالحان در روی زمین، انقلاب اسلامی را مصداق این آیه قرانی دانست و به بحث در این باره ادامه داد. در میان صحبت جوانی برخاسته و با اعتراض به لاریجانی شروع به صحبت کرد و نظم جلسه را برهم زد.

در این وقت جمعیت علیه این جوان سخن گفته او را ساکت کردند. اما لاریجانی از مردم خواست آرام باشند و گفت این افتخار جمهوری اسلامی است که اگر کسی اعتراض به مسوولی دارد بیان کند. فرد معترض که تلاش کرد با شعار دادن دیگران را جذب کند همزمان با اعتراض مردم ساکت شد. لاریجانی از وی خواست بنشیند و پاسخ سوال خود را بشنود. اما او گفت که من میروم و ازسایتهاجواب شما را خواهم خواند.

گفتنی است طی سال گذشته بارها در شهر قم شب نامه هایی علیه علی لاریجانی از سوی افراطیون منتشر شده اما تاکنون برخی مقامات مسوول شهر هیچ اقدامی در این زمینه نکرده وحتی اعلام کرده اند که اساسا شب نامه را ندیدهاند."

می بینید که نه اشاره ای به سوال آن فرد شده، نه جواب آقای لاریجانی آمده، نه اشاره ای به چند نفری که پس از فرد اول سوال کردند شده و در آخر هم یک مظلوم نمایی دروغین شده و سعی کردند کار ما سازمان یافته جلوه داده شود. بگذارید اصل ماجرا را بگویم. در اوایل صحبت آقای لاریجانی، فرد جوانی شروع به اعتراض به او و طرح سوالاتی از وی کرد.

خبرنامه دانشجویان ایران:  شما آن شخص را می شناختید؟

نه؛ راستش ابتدا فکر کردم از طرفداران مشایی است. اما بعداً متوجه شدم که او هم مثل من یک دانشجوی بسیجی است. او پرسید: چرا خط خود را به طور واضح از جریان نفاق جدا نکردید؟ چرا به موسوی رای دادید؟ چرا به او تبریک گفتید؟ چرا گذاشتید وقف دانشگاه آزاد در مجلس طرح شود و... .

آقای لاریجانی در آن موقع گفت: "این از برکات نظام ماست که یک جوان اینطور آزاد سوالش را می پرسد ..." بله، این از برکات نظام است؛ اما ای کاش شما آن را خدشه دار نمی کردید. در این موقع، آن فرد جلسه را ترک کرد و گفت: "اینها جواب من نیست و من بعداً صحبت هایتان را در سایت ها می خوانم"

راستش از این حرکت او خوشم نیامد! باعث می شد معترضین لاریجانی بی منطق جلوه کنند و در نهایت، این حرکت به نفع لاریجانی تمام می شد. من با ایشان خصومت شخصی نداشتم و ندارم، اما نمی توانستم رفتارهای او را هم نادیده بگیرم؛

آقای لاریجانی ادامه داد: "تماس من با موسوی کذب است و من اعتراض خود را نسبت به فتنه گران نشان دادم" و بعد سعی کرد با عباراتی، تلویحاً آن فرد را به مشائی و جریان او وصل کند. من دیگر تحمل این تضییع در حق آن فرد را نداشتم و بلند شدم و خیلی مودبانه پرسیدم: "آقای لاریجانی! منظور ایشان این بود که چرا دیر اعلام برائت کردید؟ چرا اجازه دادید جریان وقف دانشگاه آزاد در مجلس ادامه یابد و چرا از قرائت نامه رهبری در جلسه مجمع تشخیص ممانعت کردید؟" در این اثتا با اعتراض طرفداران وی مواجه شدم، اما آنطور که برخی سایت ها به کذب نوشته اند، جمعیت شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه نداد.

خبرنامه دانشجویان ایران: نگفتید آن فرد اول چه شد؟

خوب شد گفتید؛ من آن فرد را وقتی خارج شده بود ندیدم، اما دیدم که محافظان لاریجانی او را به طور خشونت آمیزی به بیرون می کشیدند و آقای رئیس مجلس هم عکس العملی نشان نداد و به حرف زدن ادامه داد. من اصلاً انتظار نداشتم نماینده ی شهرمان، این طور نسبت به مردم بی تفاوت باشد. بعداً متوجه شدم آن فرد در بیرون به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و پوست سرش شکسته شده بود.

خب وقتی من سوالاتم را پرسیدم، قُلچُماقی بالای سرم آمد و گفت: "اگر یک بار دیگر سوال بپرسی، می زنم لت و پارت می کنم" من هم جواب دادم: "شما خیلی اشتباه می کنید. من حق ندارم از نماینده ام سوال بپرسم؟" گفت: "نه حق نداری" و همانجا مثل ابن ذی الجوشن بالای سرم ایستاد! اما آقای لاریجانی جواب های با مزه ای داد که ای کاش این خبرگزاری ها آن جواب ها را منتشر می کردند. ایشان گفت:" در مورد دانشگاه آزاد، نماینده ای اخطار قانون اساسی داد، من اخطار را وارد دانستم و رأی گیری را به رأی گیری گذاشتم!!!" خب اگر اخطار وارد بود، چرا رأی گیری کردید؟ پس وظیفه رئیس مجلس چیست؟

یادم هست در مجلس ششم، سر جنجال قانون مطبوعات، کروبیِ فتننه گر وقتی حکم حکومتی آقا داده شد، علی رغم مخالفت اکثر نمایندگاه چپی، اجازه ی رأی گیری نداد.

او گفت: " ما در مجمع تشخیص نامه آقا را قرائت کردیم" و تا آنجایی که یادم هست، گفت بر طبق حرف ایشان عمل کردیم. انصافاً به ذکاوت ایشان باید تبریک گفت. ببینید؛ دو جلسه مجمع تشخیص در این مورد برگزار شد. یکی سه شنبه که در همان جلسه بود که این ممانعت صورت گرفت (بر مبنای گفته ی آقای زارعی در هفته نامه 9 دی) و جلسه ی دیگر، شنبه ی هفته ی بعدش بود که ادعا می شود نامه ی آقا در آن جلسه خوانده شد و مجمع در همان جلسه رأی به لغو اجازه رییس جمهور در انتخاب مستقیم رئیس بانک مرکزی، بر خلاف نظر رهبری داد.

لاریجانی فقط گفت ما نامه ی آقا را خواندیم و علی رغم اینکه چند نفر از ایشان پرسیدند:" کدام جلسه را می گویید؟ شنبه یا سه شنبه؟" ایشان هیچ اشاره ای نکرد.

من ساکت بودم تا جواب ایشان را بشنوم، اما افرادی دست خود را به نشانه ی اعتراض به جواب های ایشان بلند کرده بودند که با بی توجهی ایشان همراه بود. بعد از چند دقیقه که او شروع به تعریف از مجلس کرد و کم مانده بود جایگاه آن را از همه چیز بالاتر ببرد، من دوباره پرسیدم: "پس چرا در این مجلس دو بار چیزی تصویب می شود که رهبری بعداً آن را با حکم حکومتی لغو می کنند؟" که اینبار با وحشی گری محافظان او و ناظمان جلسه (که جریان حامی او هستند) مواجه شدم.

آنها به شکل وحشیانه ای مرا به بیرون جلسه بردند و در آنجا مورد ضرب و شتم قرار دادند و مردم آنها را از من جدا کردند و الا معلوم نبود چه بلایی سرم بیاورند. سپس من را در یک ون بردند و در آنجا نگه داشتند و هرچه پرسیدم: "جرم من چیست؟" کسی پاسخی نداد. فردی از من بازجویی کرد و اسم و فامیلم را پرسید و موبایلم را هم گرفتند. البته فردی هم آمد و با من منطقی صحبت کرد. منم با او منطقی بحث کردم و به او گفتم که اقناع نشدم. من را تا آخر جلسه نگه داشتند.

در ماشین که بودم، وقتی صحنه خروج لاریجانی را می دیدم، طبق چیزهایی که از برخوردهای آقا و دکتر احمدی نژاد در مورد سوال کنندگانِ اینطوری شنیده بودم، منتظر بودم لاریجانی حداقل برای تبلیغات هم که شده، به طور نمادین بیاید و چند ثانیه ای با من صحبت کند. اما او رفت که رفت...

خبرنامه دانشجویان ایران: وقتی آقای لارجانی رفت، با شما چه کردند؟

خوشبختانه بعد از آن، مأموران مؤدب و زحمتکش ناجا ما را از دست محافظان آقای لاریجانی نجات دادند و بعد از چند سوال که مطمئن شوند از جایی اجیر نشده ایم، ما را رها کردند.

خبرنامه دانشجویان ایران: گفتید "ما" منظورتان شما و فرد اول است؟

خیر؛ دو نفر دیگر که یکی دستش را بالا برده بود و دیگری پرسیده بود "جلسه شنبه یا سه شنبه؟". در پایان می دانم که قطعاً این مصاحبه مورد انکار اطرافیان آقای لاریجانی قرار می گیرد و برای شما هم دردسر درست می شود. لذا اعلام می کنم آنهایی که می خواهند بگویند این حرف ها کذب است، بگذارند فیلم جلسه که توسط خودشان گرفته شده و انتشار آن را ممنوع کرده اند، منتشر شود.
خبرنامه دانشجویان ایران: ممنون از وقتی که گذاشتید.- من هم ممنونم.